X
تبلیغات
پست های فیسبوکی - اس ام اس دلتنگی
پست فیسبوکی-جملات فیسبوکی-متن فیسبوکی-جملات زیبا-اس ام اس تنهایی-اس ام اس دلتنگی-مطالب فیسبوکی
اس ام اس دلتنگی رفاقتی 93

دلتنگی همیشه از ندیدن نیست؛ لحظه های دیدار

 با همه ی زیبایی، گاه پر از دلتنگی است





از ساعت متنفرم

این اختراع غریب بشر که مدام

جای خالی حضورت را به رخ دلتنگی یادم می کشد





دلتنگى

حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره

تمنای بودنش را می کند






خدایا
این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند
فکری کن
اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت .





هر لحظه هرجا که میرم حس نگاهت با من
این دل بیطاقتِ من قیده تورو نمی زنه
بذار یبار نگات کنم از جونو دل‌ صدات کنم
هرچقدر دلتنگی‌ دارم هدیه به اون چشات کنم




کاش می توانستم تمام دلتنگیهایم را بر کوله
 بار خدا میریختم تا با تنهائیش به کول بکشد
بدون هیچ خمی بر ابرو
اما افسوس که داده را پس نمیگیرد




دلم برایت تنگ شده !
می خواهم آنقدر اشک بریزم
تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود .
ولی می ترسم …








دلتنگی

عین آتش زیر خاکستر است

گاهی فکر می کنی تمام شده

اما یک دفعه همه ات را آتش می زند











چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن

در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد







اشک من جاری شد

جای تو خالی بود

جـــــــــای تـــــــــو

عکس تو درطاقچه ی کوچک قلبم خندید

شعر دلتنگی من سخت گریست








بیقرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه ! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست







دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست

در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست

با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم

بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست






دلتنگم اما…
توراطلب نمیکنم…
نه اینکه بى نیازم…
صبورم…!!!
*
*
سیــــــــــر شدم …
بسکه سرد و گرم روزگار را چشیدم !






دلت که تنگِ یک نفر باشد
خودِ خدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای
فراموش کنی
فایده ندارد …
تو دلت تنگ است …
دلت برای همان یک نفر تنگ است







بی وفا ! برگرد ببین
آیینه
عکس تو را قاب کرده…
مرا نشان نمی دهد !





دور که می شوم
“نزدیکتر میآئی”…!!
نزدیک که می شوم
“دورتر می روی”…!!
انگار که این “فاصله”
همیشه باید به شکلی رعایت شود …






یک مشت خاطره جوانه میزند هرشب از بالشی که سنگین شده از اشکهایم.




نبودن هیچ کس سخت نیست ، فراموش کردن یک بودن سخت است




کاش میشد لحظه اى با یار خود تنها شوم / بى غم و اندوه از تنهایى فردا شوم
سر به روى شانه ھاى مهربان او نهم / غرق خوبى هاى بى پایان آن زیبا شوم

دلتنگ خنده های بهارانت در کوچه خزان زده دلم،نگاه مهربانت را به انتظار نشسته ام
یک شب از کوچه خیالم بگذر شاید عطر گیسویت خواب پریشانم را التیام ببخشد




اشکهایم که سرازیر میشوند دیری نمی پاید
که قندیل میبندند… عجیب سرداست هوای نبودنت



ستاره های آسمون فدای یک لحظه نگات
 کجایی تک ستاره ام, خیلی دلم تنگه برات


اس ام اس دلتنگی از دوری 93


هرگز فراموش نخواهم کرد که برای داشتن تو
 دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت

خنده هایم شکلاتی شده اند
زیادی خالص
تلخ…
تلخ…




می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟!!!!
چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی
 اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی…!




در من این جلوه ی اندوه ز چیست؟ در تو این قصه ی پرهیز که چه؟
در من این شعله ی عصیان نیاز، در تو دم سردی پاییز که چه؟




نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر
فقط میدانم در آغوش منی ، بی آنکه باشی
و رفتی ، بی آنکه نباشی . . .








منم دلتنگ رویت

دلم آید به سویت

چه کردی با دل من

که کرده آرزویت







فـرهنـگ لـغـت هــا

نـیـاز بـه ویــرایــش دارند

بـرای مـعنی دلـتـنـگی

احتیـاج بــه ایــنهــمـه کـلمه نــیـســت

دلتنـگی یــعنـــی

تـــو . . .


برچسب‌ها: اس ام اس رفاقتی 93, اس ام اس دلتنگی دوست 93, اس ام اس دلتنگی از دوری 93, متن دلتنگی 93
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اردیبهشت 1393ساعت 18:27  توسط امیر  | 

اس ام اس دلتنگی عاشقانه 93



گاهی چه دلتنگ می شویم

برای یک مواظب خودت باش

برای یک هستم برای یک نوازش برای یک آغوش







دلم برای کسی تنگ است که آمد

نمــاند و رفت و پـایـان داد به هرچه داشتم




اینکه یواشکی دلتنگش باشی

خیلی بهتر از اینه که بهش بگی و هیچ جوابی نگیری








ای کاش روزهای دلتنگی من هم

مثل دوست داشتن های تو کوتاه می شد





آن چیزی که تنگ شده دل است برای تو و جهان است

برای من جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی تا آدم گاهی آنجا جان بدهد

مثلا آغوش تو جان می دهد برای جان دادن …






چقدر دلتنگ حضورت هستم

کاش تصویرت نفس می کشید




اس ام  اس با موضوع دلتنگی 93




نم کشیده ام بر دیوار اتاق

بس که لحظه های دور بودنت را

قطره هایی از باران دلتنگی باریده ام روی آن به یادگار







دلتنگی حس عجیبی است که گاهی “تـــو” را به یادم می آورد

گاهی یعنی همیشه ، گاهی یعنی الان










اینجا همه خوبند ، خیالت راحت !

من مانده ام و چهارتا هم صحبت

این گوشه نشسته ایم و دلتنگ توایم

من ، عشق ، خدا ، عقربه های ساعت







“دلم” تنگ شده

واسه روزایی که “دلــــــــــــم” برای چیزی تنگ نمی شد







برای ماهی با سه ثانیه حافظه تُنگ و دریا یکیست !

دست من و شما درد نکند که دل تنگ آدم ها را با یک عمر حافظه

توی تُنگ می اندازیم و برای ماهی ها دل می سوزانیم !







دلتنگی هایم را به رود اگر گویم می برد با خود

حراسم از دریا و مرگ ماهی هاست






از “نبـودنـت” دلگیر نیستم

از اینکه روزگاری “بـودی” دلگیرم







دلتنگی عین یه جای شکستگی روی عینک آدمه

که هر جا نگاه می کنی می بینیش …






خدایا من به کدامین دلتنگی خندیدم

که این چنین دلتنگم ؟




تو که نمی آیی

تاج و تختی برای خودش به هم می زند …

دلتنگی !





آسمان به آسمان ، کوچه به کوچه ، رویا به رویا

هر جایی که می نگرم با منی اما دلم برایت تنگ می شود








یک نفر همیشه یک نفر نیست …

یک نفر گاهی همه است …

شاید حالا بتوانی بفهمی وقتی غروب یک روز پاییز دلم برای تو تنگ می شود

چه دلتنگی عظیمی را به دوش می کشم …







برای دلخوش کردن هیچکس

چیزى نگویید که بعدها دلیل دلتنگیش شود





تا خرخره پر از دلتنگی ام

مرسی دیگه میل ندارم





با همه ی وجودت دلتنگشی

شماره اش رو هم میگیری اما دکمه ی سبز رو فشار نمیدی

چون میدونی اون خیلی پیش از این حرفا فراموشت کرده !






دلتنگی یعنی شماره ات را پاک کرده ام

و هر شماره غریبی به شوق اینکه تویی خوشحالم می کند








دلتنگی محله ای ست پر ازدحامِ یادت که

در شلوغی اش نه تنها تو را پیدا نمی کنم

که خود را هم گم می کنم


اس ام اس دلتنگی عاشقانه 93



برچسب‌ها: اس ام اس دلتنگی عاشقانه 93, اس ام اس با موضوع دلتنگی 93, پیامک عاش قانه دلتنگی 93
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اردیبهشت 1393ساعت 18:21  توسط امیر  | 


اس ام اس دلتنگی 93


دلتنگی یعنی خلوت تنهاییت

از آسمون پاییزی ابری تر باشه !






دلت که گرفته باشد

شادترین آهنگ ها روضه خوانی می کنند

شلوغ ترین مکان ها تنهاییت را به رخت می کشند

و شادترین روزها برای تو غمگین ترینِ روزهاست

دلت که تنگ باشد نغض می شود همه قانون ها …






دلتنگی نه با قلم نوشته می شود نه با دکمه های سرد کیبورد

دلتنگی را با اشک می نویسند !





از قوی بودن خسته ام

دلم یک شانه می خواهد

تکیه دهم به آن و بی خیال همه دنیا

دلتنگی هایم را ببارم






دلتنگی یعنی

فاصله ای که با هیچ بهانه ای پر نمی شود !








دلتنگی مثل کوفتگی تصادفه

اولش بدنت گرمه حالیت نیست

ولی یه دفعه دردش شروع میشه

و تازه می فهمی چی به سرت اومده !








کاش به جای دلم گلویم تنگ می شد

هوا نمی رسید و خلاص …







خدایا این روزها کمی مرا تلاوت کن

شاید ختم شد جز هزارم دلتنگی ام







دلتنگ روزهایی هستم که

معنای خداحافظ تا فردا بود






همه چیز با تو شروع شد

اما هیچ چیز بدون تو تمام نمی شود

حتی همین دلتنگی های من !





عجب وفایی داره این دلتنگی !

تنهاش که میذاری میری تو جمع و کلی می گی و می خندی

بعد که از همه جدا شدی از کنج تاریکی میاد بیرون

وایمیسته بغل دستت و دست گرمشو میذاره رو شونت

برمیگرده در گوشت میگه : خوبی رفیق ؟ بازم خودمم و خودت !




دلتنگم نه دلتنگ تو

دلتنگ اینکه یه روزی هوامو داشتی

دلتنگ اینکه هر لحظه به یادم بودی

دلتنگ هر دقیقه شنیدن صدات

دلتنگ تا صبح بیدار موندنت فقط به خاطر اینکه دل من گرفته

دلتنگ اینکه اسممو سوالی صدا کنی

دیدی ؟ من که دلتنگ تو نیستم !








از اینجا که هستم تا آنجا که هستی

وجب به وجب دلتنگم !








هیچ وقت برای تنهایی خودم گریه نکردم

دلتنگ آنهایی شدم که تنهایم گذاشتند








دلم تنگ شده برای روزهای کودکی که

بهانه ی گریه ام داشتن یک عروسک بود نه یک آدم !








دلتنگی یعنی تو

و تو یعنی تمام دنیای من !







کاش هر روز جمعه بود

و دلتنگی هایم را گردن غروبش مى انداختم !






دلتنگم و این درد کمی نیست که

پشت هیچ خط تلفنی صدای تو نیست






دلتنگی من تمام نمی شود

همین که فکر کنم من و تو دو نفریم

دلتنگتر می شوم برای تو !







در زندگی برای بعضیا

از یک روز ، از یک جا ، از یک نفر به بعد

دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست !

نه روزها ، نه رنگ ها و نه خیابان ها …

همه چیز می شوند دلتنگی !







چقدر نوازش دست های مهربانت خوب است

و من چه زود دلم برای همه چیزهای خوب تنگ می شود






باید خیابان طولانی باشد

تا بشود تمام دلتنگی هایت را قدم بزنی !



برچسب‌ها: اس ام اس دلتنگی 93, اس ام اس دلتنگ شدن 93, اس ام اس ناراحتی و دلتنگی 93
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اردیبهشت 1393ساعت 18:17  توسط امیر  | 




اگر دلت گرفت سکوت کن...
این روزها کسی معنای دلتنگی رانمی فهمد.








باز باران اما این بار بی ترانه,
گریه های بی بهانه,
می خورد بر سقف قلبم,
یادم آرد روی ماهت,
باورت شاید نباشد که دلم تنگ است برایت






اینجا هنوز هم یادت هست هنوز هم یادت مهربان تر از خود توست....!راستی یادت بخیر...







هيج وقت به كسي وابسته نشو ؟؟ زيرا وابسته شدن به يه نفر دير يا زود به قيمت از دست دادن تكه اي از قلبت تمام مي شود.









ای کاش احساسی به اسم دلتنگی وجود نداشت که باعث بشه مزاحمت بشم....!








هیچ نمیداند جای قول و قرار هایمان امن است زیر پاهایش...






دلتنگی تنها نصیب من بود
از تمام زیبایی هایت...







 میدانم ؛
دیگر برای من نیستی !
اما ….
دلی که با تو باشد این حرفها را نمیفهمد..






اين روزها حس رفتن هم ندارم چه برسد به برگشتن پس برنگرد








تمام خاطراتت تا كنار ميگذارم در روياهايم پامي گذاري
بگو به من با روياهايت چه كنم






دلتنگم دلتنگ...
کسی صدای مرا می شنود؟!
او گفت بر نخواهد گشت..
پس من این همه زمان..
چرا رفت و برگشت آونگ ساعت را شمردم؟
پیر شدم از شوق انتظارش.. در جوانی..
این بی انصافی است..!
برای این همه عشق...
برای این همه صبر..
آه دنیا پاسخت چیست برای این همه درد...؟؟!





نم کشیده ام بر دیوار اتاق
بس که لحظه های دور بودنت را
قطره هایی از باران دلتنگی باریده ام
روی آن به یادگار...






دلتنگم !
برای کسی که مدتهاست،
بی آن که باشد،
هـر لحـظه،
زنـدگی اش کـرده ام !








این روزها حجم زیادی از خدا را نفس می کشم
من مقدس شده ام
و شاید به پایان زندگی ققنوس رسیده ام
دلم برای پروانه های آبی کوچک تنگ می شود وقتی در امتداد کودکی دلتنگم
کسی مرا نخواهد فهمید
مرا زمستان با خود برده است گویا ....






این روزها که سپری میشوند یاد تو را با خود می برند حسادت میکنم به این روزها که حتی یادی از تورا با خود دارند....







اگر دلت گرفت سکوت کن...
این روزها کسی معنای دلتنگی رانمی فهمد.







باز باران اما این بار بی ترانه,
گریه های بی بهانه,
می خورد بر سقف قلبم,
یادم آرد روی ماهت,
باورت شاید نباشد که دلم تنگ است برایت





اینجا هنوز هم یادت هست هنوز هم یادت مهربان تر از
 خود توست....!راستی یادت بخیر.




هيج وقت به كسي وابسته نشو ؟؟ زيرا وابسته شدن به يه نفر
 دير يا زود به قيمت از دست دادن تكه اي از قلبت تمام مي شود.




ای کاش احساسی به اسم دلتنگی وجود نداشت که باعث بشه مزاحمت بشم....!




هیچ نمیداند جای قول و قرار هایمان امن است زیر پاهایش...




دلتنگی تنها نصیب من بود
از تمام زیبایی هایت...





 ائ كاش تيم احساسم انقدر قوئ بود كه هيچ كس جرات بازئ باان رانداشت،...





بر مستی من حد سزاوار زدند
با شک و یقین تهمت بسیار زدند
حلاج شدم ولی به کفر سوگند
دلتنگ تو بدوم که مرا دار زدند




خسته تر از دیروزم کاش میشد گوشه ای نوشت
خدایا خسته ام فردا بیدارم نکن...




تقدیم به تنها صدف دریای دلم که به بیکرانگی اقیانوس عشق دلتنگشم.





از دستم رفتی..
کاش از دلم هم میرفتی




دیگر کمتر اشک میریزم
دارم بزرگ میشوم
یاسنگ
خدا میداند...





دلم برایت تنگ شده !
می خواهم آنقدر اشک بریزم
تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود .
ولی می ترسم ...





وقتـی یه زن ســیگار کشید یعنــی دیگه گریه جواب نمیده
 و وقتی مــردی اشک ریخت بدون کار از ســیگار گذشته...




دلتنگم...
دلتنگ نبودی تا ببینی بهترین خاطراتت، بی رحم ترینشان میشود...






فــــاصـله هـــرچقــــدر هــــم کــــم و کـــوچیـــک بـــــاشه
بـــــازم بــــزرگـــه ؛ به دکمه اســـپــیـــس روی کیبــــوردت نگــــاه کــن





حــواسم را پرت کرده ای ... آنقـــــــــدر دور ...
که دیگر ... یــادم نیست
" تو " رفته ای و " من " ... حـــــــواسم نیست !







آنقدر رسم وفا مرده که ترسم شبی
لیلی زنده شود یادی ز مجنون نکند...




رفیق!
دلتنگ که شدی پیش من بیا…کمی غصه هست…
با هم میخوریم







آنكه دوستش داشتم آدم باگذشتي بود((حتي ازمن هم گذشت ))

فرستنده : 09379xxx289 - cray love





 هنوزهم گاهي دلتنگ ميشوم نه براي تو براي كسي كه فكرميكردم تويي





سربسته میگم : یکی اینجاست که دلش....هوا....تو !
گرفتی؟






به گمانم برابری کند...،
غم دنیا با غم یک روز ندیدنت.





دلتنگی یعنی:
روبروی دریا ایستاده باشی اما...
خاطره ی یه خیابون خفه ات کنه!!





آه ای سنگ صبور
کاشکی صبر تو بود در دل من
کاشکی مهر تو بود در دل او
تا ک این غم نشود حاصل من






امشب دلم میخواهدت تا غصه هارا سرکنم
تا با تبسم های تو لبخند را از بر کنم
دستی ب موهایت برم در چشمهایت بنگرم
شاید رود خواب از سرم تا با تو شب را سر کنم...





اگر غم دوری بگذارد
از غربت نگاه
و دستهای نیازی ب آسمان
و عشقی نزدیکتر از پیراهن
قصه ها خواهم ساخت






وقتی به هــــــــــــوای دیدنت
قلـــــــــــــــب ابرها هم
تند تند می تپد
یاد تو
مثل چیزی
... شبیه یک قطره بــــــــــــــــــاران
بر لبهای خشک و ترک خورده ام
لیـــــــــــــــز می خورد !!!!








اونایی ک میگن مردها
احساس ندارن
قطعا اشک های
یه مرد دل شکسته رو ندیدن:(




عشق اول هیچوقت فراموش نمیشه
اما اون عشقی که حسرتش تا ابد رو دلت میمونه عشق آخره



با اینکه میدانم
دستانم برای رسیدن
به تو کوتاه هستند
اما باز هم دستانم را به سویت دراز میکنم
با این امید که تو نزدیک تر بیایی:(





پلان اول:
بیا جلو!لبخند بزن!
و با نشانه رفاقت دست بده!
و چند سال بعد....
پلان آخر:
رد پا ، کوچه و آسمانی ک همیشه بی موقع گریه اش می گیرد!





از تو میپرسم
از قلبم
میگوید:پاسخی نیست
ناگزیر خود پاسخی می یابم که:
==خود کرده را تدبیر نیست==





اگه از دست همه خسته شدم
ب تو ک بدجوری وابسته شدم
ب تو ک نمیتونم راست نگم
ب چشات هرچی دلم خواست نگم
توی دست تو اسیری خوبه
جونمو ازم بگیری خوبه





آنکه دائم هوس سوختن ما میکرد
کاش می آمدو از دور تماشا
میکرد







 شبها ک دل آشفته دلان نالد از جدایی
من نام تورا خوانم به دعا
شاید ک بیایی




جه سخته وقتی یاد خاطرات می افتیم و اشتباهاتمون داغونمون می کنه




خدایا تا پاکم نکردی خاکم نکن




در این دنیا تکو تنها شدم من
گیاهی در دل صحرا شدم من
چو مجنونی ک از مردم گریزد
شتابان در پی لیلا شدم من





نشونی ازت ندارم
اما دنبالت میگردم
بغض وجودمو گرفته
باورم کو پر دردم





لیلای من بودی
مجنون نبودم
امروز مجنونت شدم
لیلا کجایی؟؟؟







هربار که صدای تورا میشنوم
عجیب میشکنم
تا اینکه خاطرات تو مرا دوباره
زنده میکند
اما انگار من به این شکست معتادم






سرخوشانـــــه می خندم
شوخـــی می کنم
سَر به سَرت می گذارم
و تو نمیدانی ....
چقدر سخت اســت
احساس خفگی کردن پشـت این نقابِ لعنتـی





بزرگترین آرزوی این
روزهای من:
کاش برای چند لحظه
نگاهت با نگاه پر حسرتم گره میخورد؛_؛



به هیچ روزی پس ات نمیدهم،به هیچ ساعتی،به هیچ دقیقه ای،به هیچ هیچی!!!
سخت چسبیده ام تمامت را...

82

بیشتر مواقع پشت جمله
“عیب نداره، مهم نیست “
یه دل شکسته خوابیده . . .






همه میگن روزه گرفتن صبر آدمو زیاد میکنه...
.
.
ولی هیچکی نمیدونه کار من از روزه گرفتن هم گذشته!








بعضی وقتا آدم از ته دل می خواد یه نفر تکیه گاهش باشه ، حتی شده از جنس سنگ




خیلی سخته اول کسی رو دوست نداشته باشی ، بعد هم که یکی رو دوست
 داشته باشی و بخوای براش بمیری ، آرزوش فقط مرگ باشه





گاه این نازک دلم ، یاد رویت می کند
گاه با دیدار گل ، یاد بویت می کند
گاه با دلواپسی ، در کنار پنجره
از هزاران قاصدک ، پرس و جویت میکند !!!






 تمام عمرم برایش دعا کردم که به آرزویش برسد ، خوشحال آمده و میگوید : دارم میروم میگویم : کجا؟
میگوید : به آرزویم رسیدم ، آن ور دنیا ، حال نمیدانم رفتنش تقصیر من است یا خودش





روزگار نبودنت را برایم دیکته میکند و نمره ی من باز صفر میشود!!!
هنوز نبودنت را یاد نگرفته ام.......





نه اینکه زانو زده باشم نه.....فقط نبودنت سنگین است....






خواستی دیگر نباشی!!!
آفرین چه با اراده....
لعنت به دبستانی که تو از درسهایش فقط "تصمیم کبری" را آموختی.......







کلاغ ها گرچه سیاهند و آوازشان خوش نیست اما آنقدر باوفاییند که شاخه های
 خشک درختان را در فصل زمستان تنها نمی گذارند.







زیبا ترین حس زندگی مرور خاطره های خوب است،پس مرورت میکنم هنگام دلتنگی.





من در آن شهری که مردمانش عصا از کوران میدزدند محبت را جسجو کردم






آدمای دلتنگ …
وقتایی که خیلی بهشون خوش میگذره و میخندن یهو سرشون رو برمیگردونن اونوری …
یکم ثابت میشن ؛ یواش یواش چشماشون پر اشک میشه …





اي کساني که دم از رفاقت ميزنيد
.
.

لااقل هر 39 روز يکبار احوالي از دوست خود بگيريد که اگر مرده بود به چهلمش برسيد






خدایا
یا کسی رو بهمون نده
یا اگر میدی دیگه ازمون نگیرش خوب
آخه آدم ها هم هدیه رو پس نمی گیرند تو که خدایی دیگه...







ای اشک ، گرم و آرام ببار بر گونه بیمار من / ای غم ، تو هم لذت ببر از این همه آزار من






دیرگاهیست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام
وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام
دگر آئینه ز من با خبر است / که اسیر شب یلدا شده ام
من که بی تاب شقایق بودم / همدم سردی یخ ها شده ام
کاش چشمان مرا خاک کنید / تا نبینم که چه تنها شده ام







نه من دستهايش رارهاميکنم,نه اودلش ميايدازمن جداشود! هميشه وهمه جاباهميم, من و تنهاييش...






اونی که وقتی دانشگاه قبول شد بهم خبر داد!
ازش پرسیدم من چندمین نفری هستم که با خبر شدم!
بهم گفت مگه غیر تو کس دیگه‌ای رو دارم؟
اما حالا......!!!!





خدایا به تو سپردمش....اما یه خواهشی ازت دارم... یه روزی
.یه جایی... بغل غریبه...مسته مست... بدجوری یاد من بندازش







 اخه خداجون!قربون بزرگیت!!وفای سگ به چه کارمون میاد یه فکری به حال ادمات میکردی...!






ما و مجنون درس عشق از يک اديب آموختيم ، او به ظاهر گشت عاشق ، ما به معنا سوختيم .





زمزمه دلتنگی ام را یه نسیم میسپارم تا به تو برساند همیشه به یادت هستم.




دله سبزم را گره زد ...
و رفت تا به آرزو هایش برسد...





قفس تنگ فلک جای پریشانی نیست یوسفی نیست در این مصر که زندانی نیست.





دلم برای یک نفر تنگ است....
نه میدانم نامش چیست...و نه میدانم چه می کند...
حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم....
رنگ موهایش را نمی دانم....
لبخندش را ...فقط میدانم که باید باشد و نیست





اگر دلت گرفت سکوت کن !!این روز ها هیچکس معنی دلتنگی را نمیفهمد!!!!!




از جدا شدن نوشتی ؛ رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم ؛ نازنینم یا تو یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میان این همه دیوار
تو با لبخندی نوشتی همنفس خدانگهدار





هميشه دلتنگي به خاطر نبودن كسي نيست
گاهي بخاطر بودن كسي ست كه حواسش به تو نيست .. !





آنقدر سرگرمِ "اوقات فراغت" بودم،
که فکری به حالِ ...
"روزهای فراقت" نکردم.




تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف ...
لرزشی روی میز کنار تختم میفتد ..
از این صدا متنفر بودم اما ...
چشم هایم را میمالم ..
new message
تا لود شود آرزو می کنم ... کاش تو باشی ...
...
سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود !!





این روزها زیادی ساکت شده ام
حرف هایم نمی دانم چرا به جای گلو ، از چشم هایم بیرون می آیند





دلم برایت تنگ شده است...فقط همین





ارزش دل قد یک مورچه است:
هر دو خواسته یا ناخواسته زیر پا له میشوند




دلگيري عصر جمعه نه از بين ميرود نه عادي ميشود فقط

از هفته اي به هفته ديگه منتقل ميشود...!!!





برچسب‌ها: متن جدید دلتنگی, پیامک جدید دلتنگ بودن, اس ام اس دلتنگ بودن
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 11:45  توسط امیر  | 



کـاش دفتـر خاطراتــم
چراغ جادو بود
تا هر وقت از سـرِ دلتنگــی
به رویش دست میکشیدم
تــو از درونش
با آرزوی من بیرون می آمدی!





کاش آدم ها یکم جرات داشتن …
گوشی رو برمیداشتن و زنگ میزدن و میگفتن :
ببین ؛ دلم واست تنگ شده ،
واسه هیچ چیز دیگه ای هم زنگ نزدم …



دلتنــــــگ نشــــدی ببیــــــنی
چـــــگونه خوبتـــــرین خــــاطره هــــــا
بی رحــــــم ترینــــــشان می شــــــود …





ممتد مانده ام ؛ انگار
سکون عجیبی ،
در شب ،
میان ذهن من ؛
جولان می دهد
مثل در خواب رفتن یک رویا ،
با تصویری تمام سیاه !






 پشت آن پنجره ی رو به افق،
پشت دروازه ی تردید و خیال،
لابه لای تن عریانی بید،
لابه لای شاخ و برگ های خزان،
من در اندیشه ی آنم که تورا وقت دلتنگی خود دارمو بس!





وقتِ رفتنت آسمون بارید...
و تو چقدر خوشحال بودی و من هم ...
کاشکی میدونستی به اندازه قطره های بارون دلتنگت میشم...





عشق، اگر عشق باشد…
ناممکن ترین ها را امکان می بخشد
تنها برکه ای ست که می توانی در آن غرق شوی و اما نفس بکشی!




چقدر لباس سیاه به تو مى آید …
اگر میدانستم زودتر میمردم …




مقصد مهم نیست، مسیر هم مهم نیست، حتی خود
 سفر هم چندان مهم نیست؛ همسفر خیلی مهمه…




براى متعهد بودن مهم نیست یه حلقه ی فلزى توى دستت باشه
مهم اینه که یه حلقه از عشق دور “قلبت”باشه…





دلتـنگـــــم …
هــــــمـــین !
و ایــــــن نیــــــاز به هــــیچ زبـــان شاعــــرانه ای نــــدارد …





دلم برایت تنگ شده !
می خواهم آنقدر اشک بریزم تا غبار فاصله از قلبم تمیز شود
ولی می ترسم … ” دنیا ” ، ” ونیــــز ” شود !!





دلتنــگم
بــــرای کســـی کـــه مـــدتهـــاست
بــــی آن کـــه بــــــــاشد
هـــر لــحظه
زنــــــدگی اش کـــــرده ام …..!





دلتنگ که می‌شوی
چشم‌هایت را ببند
مثلِ یک عکسِ فوری؛
فوری ظاهر می شوم





و اینک باران …
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند!
و چشمانم را نوازش می دهد…
تا شاید از لحظه های دلتنگی ام گذر کنی!




کـاش دفتـر خاطراتــم
چراغ جادو بود
تا هر وقت از سـرِ دلتنگــی
به رویش دست میکشیدم
تــو از درونش
با آرزوی من بیرون می آمدی!




کاش آدم ها یکم جرات داشتن …
گوشی رو برمیداشتن و زنگ میزدن و میگفتن :
ببین ؛ دلم واست تنگ شده ،
واسه هیچ چیز دیگه ای هم زنگ نزدم …





1
دلتنــــــگ نشــــدی ببیــــــنی
چـــــگونه خوبتـــــرین خــــاطره هــــــا
بی رحــــــم ترینــــــشان می شــــــود …







ممتد مانده ام ؛ انگار
سکون عجیبی ،
در شب ،
میان ذهن من ؛
جولان می دهد
مثل در خواب رفتن یک رویا ،
با تصویری تمام سیاه !

فرستنده : sky angel





 خدا حافظ همین حالا،همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
 خداحافظ کمی غمگین،به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید اگه
 گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده است نه اینکه می­شه باور کرد دوباره آخر جاده است
 خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا






اسمش دلــــــه ! اگر قرار بــــــود بفهمــــه که دل نمیشــــد،می شد مغــــــــز ! دلـــــه .. نمی فهمــــــه






به پایان میرسد این عشق... خیانت همچنان باقیست





این نیز بگذرد
اما ای کاش از جای دیگری بگذرد و همش از روی ما نگذرد...







قیلون قلبم دیگه کام نمیده فکر کنم زغال دوریت تنباکوی دلمو سوزونده!!






رفیق دلم را شکستی، عیبی ندارد . حداقل خورده هایش را جمع کن تا خدای نا کرده زخمی ات نکنند.






خیلی ها میگن دوری و دوستی، ولی من میگم سخته زنده بودن وقتی دوری و نیستی!



وقتی که دنیا دود شد شاید فراموشت کنم
کاشانه ام نابـــــود شد شاید فراموشت کنم
آسان ز دستم داده ای باشد به این هم راضیم
وقتی که اشکم رود شد شاید فراموشت کنم
هرگز زدستت این چنین سیلی به احساسم نخورد
باشد بزن بد تر بزن
اما به دســـــــــتانت قسم وقتی که تارم پود شد شاید فراموشت کنم




من خـــــدایی دارم
که به وقتش
دامنی می پوشد به اندازه ی
...تـــــــــــمام
دلتنگی هایم
و لحظه ای دیگر
سیـــنه ای دارد
مـردانه
و امن...




چندیست پیامهایت نمیرسند.سیم بانان را خبر کن شاید کاجی افتاده باشد.



دلم
آنقدر تنگ است
که می ترسم
در هیاهوی اشک هایم
دیگر باز نشود




کسی که تو حرفاش زیاد میگه “بیخیال” بیشتر از همه فکر و
 خیال داره فقط دیگه حال و حوصله بحث و صحبت نداره !



مشکل از تو نبود
از من بود
با کسی حرف میزدم که ...
سمعک هایش را پیش دیگری جا گذاشته بود





تو که نمی آیی،..‏
تاج و تختی...
برای خودش به هم می زند...
دلتنگی!








 بغض بزرگترین اعتراضه. اما اگه بشکنه دیگه اعتراض نیست ،التماسه...





به زخم هایم می نگری؟
درد ندارد دیگر
روزی که رفتی مرگ تمام دردهایم را با خودش برد
مرده ها درد نمی کشند...!
از تو خواهشی دارم
برنگرد دیگر
زنده ام نکن...!






حواست هست؟♪♫♥
شهریور است ...♪♫♥
کم کم فکر باد و باران باش ...♪♫♥
شاید کسی تمام گریه هایش را♪♫♥
برای پاییز گذاشته باشد ..♪♫♥





غصــه نخــور ؛ کنــار آمـده ام بـا نبـودنت . . . خیلـی که دلـم بگیـرد ،
گریـه میکنـم !






ﺭﻓﺘﻨِﺖ.... .ﻧﺒﻮﺩنت.. ...ﻧﺎﻣﺮﺩﯾﺖ .....
ﻫﯿﭽﮑﺪﻭﻡ ﻧﻪ ﺍﺫﯾﺘﻢ ﮐﺮﺩ,ﻧﻪ ﻭﺍﺳﻢ ﺳﻮﺍﻝ
ﺷﺪ.....ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺑﻐﺾ ﺩﺍﺭﻩ ﺧﻔﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ...ﭼﻪ
ﺟﻮﺭﯼ ﻧﮕﺎﺕ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻣﻨﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ؟؟؟






یادش بخیر..
همیشه موقع خواب،
عکس قاب شده ات را گرد گیری می کردم!
اما از آن روزی که رفتی..
عجیب دلم غبار گرفته است.
تو خودت را اذیت نکن،
می دانم..
از دست قاب خالی کاری بر نمی آید!!








بعضي وقتا اونقدر دلتنگ کسي ميشي که اگه بفهمه خودش از نبود خودش خجالت ميکشه






چقد دنياعجيب شده!
مردم هرروز عشق هايشان را با عشق هاي هم عوض ميكنند
ديروزاو عشق توبود
امروز عشق من
فردا عشق ديگري...!






مهربانیت را بادلم پیوند زدم، تا از تو دور بودن را احساس نکنم.
اما باز هم دلتنگم.......!!!








فراموش كردنت برايم مثل آب خوردن بود !!!
از همان آبهايي كه مي پرد توي گلو و سالها سرفه ميكنيم ....
 








در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟
تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟
با آنکه ز ما یاد نکردی..
ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟









حالت تهوع دارم !!!
اين حالت تهوع لعنتي با هواي آزاد و قرص درست نميشود
علاجش ....
فقط بالا آوردن فحش هايي است كه به ديگران بدهكارم







مچاله کن ، بشکن ،بندبزن ،خط بزن ،خلاصه راحت باش . . .ارث پدر نیست دل تنهای منه







پروانه چه لذتی دارد؟
وقتی
زنبور کارگری باشی
که نتوانی
عاشق ملکه بشوی !
 







این روزها زیــــــــادی ساکت شــــــــــده ام ،
نمی دانــــــم چـــــــرا حرفــــــــهایم،
به جـــــــــــــای گلو
از چشمهایم بیرون می آیند…








 میدانم ؛
دیگر برای من نیستی !
اما ….
دلی که با تو باشد این حرفها را نمیفهمد..







اين روزها حس رفتن هم ندارم چه برسد به برگشتن پس برنگرد





تمام خاطراتت تا كنار ميگذارم در روياهايم پامي گذاري
بگو به من با روياهايت چه كنم








دلتنگم دلتنگ...
کسی صدای مرا می شنود؟!
او گفت بر نخواهد گشت..
پس من این همه زمان..
چرا رفت و برگشت آونگ ساعت را شمردم؟
پیر شدم از شوق انتظارش.. در جوانی..
این بی انصافی است..!
برای این همه عشق...
برای این همه صبر..
آه دنیا پاسخت چیست برای این همه درد...؟؟!







نم کشیده ام بر دیوار اتاق
بس که لحظه های دور بودنت را
قطره هایی از باران دلتنگی باریده ام
روی آن به یادگار...





دلتنگم !
برای کسی که مدتهاست،
بی آن که باشد،
هـر لحـظه،
زنـدگی اش کـرده ام !








این روزها حجم زیادی از خدا را نفس می کشم
من مقدس شده ام
و شاید به پایان زندگی ققنوس رسیده ام
دلم برای پروانه های آبی کوچک تنگ می شود وقتی در امتداد کودکی دلتنگم
کسی مرا نخواهد فهمید
مرا زمستان با خود برده است گویا ....







این روزها که سپری میشوند یاد تو را با خود می برند حسادت میکنم

به این روزها که حتی یادی از تورا با خود دارند....




برچسب‌ها: مسیج دلتنگی, اس ام اس دلتنگی, پیامک دلتنگی, اس ام اس
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 11:44  توسط امیر  | 

 کاش کودک بودیم تا بزرگ ترین شیطنت زندگیمان نقاشی روی دیوار بود نه روی دل




حال امروز مرا آن سگ مرده ای می فهمد ، که بجای اینکه لاشه اش را
از وسط خیابان به کناری بیندازند ، با چرخ ماشین هایشان له تر اش میکنند...
غریب...
تنها...
بی اهمیت...





خبر داری چی شده؟!
.
.
تو یه نقطه از کره ی زمین یه دلی غش میره واسه یه لحظه دیدنت..!!





مرا به تو هیچ تملکی نیست جز اینکه :
همواره دلم برای مهربانیت تنگ میشود....






خــــدایا....
همه از تو می خواهند ، بدهی.من از تو می خواهم ، بگیری!!!
خـــــدایااین همه حس دلتنگی را از من بگیر...




دلم تنگه ، تنگ روزهای بیخیالی ، تنگ روزهای ندانستن ...تنگ روزهای خوابهای خرگوشی
، تنگ روزهای حفظ کردنهای اجباری ...تنگ روزهای رفتن کنار آبی ترین آب به بهانه دلتنگی ..
.دلم تنگ ثانیه ای از آن ساعتها خاموشی است همراه با عزیزترین همدردها ...دلم تنگ است ، تنگ تنگ





ایکاش فردا که از خواب بیدار میشوم، زندگی رنگ دیگری باشد....
همرنگ آرزوهــــایم!!





دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.




از زمانی که میخ نگاهت شده ام...
مدام بر سرم میکوبی






کار از پــُـک و نخ و بسته و باکس گذشته...
این روزها کیلومتری دود میکنم خاطراتت را..



گاهي فقط بوي يك عطر ، يك تشابه اسم !
براي چند لحظه ...
باعث ميشه دقيقاً احساس كني ،كه قلبت داره از تو سينه ات كنده ميشه ...
قبول دارین این حرف منو؟ :(




فال حافظ زدنت از پى دلتنگى كيست؟
ما كه هر لحظه به ياد تو و دلتنگ توييم..





دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست
گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست
من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل
تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست . . ..




یاد روز هایی می افتم که به تو میگفتم عزیــــزم و تو چه شیرین می خندیدی
... کاش همان موقع میفهمیدم به حماقت من میخندی....
 و حالا ... حالا... به هرکس که میگویم عزیزم ، اول از حماقت خودم کاملاً مطمئن میشوم...






حالم خوب نیست و میدانم میدانی که بهتر شدنم نیازمندِ با تو بودن است... ❤❤❤



اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمی دانم
اینجا شده پاییز ، آنجا را نمی دانم
اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمی دانم . . .





باورت بشود يا نه
روزي ميرسد كه دلت براي هيچ كس به اندازه من تنگ نخواهد شد!
براي نگاه كردنم...
اذيت كردنم...
خنديدنم...
براي تمامي لحظاتي كه در كنارم داشتي!
روزي خواهد رسيد
كه در حسرت تكرار دوباره من خواهي بود...
ميدانم روزي ديگر نيستم!!
و هيچ كس تكرار من نخواهد شد....





به راه عمر صدها قصه دیدم/سفر کردم حکایت ها شنیدم
نفهمیدم چه شد تا اینکه روزی/سر کوی رفیق بازی رسیدم
به هر باغی رسیدم از سر شوق/ز هر دسته گلی یک شاخه چیدم
غلامم چاکرم لوتی بفرما/همین ها شد همه عشق و امیدم
بدون هیچ حرفی یاسوالی /پیاله هرکسی دادسر کشیدم
ولی افسوس با هرکه نشستم/رفاقت کردم و خیری ندیدم
چشام بارونی و قلبم شکسته /از این دنیا و اهلش دل بریدم






زخـــــم هـای آدم سرمـــایه استـــــ
ســرمـــایه ات رو بــا این و اون تقـــسیم نکن
داد نــزن هــوار نکش
آروووم و بی ســـر صدا هــمه چی رو تحــمل کن . . .





همیشه هم قافیه بودند…سیب و فریب… حتی زمانی که هیچ کس شعری نگفته بود… و حالا که
 همه شعر میگویید، همه با هم میگوییم:سیـــب… و دوربین های عکاسی را فـــ ـریـ ـب میدهیم…
تا پنهان کنیم آن اندوه موروثی را پشت این لبخند مصنوعـ ـی






برای تو نامه ای می نویسم…
دلتنگی که دست از سر دل بر نمی دارد.
دلتنگی که فاصله را نمی فهمد !
نزدیک باشی و اما دور…دور…دور !
تنها که باشی تمام دنیا دیوار و جاده است.
تمام دنیا پر از پنجره هایی است که پرنده ندارند…
پر از کوچه هایی که همه ی آن ها برای رهگذران عاشق به بن بست می رسند!
فکر کن پای این دیوارهای سرد و سنگین چه لیلی ها و مجنون ها که می میرند!
خون بهای این دل های شکسته را چه کسی می دهد ؟!




امروز را به باد سپردم
امشب کنار پنجره بیدار مانده ام
دانم که بامداد
امروز ِ دیگری را با خود می آورد
تا من دو باره آن را
بسپارمش به باد ….
“فریدون مشیری”





به من میگفت که دلم خیلی کوچک است!
و من تازه دریافتم ... که چرا مرا به دلش راه نداد...
من فقط کمی اضافه وزن داشتم...





درهر ورق زمان نوشته ام به يادت ميمانم ،حتي اگرهزار صفحه ازتو دور باشم





چقدر دوست داشتم تمام دلتنگی های این روزها را با کسی تقسیم می کردم،
و یا کسی بود برای گوش دادن ودرد دل کردن،
بماند که آنقدر فاصله ها زیاد شده که هر چه فریاد
می زنم..
گویا نه تو صدایم را می شنوی
ونه کس دیگر...




قشنگترين حس. حس عاشقي است .حسي كه به يكباره تمام وجودت
 را فرا ميگيردوراه فراري درآن نيست. دلتنگه اين حسم...








عطر اونروز زیر بارونو بهم برگردون
بوسه ی رنگ تابستونو بهم برگردون
تو زمستون دست گرمت منو آتیش میزد
تو بمون با این کارت جونو بهم برگردون



 دلم برای کسی تنگ است،کسی که خالی وجودم را از خود پُر میکرد و پُری دلم را با وجود خود خالی.





ای دل دیوانه ، بشنو این مرام زندگی است / او که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست





در ماه مهر بادهای پاییزی بی مهری را با برگ درختان آغاز میکنند . . .




تروریــــــست ترین شخص روی زمین ، آن شخصی است که برای خودشیرینی
 و برای اثبات اینکه "من هم وجود دارم" دوستش ار در جمعی ضایع کند....




دلم تنگ است دلم اندازه ی حجم قفس تنگ است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانیست...





هیچ وقت برای تنهایی خودم نگریستم دلتنگ کسی شدم که مرا تنها گذاشته است!!!!!!!!!!





دلتنگی حس عجیبی است
که گاهی تو را به یادم می اورد
گاهی یعنی همیشه . . .
گاهی یعنی همین حالا . . .





دلم تنگ است.....
اما هنوز تو در آن جا می شوی...
چقدر ابعاد بودنت عجیب است....




رفتنت نمکی بود بر همه ی زخمم هایم
من از همه ی دنیا یکی تورا داشتم یکی خدا را
از سر کوفت هایی که شنیدم بگویم؟
میگویند کجاست انکه بر سینه میزدی سنگش
میگویند الان با دیگریست
برگــــــرد و همه ی دنیا را غافلــگیــــر کن ،
من حتـــــی با خـــدا هم شـــرط بستـــم .





دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست
در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست
با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم
بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست



اشک من جاری شد...
جای تو خالی بود
جـــــــــای تـــــــــو ...
عکس تو درطاقچه ی کوچک قلبم خندید
شعر دلتنگی من سخت گریست





منم دلتنگ رویت
دلم آید به سویت
چه کردی با دل من
که کرده آرزویت





دلتنگی
عین آتش زیر خاکستر است
گاهی فکر میکنی تمام شده
اما یک دفعه
همه ات را آتش میزند .



من هوای تو رو دارم،بذار بی وقفه ببارم
حالا که سهم من اینه،هیچ گلایه ای ندارم . . .





رفتــه اي
و مــنּ هــر روز،
بــه مــوريــانــه هــايــي فکــر مــي کنـم
کــه آهستــه و آرام
گــوشه هــاي خيــال ام را مــي جــونــد!
به گــذشـتــه که بــرمــیـگـــردم....
از حـــــــال مــیــروم...!





 پشت آن پنجره ی رو به افق،
پشت دروازه ی تردید و خیال،
لابه لای تن عریانی بید،
لابه لای شاخ و برگ های خزان،
من در اندیشه ی آنم که تورا وقت دلتنگی خود دارمو بس!




وقتِ رفتنت آسمون بارید...
و تو چقدر خوشحال بودی و من هم ...
کاشکی میدونستی به اندازه قطره های بارون دلتنگت میشم...





عشق، اگر عشق باشد…
ناممکن ترین ها را امکان می بخشد
تنها برکه ای ست که می توانی در آن غرق شوی و اما نفس بکشی!






چقدر لباس سیاه به تو مى آید …
اگر میدانستم زودتر میمردم …





مقصد مهم نیست، مسیر هم مهم نیست،
حتی خود سفر هم چندان مهم نیست؛ همسفر خیلی مهمه…




براى متعهد بودن مهم نیست یه حلقه ی فلزى توى دستت باشه
مهم اینه که یه حلقه از عشق دور “قلبت”باشه…




دلتـنگـــــم …
هــــــمـــین !
و ایــــــن نیــــــاز به هــــیچ زبـــان شاعــــرانه ای نــــدارد …





دلم برایت تنگ شده !
می خواهم آنقدر اشک بریزم تا غبار فاصله از قلبم تمیز شود
ولی می ترسم … ” دنیا ” ، ” ونیــــز ” شود !!





دلتنــگم
بــــرای کســـی کـــه مـــدتهـــاست
بــــی آن کـــه بــــــــاشد
هـــر لــحظه
زنــــــدگی اش کـــــرده ام …..!





دلتنگ که می‌شوی
چشم‌هایت را ببند
مثلِ یک عکسِ فوری؛
فوری ظاهر می شوم





و اینک باران …
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند!
و چشمانم را نوازش می دهد…
تا شاید از لحظه های دلتنگی ام گذر کنی!


برچسب‌ها: پیامک دلتنگی, اس ام اس دلتنگی, متن دلتنگی, پیامک دلتنگی جدید
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 11:43  توسط امیر  | 


به سراغ من اگر میایی،تند تند ،اهسته ،چه فرقی دارد؟؟تو به هرجور که دلت خواست بیا...!
مثل سهراب دیگر جنس تنهایی من شیشه نیست که راحت شکند ،مثل اهن شده است...!تو فقط زود بیا...





دلتنگی همیشه از ندیدن نیست؛ لحظه های دیدار با همه ی زیبایی، گاه پر از دلتنگی است …




بی وفا ! برگرد ببین
آیینه
عکس تو را قاب کرده…
مرا نشان نمی دهد !





دلت كه تنگِ يك نفر باشد
خودِ خدا هم بيايد تا خوش بگذرد و لحظه اي
فراموش كني
فايده ندارد ...
تو دلت تنگ است ...
دلت براي همان يك نفر تنگ است



خنده هايم شكلاتي شده اند
زيادي خالص
تلخ...
تلخ...
 







 دور که می شوم
"نزدیکتر میآئی"...!!
نزدیک که می شوم
"دورتر می روی"...!!
انگار که این "فاصله"
همیشه باید به شکلی رعایت شود ...




یک مشت خاطره جوانه میزند هرشب از بالشی که سنگین شده از اشکهایم.





نبودن هیچ کس سخت نیست ، فراموش کردن یک بودن سخت است




كاش ميشد لحظه اى با يار خود تنها شوم / بى غم و اندوه از تنهايى فردا شوم
 سر به روى شانه ھاى مهربان او نهم / غرق خوبى هاى بى پايان آن زيبا شوم




دلتنگ خنده هاي بهارانت در کوچه خزان زده دلم،نگاه مهربانت را به انتظار نشسته ام
.يک شب از کوچه خيالم بگذر شايد عطر گيسويت خواب پريشانم را التيام ببخشد




اشکهایم که سرازیر میشوند دیری نمی پاید
که قندیل میبندند... عجیب سرداست هوای نبودنت





ستاره های آسمون فدای یک لحظه نگات - کجایی تک ستاره ام, خیلی دلم تنگه برات

فرستنده : مهدي از س و ب





هرگز فراموش نخواهم کرد که برای داشتن تو دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت




دلتنگم اما...
توراطلب نميكنم...
نه اينكه بى نيازم...
صبورم...!!!




سیــــــــــر شدم …
بسکه سرد و گرم روزگار را چشیدم !




مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟!!!!
چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي...!




در من این جلوه ی اندوه ز چیست؟ در تو این قصه ی پرهیز که چه؟
 در من این شعله ی عصیان نیاز، در تو دم سردی پاییز که چه؟



آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم / از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم / تقصیر
 کسی نیست که اینگونه غریبیم / شاید که خدا خواست اینگونه بمیریم




افسانه زندگی به جز این دو نیست:یا مرگ آرزوها،یا آرزوی مرگ…
 



خیابانهای تنهایی دلی ولگرد می خواهد!
و آوازم بدون تو سکوتی سرد می خواهد!
برایت مرده بودم تا برایم تب کند قلبت!
ولی حتی نپرسیدی دلت همدرد می خواهد





 می نویسم د ی د ا ر تو اگر بی من و دلتنگ منی ... یک به یک فاصله ها را بردار.




دلم رادرغمت كردم زهرويرانه ويرانتر،چوديدم دوست ميدارد،دلت دلهاى ويران را.
 



لبخند تو را چند صباحی است ندیدم/
یکبار دگر خانه ات آباد بگو سیب/
عمری است که اندوه به رویم زده لبخند/
از هر غمی اندیشه ات آزاد بگو سیب.




غم رفتنت در سينه باز مانده،برگرد تا اين دل در سينه نمرده



خــــــــــدایا
خواستم بگویم تــنهایم
اما...
نـــــــــــگاه خندانت، مرا شــرمگین کرد
چه کسی بـــــــــــــــهتر از تو ... ولی عجیب دلتنگم




شیشه نازک احساس مرا دست نزن !
چِندشم می شود از لک انگشت دروغ !!!
آن که میگفت که احساس مرا می فهمد …
کو کجا رفت ؟ که احساس مرا خوب فروخت !




برف ببارد یا
باران!!!
برای باور زمستان؛
همین جای نبودنت کافی ست...!!!



مــرور میــــکنـَم ..
خاطِراتِـمـــان را
امـــــا مَگر ..
کـپـــی برابـَـر اَصـــل میشــَـــوَد ؟........





دیشب تو خواب با بارون مسابقه دادم.اون بارید و من گریه کردم..
باهاش از تو حرف زدم..اون دلتنگ خورشید شده بود و من دلتنگ تو...





دیشب تو خواب با بارون مسابقه دادم.اون بارید و من گریه کردم..
باهاش از تو حرف زدم..اون دلتنگ خورشید شده بود و من دلتنگ تو...




جاده ی زندگی نباید صاف و مستقیم باشد ، خوابمان می گیرد ... دست اندازها نعمتند...!!!




من شیفته ی میزهای کوچک کافه ای هستم…
که بهانه نزدیک تر نشستن مان می شود…
و من …
روبه روی تو …
می توانم تمام شعر های نگفته دنیا را یک جا بگویم





بعضي وقتا انقدر دلتنگ كسي ميشي
كه اگه بفهمه خودش از نبودنش خجالت ميكشه



وداع آخرم با تو، وداعم با نفس هامه
ببين نزديكه ويرون شم، رفيقم قلب تنهامه
يه دريا تو چشام دارم،شبم لبريز بارونه
بدون تو كسي جز من، كنار من نميمونه



ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمیشنوند...چه تلخ است قصه عادت....


برچسب‌ها: استاتوس, استاتوس دلتنگی, اس ام اس دلتنگی
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 11:42  توسط امیر  | 



اگه میدونستی چقدر دلم برات تنگ شده
پیش خودت میگفتی:
وااااااااااااااااااااااااای چقدر دلش برام تنگ شده




دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …





دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…






 سخت است میدانی…این همه دل در دنیا هست که هیچکدام برایم تنگ نمیشود ….




آرام گفت دلتنگتم چیزی نگفتم،تکرارکردمن نازکردم، بلندترگفت من
 سکوت کردم، خیال می کردم همیشه هست.امارفت، من ماندم واین غرور لعنتی...



من خوبـــــــم..!عاشق نیستم..فقط گااهـــی حرف تو که میشه
 دلم تنگــــ میشه..این که عــــشق نیست...هســــــــت...؟؟





سکوت و خلوت بغض شبانه / چه دلگیر است بی تو حجم خانه
تو رفتی و دلی دارم که هر دم / برای گریه می گیرد بهانه



کلاغ جان …قصه من به سر رسید …سوار شو …تو را هم تا خانه‌ات می رسانم




ناشناسی بی کس، نیمه شب هم حتی!
اگر از کوچه ی تنهایی قلبم گذرد،
عطر بدرود و درودش سالی،
در دلم خواهد ماند....
تو که دیریست در این کوچه اقامت داری...




حتی عکستم ندارم که بذارم روبروم...اونقدر نگاش کنم تا بشکنه بغض گلوم...





مردی و نامردی، جنسیت سرش نمی شود
معرفت که نداشته باشی ، نامردی..





دلتنگی عین یه مار اومده رو قلبم نشسته
هر چند لحظه ...
یا چند ساعت گاهی هم چند روز یک بار میآد نیششو فرو میکنه تو قلبم ...
گُر میگیرم ..
بعد آرووم میشم ..
دوباره.





غم ساخت کار دل، ز نوا می توان شناخت / ظرف شکسته را، ز صدا می توان شناخت




گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد / ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد
در گلستان بوی گل بسیار بوییدم ولی / از هزاران گل، گلی همچون وفا پیدا نشد





دانستی اگر سوز شبانروز مرا / دامن نزدی آتش جانسوز مرا
از خنده دیروز حکایت چه کنی / بازآی و ببین گریه امروز مرا




خدایا دلم گرفته ، میان این همه آرزوها ، دلتنگ ترین بنده ات را دریاب




میان عابران تنهاتر از من هیچ کس نیست / کسى اینجا به فکر این غریبه در قفس نیست
دلم امشب براى خنده هایت تنگ تنگست / فقط در دستهاى گرم تو مردن قشنگست





برنگرد،
که بر نمی گردی تو هیچوقت
نمی خواهمم داشته باشمت،نترس فقط بیا
در خزان خواسته هام کمی قدم بزن تا ببینمت
دلم برای راه رفتنت تنگ شده است…







 ببین من دل به کی دادم / به اون کس که نمیخوادم
دلم شیشه دلش سنگه / واسه سنگه دلم تنگه




خواستم خودم رو گول بزنم،همه ی خاطراتم رو انداختم یه گوشه ای
 و گفتم:فراموش یه چیزی ته قلبم خندید و گفت: یادمه





حضورآرامت مدت هاست درکنارم نیست امایادتومهمان همیشگی قلبم است




نفس نمیکشد هوا؛
قدم نمیزند زمین؛
سکوت میکند غزل؛
بدون تو یعنی همین....





اون روزا که خودم بودم کوچه پر از ترانه بود چشام یه برق دیگه داشت درختا پر جوانه
 بود من بودم و بنفشه ها یه پشت بوم یه خاطره دل جوونم می تپید پشت حصار پنجره...





زمانی "من و تو " بودیم و "دیگران" در کنارمان
حال " من و تو "هستیم اما "دیگران " بین مان . . .





می خواهم تنهاییم را آنقدر تنها بگذارم تا از تنهایی بمیرد....





ممکنه من بهت بگم :"بذار به درد خودم بمیرم"
اما تو نذار بمیرم
شعور داشته باش!!







كــــفش هاى آخرين ديــــــدارمان را برق مي اندازمـــــ
امـــــــــا.....
چــــــــــقدر براى پاهـــــــايم كـــــــــــــوچكند...





دلم برایت تنگ شده !
می خواهم آنقدر اشک بریزم
تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود .
ولی می ترسم …
” تهران” ، ” ونیــــز” شود !!!





ميپوشانم دلتنگي ام را با بستري از كلمات
اما باز كسي در دلم تو را صدا ميزند...





تصویر خاطراتمان را در قاب خالی ذهنم به امید دیدار نگه میدارم




از وقتی که تــو رفتی ، آینده هیچ وقت نیامد که هیچ
گذشته هم هیچ وقت نگذشت . . .





بغض هايم رابه آسمان سپرده ام!خدابه خيركندباران امشبم را.....







 هر جا که می بینم نوشته است :
” خواستن توانستن است ”
آتش می گیرم !
یعنی او نخواست که نشد ؟





اگر دلت گرفت سکوت کن !!
این روزها هیچ کس معنی دلتنگی را نمیفهمد!!!!!!




دلتنگی یعنی اینکه دقیقه به دقیقه گوشیتو چک کنی
 و وانمود کنی داری ساعت گوشیتو میبینی...






به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام،چگونه بشکنم ثانیه های سنگین دوری ات را...





نظر می رسد که زندگی بی تو
یعنی هیچ
حالا که رفتی
فهمیدم که فقط به نظر می رسید.....!




امروز و فرداهایم ، پس فرداها ، همه و همه
خراب شده اند
بعد از تو ...
برگرد





همه مرا با خنده های بلند می شناسند.
بیچاره بالشم با گریه های بی صدا...




عشق یک چرخه است:
وقتی عاشق می شوید، صدمه می بینید.
وقتی صدمه می بینید، متنفر می شوید.
... ... وقتی متنفر می شوید، سعی می کنید فراموش کنید.
وقتی سعی می کنید فراموش کنید، دل تنگ می شوید.
وقتی دل تنگ می شوید...
در نهایت دوباره عاشق می شوید.




به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی تاریک و تنهای خدا مانند
دلم تنگ است
و من تنها و تاریکم
سنگ است دلی که نیست در سنگر عشق.




با نگاهی
هرس کن
علف های هرز دل تنگی ام را!




گاه در زندگی، موقعیت هایی پیش میاد که انسان باید
تاوان دعاهای مستجاب شده ی خود را بپردازد.





چگونه دراين چشم هاى زيبا
جا داده اى
اين همه دروغ را؟!





ببين ...
باز هم دلم را تنگ کرده اى!





آدم ها عادت می کنند
به هر چیزی...
حتی به خنجر هایی که از پشت می خورند!




گذشت اون وقتایی که آدما همدیگرو دور می زدن
الان دیگه از روی هم رد می شن !!



برچسب‌ها: اس ام اس دلتنگی اردیبهشت 92, اس ام اس دلتنگی, پیامک دلتنگی, متن دلتنگی
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1392ساعت 11:40  توسط امیر  | 



آنچه نادیدنی بود از مردم دنیا دیدم باورم گشت آرامش نابینا از چیست!!




ديكه بين من و تو نه نفرتي هست نه عشقي .

قرارمون باشه يه روزي يه جاي اتفاقي





به  حرمت خاطرمون به دوری فاصلمون به پاکی رابطمون
دلتنگتم ای مهربون...




سر به گوش من بگذار و آرام بگو :دوستت دارم !! از چه

میترسی؟ فردا دوباره میتوانی انکار کنی......









خدایا من را كه آفریدی گارانتی هم داشتم؟ دلـــم دیگر كار نمی كند





بگذار که درها همگی بسته بمانند وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست





یک عمر قفس بست مسیر نفسم را ، حالا که دری هست مرا بال و پری نیست




 بر سر مزرعه ی سبز فلک باغبانی به مترسک می گفت :

دل تو چوبین است… و ندانست که زخم زبان دل چوب هم می شکند






من آنقدر خواستمت که نخواستنت را ندیدم تو آنقدر نخواستی که هیچ چیز از من ندیدی




تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام دردِ یک اتفاق که شاید

با اتقا قِ تـو دردش متفاوت باشد ویرانم

می کند من از دست رفته ام ، شکسته ام می فهمی ؟ به انتهایِ

بودنم رسیده ام ؛ اما اشک نمی ریزم پنهان

 شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند


كاش روزهــــــــــــاي دلتنگی ِ مـــــــــــن..... مثل ِ \"دوست داشتن هاي\"

تو كوتاه می شد . كاش............





زير باران گريه مي کردم آرام و بيصدا تو چتر را بالاي سرم گرفتي

اما همچنان گونه هاي من خيس از گريه ماند ...!

و تو هرگز نفهميدي که چتر بايد بالاي دلم باشد نه روي سرم ...



انگشتت فقط جای یک حلقه دارد ، دلت را ، دست به دست می کنی برای چه ...




بـغــض هایتـــ را بـــرای خــودتـــ نگــهـ دار .گــاهــیــ  سبکـــ نشـوی ، سـنـگـیـن تــری...




خـــــدایا میـــوه ی کــــدام درخـتـتــــــ را گــــاز بــــزنم کـــه از زمیـــن رانــده شـــوم؟





مــــرا از بـنــد آویــــزان کـنـیــد !
ســــر و تـــه ....!
شــایـد فـکــــرش از ســرم بـیـفـتـــد ... !!!




دور از نفس هایت... دق میکنم..! برایم بادکنکی باد کن.




زمان ، ساز سفر ميزند...
بي هيچ پاداشي حراج محبت كنيم كه همه ما خاطره ايم...





چه خوش خيال بودم...
که هميشه فکر ميکردم درقلب تو محکومم به حبس ابد..!!
يکباره جا خوردم...
وقتى زندانبان بر سرم فرياد زد...
(هى تو)...!
آزادى...!
وصداى گام هاى غريبه اى که به سلول من می آمد...!




سفري بايد كرد تا به عمق دل يك پيچك تنها كه چرا ، اين چنين

سخت به خود مي پيچد ، شايد از راز درونش بشود كشفي كرد، شايد اوهم دلتنگ است؛

شايد...




یکی بود یکی نبود هرکی بود غریبه بود از دلم خبر نداشت که تو رو از دلم ربود هرکی بود
 هرچی که داشت قد من عاشق نبود واسه چشمای سیات بخدا لایغ نبود..... (محسن یگانه)





نرنجم که با دیگری خو کنی تو با ما چه کردی که با او کنی؟؟!!






 من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آه نگ

است بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت

بگذاریم ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است





بیشترین دروغی که در این دنیا گفته ام ، این کلمه است......خوبم




یادت هست که (جناق) میشکستیم و میگفتیم ،
یادم تو را فراموش!!!
 ولی امروز تمام (استخوان هایم)!
 شکسته باز هم تو را فراموش نکردم!
 همین...!






كسي چه ميداند...
من...
 امروز...
چندبار فرو ريختم...
چندبار دلتنگ شدم...
از ديدن كسي كه...
فقط پيراهنش شبيه تو بود...





کفشهایت کو؟
میخواهم آنها را بردارم تا توام مثل بی وفایان هوس رفتن نکنی




سفري بايد كردتا به عمق دل يك پيچك تنها كه چرا ، اين چنين سخت به خود
مي پيچد، شايد از راز درونش بشود كشفي كرد ، شايد اوهم دلتنگ است ؛ شايد...




یک غریبه می خواهم بیاید بنشیند فقط سکوت کند و من هـی حرف بزنم و بزنم و بزنم...
تا کمی کم شود این همه بار ...
بعد بلند شود و برود انگار نه انگار...




هی فلانی!
میدانی؟
میگویند رسم زمانه چنین است!
می آیند ، می مانند ، عادتت میدهند و میروند؟
و تو تنها می مانی...
راستی رسم تو چیست؟
مثل فلانیهاست؟؟




عشق را با دست پيش مي كشی با پا پس مي زنی
بیچاره عاشقی مثل من که هميشه زير دست و پاست





گاهى جلوى آينه مى ايستم...
خودم را در ان ميبينم...
دست روى شانه هايش ميگذارم..
و ميگويم : چه تحملى دارد...
دلت...






تقصیر برگها نیست.
آدمها همینند!
نفس میدهی له ات میکنند...!





عادت مردم این شهرهمین است...
دور آتشی میرقصند که تو در آن میسوزی.




آنقدر فريادهايم را سکوت کرده ام که  اگر به چشمهايم بنگريد کر ميشويد





گاهی فرار میکنم از فکر کردن به تو
مثل رد کردن آهنگی که خیلی دوستش دارم




حیف ...
که فردا رویش نمی شود
این سر
این دل
نامت را فریاد بزند ...





 در ایستگاه آخر ...
پیاده شدی
دست تکان دادی و رفتی ....
و من به انتظار تو در سوزنبانی
بازنشسته شدم .....



چه سخته درجمع بودن ولی درگوشه ای تنها نشستن ؛

به چشم دیگران چون کوه بودن ولی درخود به آرامی شکستن...




اگر یکی دستتو گرفت و دلت لرزید ، زیاد عجله نکن ؛

یه روز با دلت کاری میکنه که دستات بلرزه...!!!

 


برچسب‌ها: پیام کوتاه دلتنگی, اس ام اس دلتنگی, متن کوتاه دلتنگی, اس ام اس تنهایی
+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1392ساعت 20:17  توسط امیر  | 



دلتنگ كه ميشوي ديگر انتظار معنا ندارد. يك نگاه كمي نامهربان

يك واژه ي كمي دور از انتظار, يك لحظه فاصله, ميشكند بغضت را...





سکوتم را به باران هدیه کردم // تمام زندگی را گریه کردم

نبودی در فراق شانه هایت // به هر خاکی رسیدم تکیه کردم





لامَصَصــ ب احْســــآس اسْتـ ... مَــزْرَعــه كـه نیســت هــِــی شُــخمَـــش مـیزَنــی لَعنَتـی !





عشق بعضی وقت ها از درد دوری بهتر است / بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتراست /
 توی قران خوانده ام یعقوب یادم داده است / دلبرت وقتی کنارت نیست کوری بهتراست





نــه از خــاکــم ، نــه از بـــادم
نـــه در بــــــنــدم ، نـــه آزادم
نـــه آن لـیـلا تـرین مــــجــــنــون
نــه شـــیــریــنــم ، نــه فــرهـادم
فـقـط مـثـل تـو غـمـگـیــنـم
فـقـط مـثـل تـو دلــتـنـگـم
اگــر آبـی تـر از آبـم
اگـر هـمـزاد مـهـتـابم
بـــدون تــو چـــه بـــی رنـــگــم
بــــدون تــــو چـه بـــی تــــابــم





منو یارم به هم وابسته بودیم / کبوترهای یک گلدسته بودیم
به هم بستیم پیمان تا قیامت / نگو که هر دو خالی بسته بودیم!







به جز حضور توهيچ چيزِ اين جهانِ بيكرانه راجدي نگرفته ام حتي عشق را.




در این روزهای زمستان یک استکان چای داغ مهمان منی.
کنار پنجره بخار گرفته دلت وقتی تنهایی،نوش جان کن.
چای رفاقت من، همیشه تازه دم است.




میدونی وحشتناک ترین چیز توی دنیا چیه؟
این که از یک کابوس وحشتناک از جا بپری
و ببینی زندگیت از اون کابوس وحشتناک تره !


تو به افتادن من درخيابان خنديدي و من همه حواسم به

چشمان مردم شهر بود كه عاشق خنده ات نشوند..!





من تا همیشه میتوانم تو را از میان مردمان دنیا پیدا کنم به شرط انکه چشمانت را نبندی






دش به عشق نمیرسید غرورم را زیر پا گذاشت تا برسد





امروز با همه دنيا قهرم ، اما تو صدايم كني برميگردم! سادگي كودكانه ام را ميبيني!




خداوندا... از بچگي به من آموختند همه را دوست بدارم، حال كه بزرگ شدم و
 كسي را دوست ميدارم ميگويند: فراموشش كن... "دكتر شريعتي"




بچه که بودیم دل درد را به یک زبان می گفتیم، همه می فهمیدند. حالا که بزرگ شدیم،
 درد دل را به صد زبان می گوییم، اما کسی نمی فهمد …





هيچ وقت نقاش خوبي نخواهم شد! امشب دلي كشيدم شبيه

نيمه سيبي ك به خاطر لرزش دستانم در زير آواري از رنگها ناپديد ماند..






سرخي چشم كبوترهيچ ميداني زچيست ؟ نامه ام ميبرد و بردرد دلم خون ميگريست.



بي تو اين فاصله ها طاقت من را برده / ساعتم زنگ زده عقربه هايش مرده /
 كاش باور كني از دوري تو دلتنگم / اين دل خسته ام از دوري تو پژمرده.



فال حافظ زدنت از پی دل تنگی کیست؟ ما که هر لحظه به یاد تو و دل تنگ توایم.



خدایا الودگی دلهای ادما ازحد هشدار گذشته

دنیاروچند روز تعطیل نمی کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟






زياد فرقي نکرده... خودِخودشه
فقط اوني که داره باهاش قدم ميزنه
" من " نيستم ... !





ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار
منو از خاطره کم کن خدانگهدار




جاي اسمي كه نوشتي تو دفترم براي يادگاري ، پر ز اشك شده

كه بي معرفت چه جوري ، راضي ميشي بشكني با دست خالي..




گفتم غم تو دارم چیزی نگفت و بگذشت. حافظ خوشا

به حالت یار تو نگذشت و: گفتا غمت سر آید





دوای درد مرا هیچ کس نمی فهمد / فقط بگو به طبیبان، دعا کنند مرا





اشك چشمان پر از قهر تو تحقيرم كرد. ياد آن روز كه تو شوق عبورم بودي!




 نیمه ی گم شده ی من باید یه آدم خیلی ولگردی باشه كه تا الان پیداش نشده..
.یه همچین آدمی به درد زندگی نمیخوره...اصلأ بره بمیره




گذشته ای که حالمان راگرفته است،
آینده ای که حالی برای رسیدنش نداریم و‎ ‎حالی که حالمان رابهم میزند..
زندگی شیرینی است!





دلـتَنگت می شوم…
چـشمانم را روی هم می گذارم
بلکه یادت را فراموش کنم…
تـو بگو دلــکم
مگر می شــود یــک عـمری را فراموش کـرد؟



دلم احساس غم دارد ، دراین انبوه ویرانى ، کمى

تاقسمتى ابرى و شاید باز بارانى… دمه دلم گرم






هزار بار دیگر هم از شانه‌ای به شانه‌ی دیگر بغلتی،
این شب لعنتی صبح نمی‌شود،
وقتی دلت گرفته باشد…






با يك عالمه فاصله از خودم انتظار دارم به تو برسم ، از اول هم آرزوهايم محال بودند!




در خيال آمدى و آينه قلب شكست ديگر آينه از امروز تماشا دارد !



دگر حس شقایق را نداری هوای قلب عاشق را نداری و از چشمان

خونسرد تو پیداست که شور عشق سابق را نداری



گاهی آدم احساس می کنه این جمله که «گریه مال مرد نیست»

رو یه آدم نامرد گفته تا ما رو از درون ویران کنه …

 





به خوابـــم نيـــا خوابــــم را رنگـــي ميکنـــي و روزم را سياه



در بیابان عشقت سایبانی نمیبینم ، دارم میسوزم از درد عشقت

ولی از تو جان رسانی نمیبینم.







رد پای من در برف های زمستان باقی است،

حتی بهار هم قندیل های دلم را آب نکرد





هيچ دلي بي بهانه نمي تپد نمي دانم بهانه ها دلگيرند يا دلها بهانه گير




هر جا دلت شکست ، خودت شکسته ها رو جمع کن تا

هرکسی منت دست زخمشو به رخت نکشه !!






 حالا که دستانت چتر نمی شوند حالا که نگاهت ستاره نمی بارد

حالا که خانه ای برای ما شدن نداریم

 از کاغذ شعرهایم اتاقی می سازم تا آوار تنهایی بر سرت نریزد

و آرامش خیالت،خیس اشکهایم نشود






به دنبال چه پایانی خلاف جاده ایستادی؟
چرا تاعادتت کردم به فکر رفتن افتادی؟
چرا باید به تنهایی دوباره بی تو برگردم؟
کجای جاده بد بودم؟ کجای قصه بد کردم؟




دوباره دلتنگی ، بی حواسم از خودم ، چه جوریه که حالم

اینجوریه گلم ، برای توست که میزنه بگو که زنده ام . .






چه داروی تلخی است ; وفاداری به خائن ، صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل...





بی حس شده ام از درد!
از بغض!
فقط گاهی ، خط اشکی...
میسوزاند صورتم را !!!





شال و كلاه ميبافم با خيالت...تا در سرماي نبودنت يخ نبندم!





عاشق شدم اما دلش کنارم نیست ، چشماش یه چیز دیگه رو داره میگه ،
حالم عوض شده فهمیدنش سخت نیست ، اگه هنوزم شک داری ، کنارت میمونم تا لحظه بیقراری.





گذشت زمانی که در دل غوغایی بود ، از حضورت در سینه بلوایی بود ،
حال دیگر برای تو جایی درسینه نیست ، تو برو خیالت راحت که دیگر دلی در سینه نیست.





نباشی ,
دلم که هیچ ...
دنیا هم تنگ می شود ...



عجب روزگاريست! هیچکس به سکوت آدم نمیرسه همه منتظرن به فریاد آدم برسن!!




تلخ ترین حالت جدایي روزي است که شیرین ترین لحظاتت با آنکه

دوستش داري سپري شود بي خبراز اینکه فردا و فرداھا دیگر او را نخواھی دید...




دردنيايی كه براي يك تكه سيب تمام بهشتيان زمين گير شده اند

چه انتظار غريبي است عدالت !!





هوايت دستان سنگيني داشت وقتي به سرم زد فهميدم...




در اغوش خدا گريستم، تا نوازشم كند، پرسيد فرزندم حوايت كو؟

اشكهايم را پاك كردم و به او گفتم در آغوش ادم ديگريست




روزهاست از سقف لحظه هايم ياد تو ميچكد ، اگر بارانش بند آيد، از اين خانه ميروم





 سیر شدم
بسکه سرد و گرم روزگار را چشیدم








همیشه حرارت لازم نیست....
گاهی ازسردی یک نگاه....
میتوان آتش گرفت....



با دلم نشستم اینجا سر شاه راهی که رفتی

غربت لحظه ای را دیدم که دستهاشو گرفتی





هر قدم از تو دور بشم ، یه قطره اشک رو گونمه...
اونقدر از تو دور بشم ، که دنیا رو آب ببره




میگویند شکستنی رفع بلاست ، ای دل تحمل کن شاید حکمتی است





تقصیره من نیست که بعد از تو او می آید این قانون قواعد دستوری است ...





باز باران !
اما این بار بی ترانه.
گریه های بی بهانه.
میخورد بر سقف قلبم.
یادم آید روی ماهت.
باورت شاید نباشد.
که دلم تنگ است برایت...





\"دل\" این کلمه ساده گاهی به اندازه یک دنیا برایت تنگ میشود





جای خالیت وقتی حس می شود که آدم های بعدی برخلاف تو ، چنگی به دل زدند...



باورم شد پاک بودن ذلت است ، عاشقی سوزاندن حیثیت است

باورم شد عشق ها لحظه ای ست ، بی وفایی قسمتی از زندگیست.





افسانه ها را رها کن ، دوری و دوستی کدام بهتر است؟
فاصله هایند که دوستی را میبلعند
من اگر نباشم ، دیگری جایم را پر میکند!
به همین سادگی....





اينجا زمين است...
زمين گرد است ...
و تويي كه مرا دور زدي روزي به من خواهي رسيد...
حال و روزت ديدنيست




آن نازنين كجاست كه يادم نميكند / صد غم به سينه دارم

و شادم نميكند / يك لحظه آنكه بي من هرگز نمي نشست

امشب به ياد كيست كه يادم نميكند





اندیشه ات رابا که میپرورانی؟
خوش به حالش...
مرا همين بس که دوستت دارم...




روزگاري مي آيد که برگردي ، آن وقت زمان را برايت معنا مي کنم...





 دلتنگم ، دل نکن ، غمگینم دل نشکن ، دلدارت دلگیره ، نباشی میمیره
دلگیرم یادم باش نزدیکم باشی کاش ، غمگینم میدونم از قلبت بیرونم




باز دل دیوانه شکست ، باز صدای قلب من در آمد و پرم شکست
بگزار رها شوم از این شب هایی که هر دقیقه اش ترس و سیاهی. . .
نرو / نرو





اسکار حق توست...
 مرا خوب فیلم کرده بودی!!






ثبت احوالم در شناسنامه ام همه چیزم را ثبت کرده است جز احوالم!!





فراموش کردنت کار سختی نیست!
کافی است دراز بکشم...

چشم هایم را ببندم...

و برای همیشه....

بــمیــــــــرم!






خدایا میشود این انسانهای ذهن بسته را به بهشت ببری؟

می خواهم قدری در زمین زندگی کنم...




زندگی، من می روم آخر تو بمان با مترسک های دست

خویش برقصان هر وقت ببر هر جا و بزن بر سنگ وجدانت آرام

تنها \"آدمند\" آنها...


برچسب‌ها: پیامک, پیام کوتاه دلتنگی, متن پیام کوتاه دلتنگی, اس ام اس دلتنگی 92
+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1392ساعت 20:15  توسط امیر  | 



کاش روزهــــــــــــای دلتنگی ِ مـــــــــــن..... مثل ِ \"دوست داشتن های\"

تو کوتاه می شد . کاش............






من نه عاشق بودمو نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من…
من خودم بودمو یک حس غریب که به صد عشقو هوس می ارزید…
من دنبال نگاهی بودم که مرا از پس آن سادگیم می فهمید…
و خدا میداند سادگی از ته دل بستگیم پیدابود




اگر امشب هم از حوالی دلم گذشتی آهسته رد شو غم را با هزار بدبختی خوابانده ام




دل ، این واژه ی بی نقطه گاهی به وسعت یک دریا برایت دلتنگی میکند !




فراق یعنی دوری.دوری یعنی دلتنگی.دلتنگی یعنی تو و تو یعنی تموم دنیا





فكر ميكردم تو همدردى
ولى نه!
تو هم دردى!!




اين عشق براي من هيچ نداشت اما گلهاي بالشم

را باغبان خوبي بود با اشكهاي من هرشب...





هروقت زخم خوردي مزه مزه اش كن ! نمكش آشناست






 به گمانم نفسي فرصت ديدن داريم، تا ته كوچه فقط حق دويدن داريم

نشكند پشت دل از بارغم حادثه ها، مثل يك بيد فقط حق خميدن داريم






درخيال ديگري
مي رفت ومن چه عاشقانه كاسه آب پشت سرش خالي ميكردم...





من كه بروم جابراي خيلي ها باز ميشود توي دلت! انگار زيادي جا گرفته ام!




من رو از خونه قلبت بيرون انداختي، بي‌ انصاف

درو باز كن دستم لاي در گير كرده!





باران همیشه میبارد اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند

نامردیست ان همه اشک را به یک چشمک فروختن






جلوتر نيا!
خاكستر ميشوى
اينجا دلى را سوزانده اند...







ساعت ها را بگو بخوابند ؛
بیهوده زیستن را
نیازی به شمارش نیست !





آمدم ... بودی! اما مثل قبل نبودی!! رفتم.




اين روزها آب و هواي دلم آنقدر بارانيست ،

که رختهاي دلتنگيم را فرصتي براي خشک شدن نيست





نمیدانم گنجشک ها که شبیه هم هستند ، چه طور همدیگر و میشناسن.
و نمیدانم چند نفر شبیه من هستند که تو دیگر مرا نمیشناسی .




دلم درد می کند . انگار خام بودند خیال هایی که به خوردم داده بودی





قشنگي فاصلهادراين
است که گاهي به يادمان مياندازد
کسى هست تادلتنگش شويم





ز درد و دلت فقط درد سهم من شد و دلت سهم دیگری .




خوبیهاس که باعث میشن آدمادلتنگ بشن،به خاطرتمام خوبیهات دلتنگتم.





روزی میرسد که با لبخند تو بیدار میشوم
این روز هر زمان که میخواهد باشد
فقط باشد !!!






 تا صبح گریه می کنم و غنچه می دهند گل های ریز صورتی روی بالشم !



حتی نیستی تا باور کنی که در ناب ترین لحظات دعایم بهشت خدایم را برایت آرزو میکنم..





برو که باید به رسم زمانه بروی..
برو اما یادت باشد من تو را چشم که نه دل در راه خواهم ماند...




میسپرمت دست خدا.....
برو بشو ازم جدا.....
شاید دیگه نبینمت برو بی صدا..............
توی چشات اشک نبینم.....
بزار کنارت بشینم.....
یه بغض سنگی داره میکوبه تو سینم...........




آرزویم بودنت، خواهشم دیدنت، عشقم داشتنت، خورشیدم

چشمانت، دنیام نگاهت، آهنگم صدایت، زندگیم فدایت، مرگم نداشتنت






ترسم انروز بيايي که نباشد جسدم،کوزه گر کوزه بسازد ز

خاک جسدم،لب ان کوزه بسازد ز خاک لب من،بي خبر لب بگزاري به لبان جسدم!ا




دست از پا خطا کنی تعویض میشوی همین حوالی کسی هست

شبیه تو ! این است پیام عشق های امروزی





کمی زود بود ولی دعایت گرفت مادربزرگ ...! دلم زود پیر شد





همزادکویرم تب باران دارم…!
درسینه دلی شکسته پنهان دارم. در دفترخاطرات من بنویسید…!
من هرچه که دارم از رفیقان دارم




من می بافم و تو می بافی.... من برای تو کلاه تا سرت را گرم کنم

تو برای من دروغ تا دلم را گرم کنی....








به يكي دل سپردم بي وفا شد چو پابندش شدم از من جدا شد

نمي دانم از اول بي وفا بود يا من نازش كشيدم بي وفاشد






از اشعارم هم تو را كنار گذاشته ام، ببين فراموشي انسان هاي

بي لياقت كار چندان مشكلي نيست





خط زدن بر من پايان من نيست آغاز بي لياقتي توست




قد تو به عشق نميرسيد، غرورم را زير پايت گذاشتم كه برسد؛ اما باز هم نرسيد!




دلم درد ميكند انگار خام بودند خيالهايى كه به خوردم داده بودى . . .




 اگر در معرفت يكتا نبودي اگرغارتگر دلها نبودي، دلم بيهوده دلتنگت نمي شد.



هر قطره اشك نشان دل شكستگي است، هر سكوت نشان تنهايي

است، هر لبخند نشان مهرباني است، هر پيام نشاني از دلتنگي من براي توست






جان رفته ولي زخم جفايت نرود / تاثيردو چشم بي وفايت نرود

فرشي زدل شكسته انداخته ام / آهسته بيا شيشه به پايت نرود







ديشب...
خسته تر از هر روز بودم

كاش ميشد گوشه اي مي نوشتم

خدايا خيلي خسته ام

فردا صبح بيدارم نكـــــــن.!!




خياط خوبي ست روزگار، اما دل مرا، به عمد يا سهو، نميدانم. . .!!
شايد بي هوا، تنگ به سينه ام كوك زد. . .





چهره ام سخت درهم است، فيثاغورثي پيدا كنيد اين مسئله را حل كند!





با نگاهم شدي غريبه، دوري و نديدن دل، چي شده حالا برات

سنگينه كه بگي دستام خاليه، هرچه بود محبت به عادتي ديرينه





دلی كه شكستي را گــــچ چاره نكرد...
گـــــل گرفتمش...




این‌روزها
دلم بیمار است..
هی دارد بالا می‌آورد
پس‌مانده‌های تو را ...!





آنکه میرود،نمیداند
اما آنکه بدرقه میکند میداند کاسه ی آب معجزه نمیکند...




خوشحالم که ساعتها را جلو کشیده اند
حالا یک ساعت کمتر از همیشه نیستی...





بی تفاوت باش ..
به جهنم ! مگر دریا مُرد از بی‌ بارانی ؟!





تو به احساست بیاموز نفس نکشد!
هوای دل ها آلـوده است...




بعضيا براي اينكه، ظاهرشونو حفظ كنن،..
باطنشونو نابود مي كنن..............




گرسنه ام گذاشتي تا حريصم كني اما ندانستي يك عاشق گرسنه

بي تحمل كه شود به هر آغوشي چنگ ميزند . . .!






 هروقت كم مي اورم ميگوييم اصلا مهم نيست

اما تو كه ميداني نبودنت چقدر برايم مهم است !





كاش مي شد
انكشت را تا حلق فرو كرد ... و دلتنكي را بالا آورد!





از دست زمان تیر باید بخوری،دائم غم ناگزیر باید بخوری، ۱۰۰ مرتبه

گفتم عاشقی کار تو نیست، بچه تو هنوز شیر باید بخوری!





پشت چراغ قرمرپسرك با چشماني معصوم ودستاني كوچك گفت:چسب زخم نميخواهيد؟
 پنج تا صدتومن، آهي كشيدم و با خود گفتم تمام چسب زخمهايت را هم كه بخرم نه
 زخمهاي من خوب ميشودنه زخمهاي تو...





لباس هایم که تنگ می شد
می بخشیدم به این و آن
ولی دل تنگم را ، حالا
چه کسی می خواهد !؟




وقتی كه ديگران گفتند او تو را به خاطرخودت نمی خواهد رويم را

برگرداندم افسوس كه باورشان نكردم و حالا آنها رويشان را برمیگردانند







انگشتم را نخ بسته ام تا به ياد آورم فراموشت كرده ام




هيچ انتظاري ازكسي ندارم، و اين نشان دهنده قدرت من نيست!

مسئله ، خستگي از اعتمادهاي شكسته است






بی بهانه تو را مرور میکنم تا خاموشیم نشان فراموشیم نباشد




گلوی آدم را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود ، دلتنگی هایی
 که جایشان نه در دل که در گلوی آدم است ، دلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند .




بغض هایت را برای خودت نگه دار
گاهی سبک نشوی ، سنگین تری . . .





دلي بستم به آن عهدي كه بستي تو آخر هر دو را با هم شكستي





از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم و هنوز نمی دانم

چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی من بدهکارت می شوم . . .





دلتنگی همیشه از ندیدن نیست لحظه های دیدار با همه زیبایی گاه پراز دلتنگی ست ....




اگه يه روزي رفتي و بر نگشتي بهت قول نميدم كه منتظرت مي مونم
اما ازت يه خواهش دارم وقتي اومدي يه شاخه گل روي قبرم بذار





 بارونی شو ببار واسم آخه دارم میشم کویر
دلم برات چه تنگ شده تورو میخواد فقط همین
نمیدونم شاید دلم دیگه شده بهونه گیر
هرچی که هست فقط خدا اونو یه وقت ازم نگیر




انقدر مرا سرد كرد .از خودش از عشق.....كه حالا جاي دلبستن يخ بستم

آهاي رو احساسم پا نذارين ليز ميخورين.....





سالهاست كه برچوبه تيرباران زندگي آويزانم، و از شليك خبري نيست...





من آنقدر خواستمت كه نخواستنت را نديدم تو آنقدر نخواستي كه هيج جيز از من نديدي





درد كه ميگيرد قلبم... لبخند ميزنم!!
يادگارى توست.





لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان
که از قلبم بر قلم و کاغذ میچکد
لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است و پر شیار...
لمس کن لحظه هایم را...
تویی که میدانی من چگونه عاشقت هستم
لمس کن این با تو نبودن ها را...







چه دنياي عجيبي است ...
همه ميگويند،حرف دلت را بزن ...
اما ، هر وقت حرف دلم را زدم ، دل همه را زدم !



وقتی "سرفم" میگيره؛ همه با ليوان آب به سراغم ميان.... ((اما وقتی "دلم" میگيره....... ))




آنان كه بودنت را قدر نميدانند رفتنت را نامردى ميخوانند!





كاش هفت ساله بودم روي نيمكت چوبي مي نشستم مداد سوسماري

در دست باصداي تو ديكته مي نوشتم

 تو ميگفتي بنويس دلتنگي من آن را اشتباه مي نگاشتم اخمي

بر چهره مي نشاندي و من به جبران دلتنگي را هزار بار مي نوشتم!






اينجا زمين است.ساعت به وقت انسانيت خواب است عجب موجود سخت جانيست دل....
هزار بار تنگ ميشود.ميشكند.ميسوزد.ميميرد ولي باز هم ميتپد




گفت:اينقدر سيگار نكش ميميري. . .

گفتم:اگه نكشم ميميرم. . .

گفت:اگه بكشي با درد ميميري. . .

گفتم:اگه نكشم از درد ميميرم. . .

گفت:هواي دودي جلوي درد رو نميگيره. . .

گفتم:هواي صاف جلوي مرگو ميگيره؟. . .

يه كم نگاهم كرد و گفت:بكش. . .




وقتي ازم ميپرسي كه خوبي و من ميگم اي بد نيستم...
يعني بدم..!
خيلي هم بدم...
پس نگو خدارو شكر..!!!




قصه بگو تا بخوابم...
امشب قصه آمدنت را ميخواهم...
ميخواني؟!





ﻧﺘـــــــــﺮﺱ. . .
ﺍﮔـــــــﺮ ﻫﻤــــــــ ﺑﺨـــــﻮﺍﻫﻤــــــــ
ﺍﺯ ﺍﯾـــﻦ ﺩﯾــــــــﻮﺍﻧـﻪ ﺗـﺮ
ﻧﻤﯿــﺸﻮﻣـــــــــ!
ﮔﻔـــــﺘﻪ ﺑﻮﺩﻣــــــــ ﺑﯽ ﺗـــﻮ ﺳﺨــــﺖ
ﻣﯿﮕــــــﺬﺭﺩ ﺑـﯽ ﺍﻧـﺼـﺎﻓــــــــ!
ﺣـــــﺮﻓﻤــــــ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻣﯿﮕــﯿﺮﻣـــــــــ
ﺑــﯽ ﺗــــــﻮ ﺍﻧﮕـــــــﺎﺭ ﺍﺻـﻼ
ﻧﻤـﯿﮕــــــﺬﺭﺩ.. . .
 






 به هيچ صراطي مستقيم نيست ! دلي که بي تاب ِ نوازش ِ سر انگشتان ِ تـــو باشد...





دلتنگ میشوم...
چشمانم را روی هم می گذارم بلکه یادت را فراموش کنم...
تو بگو دلکم مگر میشود یک عمری را فراموش کرد؟





چقدر زمونه بى وفاست...!
نمى دونم خدا كجاست...!
يكى بياد بهم بگه كجاى كارم اشتباست...!
گاهى مى خوام داد بكشم اما صدام درنمياد.
بگم آخه خدا چرا دنيا به آخر نمياد...




تمام دلتنگی هایم ، تمام خوشی هایم

تمام بی کسی هایم را میدهم تا شاید تو بازگردی

 


برچسب‌ها: اس ام اس دلتنگی 2013, مسیج دلتنگی 2013, پیامک دلتنگی 2013, متن دلتنگی 2013
+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1392ساعت 20:13  توسط امیر  | 

وقتي كسي نيست كه به او فكر كني به آسمان نگاه كن

زيرادرآسمان كسى هست كه به توفكركند





اگر خداوند ؛ یک روز ارزوی انسان را براورده میکرد من بی گمان

دوباره دیدن تو را ارزو میکردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا انگاه

نمیدانم براستی خداوند کدامیک را می پذیرفت





وقتي اومد نفهميدم!
وقتي كه بود نفهميدم!
همش مي‌گفت حواست باشه خيلي زود دير مي‌شه!
وقتي رفت تازه معني اين جمله رو فهميدم:
ناگهان چه زود دير مي‌شود...!



چه ساده بودم که گمان میکردم به دورم می گردند

کسانی که دورم میزدند ...








راديوميگويد:آمارتصادفات خيلى بالاست!
پس چرامن تصادفأهم تورانميبينم؟
بازهم آماردروغ؟!





مَـن فـَـ‌رامــ‌وش نَـکـــ‌رده ام ...
مَــن از نَـ‌هــایــتِـــــ درد بـ‌ه بـــی حـسـّــی رسـ‌یـــ‌ده ام . .





دلتنگم از اين لبخندهاي خشک ،
احوال‌پرسي‌ هاي معمولي !
چشمانِ من تصويري از جنسِ تو مي‌خواهد . . .



بوی مهربانی میآید
کجا ایستاده ای ؟ در مسیر باد !؟





جای خالیت را نفس عمیق می کشم ...
عطرت از تو باوفا تر است !




موسيقي دوريت راچه كسي مي سرايدكه صداي سكوتش همه هستي ام رافراگرفته...





گاهي فرار ميكنم از فكر كردن به تو مثل رد كردن آهنگي كه خيلي دوسش دارم.



ديگه فرصتي براي پيامك نيست دست واژه ها را ميگيرم

و بديدنت ميآيم. دلتنگيت در هيچ پيامي نميگنجد.





به دروغ گفته ام
به خوابم می آیی
تا چشمانم
دمی پلک بر هم بگذارند







 باورش سخته هنوزم که تو رفتی از کنارم
خط کشیدی روی فردا ، بی تو فردایی ندارم





کاش دستی از فراسوی افق ، گوش سنگین زمان را می کشید
هم زبانی می رسید از راه دور ، طعم تنها بودنم را می چشید





غصه ی محترم :
لطفا مزاحم تنهایی من نشو ، حالا که عشقم ترکم کرده قلدری میکنی ؟
از ما تنهاتر گیر نیاوردی ؟





آمدم امشب به میخانه تمنایت کنم
من نمیخواهم،بیا ساقی تماشایت کنم
بیقرارم ساقی از میخانه بیرونم مکن
کرده ام می را بهانه تا تماشایت کنم . .





نتوان ترک تو ای قبله دلها کردن / که محال است دگر مثل تو پیدا کردن . . .
 




دير باريدى باران ...
دير...
من مدت هاست در حجم نبودن كسى خشكيده ام...





فعلا دلتنگي تنها نصيب من از ھمه ي زيبايي هاي اوست...





سنگهايى كه من از ياد تو بر دل ميزدم خانه اى ميشد اگر خانه بنا ميكردم!




جای قول و قرارهایمان امن است ، زیر پاهای تو !








همش حواسم پرت توست، چه كردي بامن كه در تمام زندگيم رد توست




دلم ماند كنارت بي ترنم چشمانت، ميروم با دلي شكسته

سينه اي غبار گرفته، بدون هيچ دلگيري از تو، ولي بازم هميشه به يادتو





دلم برایت تنگ شده است ، چه از طول ، چه از عرض و چه

از ارتفاع ، می دانم تقصیر تو نیست ، قطعا تقصیر اشکال هندسی ست ...






روزي از عشق خودم را حلق آويز مي كنم و آخرين آرزوي من اين است در روي طناب اسم
تو را حك كنم تا حداقل در مرگم فكر كنم هميشه در كنارت خواهم بود






سخت ترین دو راهی ، دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است
گاهی کامل فراموش میکنی و بعد میبینی که باید منتظر می‌ماندی
و گاهی
آنقدر منتظر میمانی تا وقتی که میفهمی‌زودتر از این‌ها باید فراموش میکردی . . .




 يه وقتهايى هست كه جواب همه نگرانى ما ميشه

يه جمله كه ميكوبن تو صورتمون "بهم گير نده" !!!





در لحظه لحظه ي دلتنگي، تو با يادت داري با من مي جنگي



دردم اين نيست كه او عاشق نيست. دردم اين نيست كه

معشوق من از عشق تهي ست. دردم اينست كه با ديدن اين سردي ها من چرا دل بستم؟




لياقتت همون گوسفندايى هستن كه هرشب ميشمرى تا خوابت

ببره نه اون شب بخيرى كه من هرشب بهت ميگفتم!





رفتن بهانه نميخواهد بهانه هاى ماندن ك تمام شوند كافيست...




ابر بهارانيست براي خود اين دلم، هرشب در خفقانيست دلم،

دعا ميكنم هر شب و روز مرگ را ببيند اين دلم






اين روزها همه ميرن اگه كسى اومد تعجب كنين... مشكوك ميزنه !





اون لحظه كه گفتي؛ يكي بھتر از تورو پيدا كردم، ياد اون

روزايي افتادم كه به 100تا بهتر از تو گفتم من بھترينو دارم




هيچ انتظارى از كسى ندارم! اين نشانه قدرت من نيست؛

مسئله خستگى از اعتمادهاى شكسته است!




گرسنه ام گذاشتى تا حريصم كنى اما ندانستى كه يك

عاشق گرسنه حريص كه شود به هر آغوشى چنگ ميزند...





چه بي رحمانه.....تمام آرزوهاي كودكي مان را به دار قصاص آويختيم!





زهرجا بگذرد تابوت من غوغا به پا خيزد / چه سنگين ميرود اين مرده از بس ، آرزو دارد




گناهش گردن خودش...آن روز... روزه بودم که حسرت داشتنش را خوردم...



نمیدونم هر وقت زنگ میزنم طرف میگه: مشترک مورد نظر

در دسترس نیست اما مشترکی که مورد نظرم نیست همیشه در دسترسه...

برا شما هم پیش اومده




يه وقتهايى هم هست كه جواب همه نگرانى ات ميشه

يك جمله كه ميكوبن تو صورتت بهم گير نده!!!!



 تنها در اين دهكده ي كوهستاني شاخه ها را ميشكنم و به آتش

مي سپارم،به اين اميد كه اشكال دود تنهايم نگذارند.






فكر نكن تو دنيا تنهايي،بلكه فكر كن يه تنها هست كه تو براش يه دنيايي.!




کاش هر انسانی یک غالب دل داشت تا این همه دلها تند تنگ نشود...!!!







مــــرا از بـنــد آویــــزان کـنـیــد !
ســــر و تـــه ....!
شــایـد فـکــــرش از ســرم بـیـفـتـــد ... !!!





انگشتت فقط جای یک حلقه دارد ، دلت را ، دست به دست می کنی برای چه ...




زیر باران گریه می کردم آرام و بیصدا تو چتر را بالای سرم گرفتی

اما همچنان گونه های من خیس از گریه ماند ...!

و تو هرگز نفهمیدی که چتر باید بالای دلم باشد نه روی سرم ...


برچسب‌ها: اس ام اس, ا سام اس دلتنگی, پیام دلتنگی, sms 92
+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1392ساعت 20:11  توسط امیر  | 




آهای آدما ...
پاسخ \" دوست دارم \" مرسی نیست ........... !!



دل هیچ کس نمیسوزد برای حال غمناکم مگر سوزد همان شمع که میسوزد سر خاکم



سلام ای آسمان بی ستاره دلت مثله دل من تنگ و تاره اگه

میخوای رقابت با دو چشمم بگو ابرت از این بیشتر بباره




وقتی از غربت ایام دلم میگیره مرغ امید من از شدت غم

میمیره دل به رویای خوش خاطره ها میبندم باز هم خاطره ها دست منو میگیره




ميخوام روي تمام سنگهاي دنيا بنويسم دلم واست تنگ شده و ارزو ميكنم
 يكي از اون سنگها به سرت بخوره تا بفهمي دلتنگي چه دردي داره




داور قلبم نه سوت دارد نه کارت قرمز ...
راحت باش ...
تا دلت میخواهد خطا کن




کاش سری برای عاشقی نبود......
لبی از نچیدن گلی نبود....
کاش دلم هوای دیگری نبود.....
چشمهایت فانوس چشم دیگری نبود........




کسی چه میداند
امروز چند بار فرو ریختم؟
از دیدن کسیکه
فقط لباسش شبیه تو بود!




زحال ما گر پرسي بجز دوري ملالي نيست
ملالي هم اگر باشد تو خوش باشی خيالى نيست




قسمت این بود که من با تو معاصر باشم،
تا در این قصه پرحادثه حاضر باشم،
تو پری باشی و تا آنسوی دریا بروی،
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم.



نه صدايش را نازك كرده بود نه دستانش را آردى

از كجا بايد به گرگ بودنش شك ميكردم !





شبی از سوز دل گفتم قلم را / بیا بنویس غمهای دلم را /

قلم گفتا برو بیمار عاشق / ندارم طاقت این بار غم را




آن نازنین کجاست که یادم نمیکند / صد غم به سینه دارم و شادم نمی کند
 یک لحظه آنکه بی من هرگز نمی نشست / امروز به یاد کیست که یادم نمی کند.




دیشب خدا را دیدم گریه میکرد
من هم با او گریستم
هر دو یک درد مشترک داشتیم
.
.
آدم .





دشمن اگر كشت به دوست ميتوان گفت با كي بتوان گفت اين كه دوست مرا كشت





خدایا... در انجماد نگاه های سرد این مردم... دلم برای \" جهنمت \" تنگ شده است..!




بدترین درد این نیست که به اونی که دوستش داری نرسی
بدترین درد این نیست که عشقت بهت نارو بزنه
بدترین درد اینه که یکی رو دوست داشته باشی و اون ندونه



براي شادي روحم صلوات لازم نيست ، فاتحه ام

خوانده مي شود اگر يك لحظه از من دلگير باشي...





مثل اتاق زير شيرواني پر از خاطره بارانم ، كدام واژه مي فهمد برايت چقدر دلتنگم؟




عجيب است دريا همين كه غرقش مي شوي پس مي زند تو را... درست مثل تو!





آنقدر مرا سرد كرد از خودش...
ازعشق...
كه حالا به جاي دلبستن يخ بسته ام ، آهاي!!
روي احساسم پا نگذاريد ليز مي خوريد.





در تنهايي خيالم ، تو را مهمان روياهايم كرده ام تا به آرامي بگويم \"دلتنگتم\"





آن جا كه ديگران هستند ، من نيستم ، و اينجا كه من هستم انگار هيچ كس نيست




میدونی بزرگترین درد دنیا چیه اینه که بفهمی پناه لحظه هات یه پناهگاه دیگه داره...



فکر میکردم تو همدردی ولی نه تو هم دردی.
فرستنده : Mina







میگن عاشقی یه شبه پشیمانی هزار شب...
حالا هزار شب پشیمانم که چرا یک شب عاشق نبودم...



وقتی که دیر رسیدم و با دیگری دیدمت فهمیدم که گاهی

هرگز نرسیدن بهتر است از دیر رسیدن ...



شبى گفتى ندارى دوست من را نمى دانى كه من آن شب

چه كردم! خوشا برحال آن چشمى كه آن را به زيبايى پسنديش و رفتي




اگه صدامو میشنوی دیگه ازم جدانشو دنیا بهم وفا نکرد تو دیگه بی وفا نشو







من ، تو ، ما ، يادت هست ؟ تموم شد حالا تو ، او ، شما ، من به سلامت


آن روز که می گفتی دوست دارم گفتم نمی شنوم اما امروز که

آروم گفتی دوست ندارم می گم چرا داد میزنی





باز باران با ترانه می خورد بر سقف قلبم / باورت شاید نباشد خسته است این قلب تنگم




گریه نشانه ی ضعف نیست، گاهی نشانه ی یک بخشش است، یک فداکاری.. گاهی یک ظلم



مي دانم فردا استاد چشمانش را ريز خواهد کرد و با نگاهي خيره خواهد پرسيد: کجا بودي که
 درس نخواندي؟! چه طور به او بگويم که آخر، دل تو هم جايي در دنياست؟



سفر برايم هيچ چيز به جز دلتنگي ندارد. اما زماني به من

آموخت براي بهتر ديدن عظمت و شکوه هر چيز بايد قدري از آن دور شد





عشق مثل آبه، مي توني توي دستات قايمش کني، اما آخرش يه روز دستتو وا مي کني
 مي بيني نيست! قطره قطره چکيده بي اينکه بفهمي..
فقط احساس مي کني کمي دستات نمناکن. اين همون رطوبت خاطره هاست که بر جاي مونده




در تنهایی خیالم ، تو را مهمان رویاهایم کرده ام تا به آرامى بگویم : دلتنگتم...




بیچاره عروسک که دلش میخواست زار زار بگرید ولی خنده را بر لبانش دوخته بودند...



وقتی عاشق شدی مواظب دلت باش تا از کم محلی های طرف , میدون خالی نکنه





به حرمت خاطرمون به دوری فاصلمون دلتنگتم ای مهربون


خداوند پرسید میخوری یا میبری و من گفتم میخورم. چه میدانستم

لذتها را میبرند و حسرت ها را میخوردند...





قلبم فدای عزیزی که دنیای از دلتنگی را به امید یک لحظه دیدنش به جان میخرم...




در زندگی از دست کسانی میرنجیم که کوشیده ایم از دست ما نرنجند




رؤیاهایم را امشب می گذارم دم در ،
بیچاره رفتگر...



تور سفید رو سرت پیرهن مشکی منه الاهی خوشبخت

شی عزیز عشقت همیشه پیشم





همیشه یکی هست که درد دلتو بهش بگی ؛
ولی بترس از روزی که همون بشه درد دلت...




درويشى راگفتند ، زندگى برچند بخش است؟
گفت:كودكى و پيرى
گفتند: پس جوانى چه شد؟!
گفت: باعشق سوخت و با بى وفايى ساخت و با جدايى مرد!!



نه چتر داشتي باخودت ، نه روزنامه ، نه چمدان.... عاشقت شدم!!!
از كجا بايد مي فهميدم مسافري!!!





مرا ببخش... اگر به تو پیله کرده ام قدری طاقت بیاور پروانه می شوم و می روم...




تمام احساسم رو به تو بخشیدم... با اینکه برای تو خیلی کم بود ، من رو بی همه چیز کرد.


 

ز سوز عشق تو می نالم امروز به این درد و غمم می بالم

امروز دلیل مستی ام ،ای برگی از تاک از این پس تو بگو، من لالم امروز





كمي گيجم كمي منگم عجيب است پريده بي جهت رنگم عجيب است تو راديدم همين يك ساعت پيش برايت باز دلتنگم عجيب است



خدایا …. یا فریاد در گلو یم را بگیر، یا بغض گلوگیرم را …
هرکدام راه دیگری را بسته . . .





چه قدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست



سخت است وقتی میدانی اینهمه دل در دنیا هست که هیچکدام برایت تنگ نمی شود..!




اگه فراموشم کنی میرم سراغ سرنوشت ، میگم چرا اسم منو فقط تو قلب تو نوشت ،
 اگه فراموشم کنی سلطان قصر غم میشم مثل 1 شمع بی فروغ لحظه به لحظه کم میشم.




فردا اگر ز ره نمى آمد من تا ابد كنار تو ميماندم ، من تا ابد ترانه عشقم را در آفتاب عشق تو مى خواندم.




گاه گاهی که دلم تنگ و نگاهم ابری است کاش می شد که تو را میدیدم.




از ته جاده صدایت می کنم ... بی هوا در دوریت هی گریه زاری می کنم ...
  آنقدر بر آسمان فریاد زنم ... تادلش رحم آید و با من، بی تابی کند




آمدنت يك رويا بود ، ماندنت يك خاطره ، رفتنت يك فاجعه



خسته درحبس زمینم ، ماه من یادم کن ، به نگاهی به پیامی ، سخنی شادم کن...



وصل تو كجا و من مهجور كجا! دردانه كجا حوصله مور كجا!
هر چند زسوختن ندارم باكى ، پروانه كجا آتش طور كجا



در خلوت من جز تو کسی راه ندارد،
رخسار فریبای تو را ماه ندارد،
غمنامه ی من غصه ی چشمان تو باشد،
``غیر از تو دلم دلبر دلخواه ندارد``‏‎ ‎خیلی به یادتم




گفتم دوستت دارم ، نگاهی به من کرد و گفت : چندتا ؟

دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم

اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود .




به سلام ها دل نمی بندم از خداحافظی ها غمگین نمی شوم دیگر

عادت کرده ام به تکرار یکنواخت دوری و دوستی خورشید و ماه




هم نفس آرام باش بیدار بیدارم ، غیر از تو هر چه دارم سخت بیزارم ،

خسته تر از خاکم و افتاده ام ، در کنج غربت ، از غم هجران تو بیمار بیمارم





در جهان هرگز مشو مدیون احساس کسی تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی گوهر
خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی




دوری از این دیده اما باز یادت می کنم .حرمت این آشنایی فرش راهت می کنم در فراقت

 غم حصار خنده هایم را شکست باز هم از انتهای دل صدایت می کنم .









می پوشانم دلتنگیم را با بستری از کلمات ولی باز کسی در دلم تو را صدا میزند.




کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش ولی آهسته می گویم الهی بی اثر باشد



دل زخمی فریب چشم شهلا میخورد ، ساده دل در زندگی از این و آن پا میخورد، در گذزگاه
 زمان بی دست و پا بودن خطاست، توپ چون بی دست و پاست، از این و آن پا میخورد...



وسعت دوست داشتن هميشه گفتني نيست گاه نگاه هست و گاه سكوت ابدي



بوي غربت ميدهم اما غريبه نيستم گر چه ميدانم كه عمري در غريبي زيستم رو
 بروی آينه شب تا سحر غم ميخورم تا بفهمم عاقبت در جستجوی كيستم



سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پابر جاست.




كاش فاصله ها مثل سياهى مداد بودند كه بتوان هنگام دلتنگى آنها را پاک كرد.




اشتباه از من بود ، پررنگ نوشته بودمت بر کتیبه ی دلم، به سختی پاک میشوی!




طوطیم اندر قفس اما دلم پیش توست گر قفس را بشکنم پرواز من سوی تو است


دلتنگی یعنی : شماره ات را پاک کرده ام , هر شماره غریبی

به شوق اینکه تویی خوشحالم می کند




اتل متل گل ياس هديه به تو يه الماس
كاش بدوني دل من بدون تو چه تنها ست




بسترم صدف خالى يك تنهايى است و تو چون مرواريد گردن آويز كسان دگر




من از اعدام نمى ترسم نه از چوبش نه از دارش من از پايان بى ديدار ميترسم



زندگی باید کرد: گاه با یک گل سرخ گاه با یک دل تنگ گاه باید

رویید در پس یک باران گاه باید خندید با غمی بی پایان!!!





دیشب که نمیدانستم به کدام یک از گریه هایم بگریم! خندیدم



آنقدر آرزوهایم را به گور بردم که دیگر جایی برای جسدم نیست...



××پیام های بازرگانی شبکه دلتنگی ××
به همین سادگی
به همین تـــلخی
پــودر کیکـِـِــ نبودنــه تـــــو


بسيار نمي خواهم تنها كمي براي چشم به هم زدني دستت را

به من بده تا دلت را در

 آغوش بگيرم لعنت به تمام كساني كه تو نيستند ولي عطر تو را مي زنند.




از فیس بوک بدم می آید چون راه دور زدن دل من

را مثل همان وی پی ان به تو یاد داد!




نگو بار گران بوديمو رفتيم ، نگو نا مهربون بوديم رفتيم ،

آخه اينها دليل محكمي نيست ، بگو با ديگران بوديم و رفتيم !!!




اعتراف می کنم! من نیزگاهی به آسمان نگاه میکنم دزدانه!

به چشمان ستارگان اما نه به تمامی آنها تنها به آنها که شبیه ترند به چشمان تو...




نمی دانم پس ازمرگم که آید بر مزار من که بنشیند به سوگ من ،

سیه چشمی سیه بر تن کند یا نه!

 ولی سوگند تو را سوگند به جان دلبرت سوگند مرا هم یاد کن

آن دم که من در زیر خاک سرد تنهای تنهایم.




نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر فقط میدانم

در آغوش منی ، بی آنکه باشی و رفتی ، بی آنکه نباشی عاشق ترم





به که گویم غم خویش به سکوت شب سرد به گل پرپر یاس ای سراپا همه ناز دوریت را چه کنم ؟



طعنه بر خاری من ای گل بی خار نزن //// من به پای تو نشستم که چنین خار شدم...




از گلچین امیدهایت چتری برایم بفرست که خیس دلتنگیت نباشم...!




دیدن دوباره ، تکرار خاطره هاست ، خاطره ها دلتنگی های نو میسازه
پس بسازم خنجری نیش اش زفولاد / زنم بر دیده تا دل گیرد آرام



\" مهربانی ام \" را .. چنان گریاندند .. که بوی \" نا \" گرفت ..
مهربانی ام .. \" نامهربان \" شدم !




روزی که بلا آمد و کس مرا تیمار نکرد آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد گویا
عشق شده سهمیه بندی که دگر موتور قلب تو خاموش شد و کار نکرد



من مثل یه پروانه همش دورو ورت بودم مثل سایت تو تنهای همش پوشت سرت بودم
به آتیش میکشم هرجا که می بینم ازم دوری هنوز پشت سرت هستم مثل سابق همون جوری



روي قلبي نوشته بودن شكستني است مواظب باشين ولي

من روي قلبم نوشتم شكسته است راحت باشيد



ماهيان شهر ما از كوسه هم وحشي ترند، بره هاي اين حوالي

گرگ را هم ميدرند، خنجري بر قلب بيمارم زدند، بي گناه بودم ولي دارم زدند.




اسمان دلم براى تو آنقدر تنگ ميشود كه آغوشم برايش كهكشان است




وقتی کاسه ای زیرنیم کاسه هست؛ یعنی من به او فکر می کنم ؛ او به دیگری.




شب که میشود نبودن هایت را زیر بالش میگذارم و شجاعت خود را زیر سوال...
دوام میاورم تا فردا؟؟؟




حالم را پرسيدند گفتم رو به راهم نمي دانند رو به راهي هستم كه تو رفته اي


خانه به دوش فنا در شب طوفانیم ، داغ کدامین گناه خورده به پیشانیم ؟

همسفر بادها رفته ام از یادها، فاصله ای نیست تا لحظه ویرانییم!





من همیشه بهترینا واسم بوده و هست ... اگه مال من نشدی حتما بهترین نبودی


هرگاه صدای جدیدی سلام می کند تپش قلب می گیرم!

من دیگر کشش خدا حافظی ندارم مرا ببخش که جواب سلامت را نمی دهم!!...



روحم میخواهد برود یک گوشه بنشیند پشتش را بکند به

دنیا پاهایش را بغل کند و بلند بلند بگوید: من دیگر بازی نمیکنم.




جفا مکن که جفا رسم دل ربایی نیست جدا مشو که مرا طاقت جدایی نیست




برای شکستن من یه اخم تو کافیه ، نیازی به فریادت نیست . واسه اشک ریختنم سکوت
 تو کافیه نیازی به قهر نیست . برای مردنم حرف رفتنت کافیه نیازی به انجامش نیست .





شگفتا !
ردپاى دزد دهكده ى ما بروى برف،
چقدر شبيه چكمه هاى كدخداست !



اگر اى دوست تحمل بنمايى ، همچون خارى كه شود همدم گل ،

با تو تا مرز شكفتن ، با تو تا سبز شدن ، آن طرفتر حتى...

با تو تا زرد شدن میمانم!!!...



سراغ كلبه ما را كسى جز غم نميگيرد ، خوشا روزى كه غم هم گم كند ويرانه ما را




گفتی دوستت دارم و من به خیابان رفتم!
فضای اتاق برای پرواز کافی نبود.



دل درد تو را به جان مداوا نکند در عشق تو جان ز غم محابا نکند
 ما را و غمت به کس نگوییم اگر بوی جگر سوخته رسوا نکند




كرم زشت و تنها بود. پيله بست. پروانه شد زيبا شد و رفت...
حكايت توست با من اوج گرفتى شدى مال ديگرى




چه تلخ است بعد ازسالها جست و جو , نیمه گمشده ات را کامل بیابی....




در تنهایی خیالم تو را مهمان رویاهایم کرده ام و به آرامی میگویم دلتنگتم




زدم فرياد خدايا اين
چه رسميست يكى
را دوست دارم پيش
من نيست يكى را
دوست دارم قد دنيا
ولى او از دل من با
خبر نيست چگونه
من در اين گرداب مانم
كه يار من زه من
دور است جانم دراين
مأوا كه نامش دنيا
است چگونه اى خدا
زنده بمانم



کفشهایم که جفت میشود دلم هوای رفتن میکند ،

کودکانه بیقرار تو میشوم بی آنکه فکر کنم دلتنگ من هستی یا نه؟




اگر نگاه کردن خواستن است ، تا آخر عمرم نگاهت میکنم .



تو به احساست بیاموز نفس نکشد ، هوای دل ها آلودست !!!!
اینجا فاصله یک عشق تا عشق بعدی یک نخ سیگار است . . . !


راه که می روم برمیگردم پشت سرم را نگاه میکنم.....

دیوانه نیستم.... خنجر از پشت خورده ام.




میان همهمه ی برگهای خشک پاییزی فقط ما مانده ایم که هنوز از بهار لبریزیم





زخمی عمیق در دلم است............ روزگار بی رحم نمک میپاشد...
و من پیچ و تاب میخورمو همگان گمان میکنند که من مستم و میر قصم...




صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو
تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو




کاش دل آدم عین دماغ بود وقتی می گرفت فین می کرد وا می شد.




نقــاش خــــوبی نــــبودم...
اما ..
ايــن روزها...
به لطـف تــــــــــو...
انـــتظار را
ديـــدنی ميكــشـم




غمگینم همچون پیرزنی که آخرین سربازی که از جنگ بر میگردد پسرش نیست




با من بمـــان ...
آن‌ها که رفتنشان را طـــاقت آوردم ...
تـــو نبودن




زچشمانم هرچه دور افتی به دل نزدیکتر باشی ، تو را کی میتواند روزگار از یاد من گیرد.


اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمی دانم اینجا شده پاییز ،

آنجا را نمی دانم اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمی دانم ...




رسيدن به آن برايم يك رويا يك خواب باشد



اعتبار آدمها به حضورشان نیست به دلهره ای است که در نبودنشان درست می کنند




باورت گر بشود ، یا نشود ، حرفی نیست
اما...
نفسم میگیرد;
در هوایی که نفس های تونیست...




دلتنگى هميشه از نديدن نيست
لحظه ى ديدار با همه ى زيبايى گاه پر از دلتنگیست



درد ياري كه رفيقان همه دل ميشكنند به تو نازم كه صفايت غم دل ميشكند!



بزن اي تار آهنگي به ساز راز دلتنگي بخوانم بر سر سنگي، كه دل مرده ز دلتنگي



قفس داران غرورم را شكستند دل پاك و صبورم را شكستند

به جرم پا به پاي عشق رفتن پرو بال عبورم را شكستند رهايي

در اميدم موج ميزد ولي روياي دورم را شكستند




زماني فراموشت خواهم كرد كه عقلم خاموش،نفسم قطع،روحم درآسمان،وتنم زيرخاک باشد...




هر چه کمتر بهش بیشتر فکر کنی دردش بیشتر کم تر میشه



ازش پرسیدم چقدر دوستم داری؟گفت به اندازه شکوفه های بهاری

و چه راست میگفت چون شکوفه های بهاری مهمان دوروزه اند.





میرسد روزی که من و تو , سخت درگیر زمان باشیم و ببریم از یاد مهربانی را........



دل عاشق چه غمگینه خدایا ، غم عاشق چه سنگینه خدایا ،

دیگه عاشق نمیشم تا قیامت اگه عاشقی اینه خدایا...




دیشب که باران آمد، میخواستم سراغت را بگیرم اما خوب میدانستم

باز هم که پیدایت کنم، باز زیر چتر دیگرانی




خسته ام از این زندان که نامش زندگیست.. پس قشنگی های دنیا دست

کیست.. باختم در عشق اما باختن تقدیر نیست.. ساختم با درد تنهایی مگر تقدیر چیست......؟




همیشه شیرین نباش فرهاد گاهی باید طعم دیگری را تجربه کند




دور باش ، اما نزديک ، من از نزديك بودن های دور مى ترسم




صحبت از فاصله نيست صحبت از مهر و وفاست شايد اين فاصله ها محک عاطفه هاست




هميشه فصل دلم پاييز است ، طلوعش بس دلگير و غروبش هميشه طوفانى ست



تو دریایی و من موجی اسیرم، که میخواهم در آغوشت بمیرم .

بیا دریای من آغوش برکش، نمی خواهم جدا از تو بمیرم




صبر کردن دردناک تر است و فراموش کردن دردناکتر اما از این

دو دردناکتر این است که صبر کنم یا فراموش







آسمان باد یگران صاف است و با ما ابر دارد
می شود روزی صاف با ما اما صبر دارد




برچسب‌ها: متن دلتنگی, اس ام اس دلتنگی, پیامک دلتنگی, مسیج دلتنگی 92
+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1392ساعت 20:9  توسط امیر  | 



الهى گواهى كه گاهى نگاهى ندارد گناهى!





غمگین و بیقرارم زخمی تر از بهارم وقتی تو را ندارم نفرین به هر چه دارم




آنقدر رسم وفا مرده که ترسم روزی مجنون گر زنده شود یادی ز لیلی نبرد.





تنهــــــــــا بودیم یکی تنهاترمون گذاشت و رفت...‬





دلتنگي بد نيست , يادگاريست از آنهايي كه دوستشان داريم و دورند





شب است و در به در کوچه هاى پر دردم، فقير و خسته به دنبال گمشدم ميگردم ،
 اسير ظلمتم ، اى ماه پس کجا ماندى؟ من به اعتبار تو فانوس نياوردم.





قصه اصحاب كهف يك شوخيست اينجا يك روز كه بخوابى همه تو را از ياد ميبرند...





امروز دوباره يادتو داغ دلم رو تازه كرد نبودنت كنار من غمهامو بي اندازه كرد



صبركن سهراب!
گفته بودى قايقى خواهى ساخت. . .
قايقت جادارد؟!
من هم ازهمهمه ي اهل زمين دلگيرم!!!




وقتي كسي دير يادم مي كنه نگرانش نمي شم ، چون شاد بوده كه از يادش رفتم.!





و هميشه حرفي نوك زبانم خواهد ماند ميدانم ؛ جان خواهد داد

و من انگشت به دهان در فكر آن حرف خواهم سوخت





وقتی که از بی کسی غمگین باشی هر کسیو می تونی تحمل کنی هر کسیو ....







عده ای می گویند: هستیم ، در کنارت ، اینجا اما کاش می گفتند: هستیم تا زمانی که خوشی ،
 در کنارت تا زمانی که دهی منفعتی ، اینجائیم ، آنجا نـــه . . .





بيزارم از اين كه اسم هرزگى هايت را آزادى و اسم نگرانى هايم را

گير ميگذارى و براى بى تفاوتى هايت اعتماد را بهانه مى آورى.






طرف چپ پيراهن هايم ، مدتى است تير ميكشد ، چه پيراهن هاى

عجيبى ، حتى وقتى تنم نيستند ، طرف چپ سينه ام تير ميكشد!!!






پارسال با او زير باران راه ميرفتم..‏‎.‎
امسال راه رفتن او را با ديگري در زير باران اشكهايم ديدم..‏‎.‎
شايد باران پارسال هم اشكهاى ديگرى بود!






سالهاســــت عبور کرده ام از خویش . .
یادم بخیــر . . .





میدونی چی سخته؟؟؟ کسی که دوسش داری پیشت بشینه

و در مورد کسی که دوسش داره باهات صحبت کنه...





آدما از مرگ میترسند چون ممکنه فراموش بشن...
اما من زنده ام و فراموش شدم...!!!





خیلی سخته باشی اما دیده نشی ...




از چرخش این روزگار سیرشده ام، از روز و شبم خسته و دلگیر شده ام ،
 چرا مرگ مرا نمی گیرد در آغوش ، به خیالش که جوانم به خدا پیر شده ام،




قيمت اهل وفا يار ندانست دريغ ! قدر ياران وفادار ندانست دريغ !

درد محرومى ديدار مرا كشت افسوس ! يار حال من بيمار ندانست دريغ !





لجم ميگيرد وقتى عاشقانه هايم را مينويسم براى تو! اما همه ميخوانند الا تو



قسمتم نيست ببينم رخ دلدار! ولى هركجا هست بداند كه خرابش شده ام ؟





در گذزگاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرند عشق ها میمیرند
 رنگ ها رنگ دگر میگیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جا میمانند



اشکاتو کی میشمره وقتی که دستای من از گونه هات دوره

  رفتن همیشه اختیاری نیست آدم یه جاهایی رو مجبوره.....







صدای سازشون میاد اون طرف ها عروسیه سهم

من از این جشن شاد یک آه و یک دلسوزیه







و هرچه از نگاه تو دور شدم به تو نزديكتر شدم!
و حالا...
و حالا كه در مني اوج دوري ماست!!






میدونی سخت ترین لحظه ی زندگی چیه؟وقتی بفهمی

واسه کسی که تموم زندگیته فقط یک تجربه ای...





خزان بنشست و گل با بادها رفت چه آسان میشود از یادها رفت




همیشه بال داشتن و پرواز کردن خوب نیست کلاغ قصه ها

خیلی وقته به خونش نرسیده





تا عشق تو آمد در قلبم ، تو رفتی ، تا آمدم بگویم نرو ، رفته بودی

تا خواستم فراموشت کنم خودم را فراموش کردم






همیشه دلتنگی بود و انتظار ، همیشه لبخند بود و به ظاهر یک عاشق ماندگار امروز
 دیگر مثل همیشه نیست ، حس و حال من مثل گذشته نیست امروز دیگر مثل همیشه نیست ،
 من هم طاقتی دارم ، صبرم تمام شدنیست




گفتی مرا دوست داری ، اما دوست داشتنت دو روز است

دیروز گذشت و آخرش امروز است!



فريادها مرده اند، سكوت جاريست، تنهائي حاكم سرزمين

بي كسي است، ميگويند: خداتنهاست، ما که خدا نیستیم، پس چرا از همه تنها تریم؟









چـــــه زیباست و آرامش بخش ، حس خوابی به درازای ابدیت . . .





یک تلنگر کافی بود، برای اینکه بشکنم، بهرحال از مشتت، ممنون!!!






همه مرا به خنده های باصدا می شناسند؛این بالش بیچاره، به گریه های بی صدا از اینجا احمق
 بودنت شروع می شود؛وقتی می فهمی موجود دیگری را، بیشتر از خودت دوست داری!!!




من ازسوخته دلانم به کسی کینه ندارم/یک شهر پر از دشمن و یک دوست ندارم



خلقت من از روز اول یک وصله ی ناجور بود من که خود راضی

به این خلقت نبود زور بود خلق از من در عذاب و من از اخلاق

خویش ای خدا از این خلقت چه منظور بود؟؟؟





با طلوع خورشید عشق میشود شروع با غروب خورشید عشق

میشود تمام چه شروع زیبایی و چه پایان دل انگیزی ای کاش

همیشه همین گونه بود و جایش خالی نبود...






من میبافم تو هم میبافی من کلاه تا سرت را گرم کنم / تو دروغ تا دلم را گرم کنی.





دلتنگ کودکیم یادش بخیر...
قهر میکردیم تا قیامت و لحظه ای بعد قیامت میشد...







پر میزند از کوچه خیالم باتو با جان و دل عاشقت شدم .
اما تو ؟؟؟؟
یک روز در این کوچه تو را میشکنند امروز من آواره شدم...
فردا تو






به ساحل نگاه تو شکسته قايق دلم ، چقدر منتظر شدم به ديدنم نيامدى

به آرزوى ديدنت گل شقايقى شدم ، چقدر منتظر شدم به چيدنم نيامدى







گاهى نميدانم
چه پیامى را بهانه کنم
تا از حال انکه دلم با اوست
آگاه شوم
این بار که دلتنگى را بهانه
کردم، فردا را چه کنم!!!




ز مرگم هیچ نمیترسم اگر دنیا سرم ریزد

از این ترسم که بعد از مرگ گلم را دیگری بیند.










زمینم ، خوب می دانم که اینجا جمعه بازار است...
و دیدم عشق را در بسته های زرد و کوچک هدیه می دادند . در اینجا قدر نشناسند مردم ،
 شعر حافظ را به فال کولیان اندازه می گیرند. نیا باران زمین جای قشنگی نیست!!!





چون خیالت همه شب مونس من است شرم دارم که شکایت کنم از تنهایی!!!!!





همیشه اقرار می کرد که دوستم دارد اما غافل بودم از

اینکه می گویداغراق می کنم که دوستت دارم......







باز امروز دلم ساز غمگين ميزند *در درون ميجوشد و تار جدايى

ميزند* لحظه ها در گذرند زندگي هم غمنامه خود ميزند







بی هيج اجباری می ماند
خاطره ای از تو در يادم
بی آنكه بدانم
دلتنگت ميشوم
بی آنكه بخواهم
بغضم برای توست
و تو بی آنكه بدانی
فراموشم ميكنی







خیلی سخته دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که هیچ بادی نمی وزد ...






نقاش خوبی نبودم ...
اما ...
این روزها ...
به لطف تو ...
انتظار را ...
دیدنی می کشم ...



 


بدنبال كسى هستم كه با درد آشنا باشد، دلش

غمگين خودش ساده كمى از جنس ما باشد






برو ......
من با خودم و دل شکسته ام کنار خواهم آمد .....
قانع کردن دلم بهتر است از تمنای عشق از تو و وجود یخ زده ات





آنروزكه سقف خانه ها چوبی بود!
گفتارو عمل در همه جا خوبی بود!
امروز بنای خانه ها سنگ شده!
دلها همه با بنا هماهنگ شده!




گرگها هرگز گریه نمیکنند اما گاهی عرصه زندگی چنان بر آنها تنگ میشود
که بر فراز بلندترین قله ها دردناک ترین زوزه ها را میکشند





باران کـه میبـارد......
دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود.....
راه می افـتم ...
بـدون چـتـر ...
من بـغض می کنـم ...
آسمـان گـریـه ...





اگر درد داری... تحمل کن...
روی هم که تلنبار شد...
دیگر نمیفهمی کدام درد از کجاس...!
کم کم خودش بی حس میشود...!





گاهی انسان ، به حال خویش می گرید که چرا انسانیت دارد در قبال بعضی ها ..!!!



تو برای من ، \"من\" بودی؛ اما من برای تو ، فقط \"تو\" بودم...



بعضی چیزا اینقدر درد داره که دردش دیگه حس نمیشه ....



دقايقي تو زندگيت هست که دلت براي کسي اونقدر تنگ ميشه

که دلت ميخواد اونو از تو رويات بيرون بکشي و توي دنياي واقعي با تمام وجوت بغلش کنی




افساردلم دست خدا بود چنين شد! اي واي اگر دست خودم بود

چه ميشد! مقصود دلم مهر و وفا بود چنين گشت! گر مقصد من جور و جفا بود چه ميشد



تو این دنیا تو این عالم میون این همه آدم ببین من دل به کی دادم

به اون کس که نمیخوادم دلم شیشه دلش سنگه واسه سنگه دلم تنگه




دوستت دارم؛ فقط قلبم خیلی شکسته، میترسم نتونم تکه هاشو کنار

هم نگه دارم و تو از لابه لاش بیافتی بیرون؛اون وقته که دیگه

نمیدونم کی سرقبرم شمع روشن میکنه!





معلم ميدانست! فاصله ها چه به روزمان مي آورند كه به خط فاصله ميگفت: خط تيره ...







خدایا در انجماد نگاههای سرد این مردم دلم برای جهنمت تنگ شده...



خیلی سخته تو چشمای کسی که تمام عشقتو ازت دزدیده و به

جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و

 به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت بشی حس کنی هنوز دوسش داری

خیلی سخته وقتی پشت بشه دیوارهی اشک گونه ها

 تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه هنوز دوسش داری





جای خالی انسان ها چـــــــه آسان پر میشود با \" بی مهری \" ...




چه تلخ و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش کلاه بگذارد…
این سرزمین را با عقل مصلحت اندیش ساخته اند.
پس باید با عقل مصلحت اندیش در آن زیست. و چاره ایی دیگر پیدا نیست و
 من «چنین کردم» اما «چنین نبودم» و این دوگانگی مرا همواره دو نیمه می کرد.




روزی که بود ندیدم….
روزی که خواند نشنیدم….
روزی دیدم که نبود….
روزی شنیدم که نخواند


برچسب‌ها: متن دلتنگی 92, پیامک دلتنگی 92, متن زیبای دلتنگی, اس ام اس دلتنگی
+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1392ساعت 20:0  توسط امیر  | 



فاتح قلب آسمون! تکیه بزن به شونه هام واسه

یه بارم که شده بگو هنوز تو رو میـخوام



درسایه دل شکستگی پیر شدم / غم خوردم با غمت نمک گیرشدم

تا آمدی آشنای قلبت باشم / گفتی که من از غریبه ها سیر شدم...






هیچ اتفاق خاصی نیفتاده! ستون حوادث خالیست...
هنوز زنده ام بی تو! باورت میشود؟






وقتي با كاميون عشقت از سربالايي پيچ دل ما بالا ميرفتي , ميدونستم چيزي جز گرد و غبارت واسه ما جا نمي مونه





چشمانت را ورق بزن شايد در گوشه اى از آن مرا به يادگار كشيده باشى




من دلم تنگ كسي است...
كه به دل تنگي من
مي خندد...!





ماكه همسايه ي اشكيم
ولي با دلِ تنگ
گر لبي خنده زند
ياد شماييم همه شب





چقــدر باید بگذرد؟؟
تا مـن
در مـرور خـاطراتم
وقتی از کنار تــو رد می شم.
تنـــم نلــرزد.....
بغضــم نگیــرد.....







رُخ به رُخ که شدیم
من مات شدم... !
و تو چون پادشاهی که
از اینگونه فتح ها را زیاد دیده است
بی اهمیت ، رد شدی







اگر به یادت نمی ایم دلیل فراموشی تو نیست...من ترس از ارتفاع دارم..







كاش ميشد وقت رفتن چشم هايم را كنار تو بگذارم تاكه درحسرت ديدارت نمانم





انگارپاى ثانيه ها لنگ مى شود وقتى دلى براى دلى تنگ مى شود




دور بودن از عزیزان مشکل است / إمتحان با وفایی ،در جدایی حاصل است

گرچه من دورم زپیشت ای رفیق / دوریت دریا و یادت ساحل است.







بى روى او به دنيا،يك ذره نيست ميلى از وقت رفتن او،خيلى گذشته،خيلى دلتنگم و پريشان،با يك اميد كم رنگ شايد براى من هم دلتنگ مانده ليلى







آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود
چشم خواب آلودش را مستى و رويا نبود
لب همان لب بود اما بوسه اش گرمى نداشت
دل همان دل بود اما مست و بى پروا نبود...






اگر رفتم،مگو او بى وفا بود،مگو با عشق من نا آشنا بود، تو با عشقت مرا

ديوانه كردى ، مگو راهش ز راه من جدا بود ...






اگر بعضى وقتها نميشنوى دوستت دارم به خاطر سايلنت دلمه ، نه اينكه معرفتم كمه!





ارزش قطره هاي باران را گلهاي تشنه ميدانند و قدر دوستان خوب را دلهاي تنگ






در جستجوی تو چشمانم از نفس افتاد ، در کجای جغرافیای دلت ایستاده ام که خانه ام ابری است
همیشه دلتنگ توام





نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم ، تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی !





همیشه دوست داشتم ابر باشم
چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره
جلوی همه گریه کنه





برچسب‌ها: اس ام اس دلتنگی, پیامک دلتنگی, مسیج دلتنگی, متن دلتنگی
+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1392ساعت 19:55  توسط امیر  | 



ساعت چیست؟
اختراع غریبیست که جای خالیت را به رخ دلتنگیهایم میکشد.

دلم به بهانه ی بچگی باز گریست . بگذار دل بزرگ

شود تا بداند همیشه هر چه بخواهد نیست


و تو بدون هیچ واهمه ای از دلتنگی که فردا دچار

آن میشوم رفتی... این بود دوست داشتنت؟





پس از این عشق به هر عشق جهان می خندم
هر که آرد سخن عشق به آن می خندم
روزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شد
پس از این سوز به هر سوز جهان می خندم




آره من اونم که گفتم واسه چشم تو ديوونم ، آره من قول داده بودم تا تهش باهات بمونم ،
 ولى پس دادى نگامو زير رگبار غرورت ، من فقط يکم شکستم خوب نگام کنى همونم





در فلسفه وفا چنين آمده است:
دل وقف شكستن است ، بيهوده مرنج...




خيلي ها نفرين مي كنن، تلافی مي كنن..
اما نه..
نفرين من: الهي اونی كه دوسش داری تنهات نذاره..
تلافي من: ميرم تا به اون برسي، سر راهت نباشم.
راستی، قدر من دوستت داره؟!





دلم تنگ شده برات،واسه صداقت چشات،واسه آخرين نگات،واسه گرمي
 صدات،واسه لبخند لبات،واسه عشق بي ريات،واسه پاكي و صفات





آن سوي دلتنگي ها خدايي هست ، که داشتنش جبران همه ي نداشتن هاست...





از دوست به یادگار دردی دارم که آن را به هزاران هزار درمان نخواهم داد.




بالشم را از پر خالي ميكنم
چنديست كه پرواز خوابهايم را آشفته است...





به جنگل سوخته خاطراتم سوگند ، درخت یادت را ، باغبان خواهم بود تا ابد!



بی خوابی شب هایم را به چه تعبیر کنم که شب آرامش نگاه تو را برایم زمزمه می کند.
آرام بخواب که من بی قرارم ، بیدارم تا تو آرام بخوابی.





چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن ، در جاده ای که هیچ بادی نمی وزد...



در خيال من بمان ، اما خودت برو
آنكه در روياى من است مرا دوست دارد نه تو





در سايه دل شکستگي پير شدم غم خوردم و با غمت نمک گير شدم تا آمدم آشناي قلبت باشم
گفتي که من از غريبه ها سير شدم.








تواين دنيا /تواين عالم/ ميونه اين همه آدم/ببين من دل به كي دادم/به اون
 كس كه نميخوادم/دلم شيشه دلش سنگه/واسه سنگه دلم تنگه





فاصله را بگو به خود نبالد که خاطره ي با تو بودن ، تمام فاصله ها را ميکشد




تو را مرور میکنم تا خاموشی من نشانه ی فراموشیم نباشد .

دلتنگ تو امروز شدم تا فردا. فردا شده باز هم گفتی فردا.

امروز دلم مانده و یه دنیا حرف. یک هیچ به نحو دل تو تا فردا...





هركوزه پرآب كه شب ساغر ما بود!
نوشیدن آن با تو شبی باور ما بود!
افسوس كه بعد از تو دگر مست نگشتیم!
هر چند كه صدساقی و می یاور ما بود!




شادیهایم هدیه به تو ،کم بودنش را بر من خرده مگیر این تمام سهم من از دنیاست...!




عزیز یادی بکن از یار خسته!
غباردوریت برمن نشسته!
دگر تیری نزن بالی ندارم!
وجودم از غمت درهم شکسته!





دل قاصدک شعر مرا از بر کن / برو آن گوشه ی باغ / سمت آن نرگس مست /
و بخوان در گوش و بگو باور کن/ یک نفر یاد تو را لحظه ای از یاد نخواهد برد





مي دوني سخت ترين لحظه ي زندگي چيه؟
وقتي بفهمي واسه كسي كه تموم زندگيته فقط يك تجربه اي!!!





به چشم خسته من آسمان از سنگ شده
لعنت به اين تنهايي ، دلم برات تنگ شده





يادت مياد ميگفتي براي من ميميري
خدا رو شكر زنده اي اما دوسم نداري!





به لبخندي مرا از غم رها كن
مرا از بي كسي هايم جدا كن
اگر مردن سزاي عاشقان است
براي مردنم هر شب دعا كن





لحظه هايي هست كه دلم واقعا برات تنك ميشه.اسم اين لحظه ها رو كذاشتم هميشه.




یکی من دادم و یکی من دادم و یکی من دادم و ... آیا این رسم عاشقیست؟؟



سیگار داری؟ می خواهم خاطره دود کنم!






من اگر آنقدر که به یاد تو هستم به یاد خدا بودم , آن دنیا نیمی از بهشت به نام من بود !






نبری گمان که دیگر ز دل ما رفته باشی / تو عزیز دل مایی هر کجا نشسته باشی





گلایه از بلندی پاهایم نکن تو گلیمت را کوتاه بافته ای




ميدوني بزرگترين درد دنيا چيه؟
اينه كه تنها پناهت، پناهگاه ديگري باشد...





اتل متل ستاره
گلم دوسم نداره
نه پيامك،نه ي زنگ
دلم براش شده تنگ




بوق اشغال ميزند وقتى شماره ات را در ذهنم ميگيرم ، كسى انگار پشت خط است

دلم یه لحظه میخواد....که یکی بپرسه چطوری؟بگم...خوبم.

بغلم کنه و بگه دروغ بسه... بگو چی شده؟؟






از پرچين اميدهايت چتري برايم بفرست كه خيس دلتنگيهايتم.





به قلب مهربانت بگو هيچ چيز يادت را از خاطرم نخواهد برد حتي وجود فاصله ها!





غربت را نبايد در شهر غريب جستجو كرد
همين كه عزيزت نگاهش را به ديگري فروخت تو غريبي!!!





خواستم خودم رو گول بزنم ، همه ي خاطراتم رو انداختم يه گوشه و گفتم: فراموش!
يه چيزي ته قلبم خنديد و گفت: يادمه!!!




پرنده از نبودنت آواز غم میخونه
چقدر دلم تنگ برات فقط خدا میدونه





امشب به رسم عاشقی یادی ز یاران میکنم، در غربتی تاریک و سرد از غم حکایت میکنم،
 امشب وجودم خسته است از سردی دلهای سرد، آیا تو هم در یاد ما هستی این شبهای سرد




ترسم از روزی که از روی مزارم رد شوی غافل از اینکه بدانی بر مزار کیستی.






از ازل تقدیر ما با جوهر هجران نوشت بی تو بودن را برای با تو بودن می نوشت
 می نوشت و آن ملائک می سرود قصه درد است هجران می نوشت

جدا موندن از کسی که دوستش داری فرقی با مردن

نمی کنه , پس عمری که بی تو می گذره مرگی است به نام زندگی....








کاش خبر از این دل تنگم داشتی، کاش خبر از غصه و آھم داشتی
 این دل شدہ مبتلا به تو ای دوست ، کاش مرھمی برای دردش داشتی



به يادت آرزو كردم كه چشمانت اگر تر شد به شوق آرزو باشد نه تكرار غم ديروز...





شبی باران شبی آتش شبی آیینه و سنگم / شبی از زندگی سیرم ، شبی با مرگ میجنگم
 تو آتش میشوی بر خرمن احساس تنهايیم / تو را با هر نفس می بویم اما باز دلتنگم.




دورم زتو ای گلشن جانان چه نويسم ، من مرغ ضعيفم به عزيزم چه نويسم ،
ترسم كه قلم شعله كشد صفحه بسوزد ، با اين دل تنگم به عزيزم چه نويسم.




زخم كه ميخورى مزه مزه اش كن حتما نمكش آشناست






خسته در حبس زمينم،
ماه من يادم كن،
به نگاهی به پيامی،
سخنی شادم كن...






برای ان مینویسم که روزی دلش مهربان بود ، مینویسم تا بداند که دل شکستن هنر نیست ،
 نه دیگر نگاهم را برایش هدیه میکنم و نه دیگر دم از فاصله ها میزنم ، و نه با شعرهایم دلتنگی
 را فریاد میزنم . مینویسم تا شاید نا مهربانی هایش را باور کند .


این نوای تو نیست میدانم , ناله های تو نیست میدانم , فقط جای پاست بر کوچه ,
 جای پای تو نیست میدانم , آه این برگهای پاییزی , نامه های تو نیست میدانم ,
 یک نفر گفت که دوستت دارم , این صدای تو نیست میدانم

به او گفتم: غمگین ترین ترانه را برایم بسرا.

چشمانش رابست و آرام آرام گریست....گریست





دل شکستن سنگ نمیخواد ، دل به نگاهی سرد میشکند




اگر يار مرا ديدى به خلوت / بگو اى بى وفاى بى مروت
غمم دادى و غمخوارم نكردى / سر و كارت به فرداى قيامت

كسى چه ميداند كه امروز چند بار فرو ريختم از

ديدن كسى كه تنها لباسش شبيه به "تو" بود









چه سخت است دلتنگ قاصدك بودن در جاده اى كه در ان هيچ بادى نميوزد!





دلتنگی ﺑﺪﻧﻴﺴﺖ ، ﻳﺎﺩﮔﺎﺭﻯ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻭ ﺩﻭﺭﻧﺪ.

به پرستو نبايد دل بست زيرا كه او نازك دل است و ميگريزد

از ما مانند باد از سرما و فراموش ميكند تمام روزهاي با هم بودن را


همیشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت

داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه




فاتح قلب آسمون! تکیه بزن به شونه هام واسه یه بارم که شده بگو هنوز تو رو میـخوام

درسایه دل شکستگی پیر شدم / غم خوردم با غمت نمک

گیرشدم / تا آمدی آشنای قلبت باشم / گفتی که من از غریبه ها سیر شدم...






هیچ اتفاق خاصی نیفتاده! ستون حوادث خالیست...
هنوز زنده ام بی تو! باورت میشود؟


وقتي با كاميون عشقت از سربالايي پيچ دل ما بالا ميرفتي ,

ميدونستم چيزي جز گرد و غبارت واسه ما جا نمي مونه






چشمانت را ورق بزن شايد در گوشه اى از آن مرا به يادگار كشيده باشى




من دلم تنگ كسي است...
كه به دل تنگي من
مي خندد...!





ماكه همسايه ي اشكيم
ولي با دلِ تنگ
گر لبي خنده زند
ياد شماييم همه شب





چقــدر باید بگذرد؟؟
تا مـن
در مـرور خـاطراتم
وقتی از کنار تــو رد می شم.
تنـــم نلــرزد.....
بغضــم نگیــرد.....







رُخ به رُخ که شدیم
من مات شدم... !
و تو چون پادشاهی که
از اینگونه فتح ها را زیاد دیده است
بی اهمیت ، رد شدی







اگر به یادت نمی ایم دلیل فراموشی تو نیست...من ترس از ارتفاع دارم..







كاش ميشد وقت رفتن چشم هايم را كنار تو بگذارم تاكه درحسرت ديدارت نمانم





انگارپاى ثانيه ها لنگ مى شود وقتى دلى براى دلى تنگ مى شود

دور بودن از عزیزان مشکل است / إمتحان با وفایی ،

در جدایی حاصل است / گرچه من دورم زپیشت ای رفیق / دوریت دریا و یادت ساحل است.



بى روى او به دنيا،يك ذره نيست ميلى از وقت رفتن او،خيلى

گذشته،خيلى دلتنگم و پريشان،با يك اميد كم رنگ شايد براى من هم دلتنگ مانده ليلى








آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود
چشم خواب آلودش را مستى و رويا نبود
لب همان لب بود اما بوسه اش گرمى نداشت
دل همان دل بود اما مست و بى پروا نبود...



اگر رفتم،مگو او بى وفا بود،مگو با عشق من نا آشنا بود،

تو با عشقت مرا ديوانه كردى ، مگو راهش ز راه من جدا بود ...






اگر بعضى وقتها نميشنوى دوستت دارم به خاطر سايلنت دلمه ، نه اينكه معرفتم كمه!





ارزش قطره هاي باران را گلهاي تشنه ميدانند و قدر دوستان خوب را دلهاي تنگ


در جستجوی تو چشمانم از نفس افتاد ، در کجای

جغرافیای دلت ایستاده ام که خانه ام ابری است

همیشه دلتنگ توام

نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم

، تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی !






همیشه دوست داشتم ابر باشم
چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره
جلوی همه گریه کنه


برچسب‌ها: اس ام اس دلتنگی, اس ام اس دلتنگی 92, اس ام اس فاز دلتنگی, استاتوس دلتنگی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1391ساعت 23:24  توسط امیر  | 


من دیوانه نیستم
فقط کمی تنهایم
همین!
چرا نگاه می کنی؟
تنها ندیده ای؟
به من نخند
من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم…





چه قدر سخت است که با آشنا ترینت بیگانه باشی...





باهام بد حرف زدي خوردم كردي بهت هيچي نگفتم سكوت كردم....
ياد اون زمانايي افتادم كه برات تازگي داشتم و با شيطوونيام دلتو
 آتتش ميزدم و جلو دوستام و دوستات خوردت ميكردم.
حق داشتي تلافي كني...





هروقت دیدی انسانهای کوچک سایه ی بزرگ دارند بدان که غروب آفتاب نزدیک است !
 و من صبح را دوست دارم .! و اگر یک روز شاد بودی آرام بخند تا غم بیدار نشود واگر
یک روز غمگین شدی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود ! و من امید را دوست دارم .
 برای خاطرزندگان شاد باش . همین ! یاحق





_ ســــــــــــــــلامتی اونایی که خیلی تنهان نه این که نمیتونن با کسی باشن فقط دلشون نمیخواد با هر کسی باشن



زندگی در اعماق عادت ها هیچ فرقی با مرگ ندارد من خیلی وقته بی تو مرده ام فقط معنای مرگ را نمیدانستم





سایه ی سرد
که نگاهت دارد با دله من
و دل بیچاره ی من
که از قصه و تنهایی و بیکس بودن پوسیده
سمعکت را بگذار
شاید اینبار دله من دریابی
که با حرفه تو ساخت
مشکند در هم و باز
من عاشقی و مهر تو در سر دارد
عشق من غصه نخور
من به این بیچارگی عادت دارم






چاق باش...
لاغرباش....
کوتاه باش....
بلندباش...
کچ باش...
بی سوادباش...
پروفسورباش....
اما تورو خدابی شعور نباش....
شعورداشته باش!!!
شعور محبت دیدن!!!
شعورمحبت کردن!!!





من ویران شده یاد و خیالت هستم ...
یادم نکنی باز به یادت هستم ...





هواى فاصله سرداست؛ من از کلاف دلم برایت خیالى گرم مى بافم...




خوب به چشمهایش نگاه کنید ... از نزدیک!
دستانش را بگیرید!
آنقدر نزدیکش باشید که گرمای نفس هایش را حس کنید!
خوب عطرش را بو بکشید!
موقع بوسیدنش از ته دل ببوسیدش... از ته دل ببوییدش ... از ته دل لمسش کنید!
... از ته دل نگاهش کنید ... از ته دل صدایش کنید!
از تمام لحظات با هم بودن نهایت استفاده را بکنید!
روزی می رود ...
و حسرت همه ی اینهایی که گفتم در دلتان می ماند




باران که می بارد... همه چیز دوباره تازه میشود درست مثل داغ نبودن تو....



وقتی یکیو دوس داری ناخودآگاه از بقیه آدمایی که دورتن فاصله میگیری...
 آخرش یه جایی به خودت میای میبینی نه اون آدما واست موندن نه اون یه نفر...!






خاطراتت صف کشیده اند !
یکی پس از دیگری …
حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند !
و من …
فرار می کنم
از فکر کردن به تو
مثل رد کردن آهنگی که …
خیلی دوستش دارم خیلی !





دلایل بودنم را مــــــــرور میکنم هر روز!
هر روز از تعدادشان کــــــــم میشود!
آخرین باری که شمردمشان
تنها یک دلیل برایم مانده بود..!
آنهــــــــــم دیدن تو بود !!





مدت زیـــادی گذشــت امــا بدان...
تا آخــر عمر...
درگیر من خواهــی بود!
و تظـــاهر می کنی...
نیـسـتـــی..
مقایسـه، تو را از پا در خواهد آورد...
"مـــن"
می دانـم به کجـای قلبـت شلیـک کــرده ام...
"تـــو"
دیـــگـر خوب نخواهی شد... !!





چه اشتباه بزرگی میکنم.. که من اینجا برای تو میگریم و تو.... دور از من قهقه میزنی




اگه قلبت سنگ بشه دلم پره درد می شه/اگه بری از پیشم مثل یه سنگ
 خوشک می شم / اگه دستات تو دستام نباشه دنیا رو دنبالش می گردم!






تنهایم را به که بگویم وقتی همه به فکر خودشاننن...




امشب غــم هــا
برایـم مهــمانــی گــرفتــه انـــد
و مـــن میخــواهـــم بتــرکـانــم
همــه ی بغــض هایـــم را ...





بعضـی ها گـریه نمی کنند !
اما ..
از چشــم هایشان معلوم است ،،
که اشکـــی به بزرگی یک سکــوت !!
گــوشه ی چشمشان به کمیـــن نشسته !





خدایا ... شبیه بادکنکی شده ام ..
ازبغضهایی که به اجبار فرو داده ام...
التماست میکنم ...
فقط یک سوزن!
تکه تکه شدنم با خودم !!!


برچسب‌ها: اس ام اس, اس ام اس تنهای و قشنگ, متن تنهایی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 19:26  توسط امیر  | 




به انتهای بودنم رسیدم ، اما . . .
اشک نمی ریزم ، پنهان شدم پشت لبخندی که درد میکنه . . . !






مــن "نــــــدار" بودم...
عروســــک قصــــه ام پریــد...!!
"دارا" که باشی "ســـــارا" با پای خـــودش به سراغـــت خواهـــدآمــد!!
گناهــم "فقیـــــریم" بودوبس...






بیماریم شده باعث بیداریم ...
چه نعمتی شده امروز مشکل دیروزم ...
پس باید بدانم همه چیز نکوست اما به وقتش!




من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی / تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی
 در هر نفس این است دعایم همه ای ماه / در زیر و بم خاطره ، آزرده نباشی...







رفتم که نبینی پریشان شدنم را
غمناک ترین لحظه ویران شدنم را
در خویش فرو رفتم و در خویش شکستم
تا دوست نبیند تنها شدنم را






مـــــــــــــرد است دیگر...
گاهی تند میشود گاهی عاشقانه میگوید..

مـــــــــــــرد است دیگر..
غرورش آسمان و دلش دریاست...

تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد..
تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده..

تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبردارد و بالشش؟...

مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد






خــیــالــت راحــتــ . .
شــکــســتــه هــا نــفــریــن هــم بــکــنــنــ
گــیــرا نــیــست . .
نـِـفــریــن تــهِ دل مــیــخــواهــد
دلِ شــکــســتــه هــم کــه دیــگــر ســر و تــه نـَــدارد . . . ...
اولین پست منه ببینم چه قدر از تنهایی درم میارن لایک ها






باید به بعضیا گفت:
این شماره ی پینـوکیــوست،،،
زنگ بزن ببین چطوری آدم شده،
شاید تـــو هم آدم بشی





گاهي اونقدر سكوت درونت هست كه هركاري ميكني تا اونو بشكني بازم نميتوني...






در روز هایی که دلم شکسته بود
یاد حرف های پدر ژپتو به پینوکیو افتادم که می گفت:
«پینوکیو!چوبی بمان!آدم ها سنگی اند دنیایشان قشنگ نیست.»




عروسی مان خوب برگزار شد . . .
حالا در خانه خودمان نشسته ایم و این اولین شب آرامش ماست ، هنوز لباس عروس و کت شلوار دامادی بر تن مان است ، خسته ایم و این شیرین ترین خستگی دنیاست که پس از سال ها به هم رسیده ایم . . .
با همان لباس عروس برمیخیزد و ۲ نخ سیگار میاورد و روی پاهایم مینشیند ، یکی بر لب من و دیگری بر لب او . . .
چشم هایمان میخندد . . .
میدانیم امشب چه خبر است و این هم شیرین ترین سیگار دنیا خواهد شد . . .
چشم در چشم ، دست در دست و چند پک عمیق و فضای خانه مه آلود میشود . . .
ناگاه لای انگشتانم داغ میشود و از این رویای شیرین بیرون می آیم . . .
یادم می آید تو سال هاست که رفته ای بی معرفت و من هنوز با هر نخ سیگار غرق رویای تو می شوم





ک مرد ، یک زن ، یک زوج ؛ خوشبختیشان پای خودشان !
یک مرد ، یک مرد ، یک شراکت ؛ سود و ضرررش پای خودشان !
یک زن ، یک زن ، یک رفاقت ؛ معرفت و اعتمادشان پای خودشان !
و انتهای پیاده رو …
یک من ، یک تنهایی ، یک رنج ؛ آخر و عاقبتش پای تو !





تنهایی یعنی وقتی‌ پرستار گفت : همراه بیمار … ولی کسی‌ نبود جواب بده !
آهسته گفتم : ببخشید کسی‌ همراه من نیست …
من تنهـــــــــــام …




من زانو هايم را در اغوش کشيده بودم ...وقتي تو براي اغوش ديگري زانو زده بودي....




ﺧﺎﻃﺮﻩ الکل ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﭙﺮﻩ !
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺧﺎﻃﺮﻩ س ! می مونه ﻭ دمار از روزگارت در میاره !





رویایی دارم…در این روزگار آلوده به تردید…به سیاهی..به غم
رویایی دارم…در این بیهودگی…افسردگی…جان پریشی..خواب آلودگی به گناه
رویایی دارم…در این دیار شکست قلبها…در این گودال پایمال عشق..آغوشهای سرد
آری…رویایی دارم..رویای یک آسمان آبی..هوایی تازه برای نفس کشیدن…
رویایی دارم…برای تو…برای من…برای آسمانی آبی..





کسی که بیشتر از همه دوسِت داره …
بدون دلیل شاید هر روز باهات دعواش بشه ..
امّا وقتی که ناراحتی …
با “همه ی♥ دنــیــا”♥ می جـنگه تا به ناراحـتــیت پایان بده.. !!





بــرایِ خــودم . . .مـَـردی شـُـده ام بــی صــدا گــریــه مــیــکــنــم ایــن روزهــا
در ســکــوتِ ســرســخــتِ دنــیــا . .. مـُـواظــبــم بــاش . .. قــَـلــبـَـم . . هـَـنــوز
 زنــانــه مــی تــپــد . . . !!





بـایــــد کـسـی را پـیـدا کـنـم
کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـــــد
آنـقـدر کـه یـکــــی از ایـن شـب هـای لـعـــنـتـــــــی
آغـوشـــش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتــــگـی ام بـگـشــــایـد
هـیـــــچ نـگـویـد .
هـیـــــچ نـپـرسـد .
فـقـــــط مـرا در آغـوش بـگـیـرد
بـعـد هـمـانـجـا بـمـیــرم
تـا نـبـیـنـم روزهـای آیـنــده را
روزهـایـی کـه دروغ مـی گـویـد!!!!
...
روزهـایـی کـه دیـگـر دوسـتـم نـدارد!!!!!
روزهـایـی کـه دیـگـر مـــرا در آغـوش نـمـی گـیـرد!!!!!
روزهـایـی کـه عـاشـق دیـگـری مـی شـود!!!!!!







هی تو که گذشتی از من...
او هم از تو می گذرد...





خیلی حرف هست...
که تو هرروز در گلویت...
بغض کشنده ای احساس کنی...
برای کسی که...
بدانی...حتی یک بار در عمرش...
به خاطر تو...
بغض هم نکرده است...!!





این درد نوشت ها
نه دلنشین اند نه زیبا
اینها یک مشت حرف ِ زخم خورده ی بغض دارند
که نشانی دردناک
از یک عشق ناکام دارند
و تنها مخاطبشان
غایب است !!





نه بغضی ...
نه فریادی ...
فقط صدای چلک چلک باران ...
این منم
که روی وسعت دل زمین
می گریم ...







وسعت دوست داشتن را اندازه نگیر... زیادش هم کم است...
تنها با آن سیراب شو... رشد کن... شکل بگیر... و کامل شو...
خودِ دوست داشتن مهم است... نه زمانش... نه پایداری اش... نه مالکیتش... و نه حد و حدودش...
سرت را بالا کن... نگاه کن... دوست داشتن خدا را ببین...
یاد بگیر که دوست داشتنت را کادو پیچ نکنی...







من پذیرفتم شکست خویش را
پندهای عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
میروم از رفتنم شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
چون تو تنهاتر از من میروی
آرزو دارم تو هم عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
معنی برخوردهای سرد را






کـار کـه از کـار گـذشـت ، نـه صـدایـت را مـیـخـواهـم ، نـه وجـودَت
 را و نـــه حـضـورَت ... و ایـنها بـه مـن انـگـیـزه میدهند ، انـگـیـزه ی
 یـک شـب تـاریـک ، یـک تـیـغ و گـلوی تـو...




چایت را بنوش،
نگران فردا نباش،
از گندمزار من و تو
مشتی کاه مى ماند
برای بادها . . . . . . . . .
نیما یوشیج




تومیروی ومن فقط نگاهت میکنم،تعجب نکن که چراگریه نمیکنم،بی تویک
عمرفرصت برای گریستن دارم امابرای تماشای توهمین یک لحظه باقی است...




تنها نشسته ام... اما تنها نیستم....
یادت امان تنهایی نمیدهد!




تختی که هر شب،
تنها؛
با یاد کسی روش بخوابی،
تخت که نیست…
تابوته…




دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بفهمی زندگی بی عشق نازیباست
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر …


برچسب‌ها: اس ام اس تنهایی, اس ام اس معنی دار, اس ام اس مفهومی, اس ام اس عارفانه 92
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 19:25  توسط امیر  | 


پایانی برای قصه ها نیست.‏ نه بره ها گرگ می شوند, نه گرگها سیر‏! خسته ام از
 جنس قلابی آدمها,‏ دار میزنم خاطرات کسی که مرا دور زد,‏ حالم خوب است,‏ ولی گذشته ام درد میکند.
نمیبخشم کسی را که بی دلیل مرا کنار زد که روزی بی دلیل تر از من,‏ کنار می رود
 و در حسرت بخشش من می ماند.




وقتی تنهایی دوست نداری که شب بشه ,که شب بشه و باز نتونی بخوابی که بازم چشمت
 به گوشی کنار بالشت باشه و بی صبرانه منتظر روشن شدن چراغش باشی و اما بازم نمیشه



حس یه گرگ تنها وسط یه دشت پر از برفو دارم من سردمه نه از سردی هوا از سردی آدما 




دوستت داشتم اما ,اما هیچی من هنوزم دوستت دارم ,




جاسیگاریم را گم کرده ام ...
تو ندیدیش ؟
خودش مهم نیست ...
زیرش دردهایم را قایم کرده بودم ...



گفتی دهانت بوی شــیر میدهد
رفتـی…
حالا بوی سیـگـار
بوی مــشـــروب
بوی دروغ هم می دهد…
برگرد!






حواس تنهایی ام را با خاطرات با تو بودن پرت کرده ام …
حرفی نزن ، بگذار لحظه ای آرام بگیرد !





صبر کن سهراب!
آری…
تو راست می گویی آسمان مال من است
پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین،مالِ من است!
اما سهراب تو قضاوت کن ،
بر دل سنگ زمین جای من است؟!
من نمی دانم که چرا این مردم ، دانه های دلشان پیدا نیست…
صبر کن سهراب!
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی داغ زمین بیزارم…



چی شد که سیگاری شدی ؟
یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم…!!!
چی شد که ترک کردی؟
یه شب بارون میومد… دیگه تنها نبودم…!!!
چی شد الکلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟
یه شب بارون میومد… دوباره تنها شدم…!!!
چی شد آوردنت اینجا، بستریت کردن؟
یه شب بارون میومد…خیلی تنها بودم…تو خیابون دیدمش…
اون تنـــــــها نبـــــــود…….!!!!!!!!!!!!




چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم
تمبر و پاکت هم هست
و یک عالمه حرف
کاش کسی جایی منتظرم بود ....




اینجا صدای پا زیاد می شنوم اما هیچکدام تو نیستی !!!
“دلم” خوش کرده خودش را به این فکر که شاید “پا برهنه” بیایی !


دوست دارم بمیرم وقتی بهم میگن :دوست داشتن که زوری نیست دوست نداره فراموشش کن عشقت
 یه طرفه ست امابخدااونم منودوست داره اماهیچ وقت نگفت گذاشت همه تحقیرم کنن :-(




چہ حریصـــآنـہ مــرآبـפּ سیـב ے
פּ چــہ פּ حشیانــه رختمــ را راבریـבے
פּ من چه عاشقانہ בست بر هــפּ سهایت کشیــבمــ
اما کاش میفهمیــבے کہ زن
تا عاشق نباشـב
نمــےبـפּ ـســב …
نمے بویـבـ …
و تسلیمــ نمے کنــ.ב. رویاهاےعریانیــش رآ.....





بـــرآے בوستـــ عــزیـــزD$D$D
مـــآهمــ همـــه ے ایـــن لــذتــ هـــآرویــآازدستـــ בاבیمــ یــآاصــن نــבآریمــ شمــآبنــویســ...
حــــرفـــ همــه ے مــآتکــ مخــآطبــآ یــآبے مخــآطبــ هــآســ..
مـــردمــ پشتــ خـבآهمــ حـــرفــ مے زنــنـבچه برســه مــآهـــــــــــــــآ




خیالت راحت باشد، چیزی نشده
یک شکست عاطفی ساده
دوستش داشتم،دوستم داشت
دوسش دارم،دیگر دوستم ندارد
مانده ام،رفته



پاکت هم دلش شکست.....
باورنمیکرد به جای نامه کارت عروسی آورده باشد.



به سلامتی اونی که هیـــــــــــچ وقت ایمیلایی رو که واسش میفرستی نمیخونه،
هیچ وقت نمیفهمه چقـــــــــــدر صدات بغض داره، هیــــــــــچ وقت ازت نمیپرسه:
 خوب! تنهایی رفتی خرید ، سختت نبود گلم؟؟ به سلامتی اونی که هر وقت دیر
اومد خونه و ازش پرسیدی چرا دیر اومدی، گفت گیر نده دیگه گلم!!!!
اما همیـــــــــــــــــــــــشه مهمترین سوال زندگیش این بود: شام چی داریم گلم؟





jتنهایی یعنی اینکه بیای 4جوک بری پستای تنهایی رو بخونی تا ببینی چن نفرن
 که مث تو تنهان، براشون لایک بزنی تا دیگه تنها نباشن و بعدش با ویژه های D$D$D زار زار گریه کنی





میدونی چی بیشتر ازهمه آدمو داغون میکنه
اینکه هرکاری در توانت هست براش انجام بدی بعدبرگرده بگه:مگه من ازت خواسته بودم!




مادر " مرا ببخش درد بدنم بهانه بود !
کسی رهایم کرده بود...
که صدای بلند گریه ام؛
اشک هایت را در آورد...!!!




دِل كـَندن از تـو
باهـَمه عـِشقی كـه داشـتَم بــِهتـ
مـَنُ به ی جا رِسونـد!!!
كـِ حالا تـو چشـماے یـكی زُل بــِزَنُمُ بــِگَم :
...
عاشـقَمـے ؟‌
خـُب بـ درك





خدایا ...
خیلی وقت است که دیگر
خوش نمیگذرد !
فقط
خوشم که
دارد میگذرد !
می فهمی که ؟!!!





فقط
اکنون که نیستی
لطفا حال مرا نیز از این و آن نپرس !
این کار آزارم می دهد !
خیالت راحت عزیز لعنتی ام
گریه نمی‌کنم !
این باران
از آسمان دیگری است !!







یادتون باشه هروقت با عشقتون رفتین بیرون خیابون گردی نکنین...
 آخه وقتی ازش جدامیشین تک تک خیابونای خراب شده خار میشن
 میرن توچشتونو تا اشکتونو درنیار ول کن نیستن!






راننده تاکسی اسکناس را ازم گرفت و پرسید: 1 نفری؟؟؟مکث کردم و گفتم:خیلی وقته!!!



اینکه بشینی دنبال اس ام اس تنهایی و دلتنگی بگردی و هیچی پیدا
نکنی براش بفرستی یعنی آخره تنهایی و دلتنگی...
لایک یادت نره تنها...


تو که می دونستی من تکیه گاه محکمتتتتم...
بگو با من دیگ چرا, د آخه نوکرتتتتم
من که هر دقیقم وابسته به دقیقه تو بووووود....
من که حتی لباس تنم به سلیقه تو بووووود...!!!!
بذار بگم تا آخرین سطرمو بخووووونی...
من می رم تا شاید قدرمو بدووووونی....!!!
فرستنده : abas_m223








خداوندا دستی را در دستم قرار ده که پاهایش با دیگری نرود..




دل من همانند اتوبوس های شهر شده!غصه ها سوار میشوندفشرده به
 روی هم،و من راننده ام که فریاد میزنم:دیگر سوار نشوید..."جا نیست!!!



دلت گرفففففته؟؟قلبت شکسسسسته؟
راه امیدت هنوز نبسسسسسسسته...
اون برمی گرده,گریه نکكکكککن
دلت پره از حرف نگففففتتتتتتته؟
یادش می افتی گریت می اففففتتتته؟
برو زیارت دلتو واششششششه
انقد بمون تا نذرت ادا ششششششه
اون بر می گرده,گریه نکککککن
حالا جون من بخند,بخند دیگ
دنیا دوروزه رفیق همش می گذرررره




پاییزه اگه زندگیییییمون....
بازم بهاریش می کنیییییم....
نگو که راهه دیگه نیسسسست...
بمون, حالا ی کارییییبش می کنییییم....
رفتن؟؟؟رفتن یعنی شکسسسستن
رودیوارای زندگی شعار مرگ نوشششتن




میگن عشقای امروزی شده هوس...
قبول!
میگن الان همه عاشق جمالن نه کمال...
قبول!
میگن همه چشم و گوششون بستست...
قبول!
میگن...
وایسا بذار من بگم:آهای آدم قدیم!!!
تویی که میگی عشق عشق قدیم فکر فکر قدیم نگاه نگاه قدیم،
یه نگاه انداختی ببینی خودتی که با دخالتات: عشق واقعی رو کردی هوس ...
کمال بینو کردی جمال بین...
چشمای بینا رو با حرفات کور کردی...
کاش با نو شدن دنیا فکرا هم نو میشد!!!






ميدونيد مشكل ما كجاست
اونجا كه وقتي با كسي تموم ميكنيم
خيلي بيشتر دربارش فكر ميكنيم،
تا وقتي كه باهاش بوديم





خوب به چشمهایش نگاه کنید ...
از نزدیک!
دستانش را بگیرید!
آنقدر نزدیکش باشید...
که گرمای نفس هایش را حس کنید!
خوب عطرش را بو بکشید!
موقع بوسیدنش از ته دل ببوسیدش
از ته دل ببوییدش
از ته دل لمسش کنید!
از ته دل نگاهش کنید
از ته دل صدایش کنید!
از تمام لحظات با هم بودن نهایت استفاده را بکنید!
روزی می رود ...
و حسرت همه ی اینهایی که گفتم
در دلتان می ماند.






چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید
چرا نگاه هایت انقدر غمگین است؟
چرا لبخند هایت انقدر بی رنگ است؟
اما افسوس ...
هیچ کس نبود همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...
آری با تو هستم، با تویی که از کنارم گذشتی،
و حتی یک بار هم نپرسیدی؟
چرا چشم هایت همیشه بارانی است!!!





کاش وقتی آسمان بارانی است ، چشم رابا اشک بارانی تر کنیم ،
 کاش وقتی که تنها میشویم ، لحظه ای هم یادیکدیگر کنیم






توای تنها ببین من را کنار مرز تنهایی
تنم خسته رهم خسته دلم دراوج تنهایی
زتنها بودنم ای دل خلاصی نیست باور کن
رهایی را نمی بینم زدست دیو تنهایی . . .






بیچاره تنهایی
این عروس نگون بخت
آه و اشک را دوست ندارد
اما همنشین همیشگی اش
چشم امیدش به دلی ناامید
و شکستن سکوتش
میداند عادت ، دشمن است
اما عقل کجا و دلتنگی کجا !
دل ناامید امیدوار میرود
و باز تنهایی میماند و تنهایی . . .





با من تنها بگو این قصه را / با من تنها خدا ، این بنده را
ای خدا تنها تویی تنها منم / من به تنهایی تو سر میزم . . .




تو تنها باش و من تنهای تنها / که دارم وقت تنهایی سخن ها
نگاه عاشقم تا آسمانهاست / مرا تا عرش اعلا نردبان هاست
نماز خلوتم را صد قنوت است / کلام شعر تنهایی سکوت است . . .





دنیا ! نخواستیم یار بی وفا ، تنهایی بهتر
درد تنهایی نخواستیم شفا ، تنهایی بهتر
یک عمر در پی یار باوفا ، با وفا بودیم
اما ندیدیم به غیر از جفا ، تنهایی بهتر .





آבم هـآـﮯ ایـטּ سـرزمـیـטּ ســـرבنـــב.... نــگــآه هــآیـــشــآטּ حـــرفــهــآیـــشـــآטּ هـمـﮧ بـوﮯ سـرבـﮯ مـیـבهـב عــشــقـ
 בر ایـטּ سـزمیـטּ بـﮯ مـعـنـآسـتــ فـقط محـبـتشـآטּ ایـטּ اسـتـ ڪـﮧ بـرآﮯ زخـمـ هآیـتـ نمــڪـבآטּ مـﮯ آورنـב هـمـیـטּ





همیشه دوست داشتم
جوری در آغوشت بخوابم
که خدا پیدام نکند
خیال کند
اشتباهی به تو
دو تا روح داده است . . .








ﺑﺎﻳﺪ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻛﻨﻲ ﺗﺎ ﺩﻳﻮﻭﻧﻪ ﺍﺕ ﺑﺎﺷﻦ ؛
ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻲ ﺗﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺗﻮ ﻓﻜﺮﺕ ﺑﺎﺷﻦ ؛
ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻲ ﺭﻧﮓ ﻋﻮﺽ ﻛﻨﻲ ﺗﺎ ﺩﻭﺳِﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ؛
ﺍﮔﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﻱ ،
ﺍﮔﻪ ﺑﺎﻭﻓﺎﻳﻲ ،
ﺍﮔﻪ ﻳﻚ ﺭﻧﮕﻲ ،
ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ





سکوت همیشه از روی رضایت نیست.. گاهی نشانه ی اعتراض است!
گاهی مودبانه خفه شدن است!
گاهی فداکاری و ازخودگذشتگی است!
وگاهی ازروی بی تفاوتی است...وچقدرآزاردهنده است این آخری






روزي ميرسد كه برگ برنده ات دل ميشود ولي تو ديگر حاكم نيستي...


آنجا كه چشمان مشتاقي برايت اشك ميريزد زندگي به رنج كشيدنش مي ارزد.




معشوقه ای پیدا کرده ام به نام روزگار . . .این روزها مرا درآغوش خویش سخت به بازی گرفته است !






باور کنید اگه یه دوس دختر داشته باشید و ازباشگاه که بیاید بگه بهتون خسته نباشید خودش کاره یه دوره ی خوب کراتین پروتئین و انجام میده...





ماه رمضان رفت ، حالا با خيال راحت مي تواني قسم بخوري که دوستم داري . . .!





اينجا هنوز هم يادت هست هنوز هم يادت مهربان تر از خود توست....!راستي يادت بخير...



همه ی قرارداد ها روی کاغذ بی جان نوشته نمی شوند...
بعضی از عهد ها را روی "قلب" می نوییسم..
حواست به این عهد های غیر کاغذی باشه..
شکستنشان یک" آدم "را می شکند...


برچسب‌ها: اس ام اس تنهایی فرودین 92, اس ام اس تنها بودن, اس ام اس, sms
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 19:21  توسط امیر  | 


بر لب درياي حسرت خانه اي دارم قديمي
از دار دنيا عشقي دارم صميمي





آنان که بودنت را قدر نمی دانند
رفتنت را “نامردی” میخوانند . . .




اگه می دونسنتی قطره ی بارون هنگام جدا شدن از ابر چه حسی داشت !
اگه می دونستی یه بندر هنگام رفتن کشتی ها چقدر تنها میشد !
اگه می دونستی درخت کاج هنگام پر کشیدن پرنده ها چقدر غمگین می شد !
اگه می دونستی با رفتنت چه آتیشی به جونم کشیدی اینقدر راحت نمی گفتی : خداحافظ …



لبم عطش زده ی بوسه نیست حرف بزن !شنیدنت عطش روح را می افزاید






به هوش بودم از اول، که دل به کس نسپارم / شمایـل تو بدیدم، نـه صبـر مانـد و نه هوشم




به تو که فکر می کنم
بی اختیار
به حماقت خود لبخند می زنم
سیاه لشکری بودم
در عشق تو
و فکر می کردم بازیگر نقش اولم …
افسوس…





تو روزگار رفته ببین چی سهم ما شد …
از عاشقی تباهی
از زندگی مصیبت
از دوستی شکست و
از سادگی خیانت





نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی
به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی
نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی
به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی
نمی بخشمت به خاطر زخمی که با خیانت بر وجودم تا ابد نشاندی



خیانت واژه ی تلخی ست ، حقیقتی زهرآگین…
فرود دشنه، پی در پی ، بر پیکره ی دوستت دارمها…
هرگز تبرئه ای نیست…
آنکه را که چنین به کشتن قلب آهنگین عشق برخاست و دلی را که پژمرد …




من آن بخت سپید خود که گم شد سالها از من / کنون در گوشه ی چشم سیاهی کرده ام پیدا




چراغ قرمز دلم را به خال لبت من سبز ميکنم
تا فردا صبح که تو نيستي باز هم صبر ميکنم
صبر ميکنم و غصه دوريت را سر ميکنم
تا بفهمم که امشب را چگونه سحر کنم....
شعري از: علي رمضان پور




دوست داشتن …
همین که پای کسی به دنیایت باز می شود ،
پایت از این دنیا بریده می شود …
فرستنده : لآکــ مشکـ ـی






چه جمله عجیبی است دوستت دارم هرکس میگویدعاشق ترمی شود وهرکس میشنود بی تفاوت تر...




من به هیچ دردی نمیخورم،این دردهاهستند که چپ وراست به من میخورند...




نه به دیروزهایی که بودی فکرمیکنم!نه به فرداهایی که شاید بیایی!!!
میخواهم امروزرا زندگی کنم ...خواستی باش...
خواستی نباش....




واسه شکستن یه دل یه لحظه وقت میخوای . اما واسه اینکه
 از دلش در بیاری شاید هیچوقت فرصت نداشته باشی ...



پروانه چه لذتی دارد؟
وقتی
زنبور کارگری باشی
که نتوانی
عاشق ملکه بشوی



دل درد گرفته ام از بـس فنـجان های قهوه را سر کـشـیده ام،و تو . . .ته هیـچـکدام نـبـودی




بـرایــ دلـــــ منــــ
همیشهـــ "تــو" خواهــــی ماند...
حتی اگر ..............
مخاطبـــــــ تمامـــــــ این نوشته هایمــــ " او " شونــــد




گذشته ی من گذشت ..!
حتی می توانم بگویم درگذشت...
و من برایش ماهها و روزها سوگواری و سکوت کردم .....
خاطراتم را زیر و رو کردم و ای کاشهای فراوان گفتم ..!
ولی دیگر بس است!
... ... ... ... من به شروعی دیگر می اندیشم
و به شروع زندگی دیگر
و حس ناب تازه شدن



تنهایی وقتیه که تنها کسی رو که داری و یه عمر ازش خاطره
داری یهو بزاره بره و جلو چشم خودت با یکی دیگه باشه...واقعا سخته نه؟




گریه ام میگیردوقتی میبینم کسی که دنیای من بود,
منت دیگری رامیکشد........دنیای نامرد‏‏!‏



چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری
“از سادگی نیست”
شاید دیگه اونقدر واست مهم نیستن که روشون حساس باشی !!!





همیشه درد از دیگران است
گاهی از نبودنشان
گاه از بودنشان




این تو نیستی که مرا از یاد برده ای
این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند
صحبت از فراموشی نیست ، صحبت از لیاقت است !!!





نامم را پاک کردی ، یادم را چه می کنی؟!
یادم را پاک کنی ، عشقم را چه می کنی؟!...
اصلا همه را پاک کن ...
هر آنچه از من داری...
از من که چیزی کم نمی شود...
فقط بگو با وجدانت چه می کنی؟!
شاید...؟!
نکند آن را هم پاک کرده ای ؟!!!
نـــــــــــــــــــــــــه!! شدنی نیست...
نمی توانی آنچه رانداشتی پاک کنی!‬




آسوده ام زیرا تو را دوست دارم
شب ارام میگذرد...
من تنها ب یاد تو نشسته ام...
اگر شب هم بگذرد...!!!
من از یاد تو نمیگذرم...!!!








قلبم را عصب کشی کرده ام

دیگر نه از سردی نگاهی میلرزد

نه از گرمی آغوشی میتپد...




روزهای اول به خودم میگفتم نمیدونه دوستش دارم که منو
 دوست نداره اما حالا میدونه وبازم منودوست نداره منم یه
 حلقه تودست چپم کردم برای اینکه فکرکنه منم دیگه دوستش ندارم....





آخرین روزی که من بودم کنارت توبرام چیزی ازاین غربت نگفتی
حالامن میون این غربت اسیرم توبرام راهی به جزرفتن نذاشتی...



روزگاری یک تبسم ، یک نگاه خوشتر از گرمای صد آغوش بود
 این زمان بر هر که رو کردم دریغ آتش آغوش او خاموش بود



از سرنوشت پرسيدم با آنكه با احساسم بازي كرد چه كنم؟ انگشت بر لبانم گذاشت
 و گفت : بسپارش به ما كه هيچ احدي از سرنوشت خويش خبر ندارد






خداجونم حالا ک اونی ک من خواستم نشد
حالا ک اونی ک همه ی زندگیم بود رفت و تنهام گذاشت
تو دیگه تنهام نذار
کمکم کن..





خداجونم مرسی ک خواستی منم مثل تو تنها باشم
ولی...
ولی من ظرفیت این همه تنهایی رو ندارم





هیچ گاه به کوچه بن بست ناسزا نگو …
رنج بن بست بودن، برای کوچه کافی است




شبا فکر و خیال تو چرا خوابم نمی گیره
نه تنها لحظه هام حتی تموم خونه دلگیره
حالا که شب به شب رفت و توام تنهایی سر کردی
توی تنهایی می پوسم نمی ذارم که برگردی





زندگی چون قفس است ، قفسی تنگ پر از تنهایی ، و چه خوب است
 دم غفلت آن زندان بان ، و سپس بال و پر عشق گشودن ، بعد از آن هم پرواز




چه کسی می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی ؟ چه کسی می داند
 که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟ پیله ات را بگشا تو به اندازه ی یک پروانه زیبایی





بهاری کن مرا جانا، که من پابند پاییزیم
و آهنگ غزلهای جوانم گریه می خواهد
چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی
که حتی گریه های بی امانم، گریه می خواهد . . .





پناهم می دهی امشب ؟ میان آب و گل رقصان ، میان خار و گل خندان در آن
 آغوش نورانی ، پناهم می دهی امشب ؟ دل و دین در کف یغما و من تنها در
 این هنگام روحانی ، پناهم می دهی امشب






هیچگاه عشق به همدم را پاینده مپندار و از روزی که دل می بندی این نیرو را نیز در
 خویش بیافرین که اگر تنهایت گذاشت نشکنی و اگر شکستی باز هم نا امید نشو ، چرا
 که آرام جان دیگری در راه است . (ارد بزرگ)



زندگی چون قفس است ، قفسی تنگ پر از "تنهایی" ، و چه خوب است دم
غفلت آن زندان بان ، و سپس بال و پر عشق گشودن ، بعد از آن هم پرواز



آنقدر با تنهایی انس گرفتم که دیگر زبانش را می فهمم !
و فهمیدم…
تنهایی هم می تواند عشق خوبی باشد به شرط اینکه
درکش کنم




گر نخل وفا بر ندهد، چشم تری هست / تا ریشه در آب است، امید ثمری هست
آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبل / در دامنش آویز که با وی خبری است . . .




باد آورده را باد ميبرد: قبول!
اما تويي که با پاي خودت آمدي چرا؟



دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی ست - تو مرا باز رساندی به یقینم.
کافی ست! - قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو - گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست!




ﭼــﺮﺍ ﺁﺩﻣـــﺎ ﻧﻤﯿـــﺪﻭﻧﻦ ﺑﻌﻀــــــــﯽ ﻭﻗﺘﻬــــﺎ ﺧـــــﺪﺍﺣﺎﻓـــــﻆ
ﯾﻌﻨـــــــﯽ :
" ﻧــــﺬﺍﺭ ﺑﺮﻡ "
ﯾﻌﻨـــــــﯽ ﺑــﺮﻡ ﮔــــﺮﺩﻭﻥ
ﺳﻔــــﺖ ﺑﻐﻠـــــﻢ ﮐـــﻦ
ﺳـــــﺮﻣﻮ ﺑﭽـــــﺴﺒـــﻮﻥ ﺑﻪ ﺳﯿﻨــــﻪ ﺕ ﻭ ﺑﮕــــــﻮ :
" ﺧﺪﺍﻓــــﻆ ﻭ ﺯﻫــــﺮ ﻣـــﺎﺭ
ﺑﯿﺨــــــﻮﺩ ﮐــــﺮﺩﯼ ﻣﯿﮕﯽ ﺧﺪﺍﻓـــــﻆ
ﻣﮕـــــﻪ ﻣﯿـــﺬﺍﺭﻡ ﺑــــﺮﯼ؟ !!
ﻣــــــﮕﻪ ﺍﻟﮑﯿــــــــﻪ .. "
ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻦ؟!






عاشق بمون کنارم
تشنه تر از کویرم
بارونی تر از ابر
تو پرسه های خیابون
شده روزگار تنهاییم
دلتنگ تر از دنیام برای تو
آسمان هرشب همرنگ من
ماه و ستاره هاش می خوام باشه از جنس تو
یه دنیا حرف تو چشمات مونده
غربت سکوت
می گشتم ازت دنباله یه نشونی
پرسه میزدم از سرگردانی و تنهایی






تنهـآیی یعنی
وقتی میای اس تنهایی 4 جوک میخونی
یاده همه خاطرات با اون میفتی
به خودت که میای
میبینی گونه هات خیسه . . . .
اونوقت تویی و خاطرات اون !!!!





من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من، من خودم هستم
 و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد و نه آلوده به افکار پلید.
من به دنبال نگاهی هستم که مرا از پس دیوانگی ام میفهمد...
تقدیم به همه ی بچه های گل ایران





خزان بنشست و گل با بادها رفت/چه اسان میشود از یادها رفت




واژه هایم در ذهن ماندن و نرسیدند به کاغذ
مانند من به تو...







دمش گرم...باران را می گوییم...به شانه ام زد و گفت :
خسته شده ای؟ امروز تو استراحت کن من بجایت امروز میبارم





ﺑﺎﻳﺪ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻛﻨﻲ ﺗﺎ ﺩﻳﻮﻭﻧﻪ ﺍﺕ ﺑﺎﺷﻦ ؛
ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﮕﻲ ﺗﺎ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺗﻮ ﻓﻜﺮﺕ ﺑﺎﺷﻦ ؛
ﺑﺎﻳﺪ ﻫﻲ ﺭﻧﮓ ﻋﻮﺽ ﻛﻨﻲ ﺗﺎ دوسِت ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ؛
ﺍﮔﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﻱ ، ﺍﮔﻪ ﺑﺎﻭﻓﺎﻳﻲ ، ﺍﮔﻪ یک ﺭﻧﮕﻲ ؛
بدون که ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ







روز هایی که میدیدمت نفسم میگرفت، حالا که نیستی دلم میگیرد.....
برگرد تحمل اولی آسان تر است......






اعداد را باور نکن! هوا.. اینجا.. بی تو.. سردتر از این حرف هاست!!ا






گاهى نیاز دارى به یه آغوش بى منت که تورو فقط و فقط واسه
 خودت بخواد که وقتى تو اوج تنهایى هستى با چشماش بهت بگه… هستم تا هستی …






یک متن ساده را
صد بار میخوانم و هیچ نمی فهمم اش !!
نگو که <رفتنت> عوارضی نداشت..





من احساس کرده ام رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی
از غرور در دلش موج می زد اما سکه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند …






این روزها پرم از لحظه هایی که دوستشان ندارم …




منم تنهاترین تنهای تنها
اسمتو می نویسم روی شن ها
باد میاد اسمتو پاک میکنه
کارم شده در این صحرای غمها






تورا به یاد آن روز ، تورا به یاد گلبرگ های خشک آن روز خشکیده ، تورا به روز اول بار دیدنت ،
 تورا به اولین نگاه عاشقانه ، تورا به یاد باران روز نیامده ات ، تورا به "تنهایی" روز رفتنت ،
 تورا به باران روز برگشتنت ، تنهایم مگذار دیگر






دنیا ! نخواستیم یار بی وفا ، تنهایی بهتر
درد تنهایی نخواستیم شفا ، تنهایی بهتر
یک عمر در پی یار باوفا ، با وفا بودیم
اما ندیدیم به غیر از جفا ، تنهایی بهتر . . .








وسعت درد فقط سهم من است ، باز هم قسمت غم ها شده ام ، دگر آیینه ز من با خبر است
 که اسیر شب یلدا شده ام ، من که بی تاب شقایق بودم ، همدم سردی یخ ها شده ام
 کاش چشمان مرا خاک کنید ، تا نبینم که چه تنها شده ام





مسافرکناریم که پیاده شد
پنجره ای گیرم آمد
باقی مسیر را گریستم...




عشق را با فکر تو معنا کنم من با حضورت قلب خود زیبا کنم من گر
 چه آبی در دلم جاری نبوده دشت دل با بارش مهر تو دریا می کنم من




مخاطب خاصی ندارد نوشته هایم اما تا دلت بخواهد همدرد دارد داغِ تمامِ نوشته هایم …




تنهایی یعنی آرامش این که مجبورنباشی هرشب به کسی بگویی:‏"شب بخیرعزیزم‏"‏هی دنیا





خسته که می شوم سَرم را میان دستهایم می گیرم
آنقدرتکرارت می کنم که بالا بیــاوَرَم
من انتقام زَجــرِتمام لحظه های بی توبودن را
بالاخره از "خود" خواهم گرفت





جای دسته گلی که فردا در قبرم نثارمیکنی امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن
.بجای سیله اشکی که فردا بر مزارم میریزی امروز با تبسمی شادم کن.بجای
اون منتهای تسلیت که فردا برام میخوانی امروز با یک پیغام کوچک خوشحالم کن
 من امروز به تو احتیاج دارم نه فردا.!.!.







ما دوتا جفت هم بوديم
رو عشق هم قسم خورديم
اما
رفت از پيشم
اي واي
منو دل هردومون مرديم...'مجيد خراطها'






غروبا دلم ميگيره، عكسشو بغل مي گيرم
هنوزم مثل قديما، واسه ي اشكاش مي ميرم
هنوزم واسم سواله، كه چرا تنهام ميذاره
من دارم اينجا مي ميرم، اما اون دوسم نداره..
'مجيد خراطها'





هر شعر
گریز از یک گناه بود
هر فریاد
گریز از یک درد
و هر عشق
گریز از یک تنهایی عمیق
افسوس که تو
هیچ گریزگاهی نداشتی…!






بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد…
من تو را در قلبم دارم
نه در دنیا …





کاش میشد هیچکس تنها نبود
کاش میشد دیدنت رویا نبود
گفته بودی باتو میمانم ولی
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود
سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای من نبود
من دعا کردم برای بازگشت
دستهای تو ولی بالا نبود
باز هم گفتی که فردا میرسی
کاش روز دیدنت فردا نبود …




از دل کوچه گذشتم از میون جاده ی خیس
این مسیر بدون برگشت که واسم هیچ آشنا نیست
میخوام آرامش بگیرم من که تو غصه اسیرم
حق من نیست مثل سایه توی تنهایی بمیرم…






عشق ؛ به زخم که برسد ، سکوت می شود
زخم که عمیق شود ، بیداریِ دل ، درد دارد !
من
در این بغض های هر لحظه
در این دلتنگی های مدام
در این آشفتگی های دقایقم
دارم
سکوت
می شوم
با من از عشق چیزی بگو
پیش تر از آنکه زخم هایم عمیق شود…!






متنفرم از انسان هایی که دیوار بلندت را می بینند
ولی به دنبال همان یک آجر لق میان دیوارت هستند که،
تو را فرو بریزند…!
تا تو را انکار کنند…!
تا از رویـــت رد شـــوند




این بار که دیدمت جلوی باران را نگیر .اشکهای من غصه نیست فقط....
چشمهای من خجالتیست.چشمانم به وقت دیدنت عرق میکنند...




همه نیمه گمشده و مکمل شونو پیدا کردن ،ما هنوزمتمم مون روهم ندیدیم!




ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻡ ﭼﻪ ﺭﺍﺯﻳﺴﺖ ﺑﻴﻦ ﺩﻝ ﻭ ﺩﺳﺘﻢ !
ﺍﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻢ !



دلم شور میزنه...میترسم صبح که ازخواب بیدارشدم...
از قاب عکست رفته باشی ...ازتوبعید نیست.





چه دردیست در میان جمع بودن.ولی درگوشه ای تنها نشستن...




سلامتی اونکه فکر کردیم تونستیم فراموشش کنیم اما وقتی خوابشو میبینیم کل روزو پکریم


برچسب‌ها: اس ام اس خسته بود, اس ام اس جدید خسته بودن, اس ام ام اس دلتنگی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 15:35  توسط امیر  | 


خزان بنشست و گل با باد رفت
چه آسان می شود از یاد رفت...



بگو تمام تو مال من است.دلم می خواهد حسادت کنم به خودم...!!





هوا باراني ست..
شيشه چرا بخار نميگيري؟..
نترس اسمش را رويت نمي نويسم. .





باران كه ميبارد. .
در تمام كوچه هاي شهر پر ميشود از فرياد من..
كه ميگويم. .
من تنها نيستم، تنها منتظرم. . ..






اين هواام ميبينه ما يه نفريم هي دو نفري ميشه...:(




قول داده بوديم ما به هم كه تن نديم به روزگار
چه بي دووم بود قول ما جدا شديم آخر كار
گل مغرور قشنگم من فراموشت نكردم
بي تو اينجا رو نمي خوام ميرم و بر نمي گردم...






اگه بدوني اين روزا چقدر داغونم
چقدر مراقب وسائل اين خونم
دعا كن اون روزاي خوبمون برگرده
ببين نديدنت چقدر شكستم كرده
خستم كرده...





صدايت در گوشم زمزمه ميشود و نگاهت در ذهن مجسم...
ولي من تو را مي خواهم نه خيالت را...




چقدر بايد بگذرد؟؟؟
تا من
در مرور خاطراتم
وقتي از كنار تو رد مي شم تنم نلرزد...




كمي از غصه هايم ياد بگير كه وقتي بودي با فكر رفتنت و وقتي رفتي با فكر بر نگشتنت همراه من ماندند...!!



وقتی می خندی
قندهای عالم در دلم آب می شود ...
لبخند شیرینت
پایان روزگار تلخ من است




بی شک نگاهت
صادقانه تر از لبانت
عاشقی می کند ..




من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم، عاری از عاطفه ها، تهی از موج
و سراب، خالی از هر چه فراق، من نه عاشق هستم؛ و نه محتاج نگاهی که
 بلغزد بر من، من دلم تنگ خودم گشته و بس...



دلتنگم...نه برای کسی... از بی کسی ...!!!
خسته ام... نه از تکاپو... از در به دری...!!!
نه دوستی ... نه یادی ... نه خاطره ی شیرینی...!!!
تنهایم...
تنهاتر از آن سنگ کنار جاده...!!!
اما مشتاقم!!!
مشتاق دیدار آن کس که صادقانه یادم کند





دیـوارهایی که می سازی ..
هـر روز و هــر روز ..
بیشتر می شوند ! !
بنــای بـــی احساس من …
آخر من از کجــا …
برای این همه دیــوار …
پنجــــره پیدا کنمــ .. !!




آهسته گفت خدا نگهدارت و در را بست و رفت
آدمها چه راحت مسئولیت خود را به گردن "خدا" می اندازند



زندگي اجبار است .... مرگ انتظار است..... عشق يک بار است ..... جدايي دشوار است .....
ياد تو تکرار است



عمیق ترین درد زندگی مردن نیست
بکه پنهان کردن دلی است که به اسفناک ترین حالست شکسته است.






خورشیدم و شهاب قبولم نمیکند
سیمرغم و عقاب قبولم نمیکند
ای روح بی قرار چه با طالعت گذشت
عکسی شدم که قاب قبولم نمیکند




من خوبـــــــم..!عاشق نیستم..فقط گااهـــی حرف تو
که میشه دلم تنگــــ میشه..این که عــــشق نیست...هســــــــت...؟؟





دردها در من به مانند گرگی پیر است،خسته از جنگ های پی در پی ...
در گوشه غاری نشسته و زخم های خود را لیس میزند ...




چقدر دورتر از احساسم ایستاده ای!
آنجا که تو ایستادی صدای مرا هم نمیشنوی....
چه برسد به دلتنگی!!!




ای کاش گفته بودی که عاشق دیگری شده ای؛
من خودم عاشق بودم،
درکت می کردم . . . .




مَن بَرای ِ تو چَتری بیش نبودم...
بـاران که تَمام شُد
فَراموشَم کَردیـــــــ !
تو تَنها هَم قَدَم ِ بـــــاران می خواستی!
اَما مَن
خودِ بــــــــــــاران شُدَم بَعد اَز آن !!!!!




روز مرگم
تو آخرین نفسم فقط یه چیزی بهت میگم :
اینجوری میرَن ،نَه اونجوری . . . . !!




کاش میان خستگی هایم یکی آهسته می گفت :
"خسته نباشی"



انقد تو گوشم خوندی :
آغوشتو بغیر من به روی هیشکی وا نکن
از وقتی رفتی همش دست به سینه ام



گاهی خلوت دوستت را بهم بریز!
تا بتداند که تنها نیست ...
آرزوی ماست که در وجود دوست خانه ای داشته باشیم حتی به مساحت یک یاد ...



وقتی که تو رفتی خیلی وقت بود به احساساتم سر نزده بودم ، آمدم به دیدنش یخ بست از سرما تمام وجودم ...
بی انصاف حداقل یه شعله شمعی باقی میزاشتی ...



تو چرا خسته نمیشی از منه دیونه ، از منی که روز و شب هام مثل هم میمونه
من هیچ وقت خسته نشدم اما تو ساده نوشتی که من خیلی وقته که خسته شدم
به همین راحتی دل میبری و بی دقدقه دل میبندی بی انکه بدونی شاید تو همه زندگی آن باشی ... بی انصاف






چه بی ریا آمدم به قلب عاشق تو
باورم شد حرفهای به ظاهر صادق تو
چه پر غرور میروی از این دل شکسته
انگار عهدی نبستی با این عاشق خسته
فرستنده : مخمل





گاهی ...
برای کشتن کسی که توی دلت زنده ست،
باید هزار بار بمیری..!





امروز معلم عشق گفت :
دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند !
مگر اینکه یکی از آنها خود را بشکند .
گفتم : من خودم را شکستم پس چرا به او نرسیدم ؟
لبخند تلخی زد و گفت :
شاید او هم به سوی خط دیگری شکسته باشد …..









 کجایی???????????
تنهایی نمیشه از پس تنهایی براومد...





ديگر چشمانم دارند خو ميگيرند ، به اين نبودن‌هاي هميشگي‌...هر از چند گاهي آمدني ، رفتني ، لرزشي....
.بي آنکه ببيني اين ترانه ها ، چه دارند بر سر بي قراري‌هاي من مياورند...




بالــش خودم را ترجيح ميدهم! شــانه هايت مثل بالش هاي مسافرخانه است... خــوب ميدانم ســر هاي زيــادي را تكيـه گاه بوده است...!




دستهایت را زیر تنهاییم ستون کن که من از آوارگی بی تو بدون میترسم . . .




هوای مردن بيخ گوش من است؛
همان جايی که روزی رد نفسهای توبود...





حداقل سنگینی اشکهایت رابرشانه های من بگذار‏!وقتی که حرفهایم حتی ذره ای ازبارغمت راکم نمیکند‏!‏‏!‏‏!‏




هنوز رو خاکیم یادمان نمیکنند.وای به روزی که خاکمان کنند



آنقدر از غم اشباع شده ام که هیچ چیزی جز مرگ نمی تواند آرامم کند





آنقدر تنها شده ام که حتی مرگ هم تحویلم نمی گیرد



اشتباه از من بود...
پررنگ نوشته بودمت بر کتیبه دلم
به سختی پاک می شوی...




برای زندگی نه سقف می خواهم نه زمین!
نقشه جغرافیایی دستهایت کافیست...




دیگه جدی جدی بریدم چقدر خودم بی توجه نشون بدم که رفتنت واسم مهم نیست
واسم دعا کنید برگرده




هیچ اتفاق خاصی نیافتاده!ستون حوادث خالیست...
هنوز زنده ام بی تو! باورت می شود؟




هردفعه که بهم گفت: نه بیشتربهش علاقه پیداکردم نمیدونم اگه بهم گفته بود اره بازم اینجوری دوستش داشتم؟





بی انصاف اونی که شکستی دلم بود نه گلدون روتاقچه که بگی شکستنی واسه شکستنه قضا بلابود....






تو بردی...
همه هورا کشیدند
"تبریکــــــ"
حالا پایت را از روی خرده های قلبم بردار...




از سال 91 متنفرم..
الان هر ماه برا خودش يه سال شده..
امسال كه سال تحويل بشه ،براي من ميشه سال 1403.. . . . . . .... .


برچسب‌ها: دلتنگی, متن دلتنگی, متن تنهایی, اس ام سا برتر تنهایی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 15:33  توسط امیر  | 


در رویایِ رویاهایم مانده ام ؛ خــسته ..






نفسم بودی ولی حالا....یه خاطره شدی و بس.......!!!!!




میدونی چیه؟؟؟
.
.
.
.
من خیلی تنهام!






خداي من!
از من نخاه ك يوسف روزگارت بشم!
من تسليم زليخايي شدم ك دل ك نه،روحم را برد!





چ توقعاتي داريم ما!!!
پاييز با همه ي تنهاييش قدرتش را ب رخ درختان ميكشد...
انوقت ما از اينكه دلمان را ميشكنند شكايت داريم!





برایم تعریف کن ، هرگز فراموش نشدن چه حالی دارد ؟





تنهایی ات را از تو گرفتم ، در خنده هایم شریکت کردم ، نگفته بودی
 بازرگان عشقی ، من از کجا می دانستم سود من تنهاییست .




خودتان را در قلب هیچ آدمی نچپانید ، جا نمی شوید ، چروک می شوید فقط !



تنــــها چنـد قدم مـــانده بود برســــم به تـــــــو....
اگر این خــواب لعنتــی دیــشب ادامــه داشــت



یه دنیا فاصله ست بین کسی که با قرص خوابش میبره با اون کسی که با یه اس ام اس "دوستت دارم" میخوابه...





برای دلخوش کردن هیچکس ، چیزى نگویید که بعدها دلیل دلتنگیش شود …






چه حماقتی...
که میرانی ام و باز میخواهمت!
چه غروره بی غیرتی دارم من!!!




سخت میترسیدم از اینکه : من از نژاد شیشه باشم و شکستنی .
 او از نژاد جاده باشد و رفتنی ... آری روزها گذشت ، همان شد ، او رفت ، من شکستم .





امـــان اَز ایــن بــویِ پــایــیــزی وَ آسِــمــانِ اَبــری ، کــه آدَم نَــه
خــودَش مــیــدانَــد دَردَش چــیــســت وَ نَــه هــیــچ کــَسِ دیــگـــر
 ، فـَـقَــط مــیــدانَـــد کــه هـَـر چــه هَــــــــوا سَــردتَـــر
مــیــشَــوَد ، دِلـَـش آغــــوشِ گَـــرم مـــیــخــواهَــد ...



بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود
چه بیقرار بودی زودتر بروی
از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی...
من سوگوار نبودنت نیستم!!!
من شرمسار این همه تحملم...




کسی که از صدا میگفت به لب مهر سکوتم زد...مرا بالای بالا برد ولی سنگ سقوطم زد...
 چه ها گفتند و نشنیدم بدی کردند و بخشیدم... ز تیغ گریه اشکم ریخت ولی من باز خندیدم...



خداحافظی ات عجب خرابه ای به بار آورده !
نگاه کن … مدت هاست در تلاشند تا مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون بکشند …





نــه مـن دستــهـایَـش را رَهـــآ مــیکُنــم... نــه او دِلـش مـی آیـَـد از مـن
 جُــدا شــود... همیـشــه و همـــه جــا بـا همیــــم، مـَن و تَنهـــــایـی...





عشق تو شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد !
حالا . . . تو بی تقصیری !
خدای ما هم بی تقصیر است !
من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . . !
تمام این تنهایی تاوان «جدی گرفتن آن شوخی» است . . . !





هميشه رفتن رسيدن نيست
ولي براي رسيدن بايد رفت
دربن بست هم راه آسمان باز است
پرواز بياموز





چقد سخته یکی بهت بگه عاشقته بعد پیش خودت بگی بزار یه بار واسه همیشه مطمئن شم عاشقمه
 بری سرکوچشون وایسی بهش اس بدی کجایی؟بهت بگه خونه ام.همون موقع
 ببینی از ماشین یکی دیگه پیاده میشه.خیلی سخته



طعنه نزن به گریه هام"اشکای تازه ترمیخوام"رسم و وفانیست که منو"جابذاری توغصه ها"تنها
 صدای پای تو"حرمت خونه منه"کاشکی بدونی خواستنت"به قیمت خون منه"توساعت نگاه
 تو"لحظه به لحظه جون میدم" میمیرم وخک تنو"به دست آسمون میدم"دادمیزنم توکوچه ها
زندگی سخته عاشقا"گناه عشقهای خودم"هرچی که هست لطف خداست




براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد
 مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن
 يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس





ویرانه نه آنست که جمشید بنا ساخت، ویرانه نه آنست که فرهاد فروریخت
،ویرانه دل ماست که با هر نگه تو، صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت





درخویش فرو رفتم ودر خویش شکستم تا دوست نبیند غم تنها شدنم را






تو دیدی در قفس تنها،دو چشم خیس و خون بارم
برایت می زدم پر پر، ولی از من بریدی تو





شما که حرمت عشق رو شکستین!
کمر به کشتن عاطفه بستین!
شما که روی دل قیمت گذاشتین،که حرمت عشق رو نگه نداشتین ...
اگه عشقی نباشه آدمی نیست ...
اگه آدم نباشه زندگی نیست ...
نپرس از من چه آمد بر سر عشق ؟؟؟؟
جواب من به جز شرمندگی نیست !!!!!!!!!






دلت آبی تر از دریا عزیزم
به کامت گردش دنیا عزیزم
الهی دائمأ چون گل بخندی
روزگارت خوش وخورم عزیزم





روزهاي باروني رو خيلي دوست دارم ...
معلوم نميشه منتظر تاكسيم يا آواره خيابونام '
بخار توي هوا مال سرماست يا دود سيگارم '
روي گونه ام اشكه يا قطره هاي بارون .....






امشب اولين شبي هستش كه اون رفته.يك هفته پيش براش خاستگار اومد و اون ديشب به من گفت كه جوابش مثبت بوده به
اون و ميره.ما 6 سال بود كه با هم بوديم.اينو واسه كسايي ميگم كه چند روزه طرفشون رو ول كردن و رفتن،مطمئن باشيد
 طرفتون از تنهايي داره مي ميره.برگرديد.اونايي كه منتظر كسي هستن لايك كنن.مرسي






با فنجانی "چای" هم میتوان "مست" شد !
اگر ؛
کسی که باید باشد، "باشد"




حس اون سيگار بدبخت رو دارم، كه همه جا حرف از ترك كردنشه...





دوستی ها کمرنگ ، بی کسی ها پیداست / راست گفتی سهراب ، آدم اینجا تنهاست . . .




آخه مــادر من هـــی نگو پوست لبتو نکــــن...
لبی که ســالی یه بارم بوســــیده نمیشه،
باید پوستشو کند دیگه بی صاحابو :(





نم نم محبتت رابا درياي محبت ديگران عوض نميكنم
حتي اگردرطوفان غمت بميرم






نبودن هيچ كس سخت نيست،فراموش كردن نبودنش سخت است . . .





آنقدر با تنهایی انس گرفتم که دیگر زبانش را می فهمم !
و فهمیدم…
تنهایی هم می تواند عشق خوبی باشد به شرط اینکه
درکش کنم







بی تو همصحبت شبهام همین چار دونه دیواره/بی تو این سقف هم سقف نیست ازش دلتنگی می باره.






نمی گیری سراغ ازمن،کسی که تو خداش بودی/کسی که با تو عاشق شد، تو آهنگ صداش بودی





هرکه در عشق تو گم شد از توپیدا می شود/قطره ناقابل دل از تو دریا می شود






نه نرو ، صبر کن ، قرارمان این نبود ، باید سکه بیاندازیم
اگر شیر آمد تردید نکن که دوستت دارم
اگر خط آمد مطمئن باش که دوستت دارم
صبر کن سکه بیاندازیم ، اگر دوستت نداشتم آن وقت برو . . .




سلام اي يار دور از ما نشسته،سلام اي بدتر از ما دل شكسته،سلام اي آشنا همچون غريبان،سلام
اي عشق من اي بهتراز جان، سلام خورشيد من در روز سردم،سلام اي مرهم و داروي دردم،سلام
 كردم نگي در ياد ما نيست:سلام كردم نگي اهل وفا نيست.






قهوه ي تلخ عشق را
شكر مي ريزيم
من هم مي زنم
تو هم مي زني
ناگهان تقدير …
همه چيز را …
بر هم مي زند…
فرستنده : اسایش پاک







خيلي وقتا بهم گفتن چرا ميخندي
بگو ما هم بخنديم ...
اما هرگز نگفتن چرا غصه ميخوري...
بگو ما هم بخوريم ...!
فرستنده : اسایش پاک





گاهي نياز داري به يه آغوش بي منت كه تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد...
 كه وقتي تو اوج تنهايي هستي ، با چشماش بهت بگه : هستم تا تهش! هستي؟؟؟
فرستنده : اسایش پاک









گاه دلتنگ ميشوم
دلتنگترازهمه دلتنگي ها
گوشه اي مينشينم وحسرت هارا ميشمارم
وباختن هاوصداي شكستن را،نميدانم من كدامين اميد را نااميد كردم وكدام خواهش رانشنيدم
وبه كدام دلتنگي خنديدم
كه چنين دل تنگم






بي وفا!
من و يادگاري هايت(غم و دلتنگي و تنهايي و خاطره ها)
اي ك مرا با يادگاري هايت تنها گذاشتي،برگرد ك من امانت دار خوبي نيستم.





تاميخواهم دستم را از
دستت جداكنم صبر
ميآيد،چقدراين عطسه هاى پائيزي رادوست دارم_!



دﯾﮕﺮ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻫﻤﺮاﻩ "اول" ﻧﯿﺴﺘﻢ،اﯾﻦ روزﻫﺎ .اول راﻩ،
 ﻫﻤﻪ ﻫﻤﺮاﻫﻨﺪ ...اﯾﻦ روزﻫﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻫﻤﺮاﻩ "آﺧﺮ" ﮔﺸﺖ
قبول داريييد!؟




تـــ ـــرکـت کـــ ـرده ؟؟؟
شــب هــ ـا به یـــ ـادش گـــــ ریه میـ ـکنــــ ی؟!
نـــ اراحــــت نبــ ــاش ....
یـــ ـه روز تـــ ـو تنهــــ ـا آرزوی زنــــ دگیـــ ـش میشـــ ی!!
ایــ ـن بـــ ـدتــــ ـرین انتقــ ـامــ ـــه ....




کاشهر روز جمعه بود وتا می توانستم دلتنگیم را بر گردن غروبش بیندازم...






همیشه باید کسی باشد
تا بغض‌هایت را قبل از لرزیدن چانه‌ات بفهمد
باید کسی باشد...
که وقتی صدایت لرزید بفهمد
که اگر سکوت کردی، بفهمد...
کسی باشد که اگر بهانه‌گیر شدی بفهمد
کسی باشد که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن و نبودن بفهمد
به توجهش احتیاج داری
بفهمد که درد داری که زندگی درد دارد که دلگیری
بفهمد کهش دلت برای چیزهای کوچکش تنگ شده است
بفهمد که دلت برای قدم زدن زیرِ باران
برایِ بوییدنش برایِ یک آغوشِ گرم تنگ شده است
همیشه باید کسی باشد همیشه...!




درد...
دیشب که نمیدانستم برای کدام یک از درد هایم گریه کنم کلی خندیدم . . .




مرا به تختم ببندید و تنهایم بگذارید هرچقدر هم نالیدم و فریاد
 زدم به سراغم نیایید. من دارم اورا تــــــــــــــــــرک می کنم




نترس حوا !
سیب را با عشق گاز بزن_
ادم ارزش بهشت را ندارد_!





توی پاییز دل من
حرفی
از بهارنمیشه _ !





وقتی تو تن تند تند نفس می کشی این قلب من است که می تبد








"اس ام اس خـالـی هم پذیرفته می شود"
(ستاد از یاد رفته ها)






روزی فکر میکردم هدیه ای هستی از طرف خدا
اما امروز فهمیدم تقاص اشتباهاتم بودی . . .




مگر یادت نیست به هم قولی را دیدیم، قراری گذاشتیم
حرف از زندگی بود ، از عشق که بگذریم حرف از وفاداری بود !



به زخم هایم می نگری؟
درد ندارد دیگر
روزی که رفتی مرگ تمام دردهایم را با خودش برد
مرده ها درد نمی کشند...!
از تو خواهشی دارم
برنگرد دیگر
زنده ام نکن...!




هردومون بهم خيانت كرديم من شبا با گريه ميخوابمو تو با غريبه...




یه خواهش دارم
فقط اونایی لایک لایک کنن ک مثل من عشقشون دلشونو خون کرده
اینجوری میفهمم ک تنها نیستم‎:(‎




بس که جفا ز خارو گل،دیده دل رمیده ام
همچو نسیم از این چمن،پای برون کشیده ام




تو که میدونستی من تکیه گاه آخرتم
د آخه با من چرا نوکرتم....



میگویم بعد نبودنت سیگار میکشم...
نه برای اینکه بگوییم مرد شدم....
برای اینکه بگویم چقدر بی ارزشی...
که یک سیگار باعث میشود فراموشت کنم...




گذشتــــ آن زمان کهنـــه دیدار
رفتــــ آن دقیقــــه های پر هیاهـــو
رفتـــــ آن حس دیـــدار
شکستـــــ آن لحظه زیبــــا
سکوتـــــ‌‌،سکوتـــــ،سکوتـــــ و تــــو …
چه ســـاده گذشتی از این همــــه احساس
و مـــن…
سکوتـــــ‌‌،سکوتــــــ،سکوتـــــ



اسمش تقصیر است حالا تو هی خودت را ارام کن بگو تقدیر..



دلم که میگیرد تنها یه آغوش گرم تو پناه میبرم
چه کنم دلم جز تو کسی را نمیخواهد
تمام تنهایی من سهم تو شده
تو بری من میمانم و دل تنهاتر از خودم
هرگز نرو




نــیسـ ـتے ...!!!
دُرُســـتـــ زَمـ ـ ـانے کهـ بــایـ ـد بــاشے ...!!!




صبرت که تمام شد نرو...
معرفت تازه از آن لحظه آغاز ميشود..




دلم باعشق تو عاشق ترین شدتمام لحظه هایم بهترین
 شدولی بی مهریت کار دلم ساخت دل تنهای من تنهاترین شد.



عادت می کنم...
به داشتن چیزی و سپس نداشتنش
به بودن کسی و سپس به نبودنش
تنها عادت می کنم اما فراموش نه !





زین پس تنها ادامه میدهم در زیر باران
حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم میخواهم تنهاییم را به رخ این هوای دونفره بکشم
باران ببار من نه چتر دارم نه یار......



وقتی فهمید میخوامش خندیدو رفت
التماسو توی چشمام دیدو رفت
با همه خوبیام اما آخه بی وفا
رنگ غم به زندگیم پاشیدو رفت
دیگه دل از همه دنیا سرده
کی میگه گریه دوای درده؟



تا وقتی که نگفته بودم دوست دارم خیلی دوستم داشت ; همین که بهش گفتم خیلی دوست دارم
 رفت تنهام گذاشت حالا نکته جالبش اینجاست همیشه میگفت چرا بهم نمیگی دوستم داری ....



وَقتـــ رَفتـنـتــ یآدَمـ بیآور خآطـِرآتَـتــ رآ بدَهَمــ ببرے
خودَتـــ که نَبـاشے به
چه کارَمــ مےآیـَند؟!
فـَقـط ذَره ذَره نـآبـودَیـَمــ رآ ضِـمـآنـَتــ مےکـُنـَنـد!!!



امــروز بـه آنهایــی مــی اندیشم ،
کـه روی شانـه هایـم گریـه کردنـد ..
امــا وقتــی نوبـت بـه مـن رسیـد ،
شانـه خالــی کردنـد .. .




هوس سيــگار کشيدن روے پشت بام چند وقتيه به جونم
افتاده دلم مي خواهد به آسمـ ـون نزديکتر بشم دودش که
اذيتت نمي کند خــدا ؟





کاش به جای حجاب
حیا اجباری بود
شرف اجباری بود
راستی و درستی اجباری بود
کاش داشتن معرفت و وجدان اجباری بود



آرام تر سکوت کن... صدای بیتفاوتی هایت آزارم میدهد...!!!




در غریبی ناله ها کردم کسی یادم نکرد...در قفس جان دادم و صیاد آزادم نکرد.
..ضربه ی مردم چنان از زندگی سیرم نمود...آرزوی مرگ کردم ... مرگ هم یادم نکرد...!!!






به سلامتی اونایی که تو این هوای دو نفره با تنهاییشون قدم می زنند...




نميدانم!!!دل من نازک است ياچشمان توتيز.هرچه نگاه به توميدوزم بندبنددلم پاره ميشود


برچسب‌ها: برترین اس ام اس های دلتنگی, بهترین اس ام اس ها, اس ام اس دلتنگی, اس ام اس
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 15:32  توسط امیر  | 



 درخت دلتنگ تبرميشودوقتي كه پرنده هاسيم برق رابه اوترجيح ميدهند.




ميگن بعضي وقتها بي کسي واسه آدم همه کسي ......





وقتی ک تمام احساس دلتنگیت را با یک " ب من چه" پاسخ میگیری "ب کسی چه" ک چقدر تنهایی؟!





تنها در ميان تن ها چه عاشقانه مانده ام...
در بي حودگي انتظار پيوستن به تو چه بي صبرانه مانده ام،
چه خانا دوريت را بر سر در خانه نوشته اند،
و من در نخواندن ان چه پا فشارانه مانده ام،
چه بسيار است دوري ها دو رويي ها فراموش كردن ها و گسستن ها،
و من در اين هم همه چه " صادقانه " مانده ام،
رفيقان همه با نا رفيقي خود رفيقند!!!
و من هنوز با انان چه دوستانه مانده ام،
تنها در ميان تن ها چه عاشقانه مانده ام .





وقتی به دنیا اومدی، تو تنها كسی بودی كه گریه میكردی و بقیه
 می خندیدن. سعی كن یه جوری زندگی كنی كه وقتی رفتی، تنها تو بخندی و بقیه گریه كنن.





اگر امشب از حوالی دلم گذشتی آهسته رد شو ،دلتنگیمو با هزاران بدبختی خوابانده ام



موجم کردی که بی قرارت باشم ، ابرم کردی که اشک بارت باشم در سکوت گل جلوه نمودی تا من ، چون خار همیشه در کنارت باشم






بهار …
و این همه دلتنگی؟!
نه ،
شاید فرشته ای
فصلها را به اشتباه
ورق زده باشد.




خدایا:
ازعمرمن انچه هست برجای
برداروبه عمرلیلی افزای





به تو سپرده بودمش
با هزار و یک امید
و حالا
برای هزار و یکمین بار
دلم را می برم
تا شکستگی اش را
گچ بگیرند ...




تنها حقیقت را می نویسم ، مرا چه که تلخ است و غمگین . . .





خدا قسمت هيچ جوني نكنه وقتي گوشيتو گم كني 1جاي خالي تو زندگيت احساس ميشه.اگه
هم كه تازه با كسي اشنا شدي ازش خوشت اومده و شمارش رو ديگه نداري خبر بدي گوشيم گم شد خسارتش افسردگي.





هميشه ماندن دليل بر عاشقي نيست خيلي ها ميرن تا ثابت كنن عاشق اند وميمانند٠






روزانه هزاران انسان
به دنیا می آیند …
اما نسل انسانیت
در حال انقراض است … !






 تـنهایــــــــــی آدم را عوض میکند...
از تو چیزی میــــــــــسازد
که هیچ وقت نــــــــــبوده ای......





آهاى تويى كه دارى جاى منو ميگيرى يادت باشه :
كم حوصله است...
شايد به ظاهر جدى باشه ولى قلب مهربونى داره...
بد قول نيست اما گاهى گرفتار است...
تو دار است...
خسته كه باشه بهتره تنهاش بزارى...
اگه بخواد باهات حرف بزنه خودش ميگه...
او همه چيزِ من است حق ندارى اذيتش كنی ...!!!






امروز شنيدم كه رفته اي و دلم باز شكست
و تنم باز گريست و نگاهم به ياري گم شد .
من چه تلخم امروز...
زندگي شايد همين باشد...
يك فريب ساده و كوچك ان هم از دست عزيزي كه
تو دنيا را جز براي او و جز با او نمي خواهي...
من گمانم " زندگي " بايد همين باشد .





مترسک را تفنگ دادیم تا مزرعه را حفاظت کند
اما وقتی فهمید قدرت دست اوست
" اربابمان "شد . . . . . . !!!





چـــــــــــــــقدر ســــــــــــــخته:
وقتی تو زندان عاشقی گرفتار شدی و ازت پرسیدن جرمت چیه؟؟؟
بگی : عشق ... چقدر سخته وقتی كه كادو تولدت كه همیشه كلی واست عزیزه بی وفایی باشه ...
چقدر سخته وقتی كسی كه دلت رو اسیر كرده جواب نگاه عاشقانه تو رو نده ... چقدر سخته
وقتی عاشق كسی باشی كه از عشق چیزی نمی دونه ... ولی سخت تر از همه اینه كه تو جاده
های عاشقی به تابلوی عبور ممنوع ... بخوری آخه چه جور دلت اومد تنهام بذاری و بری؟





رفیق من سنگ صبور غم هام.
به دیدنم بیا که خیلی تنهام ...
هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم،چه دنیای روبه زوالی دارم...مجنونم و دل زده از لیل یا،خیلی دلم گرفته ار خیلی یا ...





این روزا قلبت بد جوری با دل ما تاب میکنه امروز میگه دوستت داره فردا حاشا میکنه :)




به خاطر خاطره هايت،خاطرت در خاطرم خاطره انگيزترين خاطره هاست.





فراموش نکنیم در ساحل قلبها این جای پای دوست است که میماند و گرنه موج روزگار هر ردپایی را پاک میکند...





خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش
 جدا شی خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه بعدا بگه که هرگز نمیخواد تو رو ببینه






بهش گفتم دوستم داری
گفت خیلی خیلی زیاد
گفتم عاشقمی
گفت خیلی خیلی زیاد
گفتم تنهام نمیذاری گفت اصلاً عمراً
میدونی حالا بعد از گذشت زمان چی خوشحالم میکنه
اینکه با جنس ظریف زنونه اش مردونه رو همه حرفاش موند
ازهمینجادستشو میبوسم و میگم عاشقتم زندگیم





هـــــــــــیچ وقـــــت فـــــــکر
نمــــــیکردم معـــــــتاد بـــــــــــشم......
اولـــــــــــــش تفریـــــــــــــــحی بــــــود.....
امـــــــا
کــــــــــــم کـــــــــــــم...
بهـــــــــــــــــش عادتــــــــــــــــــ کردمـــــــ......
کــــــــم کـــــــــم وابـــــــــستش شــــــــدم....
حـــــــــــــالا چ جوریـــــــــــــــــــ تـــرکـش کـــــــنم؟؟؟؟؟؟
کـــــــــاش هــیچ وقــــــــت نمیـــــــــدیدمــــــــــــش...





ایــــــــــــــــن روزا حس اون عنــــــــصر آزادی رو دارم
ک تو هوا معــــــــلق مونـــــــده .......
عنــــصری کـــ بـا هیـــــــــــــــــچی
پیــــــوند نمیـــــخوره......
لحظه لحظه ام بــــــــــــــــالا تـر میـــــــــــره.....!!!!!
عجـب روزای سختـــــــــــــــــی....!!!





قديما عشق واقعي زياد بود...
ليلي و مجنون, خسرو و شيرين, شيرين و فرهاد, ويس و رامين,....
اما اين روزا كمتر كسي عاشق ميشه و كمتر ازونم اينه كه عاشق كسي بشن كه عاشقشونه....
اينجوري پيش بره تاچند سال ديگه عشق مثل سيمرغ يه افسانه ميشه....








 کاش گاهی خدا از پشت ابر ها می امد گوشم را محکم میگرفت و داد میزد اهااااااااااااااای بگیر
 بشین اینقدر غر نزن همینه که هست بعد یه چشمک میزدو اروم تو گوشم میگفت:همه چی درست میشه..





شاید امروز گلهایی رو که بهت میدمو پس بدی ولی یه روزی روی سنگ قبرم گل میزاری!شاید امروز
 دستاتو بهم ندی ولی یه روزی روی سنگ قبرم دست میکشی!شاید امروز سکوت کنی اما یه روزی سر
 قبرم بهم التماس میکنی که باهات حرف بزنم!شاید امروز اغوشت بر من حرام باشد اما یه روزی
 با حسرت سنگ قبرم را در اغوش میگیری.





اﯾﻦ ﺷﺐ ـ ﻫﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻣﯽ اﻧﺪﯾﺸﻢ ﮐﻪ ﻣﮕﺮ ﻣﻦ ﺗﺮا ﭼﻘﺪر دوﺳﺖ داﺷﺘﻢ ... ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯿﺖ ـ ﺗﻨﻬﺎ آرزوﯾﻢ ـ ﺑﻮد ﺣﺘﯽ، ﺑﺪوﻧﻪ ﻣﻦ





آﻧﻘﺪرﭼﺸﻤﺎﻧﻢ را ﺑﺎﻫﺮزﮔﯽ ﻫﺎ ﯾﺖ ﺷﺴﺘﺸﻮ دادی
!...ﮐﻪ دﯾﮕﺮ
ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﺎ راﻫﻢ ﻫﺮزﻩ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ






تو که میخواستی بری چرا بهم ساعت هدیه دادی!
عقربه هایش پیرم کردند...





همراه اولم اعتباریست...
باید شارژش کنم تا همراهم باشد
دروغ میگوید"هیچکس تنها نیست"







کجایی ؟؟؟
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﭘﺲ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﺮ ﺍﻭﻣﺪ !







وقتي اورجينال بدنيا اومدي..حيفه كپي ازدنيابري!
خودت باش...





تو را از دور میبوسم به چشمی تر خدا حافظ
مرا باور نکردی میروم دیگر خدا حافظ
مرا لایق ندیدی تا بپرسی حالو روزم را
برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ







مرا بشکن مرا بشکن مرا از دیده بیرون کن
ببر از خاطر آشفته نامم را بزن بر سنگ جامم را
تو سرتاپا وفا بودی تو با درد آشنا بودی ولی ای مهربان من بگو آخر که از اول کجا بودی
کنون کز من که مشتی پر در اشیان مانده وآهی زیر سقف آسمان مانده رهایم کن
رهایم کن از پای زنجیرم که بگریزم/به دامانش بیاویزم به او با اشک و خون گویم نرو
 من بی تو میمیرم/نرو من بی تو میمیرم.






موجی از عشق را بر ساحل دلت میفرستم تا بدانی فراموش شدنی نیستی...





همه چیز زود شروع شد
عاشقی !
دلتنگی !
رفتن تو …
اما نمیدانم چرا تمام نمیشود ؟
عشق تو در من !


برچسب‌ها: اس ام اس تنهایی و دلتنگی, اس ام اس جدید, نیو اس ام اس
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 15:31  توسط امیر  | 

دلتنگی بد نیست! یادگارست از کسانی که دوستشان داریم

.

.

.

دلتنگ که میشویم تاوان لحظه هاییست که دل می بندیم

.

.

.

وقتی اومد نفهمیدم!

وقتی که بود نفهمیدم!

همش می‌گفت حواست باشه خیلی زود دیر می‌شه!

سر و پا یار وفا دار نگردد

.

.

.

احساس غربت میکنم وقتی کنارم نیستی

با اشک خلوت میکنم وقتی کنارم نیستی

تصویر زیبای تو را کنج دلم چسبانده ام

او را زیارت می کنم وقتی کنارم نیستی

دلتنگی بد نیست! یادگارست از کسانی که دوستشان داریم

.

.

.

دلتنگ که میشویم تاوان لحظه هاییست که دل می بندیم

.

.

.

وقتی اومد نفهمیدم!

وقتی که بود نفهمیدم!

همش می‌گفت حواست باشه خیلی زود دیر می‌شه!

سر و پا یار وفا دار نگردد

.

.

.

احساس غربت میکنم وقتی کنارم نیستی

با اشک خلوت میکنم وقتی کنارم نیستی

تصویر زیبای تو را کنج دلم چسبانده ام

او را زیارت می کنم وقتی کنارم نیستی

.

.

.

گاهی سکوت علامت رضایت نیست

شاید کسی دارد خفه می شود.

پشت سنگینی یک بغض

.

.

.

ستاره های اسمون فدای ۱لحظه نگات

کجایی تک ستاره ام، خیلی دلم تنگه برات

.

.

.

روزی که دلم پیش دلت بود گرو

دستان مرا سخت فشردی که نرو

روزی که دلت به دیگری مایل شد

کفشان مرا جفت نمودی که بر...!!!!!!

.

.

.

دل ناله کند از من ، من ناله کنم از دل ، یارب تو قضاوت کن دیوانه منم یا دل !

.

.

.

گاه گاهی که دلم تنگ و نگاهم ابری است ، کاش می شد که تو را می دیدم

.

.

.

کسی هست شانه هایش را، به من قرض بدهد

تا یک دل سیر گریه کنم؟

بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی !

.

.

.

حکایت من ،حکایت کسی است که عاشق دریا بود ،

اما قایق نداشت ؛ دلباخته سفر بود

اما همسفر نداشت ؛ حکایت کسی است که زجر کشید ،

اما ضجه نزد ؛ زخم داشت

ولی ناله ای نکرد ؛ نفس میکشید اما همنفس نداشت.

خندید ، غمش را کسی نفهمید

.

.

.

بعضی وقتا آنقدر دلتنگ کسی میشی که اگه بفهمه

خودش از نبود خودش ، خجالت میکشه …!!

.

.

.

ولم کنید ، تب نکردم…!

هوا سرد شده و من پیشانیم را برای

دست های یخ او داغ نگه داشته ام…!!

.

.

.

آن روز که می شکستم، می دانستم که از کاسه شکسته آب نخواهی خورد

.

.

.

بس که دیوار دلم کوتاه است ، هر که از کوچه ى تنهایى من میگذرد

به هواى هوسى هم که شده ، سرکى میکشد و میگذرد!!!

.

.

.

ستاره های اسمون فدای ۱لحظه نگات

کجایی تک ستاره ام، خیلی دلم تنگه برات


برچسب‌ها: اس ام اس دوری, اس ام اس دلتنگی, اس ام اس سنگین دوری, اس ام اس تنهایی و دلتنگی
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 21:55  توسط امیر  | 

نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد.

نمی دانم نداشتنت سخت تر است؛

یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد!!

.

.

.

بر انچه گذشت

انچه شکست

انچه ریخت

حسرت نخور

زندگی اگر زیبا بود با گریه شروع نمی شد

.

.

.

دورى یعنى فراق

فراق یعنى دلتنگى

دلتنگى یعنى تو

تو یعنى همه ى دنیاى من

.

.

.

من تو را به دلم قول داده بودم نگذار بد قول شوم

.

نداشتن تو یعنی اینکه دیگری تو را دارد.

نمی دانم نداشتنت سخت تر است؛

یا تحمل اینکه دیگری تو را داشته باشد!!

.

.

.

بر انچه گذشت

انچه شکست

انچه ریخت

حسرت نخور

زندگی اگر زیبا بود با گریه شروع نمی شد

.

.

.

دورى یعنى فراق

فراق یعنى دلتنگى

دلتنگى یعنى تو

تو یعنى همه ى دنیاى من

.

.

.

من تو را به دلم قول داده بودم نگذار بد قول شوم

.

.

.

تصمیم گرفتم آنقدر کم یاب شوم تا دلی برایم تنگ شود. ولی افسوس فراموش شدم

.

.

.

 شاید فاصله ها بتوانند نگاه ها را از هم دور کنند ولی

قدرت این را ندارند که یادها را از هم دور کنند

.

.

.

اگر گاهى ندانسته به احساس تو خندیدم , و یا از روى خودخواهى فقط خود را پسندیدم ,

اگر از دست من در خلوت خود گریه اى کردى , اگر بد کردم و هرگز به روى خود نیاوردى ,

اگر زخمى چشیدى گاه گاهى از زبان من , اگر رنجیده خاطر گشتى از لحن بیان من

حلالم کن…

و بعد از آن دعایم کن

.

.

.

زندگی کردن من مردن تدریجی بود هرچه جان کند تنم عمر حسابش کردند

.

.

.

بلور خوش رنگ شبی ، وقتی که شب نشین

منم با تو به دیوار جنون ، رنگ ترانه میزنم

.

.

.

هرگاه مرا دوست نداشتی فریاد نزن آرام در گوشم بگو تا آهسته بمیرم

.

.

.

دل تخته سیاه نیست که هرکی اومد اسمش رو روش بنویسه وهرکی هم رفت,اسم رو به راحتی پاک کنه

.

.

.

سیب سرخی رابه من بخشید و رفت ، ساقه ی سبزدلم راچید و رفت،عاشقی های مرا باور نکرد ،

عاقبت برعشق من خندید و رفت،اشک در چشمان سردم حلقه زد بی مروت گریه ام را دید و رفت

.

.

.

ما هر چه تلخی بود تجربه کردیم ولی دیدیم چیزی تلخ تر از ندیدنت نیست

.

.

.

وقتی که خیلی دیره تازه میفهمی که اونیکه از همه ساکت تر بود بیشتر از همه

دوست داشت ولی تو حواست به شیرین زبونی یه عشق دروغی بود


برچسب‌ها: اس ام اس با کلاس بهمن 91, اس ام اس با کلاس دلتنگی, اس ام اس دلتنگی بهمن 91, اس ام اس دلتنگی سنگین
+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1391ساعت 13:25  توسط امیر  | 

آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم

آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم

از آتش دوزخ نهراسیدیم که آن شب

ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم

.

.

.

یادت ای دوست بخیر / بهترینم خوبی / خبری نیست ز تو

دل من میخواهد / که بدانی بی تو / دلم اندازه دنیا تنگ است.

.

.

.

هیچ اتفاق خاصى نیفتاده!ستون حوادث خالیست.. هنوز زنده ام بى تو! باورت میشود؟

.

.

.

اگه یه روز رفتی و تنهام گذاشتی ، نفرینت نمی کنم فقط آرزو می کنم

عاشق یکی بشی که دوستت نداشته باشه

.

آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم

آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم

از آتش دوزخ نهراسیدیم که آن شب

ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم

.

.

.

یادت ای دوست بخیر / بهترینم خوبی / خبری نیست ز تو

دل من میخواهد / که بدانی بی تو / دلم اندازه دنیا تنگ است.

.

.

.

هیچ اتفاق خاصى نیفتاده!ستون حوادث خالیست.. هنوز زنده ام بى تو! باورت میشود؟

.

.

.

اگه یه روز رفتی و تنهام گذاشتی ، نفرینت نمی کنم فقط آرزو می کنم عاشق یکی بشی که دوستت نداشته باشه

.

.

.

قرارمان یک مانور کوچک بود! قرار بود تیرهای نگاهت مشقی باشد!

اما ببین … یک جای سالم بر قلبم نمانده است

.

.

.

حسی دارم ، اگر بدانی بد نیست / شعری گفتم تو هم بخوانی بد نیست

الان خیلی دلم برایت تنگ است

در هر صورت خبر رسانی بد نیست

.

.

.

با من که شکسته ام کمی راه بیا بالی بگشا و گاه و بی گاه بیا آزرده مشو بیا

گناه از من بود گفتم که مقصرم تو کوتاه بیا

.

.

.

غصه تو برای من، شاید من برای تو، دلت گرفت بگو خودم، گریه کنم به جای تو.

.

.

.

در خواب ناز بودم شبی …. دیدم کسی در می زند ….. در را گشودم روی او .

دیدم غم است در می زند ….. ای دوستان بی وفا …. غم با این همه بیگانگی

هر شب به ما سر میزند

.

.

برای هزارمین بار پرسید: تا حالا شده دلتو بشکنم؟ و من برای

هزارمین باربه دروغ گفتم نه که دلش نشکنه

.

.

.

خسته ام از زندگی

در پی دلبستگی میشوم هر سو روان

وای، وای، زندگی


برچسب‌ها: اس ام اس دلتنگی سنگین, اس ام اس دوری, اس ام اس دلتنگی بهمن 91, اس ام اس دوری بهمن 91
+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1391ساعت 1:52  توسط امیر  | 

آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم

آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم

از آتش دوزخ نهراسیدیم که آن شب

ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم

.

.

.

یادت ای دوست بخیر / بهترینم خوبی / خبری نیست ز تو

دل من میخواهد / که بدانی بی تو / دلم اندازه دنیا تنگ است.

.

.

.

هیچ اتفاق خاصى نیفتاده!ستون حوادث خالیست.. هنوز زنده ام بى تو! باورت میشود؟

.

.

.

اگه یه روز رفتی و تنهام گذاشتی ، نفرینت نمی کنم فقط آرزو می کنم

عاشق یکی بشی که دوستت نداشته باشه

.

آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم

آن توبه صدساله به پیمانه شکستیم

از آتش دوزخ نهراسیدیم که آن شب

ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم

.

.

.

یادت ای دوست بخیر / بهترینم خوبی / خبری نیست ز تو

دل من میخواهد / که بدانی بی تو / دلم اندازه دنیا تنگ است.

.

.

.

هیچ اتفاق خاصى نیفتاده!ستون حوادث خالیست.. هنوز زنده ام بى تو! باورت میشود؟

.

.

.

اگه یه روز رفتی و تنهام گذاشتی ، نفرینت نمی کنم فقط آرزو می کنم عاشق یکی بشی که دوستت نداشته باشه

.

.

.

قرارمان یک مانور کوچک بود! قرار بود تیرهای نگاهت مشقی باشد!

اما ببین … یک جای سالم بر قلبم نمانده است

.

.

.

حسی دارم ، اگر بدانی بد نیست / شعری گفتم تو هم بخوانی بد نیست

الان خیلی دلم برایت تنگ است

در هر صورت خبر رسانی بد نیست

.

.

.

با من که شکسته ام کمی راه بیا بالی بگشا و گاه و بی گاه بیا آزرده مشو بیا

گناه از من بود گفتم که مقصرم تو کوتاه بیا

.

.

.

غصه تو برای من، شاید من برای تو، دلت گرفت بگو خودم، گریه کنم به جای تو.

.

.

.

در خواب ناز بودم شبی …. دیدم کسی در می زند ….. در را گشودم روی او .

دیدم غم است در می زند ….. ای دوستان بی وفا …. غم با این همه بیگانگی

هر شب به ما سر میزند

.

.

برای هزارمین بار پرسید: تا حالا شده دلتو بشکنم؟ و من برای

هزارمین باربه دروغ گفتم نه که دلش نشکنه

.

.

.

خسته ام از زندگی

در پی دلبستگی میشوم هر سو روان

وای، وای، زندگی


برچسب‌ها: اس ام اس دلتنگی فاز بالا, اس ام اس دلتنگی سنگین, اس ام اس دوری
+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1391ساعت 1:49  توسط امیر  | 



عکس‌های قدیمی‌ام
رقبایم شده‌اند
تصوير زنی كه
روزی دوستش داشتی






گاهی حس میکنم روی دست خــــدا مانده ام!!
خسته اش کرده ام..








گاهی دلم می گیرد مثل یک مراسم کوچک ختم حتی اگر تمام خیابان ها را آذین بسته باشند...





خودت را تصور کن بی او...شاید بفهمی چی کشیدم بی تو...






بچه ها نمیخوام حالتونو بد کنم ولی...
یه غمی هست که بچه های آخر بیشتر درکش می کنن
غم به مرور زمان کم شدن آدم های سر سفره...






بعضی وقت ها شده میام یه چیزی می نویسم فقط برای یک نفر (مخاطب خاص)
اما وقتی یادم می افته که همه ممکن بخوننش
جـــــــــــــــــز اون یـــــــــــــــه نــــــــــــــــــــفر..
دلم بد جوری میگیره....







این روزها...
این روزها...
امان از این روزها که نه میگذرند نه بهتر میشوند!







بودن با کسی که دوستش داری
و نبودن با کسی که دوستش داری
هر دو رنج است...







در شهر صدای پای آدم هایی است.که همچنان که تو را می بوسند طناب تو رو را می بافند.
آدم هایی که صادقانه دروغ می گویند و عاشقانه خیانت می کنند






بیزار باش از آنکه معشوقه ات اسم هرزگی هایش را آزادی
اسم نگرانی هایت را گیر بگذارد
و برای بی تفاوتیهایش اعتماد را بهانه کند.... :|
هر کی تجربه ی تلخشو داشته بکوبه لـایکو





خداوندا پریشانم چه میخواهیتو از جانم مرا بی انکه خود خواهم اسیر زندگی کردیخداوندا تو مسئولی!!!






خواهش میکنم بی حوصلگی هایم را ببخش
بداخلاقی هایم را فراموش کن،بی اعتنایی هایم را جدی نگیر،
در عوض من هم تو را میبخشم ک سبب همه ی آنهایی!




خدایااا میشه بگی درس عبرت چند واحده؟ لامصب هر چی پاس میکنیم تموم نمیشه.




چه زخم هایی بر دلم خورد تا یاد گرفتم هیچ نوازشی بی درد نیست...





سیلی واقعیت رو درست اون وقتی خوردم ک وسط زیباترین رویا بودم...




تشنه ی توام ...کویر چشمانم ذر انتظار بارش یک قطره نگاه توست.





من رفتنی نبودم...
تو بند کفشهایم را محکم کردی...منم رفتم.



جــاے خالے اتـــ رآ
بــآ فـــرض پُر کرده ام…
حـــرآمــشــ بـــآد آنکه پُر کـَــرد جاے مــرا






سکـــــــــــوت می کنـــــم . . .
نه اینـــــــــــــــکه دردی نیسـت . . .
گلویی نمــــــــانده برای فــــــــــریـــــاد . . .






خاطراتت، از ابتدا خیس نبود!
آفتابی بود و زیبا. . .
مرا ببخش.
دست خودم نبود
بارش گاه و بیگاه
چشم‎هایم. . .




بی معرفت بگو ،بگو!
واست چیکار کرد که منو تنها گذاشتی،پیش اون رفتی؟
نفهمیدی بدون تو چیکار میکنم؟نگفتی بدون تو در به
در میشم؟نمیگفتی گورستان ها محل زندگیم میشه ؟نمگفتی بی تو من...






اوج بی انصافیست،اینکه بهش بگی دوست دارم اونم بهت بگه دوست
 دارم،اما با کوچکترین اشتباه از طرف تو ،تو رو رها میکنه
وهر کاری برای جبرانش کنی بهت اعتنا نکنه






خدایا چرا هیشکی تو این دنیا تقاص کاراشو پس نمیده؟؟ چقدر دیگه
 باید این فرشته شکسته بشکنه؟ گوش کن میشنوی؟ هیچی ازم نمونده
جز خاکستری از قلب سوخته
میدونم قلبم از اول اینجوری نبود ولی اینو باید به بنده هات یاد
 میدادی که این قلبه تنها سرمایه و دلخوشی که هرکس داره
بنده هات خوردش کردن آوردمش پیش خودت یه کاریش بکنی
کااااااش






هيچ شباهتي به يوسف ندارم , نه رسولم , نه زيبايم , نه براي كسي
 عزيزم , نه چشم به راهي دارم , فقط در " چاه " افتاده ام!!




اجازه خدا؟
ميشه ورقموبدم؟ميدونم امتحان تموم نشده!
ولي من ديگه خسته شدم





این روزها آرزوی پنهانی ام همین است:
یک شبی همه ی خودم را در آغوشت پیدا کنم
تنها همبن...






گفتي عاشقمي،
گفتم دوستت دارم.
گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم،
گفتم من فقط ناراحت ميشم.
گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم،
گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم.
گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم،
گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه،
من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم.
گفتي ...
گفتم...
حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟!
فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستش...






دیشب با دوستم رفته بودم رستوان....
روبروی میز ما یه دختر و پسر نشسته بودن
که پسره پشتش به میز ما بود،
معلوم بود با هم دوست هستند
اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد....
قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست،
دختره شروع کرد به آمار دادن،
سرمو انداختم پایین...
دفعه بعدی تحریک شدم!
با نگاه بازی کردیم.
خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم،
با نگاهش قبول کرد،
بلند شدن
پسره جلو رفت که حساب کنه
دختره به میز ما رسید
دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت
براش نوشته بودم
خیـــــــلی پستی...


برچسب‌ها: اس ام اس تنهایی خرداد 92, اس ام اس تنهایی 92, اس ام اس تنها بودن 92
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 19:23  توسط امیر  |