پست فیسبوکی-جملات فیسبوکی-متن فیسبوکی-جملات زیبا-اس ام اس تنهایی-اس ام اس دلتنگی-مطالب فیسبوکی

تو دنیایی که جای آرزوهاست

کسی جز تو منو عاشق نمیخواد

بیا تا تکیه گاه من تو باشی

دلم مثل خودت تنهای تنهاست







آدمهای خوب از یاد نمیرن  از دل نمیرن از ذهن نمیرن

ولی زودتر از اینکه فکرش رو بکنی از پیشت میرن






می خوابم تا فراموش کنم

رفته ای ولی صبح تنهایی بیدارم می کند


اس ام اس زیبا تنهایی 93




می زند باران نفرت بر پشت شیشه

حکم قلبم را نوشتن تنهایی تا به همیشه









من و تو چشمان یک صورتیم

با همیم و چه تنهاییم !









در عشق اگر عذاب دنیا بکشی

با اشک دو دیده طرح دریا بکشی

تا خلوت من هزار غربت باقی ست

تنها نشدی که درد تنها بکشی







رفتن و نموندن

رسم عاشقی همینست

مواظب خودت باش

تنهایی در کمینست







خداحافظ دیگه کاری ندارم

نمی مونی و اصراری ندارم

دیگه عشقی میون من و تو نیست

دیگه راهی به جز تنها شدن نیست



SMS Tanhayi 93




تو که رفتی غم دوریت

خراب و خورد و پیرم کرد

دوباره درد تنهایی

توی دستاش اسیرم کرد





در دفتر خاطراتم نوشتم : عشق زیباست

معلم دفتر را دید و گفت : این رویاست !

گفتم : معلم تو از عشق چیزی میدانی ؟

گفت : در عالم عشق ، عاشق همیشه تنهاست






از این نامهربونی ها دارم از غصه میمیرم

تو ای رفیق تنهایی یه روز دستاتو می گیرم







هیچ کس ویرانیم را حس نکرد

وسعت تنهائیم را حس نکرد

در میان خنده های تلخ من

گریه پنهانیم را حس نکرد

در هجوم لحظه های بی کسی

درد بی کس ماندنم را حس نکرد

آن که با آغاز من مانوس بود

لحظه پایانیم را حس نکرد








روزگاری جاده ای بودم غرق تردد

جاده ای که از رفت و آمد لحظه ای خالی نمی شد

من که بسیار غریبان را به آبادی رساندم

عاقبت خود ماندم و ویرانه و تنهایی خود




SMS Tanhayi Raftan




تو ستاره منی در شب های بی ستاره

تنهام نذاری بری که تنها میشم دوباره



برچسب‌ها: اس ام اس حس تنهایی, اس ام اس احساس تنهایی 93, اس تنهایی و دوری 93, متن دوری و تنها بودن 93
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393ساعت 10:59  توسط امیر  | 

اس ام اس حس تنهایی 93



میزنم کبریت بر تنهایی ام

تا بسوزد ریشه بیتابی ام

میروم تا هر چه غم پارو کنم

خانه ام را باز هم جارو کنم







تن های ما تنهاست

دلهای ما با هم

دل از تو لبریزست

تنهای تنها هم







عشق من ! با تو نگاهم زیباست

ابرهای تیره ی غم رسواست

شعر و غزل بهانه اند که بگویم

آری ، بی تو این دل تنهاست






امشب برای گریه ام یک شانه می خواهم که نیست

در این خرابات جهان یک خانه می خواهم که نیست

در غربت چشمان تو ، تنهاییم آواره شد

در وصف این نامردمان یک واژه می خواهم که نیست






مثل آتیش تو صحرا

یا که طوفان تو دریا

مثل ظلمت توی شب ها

جون به لب موندم و تنها














من بودم و تنهایی و خاطره‏ی تو

کسی آمد ، مرا برد ، تنهایی ام را گرفت ولی خاطره ات باقی ماند






برف می‏بارد

به آخر خیابان رسیده ‏ام

پشت سرم را نگاه می‏ کنم و رد پای تنهایی ام را می ببینم

که از دوردست ها شروع شده است








به نام خالقی که تنهاست

ولی تنهایی را برای مخلوقاتش نمی پسندد








چون خیالت همه شب مونس و دمساز من است

شرم دارم که شکایت کنم از تنهایی





اس ام اس حس تنهایی 93





به سراغ من اگر میایی تند و آهسته چه فرقی دارد ؟

تو به هر جور که دلت خواست بیا !

مثل سهراب دگر جنس تنهایی من چینی نیست که ترک بر دارد

مثل آهن شده است چینی نازک تنهایی من !







شب پر از ترانه میشه با تو

قصه عاشقانه میشه با تو

باغ پاییزی تنهایی من

باغ پر از جوانه میشه با تو








با اینکه از تنهایی می ترسم

اما دوست دارم توی قلب تو تنهای تنها باشم










می دونست دلم اسیره ولی رفت

می دونست گریه ام می گیره ولی رفت

می دونست تنهایی سخته ، می دونست

می تونست باهام بمونه ، نتونست

می دونست دلم شکسته ولی رفت

غم اون تو دل نشسته ولی رفت


اس ام اس زیبا تنهایی 93




برچسب‌ها: اس ام اس حس تنهایی جدید, اس ام اس خسته بودن 93, اس ام اس خسته و تنها 93, اس ام اس زیبا تنهایی 93
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393ساعت 10:58  توسط امیر  | 



تنهایی ام را دوست دارم

بوی پاک نجابت می دهد




 اس ام اس حس تنهایی





جلد گرفته ام عشقم را با خیال و خاطره

مبادا که تا بخورد حتی گوشه ی احساسم زیر دست این همه تنهایی








این روزها برای تنها شدن کافیست صادق باشی







تنهایی یعنی منتظر هیچکس نباشی

تنهایی همان دلتنگی نیست

در دلتنگی ها کسی حضور دارد








نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد

امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی






من برای تنها نبودن آدم های زیادی دور و برم دارم

آن چیزی که ندارم کسی برای “با هم بودن” است




اس ام اس با موضو ع تن هایی 93





چه تفاوت عمیقیست

بین تنهایی قبل از نبودنت و تنهایی پس از نبودنت…





 اس ام اس احساس تنهایی




تنهایی یعنی یه بغض کهنه

یه چشم خیس یه موزیک لایت

یه فنجون قهوه ی تلخ و یه پاکت سیگار








انقدر از تنهایی نترس

تو تنهایی وارد این دنیا شدی








راز این هستی چیست؟

ما چرا آمده ایم؟

کار ما نیست گذر از هستی

گذر از آدم ها

کار ما شاید پر کردن تنهایی یک دل تنها باشد






زیاد طول نمی کشد تا بفهمى

ورود هر رابطه اى نمی تواند تنهاییت را پر کند











دگر تنها نیستم

مدتی ست با تو در خودم زندگی می کنم






من تنهایم

تو هم تنهایی

بیا با هم تنها باشیم







یه سوال دارم !

کوه چون سنگ بود تنها شد یا چون تنها بود سنگ شد ؟

من که نه سنگ بودم و نه کوه ، پس چرا تنها شدم ؟








تنهایی خیلی سخته وقتی چشمام به راهه

وقتی که شب سیاهه وقتی بدون ماهه

تنهایی خیلی تلخه وقتی که بی تو هستم

تنها می مونه دستم با این دل شکستم









اگه می دونستی چقدر تنهام

همیشه برام اشک می ریختی

اگه می دونستی همیشه اشک می ریزم

هیچوقت تنهام نمی ذاشتی









راضیم به خوشبختیت حالا با هر کی باشه

گرچه دل من تنها شده ، ولی یاد تو همیشه باهاشه








یکی تنهاست ، تنها اومده ، تنها مونده

تنها یه آرزو داره که تو تنهاش نذاری








تو نباشی تا قیامت بی کسم

در تمام زندگی دلواپسم



اس ام اس با موضو ع تن هایی 93



تو دنیایی که جای آرزوهاست

کسی جز تو منو عاشق نمی خواد

بیا تا تکیه گاه من تو باشی

دلم مثل خودت تنهای تنهاست


برچسب‌ها: SMS Tanhayi, اس ام اس احساس تنهایی 93, اس ام اس حس تنهایی 93, اس ام اس غصه خوردن از تنهایی 93
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393ساعت 10:52  توسط امیر  | 

اس ام اس تنهایی و بی کسی 93



سهم من از این عشق ، یک نقطه چین شد

او رفت و این دل تا ابد تنهاترین شد !








خدا تنهاست ولی ما که خدا نیستیم

فریادها مرده اند و سکوت جاریست

تنهایی حاکم سرزمین بی کسی است

می گویند پس چرا تنهاییم ؟‎




گاهی هیچکس را نداشته باشی بهتر است

داشتن بعضی ها تنهاترت می کند








آدم‌های تنها آزروهای کوچکی دارند

شبیه اینکه کسی در خانه را به رویشان باز کند








تنهایی را دوست دارم

بی دعوت می آید بی منت می ماند

بی خبر نمی رود




اس ام اس تنهایی و بی کسی 93






اگر آدم های کره زمین تعدادشان فرد باشد

یک نفر تنها می ماند

تو رفتی و فرد تنها شده ام من






کوه ها با همند و تنهایند

همچو ما باهمان تنهایان





در شب بی کسی ام

یاد تو مهتاب من است





این روزها در خودم به دنبال یک کلیک راست میگردم

تا از خودم یک copy بگیرم و کنار خودم paste کنم

شاید از این تنهایی خلاص شدم









یادش ستاره دنباله داری است که

آسمان را بین من و تنهایی قسمت می کند






تنها یک تنها می داند

تنهایی تنها درد یک تنها نیست



اس ام اس با موضوع ناراحتی





تنهایی تقدیر من نیست…

ترجیحِ منه…









باور کن فرق بزرگیست میان کسی که

تنها مانده با کسی که تنهایی را انتخاب کرده








تنهایی یعنی بعضی اشکای بی دلیل ، بی‌بهانه ، یه دفعه‌ای ، نصف‌ شبی

عجیب آدم رو آروم می کنه








چه یه وجب… چه صد وجب…

تنهایی یه دنیاست








تنهایی یعنی آدم واسه گوشیش که تو خونه جا مونده یه میس کال بندازه

که وقتی رسید خونه دق نکنه که هیچ تماس و مسیجی نداشته





اس ام اس با موضوع تنهایی 93





قفل هزار رمز کابوس تنهایی من

کی با سلام تو باز می شود؟







جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی تا آدم گاهی آنجا جان بدهد

مثلا آغوش تو!





برچسب‌ها: اس ام اس با موضوع تنهایی 93, اس ام اس با موضوع دوری 93, اس ام اس با موضوع ناراحتی, اس ام اس جدید دوری 93
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393ساعت 10:50  توسط امیر  | 


هفت شهر عشق

شهر اول : نگاه و دلربایی

شهر دوم : دیدار و آشنایی

شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی

شهر چهارم : بهانه ، فکر جدایی

شهر پنجم : بی وفایی

شهر ششم : دوری و بی اعتنایی

شهر هفتم : اشک ، آه ، “تنهایی”






ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﯾﻌﻨﯽ

ﺍﯾﺮﺍنسلت ﺭﻭ به ﺟﺎﯼ ۱۴۴ ﺑﺎ ۱۴۱ ﺷﺎﺭﮊ ﮐﻨﯽ !





آنقدر پیش این و آن از خوبی هایش گفتم که

وقتی سراغش را می گیرند شرم دارم بگویم تــنــهایــم گذاشت …









پیراهن تنهایی که بر تن من است

اولین هدیه عشق توست

به رسمِ عادت متشکرم






در کنار تب تنهایی خویش
یاد تو مرهم بالین من است





اس ام اس جدید
جان غمگین ، تن سوزان ، دل شیدا دارم
آنچه شایسته عشق است مهیا دارم
سوزدل ، خون جگر ، آتش غم ، درد فراق
چه بلاها که ز عشقت من تنها دارم






به پندار تو :
جهانم زیباست
جامه ام دیباست
دیده ام بیناست
زبانم گویاست
قفسم هم طلاست
به این ارزد که دلم تنهاست ؟





در زندگی به کسانی دل می بندیم که ما را نمی خواهند
و از وجود کسانی که ما را می خواهند بی خبریم
شاید این باشد دلیل تنهایی مان


برچسب‌ها: اس ام اس دوری و جدایی 93, اس تنهایی 93, اس دوری 93, اس ام اس تنها و بیکس بودن 93
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393ساعت 10:44  توسط امیر  | 


فرقی نمی کنه دور و برت چقدر شلوغ باشه

وقتی از درون تنهایی …


اس ام اس زیبا تنهایی 93



من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی
ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی







شب من پنجره ای بی فردا
روز من قصه ی تنهایی ما
مانده بر خاک و اسیر ساحل
ماهی ام ، ماهی دور از دریا





به همان قدر که چشم تو پر از زیبایی است
بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهایی است



اس ام اس تنهایی و بی کسی
93



تنهایی بهتر از گدایی محبت است






آنگاه که تنهایی تو را می آزارد
به خاطر بیاور که خدا بهترین های دنیا را تنها آفریده





هر که در سینه دلی داشت به دلداری داد
دل نفرین شده ی ماست که تنهاست هنوز









یکی به جرم تفاوت تنهاست و یکی به جرم تنهایی متفاوت …

زندگی رقص واژگان است …







خدایا هیچ تنهایی رو اونقدر تنها نکن

که به هر بی لیاقتی بگه عشقم !




اس ام اس دوری و جدایی 93


از یک گوشه ی اتاق به گوشه ی دیگر سفر می کند …

تمام فاصله اش تا من همیشه همین قدر است …

تنهایی !






یه وقتایى حس آخرین بیسکویت

مونده تو بسته ساقه طلایی رو دارم !

شکسته و تنها …




این روز ها انسان ها تنهایی ات را پر نمی کنند

فقط خلوتت را می شکنند




اس ام  اس تنهایی 93




اینجا احساس فروشی شده …

عشق  اجاره ای شده …

و تنهایی هم برای ما آدم شده …








تنهایی یعنی گوشیت روی سایلنت نباشه

اما هی نگاش کنی …






تنها بودن قدرت می خواهد

و این قدرت را کسی به من داد که روزی می گفت :

تنهایت نمی گذارم !








باز بوی رفتنت مشام تنهاییم را پر کرد …





این بار مبلغ قبض موبایلم خیلی کم شده بود

اما اصلا خوشحال نشدم

عددی که تنهایی ام را به رخم می کشید






تنهایی یعنی موقعی که تنها میری لباس بخری

تو اتاق پرو از آینه بپرسی “بهم میاد ؟”



اس ام اس تنهایی و جدایی 93




تنها که باشی آرزو میکنی

کاش یکی اسمت را صدا کند ، حتی اشتباهی …



برچسب‌ها: اس ام اس تنهایی 93, اس ام اس جدایی 93, اس ام اس دوری 93, اس ام اس ناراحتی و تنهایی 93
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393ساعت 10:42  توسط امیر  | 

اس ام اس تنهایی مهر 92


تنهایی یعنی فکر کردن به اینکه اون الان کجاست ؟

.

تنهایی یعنی بین آدمایی باشی که میگن دوستت دارن ولی کنار دلتنگیات نیستن !

.

.

چنان دستانم از گره های دستانت تهی گشته که من
 این یخ زده ها را “ ها ” میکنم از تنهایی هر شب . . .

.
.

اینجا فقط واژه می فروشم و سکوت میخرم
چه تجارت دردناکی ست تنهایی !

.

.

هر طور که بچینم کنار هم این حروف الفبا را ، جز “ تنهایی ” معنی دیگری نمیدهند !

.
.

از تنهایی های من برایشان بگویید . . .
بگذارید بدانند چه رنجی پشت رفتنشان است ؛ شاید تنهایتان نگذارند !

.

.

تنهایی آنجایی ست که نبودنت آه هیچکس را بلند نکند !


.

چرا بودنت راست و ریست نمی شود ؟
من که تمام پازل های تنهایی ام را درست چیده ام ؟!

.
.

کنج تنهایی من قشنگ تر از بودن با کسی ست
 که هر بار دلش به هوای دیگری می پرد !

.

.

دلم خوش نیست
غمگینم
کسی شاید نمیفهمد
کسی شاید نمیداند
کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی
تو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگویی
عجب احساس زیبایی
تو هم شاید نمیدانی . . .

.
.

چه درونم تنهاست و در این تنهایی ،
 شاخه ی خشک نگاهم گل چشمان تو را میجوید .

.

.

تنهایی آدم را عوض میکند . . .
از تو چیزی میسازد که هیچوقت نبوده ای !

.
.

بگویید روی سنگ قبرم بنویسند :
اگر تنها نبود ، شاید اینجا قبری نبود . . .

.


.

شب ها پرنده هایش می روند !
روزها ستاره هایش !
ببین !
آسمان هم که باشی ، باز تنهایی . . .

.

.

ترسناکند رابطه هایی که به خاطر فرار از تنهایی شکل میگیرند !
رابطه هایی که آخرش چیزی نمی ماند به جز تنهایی
 عمیقتر و یک مشت حس آزار دهنده تر از قبل در درون آدمها !

.

.

رفته ای اما رد پایت مانده ست در من !
کنار تنهایی ام قدم میزند بی من . . .

.


.

یه کم با من راه بیا ؛ تنهایی به جایی نمی رسم !



.

نمی دانم دوستش دارم یا نه ؟
با هم قدم میزنیم
با هم میخوابیم
دلم که میگیرد ، آغوشش را باز می کند و بر گونه هایم بوسه میزند
اما نمی دانم دوستش دارم یا نه ؟ تنهاییم را . . .



.

میخواهم از درد بگریزم ولی درد بدون من تنها میماند ؛ که این خود درد دیگری است !

.


.

حتما نباید مدت ها دور از تو باشم تا تنها شوم
یک روز من بی تو ، یک عمر تنهاییست !


.

اگه باتری موبایلت خوب شارژ نگه میداره ، به جای اینکه
 به جون کارخونه سازنده دعا کنی یه فکری به حال تنهاییت بکن !

.


.

زندگی چه اتفاق غم انگیزی است وقتی تنهایی ات سالها از تو بزرگتر باشد .

.


.

یه دریا اشک برای ریختن دارم
یه دل گرفته
یه زندگی پر از خالی
من سرشارم از تنهایی . . .



.

وقتی همه را شبیه او می بینی ؛ عاشق هستی
وقتی که او را شبیه همه می بینی ؛ تنها هستی !


.

وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشه بیشتر
 تنهاست چون به هیچکس جز همان آدم فکر نمی کنه !


.

دستم را گرفت و با خود برد
همه هرچقدر هم تلاش کردند نتوانستند
چه قدرتی ! چه عظمتی ! تنهایی . . .

.


.

تنهایی راه رفتن سخت نیست ولی وقتی ما این
همه راهو با هم رفتیم ، تنهایی برگشتن خیلی سخته !

.


.

وقتی حالت بده روحت بی پناهه
میبینی هر کاری کردی اشتباه
وقتی به جز شب هیچ رنگی توی نگات نیست
وقتی کسی اندازه تنهاییات تنها نیست


برچسب‌ها: اس ام اس تنهایی 92, اس ام اس برای ادم تنها 92, اس ام اس ناراحتی و تنهایی
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 1:3  توسط امیر  | 



ساعت چیست؟
اختراع غریبیست که جای خالیت را به رخ دلتنگیهایم میکشد.

دلم به بهانه ی بچگی باز گریست . بگذار دل بزرگ

شود تا بداند همیشه هر چه بخواهد نیست


و تو بدون هیچ واهمه ای از دلتنگی که فردا دچار

آن میشوم رفتی... این بود دوست داشتنت؟





پس از این عشق به هر عشق جهان می خندم
هر که آرد سخن عشق به آن می خندم
روزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شد
پس از این سوز به هر سوز جهان می خندم




آره من اونم که گفتم واسه چشم تو ديوونم ، آره من قول داده بودم تا تهش باهات بمونم ،
 ولى پس دادى نگامو زير رگبار غرورت ، من فقط يکم شکستم خوب نگام کنى همونم





در فلسفه وفا چنين آمده است:
دل وقف شكستن است ، بيهوده مرنج...




خيلي ها نفرين مي كنن، تلافی مي كنن..
اما نه..
نفرين من: الهي اونی كه دوسش داری تنهات نذاره..
تلافي من: ميرم تا به اون برسي، سر راهت نباشم.
راستی، قدر من دوستت داره؟!





دلم تنگ شده برات،واسه صداقت چشات،واسه آخرين نگات،واسه گرمي
 صدات،واسه لبخند لبات،واسه عشق بي ريات،واسه پاكي و صفات





آن سوي دلتنگي ها خدايي هست ، که داشتنش جبران همه ي نداشتن هاست...





از دوست به یادگار دردی دارم که آن را به هزاران هزار درمان نخواهم داد.




بالشم را از پر خالي ميكنم
چنديست كه پرواز خوابهايم را آشفته است...





به جنگل سوخته خاطراتم سوگند ، درخت یادت را ، باغبان خواهم بود تا ابد!



بی خوابی شب هایم را به چه تعبیر کنم که شب آرامش نگاه تو را برایم زمزمه می کند.
آرام بخواب که من بی قرارم ، بیدارم تا تو آرام بخوابی.





چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن ، در جاده ای که هیچ بادی نمی وزد...



در خيال من بمان ، اما خودت برو
آنكه در روياى من است مرا دوست دارد نه تو





در سايه دل شکستگي پير شدم غم خوردم و با غمت نمک گير شدم تا آمدم آشناي قلبت باشم
گفتي که من از غريبه ها سير شدم.








تواين دنيا /تواين عالم/ ميونه اين همه آدم/ببين من دل به كي دادم/به اون
 كس كه نميخوادم/دلم شيشه دلش سنگه/واسه سنگه دلم تنگه





فاصله را بگو به خود نبالد که خاطره ي با تو بودن ، تمام فاصله ها را ميکشد




تو را مرور میکنم تا خاموشی من نشانه ی فراموشیم نباشد .

دلتنگ تو امروز شدم تا فردا. فردا شده باز هم گفتی فردا.

امروز دلم مانده و یه دنیا حرف. یک هیچ به نحو دل تو تا فردا...





هركوزه پرآب كه شب ساغر ما بود!
نوشیدن آن با تو شبی باور ما بود!
افسوس كه بعد از تو دگر مست نگشتیم!
هر چند كه صدساقی و می یاور ما بود!




شادیهایم هدیه به تو ،کم بودنش را بر من خرده مگیر این تمام سهم من از دنیاست...!




عزیز یادی بکن از یار خسته!
غباردوریت برمن نشسته!
دگر تیری نزن بالی ندارم!
وجودم از غمت درهم شکسته!





دل قاصدک شعر مرا از بر کن / برو آن گوشه ی باغ / سمت آن نرگس مست /
و بخوان در گوش و بگو باور کن/ یک نفر یاد تو را لحظه ای از یاد نخواهد برد





مي دوني سخت ترين لحظه ي زندگي چيه؟
وقتي بفهمي واسه كسي كه تموم زندگيته فقط يك تجربه اي!!!





به چشم خسته من آسمان از سنگ شده
لعنت به اين تنهايي ، دلم برات تنگ شده





يادت مياد ميگفتي براي من ميميري
خدا رو شكر زنده اي اما دوسم نداري!





به لبخندي مرا از غم رها كن
مرا از بي كسي هايم جدا كن
اگر مردن سزاي عاشقان است
براي مردنم هر شب دعا كن





لحظه هايي هست كه دلم واقعا برات تنك ميشه.اسم اين لحظه ها رو كذاشتم هميشه.




یکی من دادم و یکی من دادم و یکی من دادم و ... آیا این رسم عاشقیست؟؟



سیگار داری؟ می خواهم خاطره دود کنم!






من اگر آنقدر که به یاد تو هستم به یاد خدا بودم , آن دنیا نیمی از بهشت به نام من بود !






نبری گمان که دیگر ز دل ما رفته باشی / تو عزیز دل مایی هر کجا نشسته باشی





گلایه از بلندی پاهایم نکن تو گلیمت را کوتاه بافته ای




ميدوني بزرگترين درد دنيا چيه؟
اينه كه تنها پناهت، پناهگاه ديگري باشد...





اتل متل ستاره
گلم دوسم نداره
نه پيامك،نه ي زنگ
دلم براش شده تنگ




بوق اشغال ميزند وقتى شماره ات را در ذهنم ميگيرم ، كسى انگار پشت خط است

دلم یه لحظه میخواد....که یکی بپرسه چطوری؟بگم...خوبم.

بغلم کنه و بگه دروغ بسه... بگو چی شده؟؟






از پرچين اميدهايت چتري برايم بفرست كه خيس دلتنگيهايتم.





به قلب مهربانت بگو هيچ چيز يادت را از خاطرم نخواهد برد حتي وجود فاصله ها!





غربت را نبايد در شهر غريب جستجو كرد
همين كه عزيزت نگاهش را به ديگري فروخت تو غريبي!!!





خواستم خودم رو گول بزنم ، همه ي خاطراتم رو انداختم يه گوشه و گفتم: فراموش!
يه چيزي ته قلبم خنديد و گفت: يادمه!!!




پرنده از نبودنت آواز غم میخونه
چقدر دلم تنگ برات فقط خدا میدونه





امشب به رسم عاشقی یادی ز یاران میکنم، در غربتی تاریک و سرد از غم حکایت میکنم،
 امشب وجودم خسته است از سردی دلهای سرد، آیا تو هم در یاد ما هستی این شبهای سرد




ترسم از روزی که از روی مزارم رد شوی غافل از اینکه بدانی بر مزار کیستی.






از ازل تقدیر ما با جوهر هجران نوشت بی تو بودن را برای با تو بودن می نوشت
 می نوشت و آن ملائک می سرود قصه درد است هجران می نوشت

جدا موندن از کسی که دوستش داری فرقی با مردن

نمی کنه , پس عمری که بی تو می گذره مرگی است به نام زندگی....








کاش خبر از این دل تنگم داشتی، کاش خبر از غصه و آھم داشتی
 این دل شدہ مبتلا به تو ای دوست ، کاش مرھمی برای دردش داشتی



به يادت آرزو كردم كه چشمانت اگر تر شد به شوق آرزو باشد نه تكرار غم ديروز...





شبی باران شبی آتش شبی آیینه و سنگم / شبی از زندگی سیرم ، شبی با مرگ میجنگم
 تو آتش میشوی بر خرمن احساس تنهايیم / تو را با هر نفس می بویم اما باز دلتنگم.




دورم زتو ای گلشن جانان چه نويسم ، من مرغ ضعيفم به عزيزم چه نويسم ،
ترسم كه قلم شعله كشد صفحه بسوزد ، با اين دل تنگم به عزيزم چه نويسم.




زخم كه ميخورى مزه مزه اش كن حتما نمكش آشناست






خسته در حبس زمينم،
ماه من يادم كن،
به نگاهی به پيامی،
سخنی شادم كن...






برای ان مینویسم که روزی دلش مهربان بود ، مینویسم تا بداند که دل شکستن هنر نیست ،
 نه دیگر نگاهم را برایش هدیه میکنم و نه دیگر دم از فاصله ها میزنم ، و نه با شعرهایم دلتنگی
 را فریاد میزنم . مینویسم تا شاید نا مهربانی هایش را باور کند .


این نوای تو نیست میدانم , ناله های تو نیست میدانم , فقط جای پاست بر کوچه ,
 جای پای تو نیست میدانم , آه این برگهای پاییزی , نامه های تو نیست میدانم ,
 یک نفر گفت که دوستت دارم , این صدای تو نیست میدانم

به او گفتم: غمگین ترین ترانه را برایم بسرا.

چشمانش رابست و آرام آرام گریست....گریست





دل شکستن سنگ نمیخواد ، دل به نگاهی سرد میشکند




اگر يار مرا ديدى به خلوت / بگو اى بى وفاى بى مروت
غمم دادى و غمخوارم نكردى / سر و كارت به فرداى قيامت

كسى چه ميداند كه امروز چند بار فرو ريختم از

ديدن كسى كه تنها لباسش شبيه به "تو" بود









چه سخت است دلتنگ قاصدك بودن در جاده اى كه در ان هيچ بادى نميوزد!





دلتنگی ﺑﺪﻧﻴﺴﺖ ، ﻳﺎﺩﮔﺎﺭﻯ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﻭ ﺩﻭﺭﻧﺪ.

به پرستو نبايد دل بست زيرا كه او نازك دل است و ميگريزد

از ما مانند باد از سرما و فراموش ميكند تمام روزهاي با هم بودن را


همیشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت

داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه




فاتح قلب آسمون! تکیه بزن به شونه هام واسه یه بارم که شده بگو هنوز تو رو میـخوام

درسایه دل شکستگی پیر شدم / غم خوردم با غمت نمک

گیرشدم / تا آمدی آشنای قلبت باشم / گفتی که من از غریبه ها سیر شدم...






هیچ اتفاق خاصی نیفتاده! ستون حوادث خالیست...
هنوز زنده ام بی تو! باورت میشود؟


وقتي با كاميون عشقت از سربالايي پيچ دل ما بالا ميرفتي ,

ميدونستم چيزي جز گرد و غبارت واسه ما جا نمي مونه






چشمانت را ورق بزن شايد در گوشه اى از آن مرا به يادگار كشيده باشى




من دلم تنگ كسي است...
كه به دل تنگي من
مي خندد...!





ماكه همسايه ي اشكيم
ولي با دلِ تنگ
گر لبي خنده زند
ياد شماييم همه شب





چقــدر باید بگذرد؟؟
تا مـن
در مـرور خـاطراتم
وقتی از کنار تــو رد می شم.
تنـــم نلــرزد.....
بغضــم نگیــرد.....







رُخ به رُخ که شدیم
من مات شدم... !
و تو چون پادشاهی که
از اینگونه فتح ها را زیاد دیده است
بی اهمیت ، رد شدی







اگر به یادت نمی ایم دلیل فراموشی تو نیست...من ترس از ارتفاع دارم..







كاش ميشد وقت رفتن چشم هايم را كنار تو بگذارم تاكه درحسرت ديدارت نمانم





انگارپاى ثانيه ها لنگ مى شود وقتى دلى براى دلى تنگ مى شود

دور بودن از عزیزان مشکل است / إمتحان با وفایی ،

در جدایی حاصل است / گرچه من دورم زپیشت ای رفیق / دوریت دریا و یادت ساحل است.



بى روى او به دنيا،يك ذره نيست ميلى از وقت رفتن او،خيلى

گذشته،خيلى دلتنگم و پريشان،با يك اميد كم رنگ شايد براى من هم دلتنگ مانده ليلى








آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود
چشم خواب آلودش را مستى و رويا نبود
لب همان لب بود اما بوسه اش گرمى نداشت
دل همان دل بود اما مست و بى پروا نبود...



اگر رفتم،مگو او بى وفا بود،مگو با عشق من نا آشنا بود،

تو با عشقت مرا ديوانه كردى ، مگو راهش ز راه من جدا بود ...






اگر بعضى وقتها نميشنوى دوستت دارم به خاطر سايلنت دلمه ، نه اينكه معرفتم كمه!





ارزش قطره هاي باران را گلهاي تشنه ميدانند و قدر دوستان خوب را دلهاي تنگ


در جستجوی تو چشمانم از نفس افتاد ، در کجای

جغرافیای دلت ایستاده ام که خانه ام ابری است

همیشه دلتنگ توام

نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم

، تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی !






همیشه دوست داشتم ابر باشم
چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره
جلوی همه گریه کنه


برچسب‌ها: اس ام اس دلتنگی, اس ام اس دلتنگی 92, اس ام اس فاز دلتنگی, استاتوس دلتنگی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1391ساعت 23:24  توسط امیر  | 


من دیوانه نیستم
فقط کمی تنهایم
همین!
چرا نگاه می کنی؟
تنها ندیده ای؟
به من نخند
من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم…





چه قدر سخت است که با آشنا ترینت بیگانه باشی...





باهام بد حرف زدي خوردم كردي بهت هيچي نگفتم سكوت كردم....
ياد اون زمانايي افتادم كه برات تازگي داشتم و با شيطوونيام دلتو
 آتتش ميزدم و جلو دوستام و دوستات خوردت ميكردم.
حق داشتي تلافي كني...





هروقت دیدی انسانهای کوچک سایه ی بزرگ دارند بدان که غروب آفتاب نزدیک است !
 و من صبح را دوست دارم .! و اگر یک روز شاد بودی آرام بخند تا غم بیدار نشود واگر
یک روز غمگین شدی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود ! و من امید را دوست دارم .
 برای خاطرزندگان شاد باش . همین ! یاحق





_ ســــــــــــــــلامتی اونایی که خیلی تنهان نه این که نمیتونن با کسی باشن فقط دلشون نمیخواد با هر کسی باشن



زندگی در اعماق عادت ها هیچ فرقی با مرگ ندارد من خیلی وقته بی تو مرده ام فقط معنای مرگ را نمیدانستم





سایه ی سرد
که نگاهت دارد با دله من
و دل بیچاره ی من
که از قصه و تنهایی و بیکس بودن پوسیده
سمعکت را بگذار
شاید اینبار دله من دریابی
که با حرفه تو ساخت
مشکند در هم و باز
من عاشقی و مهر تو در سر دارد
عشق من غصه نخور
من به این بیچارگی عادت دارم






چاق باش...
لاغرباش....
کوتاه باش....
بلندباش...
کچ باش...
بی سوادباش...
پروفسورباش....
اما تورو خدابی شعور نباش....
شعورداشته باش!!!
شعور محبت دیدن!!!
شعورمحبت کردن!!!





من ویران شده یاد و خیالت هستم ...
یادم نکنی باز به یادت هستم ...





هواى فاصله سرداست؛ من از کلاف دلم برایت خیالى گرم مى بافم...




خوب به چشمهایش نگاه کنید ... از نزدیک!
دستانش را بگیرید!
آنقدر نزدیکش باشید که گرمای نفس هایش را حس کنید!
خوب عطرش را بو بکشید!
موقع بوسیدنش از ته دل ببوسیدش... از ته دل ببوییدش ... از ته دل لمسش کنید!
... از ته دل نگاهش کنید ... از ته دل صدایش کنید!
از تمام لحظات با هم بودن نهایت استفاده را بکنید!
روزی می رود ...
و حسرت همه ی اینهایی که گفتم در دلتان می ماند




باران که می بارد... همه چیز دوباره تازه میشود درست مثل داغ نبودن تو....



وقتی یکیو دوس داری ناخودآگاه از بقیه آدمایی که دورتن فاصله میگیری...
 آخرش یه جایی به خودت میای میبینی نه اون آدما واست موندن نه اون یه نفر...!






خاطراتت صف کشیده اند !
یکی پس از دیگری …
حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند !
و من …
فرار می کنم
از فکر کردن به تو
مثل رد کردن آهنگی که …
خیلی دوستش دارم خیلی !





دلایل بودنم را مــــــــرور میکنم هر روز!
هر روز از تعدادشان کــــــــم میشود!
آخرین باری که شمردمشان
تنها یک دلیل برایم مانده بود..!
آنهــــــــــم دیدن تو بود !!





مدت زیـــادی گذشــت امــا بدان...
تا آخــر عمر...
درگیر من خواهــی بود!
و تظـــاهر می کنی...
نیـسـتـــی..
مقایسـه، تو را از پا در خواهد آورد...
"مـــن"
می دانـم به کجـای قلبـت شلیـک کــرده ام...
"تـــو"
دیـــگـر خوب نخواهی شد... !!





چه اشتباه بزرگی میکنم.. که من اینجا برای تو میگریم و تو.... دور از من قهقه میزنی




اگه قلبت سنگ بشه دلم پره درد می شه/اگه بری از پیشم مثل یه سنگ
 خوشک می شم / اگه دستات تو دستام نباشه دنیا رو دنبالش می گردم!






تنهایم را به که بگویم وقتی همه به فکر خودشاننن...




امشب غــم هــا
برایـم مهــمانــی گــرفتــه انـــد
و مـــن میخــواهـــم بتــرکـانــم
همــه ی بغــض هایـــم را ...





بعضـی ها گـریه نمی کنند !
اما ..
از چشــم هایشان معلوم است ،،
که اشکـــی به بزرگی یک سکــوت !!
گــوشه ی چشمشان به کمیـــن نشسته !





خدایا ... شبیه بادکنکی شده ام ..
ازبغضهایی که به اجبار فرو داده ام...
التماست میکنم ...
فقط یک سوزن!
تکه تکه شدنم با خودم !!!


برچسب‌ها: اس ام اس, اس ام اس تنهای و قشنگ, متن تنهایی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 19:26  توسط امیر  | 




به انتهای بودنم رسیدم ، اما . . .
اشک نمی ریزم ، پنهان شدم پشت لبخندی که درد میکنه . . . !






مــن "نــــــدار" بودم...
عروســــک قصــــه ام پریــد...!!
"دارا" که باشی "ســـــارا" با پای خـــودش به سراغـــت خواهـــدآمــد!!
گناهــم "فقیـــــریم" بودوبس...






بیماریم شده باعث بیداریم ...
چه نعمتی شده امروز مشکل دیروزم ...
پس باید بدانم همه چیز نکوست اما به وقتش!




من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی / تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی
 در هر نفس این است دعایم همه ای ماه / در زیر و بم خاطره ، آزرده نباشی...







رفتم که نبینی پریشان شدنم را
غمناک ترین لحظه ویران شدنم را
در خویش فرو رفتم و در خویش شکستم
تا دوست نبیند تنها شدنم را






مـــــــــــــرد است دیگر...
گاهی تند میشود گاهی عاشقانه میگوید..

مـــــــــــــرد است دیگر..
غرورش آسمان و دلش دریاست...

تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد..
تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده..

تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبردارد و بالشش؟...

مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد






خــیــالــت راحــتــ . .
شــکــســتــه هــا نــفــریــن هــم بــکــنــنــ
گــیــرا نــیــست . .
نـِـفــریــن تــهِ دل مــیــخــواهــد
دلِ شــکــســتــه هــم کــه دیــگــر ســر و تــه نـَــدارد . . . ...
اولین پست منه ببینم چه قدر از تنهایی درم میارن لایک ها






باید به بعضیا گفت:
این شماره ی پینـوکیــوست،،،
زنگ بزن ببین چطوری آدم شده،
شاید تـــو هم آدم بشی





گاهي اونقدر سكوت درونت هست كه هركاري ميكني تا اونو بشكني بازم نميتوني...






در روز هایی که دلم شکسته بود
یاد حرف های پدر ژپتو به پینوکیو افتادم که می گفت:
«پینوکیو!چوبی بمان!آدم ها سنگی اند دنیایشان قشنگ نیست.»




عروسی مان خوب برگزار شد . . .
حالا در خانه خودمان نشسته ایم و این اولین شب آرامش ماست ، هنوز لباس عروس و کت شلوار دامادی بر تن مان است ، خسته ایم و این شیرین ترین خستگی دنیاست که پس از سال ها به هم رسیده ایم . . .
با همان لباس عروس برمیخیزد و ۲ نخ سیگار میاورد و روی پاهایم مینشیند ، یکی بر لب من و دیگری بر لب او . . .
چشم هایمان میخندد . . .
میدانیم امشب چه خبر است و این هم شیرین ترین سیگار دنیا خواهد شد . . .
چشم در چشم ، دست در دست و چند پک عمیق و فضای خانه مه آلود میشود . . .
ناگاه لای انگشتانم داغ میشود و از این رویای شیرین بیرون می آیم . . .
یادم می آید تو سال هاست که رفته ای بی معرفت و من هنوز با هر نخ سیگار غرق رویای تو می شوم





ک مرد ، یک زن ، یک زوج ؛ خوشبختیشان پای خودشان !
یک مرد ، یک مرد ، یک شراکت ؛ سود و ضرررش پای خودشان !
یک زن ، یک زن ، یک رفاقت ؛ معرفت و اعتمادشان پای خودشان !
و انتهای پیاده رو …
یک من ، یک تنهایی ، یک رنج ؛ آخر و عاقبتش پای تو !





تنهایی یعنی وقتی‌ پرستار گفت : همراه بیمار … ولی کسی‌ نبود جواب بده !
آهسته گفتم : ببخشید کسی‌ همراه من نیست …
من تنهـــــــــــام …




من زانو هايم را در اغوش کشيده بودم ...وقتي تو براي اغوش ديگري زانو زده بودي....




ﺧﺎﻃﺮﻩ الکل ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﭙﺮﻩ !
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺧﺎﻃﺮﻩ س ! می مونه ﻭ دمار از روزگارت در میاره !





رویایی دارم…در این روزگار آلوده به تردید…به سیاهی..به غم
رویایی دارم…در این بیهودگی…افسردگی…جان پریشی..خواب آلودگی به گناه
رویایی دارم…در این دیار شکست قلبها…در این گودال پایمال عشق..آغوشهای سرد
آری…رویایی دارم..رویای یک آسمان آبی..هوایی تازه برای نفس کشیدن…
رویایی دارم…برای تو…برای من…برای آسمانی آبی..





کسی که بیشتر از همه دوسِت داره …
بدون دلیل شاید هر روز باهات دعواش بشه ..
امّا وقتی که ناراحتی …
با “همه ی♥ دنــیــا”♥ می جـنگه تا به ناراحـتــیت پایان بده.. !!





بــرایِ خــودم . . .مـَـردی شـُـده ام بــی صــدا گــریــه مــیــکــنــم ایــن روزهــا
در ســکــوتِ ســرســخــتِ دنــیــا . .. مـُـواظــبــم بــاش . .. قــَـلــبـَـم . . هـَـنــوز
 زنــانــه مــی تــپــد . . . !!





بـایــــد کـسـی را پـیـدا کـنـم
کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـــــد
آنـقـدر کـه یـکــــی از ایـن شـب هـای لـعـــنـتـــــــی
آغـوشـــش را بـرای مـن و یـک دنـیـا خـسـتــــگـی ام بـگـشــــایـد
هـیـــــچ نـگـویـد .
هـیـــــچ نـپـرسـد .
فـقـــــط مـرا در آغـوش بـگـیـرد
بـعـد هـمـانـجـا بـمـیــرم
تـا نـبـیـنـم روزهـای آیـنــده را
روزهـایـی کـه دروغ مـی گـویـد!!!!
...
روزهـایـی کـه دیـگـر دوسـتـم نـدارد!!!!!
روزهـایـی کـه دیـگـر مـــرا در آغـوش نـمـی گـیـرد!!!!!
روزهـایـی کـه عـاشـق دیـگـری مـی شـود!!!!!!







هی تو که گذشتی از من...
او هم از تو می گذرد...





خیلی حرف هست...
که تو هرروز در گلویت...
بغض کشنده ای احساس کنی...
برای کسی که...
بدانی...حتی یک بار در عمرش...
به خاطر تو...
بغض هم نکرده است...!!





این درد نوشت ها
نه دلنشین اند نه زیبا
اینها یک مشت حرف ِ زخم خورده ی بغض دارند
که نشانی دردناک
از یک عشق ناکام دارند
و تنها مخاطبشان
غایب است !!





نه بغضی ...
نه فریادی ...
فقط صدای چلک چلک باران ...
این منم
که روی وسعت دل زمین
می گریم ...







وسعت دوست داشتن را اندازه نگیر... زیادش هم کم است...
تنها با آن سیراب شو... رشد کن... شکل بگیر... و کامل شو...
خودِ دوست داشتن مهم است... نه زمانش... نه پایداری اش... نه مالکیتش... و نه حد و حدودش...
سرت را بالا کن... نگاه کن... دوست داشتن خدا را ببین...
یاد بگیر که دوست داشتنت را کادو پیچ نکنی...







من پذیرفتم شکست خویش را
پندهای عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
میروم از رفتنم شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
چون تو تنهاتر از من میروی
آرزو دارم تو هم عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
معنی برخوردهای سرد را






کـار کـه از کـار گـذشـت ، نـه صـدایـت را مـیـخـواهـم ، نـه وجـودَت
 را و نـــه حـضـورَت ... و ایـنها بـه مـن انـگـیـزه میدهند ، انـگـیـزه ی
 یـک شـب تـاریـک ، یـک تـیـغ و گـلوی تـو...




چایت را بنوش،
نگران فردا نباش،
از گندمزار من و تو
مشتی کاه مى ماند
برای بادها . . . . . . . . .
نیما یوشیج




تومیروی ومن فقط نگاهت میکنم،تعجب نکن که چراگریه نمیکنم،بی تویک
عمرفرصت برای گریستن دارم امابرای تماشای توهمین یک لحظه باقی است...




تنها نشسته ام... اما تنها نیستم....
یادت امان تنهایی نمیدهد!




تختی که هر شب،
تنها؛
با یاد کسی روش بخوابی،
تخت که نیست…
تابوته…




دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بفهمی زندگی بی عشق نازیباست
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر …


برچسب‌ها: اس ام اس تنهایی, اس ام اس معنی دار, اس ام اس مفهومی, اس ام اس عارفانه 92
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 19:25  توسط امیر  | 


یاد تو حس قشنگی است که در دل دارم چه تو باشی چه نباشی “نگهش میدارم”





خوش ب حالت آدم...
خودت بودی و حوایت...
کسی نبود ک حوایت را هوایی کند...



میگویند دنیا دار مکافات است!!
دنیا را بیخیال فعلأ که دار و ندار ما تویی....





تو از هر نزدیکی به من نزدیکتری،،،
دوری و فاصله فقط برای کسانی معنی داره که دلهاشون از همدیگه دوره...



همیشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه.....




مخاطب خاص (تو این روزا فقط به تو محتاجم)
آغوشت رو به غیر من به روی هیچ کی وا نکن
منو از این دل خوشی ها آرامشم جدا نکن
من برای با تو بودن پر عشق و خواهش ام
واسه بودن کنار تو ، " تو " بگو به هر کجا پر می کشم
منو تو آغوشت بگیر ، آغوش " تو " مقدسه
بوسیدنت برای من تولد یک نفسه
چشم های مهربون " تو " منو به آتیش می کشه
نوازش دست های تو عادت ترکم نمیشه





اشتباه ...
دنبال ِ دلیل ِ اشتباه که باشی ...
نه جوانی که بگوئی جوانی کردم ...
نه خامی با این دل ِ سوخته که بگوئی خامی کردم ... ،
در این سکون ِ مطلق هم که عجله کردم بی معنی است ... ،
سرَت را می گذاری روی ِ زانوهات ...
آه می کشی که :
تنهائی کردم ...
تنهائی ...




با این ریخت و قیافه ام ...
آئینه ...
بودن ِ من را نشان نمی دهد ... ،

نبودن ِ تو را نشان می دهد ...





ویژه D$D$D
یکی از لذت هایی که دیگه تموم شد..
اینه که بگه ناخنای دستم خیلی بلند شده، اذیتم می کنه..
بعد زیر چشمی به من نگا کنه..خودشو بزنه به اون راه
منم بگم خب بیا ناخناتو بگیرم..
قند تو دلش آب بشه و به روی خودش نیاره
آروم دستاشو بگیرم تو دستم..
اول دستشو ببوسم..اعتراضی نمی کنه
بعد از انگشت کوچیکش شروع کنم..
اول یه بوسه به ناخنش بعد آروم کوتاش کنم..سوهان بزنم و الی آخر...
خیلی لوسش کردم نه؟ بخاطر همین رفت..... . . . .







گاهی دل این قدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره،
یه حرف خیلی ساده هم گاهی چقدر غم میاره،
خنده تلخ آدما همیشه از دلخوشی نیست،
گاهی شکستن دلی کمتر از آدمکشی نیست،





گفـت : جبـران میـکنـم!
گفنـم : کــدام را ؟؟!
عمــر رفـتـه را ؟
روی شکستـه را ؟
قلـ❤ــب مـرده اما تپنده را ؟
حــالا مــن هیــچ…
جواب این تار موهای سفید،
را چــه میـــدهـی؟
نگاهی به سرم کرد و گفت :
چـه پیــر شـده ای!!
گفتـم : جبـران میـکنـی؟
گفـت : کــدام را ؟؟!




آدم مسـت بـاشـه ... اما پسـت نباشه !
آدم سـرکـار باشه ... اما سـربـار نباشه !
آدم بیــکار باشه ... اما بـی عــار نباشه !
آدم بـی کس باشه ... اما ناکـس نباشه !
آدم بی صفا باشه ... اما بـی وفا نباشه !
آدم دلتنگ باشه ... اما دل سنگ نباشه !
خلاصه کنم ... آدم مرد نباشه ... اما نامـرد هم نباشه !!!






یه جایی هست که دیگه کم میاری…
از اومدنا؛ رفتنا؛ شکستنا!
جایی که فقط میخوای یکی باشه،
یکی بمونه نره واسه همیشه کنارت بمونه…
من اونجام…!






هی فلانی!دیگر هوای برگرداندنت را ندارم...
هر جا که دلت می خواهد بــــرو !
فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد...
انقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت باز هم آرام نگیری !
و اما من...
بر نمیگردم که هیچ
عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم که لم ندهی روی مبل های راحتی...
با خاطراتم قدم بزنی...!!!





تنهایی یعنی اینکه :
از گوشیت فقط برای اومدن به 4Jok استفاده کنی .... .






او به توسیلی زد...
من نگران تو شدم
تو عاشق او....





تنهایی...تقدیرمن نیس ترجیح منه!حالم گرفته ازاین شهرکه ادماش مثل هواش ناپایداره
گاهی اینقدر پاک که باورت نمیشه...
گاه چنان الوده که نفست میگیره!




حس تلخ بی تو بودن حس انتظار مرگه
قسمتم از این رفاقت کوچه های باد و برگه
قسمتم همینه بانو تو دیگه برنمی گردی
تو که حتی یه بهار و با پرنده سر نکردی





انگشتـانت را... به من قرض بده!
برای شـمردن لحظه های نبودنت،
کـم آورده ام...






لحظه های ناب زندگیم در گذر زمان گم شد....
دوستانم را روزگار گرفت...
عشقم را عاشقی ربود...
ما ماندیم و...
یک بقچه رفاقت...
ما ماندیم و سیگاری کنج لب...تلخی چای بی قند و خش خش برگ های زرد...


برچسب‌ها: اس ام اس تنهایی, اس ام اس سال 92, اس ام اس جدید, اس ام اس قشنگ
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 19:24  توسط امیر  | 


من یک عذرخواهی به "خودم" بدهکارم!!!
برای اینکه احساساتی بودم
برای اینکه یک رو بودم
برای اینکه غرورم را شکستم
برای اینکه انسان بودم . . .
..."خودم" ...
منــو ببخش






هـمـیـشـه
در زنــدگــی
زمــان هـایـی وجـود دارد کـه
باید بـیـخـیـال بــود
...باید گـــــذشــــــت
باید بُــــــــریـــــــــد
نــه ایــنـکـه ژســـت روشـنـفـکـرانـه بگیریم ! نـه !
امـا هـرچـه کـه مـقـاومـت کـنـیـم, بــاز هـم :
بــعـــضـی چـيــز هـا را نــمـی تــوان آمـوخـت
بــعــضــی حـــــرف هــا را نـمـی تـوان گــفت
و
بــعــضـی هــا را نـمـی تــوان دوســت "نداشت" . . .







باور کردم تنهايي را . . .
چقدر دلم کسي را نمي خواهد امشب . . .






ديگر هيچ مزه اي دلچســـــب نخواهد بود
من تمام حــــسّ چشايي ام را روي لبانت جا گذاشتم...

لایک نداره خداییش؟؟؟





خوابم نمي برد
به همه چيز فکر کرده ام
حتي تو
و مي دانم که خوابي
و قبل از بسته شدن چشم هايت
به همه چيز فکر کرده اي
جز من...








مرد ها سکوت نمی کنن
فقط داد میزنن
نمی تونن وقتی که ناراحت هستن
گریه کنن و بهونه بگیرن
فقط داد میزن
... ... ... اونا نمی تونن به تو بگن من رو بغل کن تا آروم شم
فقط داد میزنن
نمی تونن بگن دلشون می خواد تو آغوشِ تو گریه کنن
فقط داد میزنن
ممکنِ خیلی تو رو دوست داشته باشن
... اما نمی تونن صداشون رو مثل دختر بچه ها کنن و جیغ بزنن و بگن
عاشقتم
فقـــــــــــط داد میزنن
اون همه اینا رو قورت می ده که بگه یه مردِ
یه آدمِ محکم که می تونه تکیه گاهت باشه
اما تو نگاه به قوی بودنش نکن
چون فقط داد میزنه
از دادش دلگیر نشو
تو قلبش یه بچه زندگی میکنه
که پاکتر و رویایی تر از هر زنیه
گاهی دلش اونقدر میگیره که فقط
داد میــــــــــــــــزنه...





خیالـت راحـت باشـد , چیــزی نشـده
یک شکسـت عاطفـی سـاده ؛
دوستـش داشتـم , دوستـم داشت
دوستـش دارم , دیگـر دوستــم نـدارد
مانـــــده ام , رفتـــــه






کاشکی لحظه هایی که من با تو بودم بشه تکرار
لحظه های بی تو بودن خیلی من رو میده آزار
چرا از من دل ربودی من که بودم همدم تو
آخرش اینجا میمیرم توی غربت از غم تو




در خود فرو رفته ام...
سیگار میکشم...
نگاه مردم به دنبال دود سیگارم...
آنها فقط دود را می ببینند






کلاغ پـَر...؟؟
نه کلاغ را بگذاریم برای آخر ...
نگاهت پـَر ......
خاطراتت هم پـَر صدایت ؛
پـَـــر کلاغ پـَر..!؟؟
نه ؛ کلاغ را بگذاریم برای آخـــر ...
جوانی ام پـَر خاطراتم پــَر من هم ...
پــَـــــر حالا تو مانده ای و کلاغ ؛
که هیــــــــــــچ وقت به خانه ش نرسید





به دلم افتاده بود که امشب حتماخوابت را می بینم...انقدر خوشحال بودم که تا صبح خابم نبرد







مخاطب خاص که میای لایک می کنی، هیچ حواست هست؟?¿
الان یک ماه و یکصد روزه رفتی...
می فهمی لعنتی¿¡



کاش واقعا شب یلدا آخرالزمان باشه راحت برم بتمرگم تو قبرم لااقل اونجا خیالم راحته زجری که میکشم به خاطر کارای خودمه نه نامردی بقیه







ﺏ ﻗﻮﻝ ﺩﻭﺳﺘﻤﻮﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﺬﺗﺎﯾﯽ ﮎ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮎ
ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻼﺳﻤﻮﻥ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻥ ﺏ ﻫﻢ ﺍﺱ ﺑﺪﯾﻢ
ﺑﻌﺪ ﯼ ﺩﻓﻪ ﺍﻭﻥ ﺍﺱ ﺑﺪﻩ ﮎ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﮐﺎﺭﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﮎ ﻫﻤﺶ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﻣﻨﯽ ؟ !
ﻧﺰﺍﺷﺘﯽ ﯼ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﺳﻮ ﺑﻔﻬﻤﻢ!!!
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﮎ ﺑﻌﺪ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺱ ﺭﻭ ﻟﺒﺖ ﻣﯿﺎﺩ ﺧﺴﺘﮕﯿﻮ ﺍﺯ ﺗﻨﺖ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻩ ۰۰۰
ﻻﯾﮏ=صفر




ﺏ ﻗﻮﻝ ﺩﻭﺳﺘﻤﻮﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﺬﺗﺎﯾﯽ ﮎ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮎ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ ﻭﻗﺘﯽ ﮎ ﺍﺯ ﻓﮑﺮﺵ ﺑﯽ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﺯﺩﻩ ﺏ ﺳﺮﻡ ﯼ ﺍﺱ ﺑﺪﻡ ﺑﻬﺶ ﺑﭙﺮﺳﻢ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ؟؟؟
ﺑﻌﺪ ﻫﻤﻮﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻩ ﺍﺭﻩ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺪﻩ ﺗﻮ ﻓﮏ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﻡ ۰۰۰۰







ﺏ ﻗﻮﻝ ﺩﻭﺳﺖ ﻋﺰﯾﺰﻣﻮﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﺬﺗﺎﯾﯽ ﮎ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ....
ﺗﻮ ﺍﻭﺝ ﺩﻋﻮﺍ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﯾﻬﻮ ﺍﺳﻤﺸﻮ ﺻﺪﺍ ﮐﻨﻢ;
ﺍﻭﻧﻢ ﺑﮕﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﻋﺰﯾﺰﻡ....!
ﻣﻨﻢ ﺑﮕﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ...
ﯼ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺗﺤﻮﯾﻠﻢ ﺑﺪﻩ ﻭ ﺑﮕﻪ
ﻣﻨﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ، ﭼﺮﺍ ﯼ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽ‌ﮐﻨﯽ ﺩﻋﻮﺍﻣﻮﻥ ﺷﻪ ...
ﺏ ﻗﻮﻝ ﺩﻭﺳﺘﻤﻮﻥ
ﻻﯾﮏ=صفر



عکس‌های قدیمی‌ام
رقبایم شده‌اند
تصوير زنی كه
روزی دوستش داشتی








گاهی حس میکنم روی دست خــــدا مانده ام!!
خسته اش کرده ام..








گاهی دلم می گیرد مثل یک مراسم کوچک ختم حتی اگر تمام خیابان ها را آذین بسته باشند...





خودت را تصور کن بی او...شاید بفهمی چی کشیدم بی تو...







بچه ها نمیخوام حالتونو بد کنم ولی...
یه غمی هست که بچه های آخر بیشتر درکش می کنن
غم به مرور زمان کم شدن آدم های سر سفره...






بعضی وقت ها شده میام یه چیزی می نویسم فقط برای یک نفر (مخاطب خاص)
اما وقتی یادم می افته که همه ممکن بخوننش
جـــــــــــــــــز اون یـــــــــــــــه نــــــــــــــــــــفر..
دلم بد جوری میگیره....






این روزها...
این روزها...
امان از این روزها که نه میگذرند نه بهتر میشوند!






بودن با کسی که دوستش داری
و نبودن با کسی که دوستش داری
هر دو رنج است...






در شهر صدای پای آدم هایی است.که همچنان که تو را می بوسند طناب تو رو را می بافند.
آدم هایی که صادقانه دروغ می گویند و عاشقانه خیانت می کنند







بیزار باش از آنکه معشوقه ات اسم هرزگی هایش را آزادی
اسم نگرانی هایت را گیر بگذارد
و برای بی تفاوتیهایش اعتماد را بهانه کند.... :|
هر کی تجربه ی تلخشو داشته بکوبه لـایکو







خداوندا پریشانم چه میخواهیتو از جانم مرا بی انکه خود خواهم اسیر زندگی کردیخداوندا تو مسئولی!!!




خواهش میکنم بی حوصلگی هایم را ببخش
بداخلاقی هایم را فراموش کن،بی اعتنایی هایم را جدی نگیر،
در عوض من هم تو را میبخشم ک سبب همه ی آنهایی!






ﺏ ﻗﻮﻝ ﺩﻭﺳﺘﻤﻮﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﺬﺗﺎﯾﯽ ﮎ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮎ
ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻼﺳﻤﻮﻥ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻥ ﺏ ﻫﻢ ﺍﺱ ﺑﺪﯾﻢ
ﺑﻌﺪ ﯼ ﺩﻓﻪ ﺍﻭﻥ ﺍﺱ ﺑﺪﻩ ﮎ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﺕ ﮐﺎﺭﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﮎ ﻫﻤﺶ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﻣﻨﯽ ؟ !
ﻧﺰﺍﺷﺘﯽ ﯼ ﮐﻠﻤﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﺳﻮ ﺑﻔﻬﻤﻢ!!!
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﮎ ﺑﻌﺪ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺱ ﺭﻭ ﻟﺒﺖ ﻣﯿﺎﺩ ﺧﺴﺘﮕﯿﻮ ﺍﺯ ﺗﻨﺖ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﺭﻩ ۰۰۰
ﻻﯾﮏ=صفر




ﺏ ﻗﻮﻝ ﺩﻭﺳﺘﻤﻮﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﺬﺗﺎﯾﯽ ﮎ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮎ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ
 ﻭﻗﺘﯽ ﮎ ﺍﺯ ﻓﮑﺮﺵ ﺑﯽ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﺯﺩﻩ ﺏ ﺳﺮﻡ ﯼ ﺍﺱ ﺑﺪﻡ ﺑﻬﺶ ﺑﭙﺮﺳﻢ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ؟؟؟
ﺑﻌﺪ ﻫﻤﻮﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻩ ﺍﺭﻩ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺪﻩ ﺗﻮ ﻓﮏ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﻡ ۰۰۰۰





ﺏ ﻗﻮﻝ ﺩﻭﺳﺖ ﻋﺰﯾﺰﻣﻮﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﺬﺗﺎﯾﯽ ﮎ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺪﺍﺭﻡ....
ﺗﻮ ﺍﻭﺝ ﺩﻋﻮﺍ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﯾﻬﻮ ﺍﺳﻤﺸﻮ ﺻﺪﺍ ﮐﻨﻢ;
ﺍﻭﻧﻢ ﺑﮕﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﻋﺰﯾﺰﻡ....!
ﻣﻨﻢ ﺑﮕﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ...
ﯼ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺗﺤﻮﯾﻠﻢ ﺑﺪﻩ ﻭ ﺑﮕﻪ
ﻣﻨﻢ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ، ﭼﺮﺍ ﯼ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽ‌ﮐﻨﯽ ﺩﻋﻮﺍﻣﻮﻥ ﺷﻪ ...
ﺏ ﻗﻮﻝ ﺩﻭﺳﺘﻤﻮﻥ


برچسب‌ها: اس ام اس تنهایی اردیبهشت 92, اس ام اس تنهایی جدید, اس ام اس تنهایی سنگین
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 19:22  توسط امیر  | 



کاش بودم تک محصل درکلاس عشق تو ،عشق من لبريزمي شد ازمحبتهاي بي پايان تو







نگاهت را بدزد . . .
تو دزد شوی بهتر است تا من عاشق!
تو را شاید "حد" زنند!
اما درد عاشقی را "حد"ی نیست...






تاریکی را بهانه نکن!
مدتهاست که بسته ایی
چشمانی را
که گاهی
مرا هم می دیدند...





ارزوی اینروزهام اینه روزی برسه که نوشته های تنهاییم و دلتنگیم دیگه لایک نخوره و
 کسی مثه من تو این دنیا غصه نداشته باشه که برای تسکین درداش بامنه تنها و دلشکسته
همدردی کنه.خدایا دل من که شکست مارو که ازهم جدا کردن حداقل مراقب بقیه بنده هات باش مثه من نشکنن. امین





وقتى صداى خرد شدنت آواى دلگيرى براى عابران باشد, ديگر چه فرقى ميكند كه يك روز برگ سبز كدامين درخت بوده اي؟!





همه میگفتند من و تو همدیگرو رها کنیم چون به درد هم نمیخوریم اما نمیدونستن که ما همدیگرو واسه دردهامون نمیخواستیم...






عشق من از وقتی رفتی
دیگه نمی دونم خوشحال باشم یا ناراحت
بخندم یا گریه کنم
خیلی چیزا دیگه برام اهمیت ندارن
اینکه کدوم لباسو بپوشم برای بیرون رفتن
کی برم ، کی بیام ، کجا برم ، کارم چی می شه ، حال خونوادم خوبه یا نه
شب بیرون نمونم ، سیگار نکشم
کجا برای نهار یا شام با هم بریم که خوش بگذره
کدوم کافی شاپ
جاهایی که آرزوشو داشتیم با هم بریم
دیگه حتی نمی خوام مواظب خودم باشم و قرص اعصاب نخورم
تو که خوب و خوشی بی من؟؟؟؟؟





اینطور قــَبولـــ نیستـــــ، چــِشمانــَتــــــ را زَمینــــ بــُگذار، دَستـــِ خالیـــــ بــِجـَنگیـــمــــ..!:





اَبروهایــــِ مـَردانهــــ اَتـــــ را دوستــــ دارَمــــ وَقتیـــــ بهـــــ اِسمــــِ غـِیرَتــــ دَر هـَمــــ تــَنیدهــــ میشــَود..






مـــــــــــــــــــــرد خوب....
باید لااقل یک قصـــــــــــــــــــــه آرام بلـــــــــد باشه ...
برای وقـــــت هایی که عشــــــــــــــــــــقش بی قـــــراره و نمی خواد از
بی قراری هــــــــاش حرف بزند ...
برای وقــــــت هایی که عشـــــــــــــــــقش لــــج می کنه ...
بـــــــــــــــــــهانه می گـــــیره ...
بغـــــــــــــــض می کنه ...
قــــــــــــــــــهر می کنه ...
بـــــــــــــــــــرای وقت هایی که عشــــــــــــــــــقش بــــچه میشــــه..







دلــم حـضـور مــردانــه می خــواهــد
...نـــه اینـکـه مــرد بــاشـد
، نه
...مــــردانــه بـاشـد،
حــرفـش...
قــولــش...
فــکــرش...
نـگـاهـش...
قـلـبـش...
و ...آنــقــدر مــردانــه
کـه بـتـوان تا بـیـنهـایــت دنـیــا بـه او اعـتــمــاد کــرد






متنفرم ازسخنانی که به دوست داشتن ختم بشه ,
متنفرم از اشک هایی که به خاطر دوست داشتن ریخته,
متنفرم از روز آشنایی با تو,
متنفرم از روزی که به تو علاقه مند شدم,
متنفرم از این عشق افراطی از افکاری که به تو ختم میشه,
متنفرم از سکوت پر معنایت,
متنفرم از احساسی که به تو دارم,
متنفرم از این که نمی توانم از تو متنفر باشم,
متنفرم به خاطر روزهایی که به یاد تو گذراندم,
متاسفم به خاطر همه چیز هایی که در دل داشتم و بیرون نریختم,
متاسفم به خاطر سکوتم,
متاسفم به خاطر عشق یکطرفه ام به تو و به خاطر تنفرم,
متاسفم که دوستت داشتم...دارم...وخواهم داشت







کاشکی یکی بود که فقط با یکی بود …





ﯾﻪ ﺳﺮﯾﺎ ﺁﻏﻮﺷﺸﻮﻥ ﺩﯾﮕﻪ “ﺑﻐﻞ” ﻧﯿﺴﺖ!!!
ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻋﻤﻮﻣﯿﻪ …








همه درست شبیه هم هستند فقط بعضی ها بهتر و باورکردنی تر دروغ میگویند !
فرستنده : MoTeZaaD


34458
1
114

تنها چیزی که تو زندگیم به صورت تخصصی بهش تسلط دارم ، انتخاب آدم های اشتباه برای دوست داشتنه‎!‎






وقتی تو نیستی...هیچ دری به رویم باز نیست ، جز در پاکت سیگار....!!!





میبندم و باز میکنی... من "دل " را به مهرت, تو "من " را از سرت....!






آنقدر به یادتم که اگر به یاد خدا بودم در آن دنیا نیمی از بهشت به نامم بود!





بعضیـــــــــا میگویند....زمان که بگذرد همه چی درست میشود.....
فراموش میشود...یک عشق...یک خاطره.....یک حرف....یک لبخند.......همه اش فراموش میشود...
من مطمنم این بعضیا..هیچوقت در شرایط فراموشی قرار نگرفته اند...
که اینگونه برای دیگران تصمیم میگیرند
راحت...
امــــا نه....به این راحتی ها هم نیست....
مردم دو دسته میشوند برای فراموشی....
ان هایی که میتوانند خاطره هایشان را با درد خاک میکندد..و گاهی عذابش را میکشند...
و ان هایی که نمیتواندد....و خود وخاطره هایشان را به خاک میسپارند....
محدود است انسان هایی از دسته ی دوم.....
ولی هســـــــــــــــــت





هیچی زجراور تر از این نیست که عشقت تو چشمات زل بزنه و بگه...
روز اول که گفتم دوستت دارم خر بودم....داغ بودم....
نمیشه ما باهم باشیم...فراموشم کن....
اینجاست که باید بگی..هه..




پالتوی امسالت رابه نگاه منتظرم بخر.من سر قرار همیشگی با احساسی
تابستانب اما تردیدی زمستانیمنتظرم.به فکر لرزش پاهای سردم باس دیر نیا.......




روزی خواهد رســــــــید....
که دیگـــــــــر....
نه صدایم را بشنــــــــوی...
نه نگــــــــاهم را ببنی...
نه وجودم را حس کنـــــــــی....
...
و میشویی...با اشکت....
سنگ قبر خاک گرفته ی مرا.....
....
و ان لحظه است...که معنی تمام حرف های گفته و نگفته ام را میفهمی
ولی....من ...دیگر ...نیستم....



احــــــــــــــساسم را دار خواهم زد....
تقصیر این لعنتی بود...
که بی خود و بی جهت ...به تو گـــــــفت
دوســـــــــتت دارم....
تقصیر این لعنتی بود....
که من حالا تنهایم....






به سلامتی کسی که نمیشناستت
اما نوشته هاتو میخونه تا از درونت با خبر بشه
و لایک می کنه تا بهت بفهمونه که تنها نیستی




دلتنگ كه باشي حتي يه تشابه اسمي هم داغونت ميكنه...





ازعجایب عشق همین است:
تنهاهمان آغوشی آرامت میکندکه دلت رابه دردمی اورد....!!!





گونه هایت خیس اســـت . . .
باز با این رفیق نابابـــــت . . نامش چه بود ؟ هان ! باران . . .
باز با "باران " قدم زدی ؟
هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی ها . . .
همدم خوبی نیست برای درد ها . . .
فقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میكنــــــد . . .






به سلامتی دوس دختری که بخاطردوس پسرش رگ گردنشوزد!!
امادوس پسرش داره رگ گردن یه دختردیگه رولیس میزنه!!




خودت را از کسی پس نگیر شاید این تنها چیزیست که او دارد ،

وقتی میگویی دوستت دارم اول روی این جمله فکر کن،

شاید نوری را روشن کنی که خاموش کردن آن به خاموش کردن او ختم شود...







مـى زنـم بـــــــ ســلامــتــى حـــرفــــــهــاى دلـــــــم كــــــه بـــــه كـــــســـى نــگـــفــتــم
بــــــــ ســلامــتـــى ايــــنـــكــه كــــوه درد بــــــــودم ولـــــــــى دم نــــــزدم
بــــــــ ســلامــتـــى تــنـــهــايــى هــــات ولـــــــى تـــنــــهــــــايــــى را دوســــــــت نــــداشــــــــتــــم
بــــــــ ســلامــتـــى آرزوهــــــــايــــــى كــــــــه نـــتــونــســتـم لـــــمســشــون كـــنـــم...





سخت ترین کار دنیا
بی محلی کردن
به کسی است
که با تمام وجود
دوستت دارد






یه زمانی من تو ما...
حالا تو او شما....
من هم بسلامت!!!







دیشب ناگهان خدادرگوش من گفت:
توراچه به عشق؟!
گفتم چرا؟؟
گفت:توخوابی وعشقت دراغوش دیگری....
لبخندی زدم وگفتم:
خدایااین مخلوق توست!
شایدتودرخوابی خبرازرسم دنیانداری....!!







یکی از بهترین لحظه هام زمانیه که زیر بارون داری با عشقت تو ماشین
 به آهنگ مورد علاقتون گوش میکنید و یهو به خودت میایی میبینی عشقت
 سرش رو شونه هات گذاشته و معصومانه خوابش برده






هر روز نبودنت را بر دیوار خط کشیدم
ببین این دیوار لامروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد
خوش به حال تو که خودت را راحت کردی
یک خط کشیدی تنها ، آن هم روی من





خيلي وقته ديگه زندگي خوش نميگذره ... فقط داره ميگذره....



ثـبـت ﺍﺣــــــــﻮﺍﻝ در ﺷـﻨــﺎﺳـﻨـﺎﻣــــﻪ ﺍم ﻫــﻤــﻪ ﭼــﯿــﺰ را
 ﺛـﺒـﺖ ﮐـــــــــﺮﺩﻩ ﺍﺳـﺖ ،،،،ﺟـــــــــﺰ ﺍﺣـﻮﺍﻟـــــــــــــم





هرچندتنهایی را دوست ندارم،اما دوست دارم در قلب تو تنهای تنها باشم




جدا موندن از کسی که دوسش داری فرقی با مردن ندارد،پس

عمری که بی تو میگذرد مزگیست به نام زندگی




روی هرشانه،سری وقت وداع می گرید.
سر من وقت وداع گوشه دیوار گریست.



برچسب‌ها: متن تنهایی, اس ام اس تنهایی, اس ام اس معنی دار, اس ام اس
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 19:20  توسط امیر  | 




ازيادتويك نفس دلم غافل نيست هرچندكه جزحسرت وغم حاصل نيست
 ازشوق توميسوزم وميسازم چون آن دل كه به يادتو نسوزد دل نيست....




میدونی چی بیشتر از همه آدم رو داغون میکنه:
این ک تو روز تولدت بهت بگه کاش اصن ب دنیا نمیومدی
اونوقته ک دیگه هر سال این تولد واست کوفت میشه
اونوقته ک هر سال روز تولدتو با پیچیدن این حرف تو گوشت شروع میکنی
خداااااااااااااااااااااااا میبینی زندگی منو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



گفته بودم نفسی برام میرم تا آخرش
نفسی که حرمتم رو بگیره میبرمش







تو اگر میدانستی ,که چه زخمی دارد که چه دردی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن
از من خسته نمی پرسیدی آه ای سرو , چرا تنهایی ؟



ازت ميترسم بايد ازت فاصله بگيرم تو يه جادو گري .تو توتك تك سلولهام رخنه كردي دلم
 مال خودم نيس چشام خيره مونده به سمت تو .تو رو كه مي بينم دست و پامو گم ميكنم
لااقل كمكم كن اونا رو پيداشون كنم






روزی به تمام این بی قراری ها میخـــــندی و ســـــــاده از کنارشان میگـــذری...
این قشنگــترین دروغی است که دیگران برای آرام کردنت به تو میگویـــند!






تنهایـــــــی یعنی اس ام اِسِت تو بخش تنهایـــــی یه لایک هم نــــداشته باشه...





چقـــــــــــــدر آبروی دلم را خریده اند این سه نقطه ها...







میگن آدم از یه جایی به بعد دیگه حالش خوب نمیشه...





از ما که گذشت
به دیگری موقتی بودنت را گوشزد کن...
تا از همان اول
فکری بحال جای خالیت بکند...



همه ی کارهایت را بخشیدم
جز آن تردید آخر هنگام رفتنت
که هنوز مرا...
به برگشتنت امیدوار نگه داشته




.
دیدی رو پاکت سیگار مینویسن :
“دخانیات ، عامل اصلی سرطان و برای سلامتی زیان اور است ؟”
کاش یکی هم روی کارت پستالهای عاشقونه ی ما مینوشت :
“عشق ، عامل اصلی تنهایی و برای قلب ضرر دارد !”







وقتی یه مرد تو فکر فرو میره ، فقط خاکستر داغ سیگارش هست که اونو از فکر در می آره
سلامتی هر چی مرد با مرام . . .





وقتی یه مرد تو فکر فرو میره ، فقط خاکستر داغ سیگارش هست که اونو از فکر در می آره
سلامتی هر چی مرد با مرام . . .





من همونم که همیشه
غم و غصه ام بیشماره
اونیکه تنها ترینه
حتی سایه ام نداره
این منم که خوبیامو
کسی هرگز نشناخته
اونکه در راه رفاقت
همه ی هستیشو باخته
فرستنده : تاابدغمگينم











وقتی تو خیابون پشت سر هم سیگار دود میکنم ، همه یجوری نگام میکنن و میگن :
 جوون حیف شدش ، ولی روزی که داشتم زار زار گریه میکردم ، ینفرم با خودش
 نگفت : طفلی چی میکشه با غمش . .





ﭘﯿﺸـﺎﻧــﯽ ﺍﻡ ﭼـﺴﺒﯿﺪﻥ ﺑـﻪ ﺳﯿـﻨـﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺧــﻮﺍﻫــﺪ.. ﻭ ﭼــﺸﻤـﺎﻧــﻢ ﺧـﯿﺲ
 ﮐـــﺮﺩﻥ ِ ﭘﯿــﺮﺍﻫــﻨﺖ ﺭﺍ ! ﭼـﻪ ﺑﻐﺾ ِ ﭘـُﺮﺗــﻮﻗـﻌﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻦ ﺍﻣـــشب...






درد دارد !
وقــتـی می رود ..
و هـمه می گــویـند : دوستـت نــداشـت ...
و تــو نمـی تــوانـی بـه هـمه ثــابـت كــنی ..
كه هــرشـب بــا عـاشـقانـه هــایـش خـــوابت می كـــرد !!





انقد تو زندگیش سختی کشیده بود
دفعه اولی که باهاش قهر کردم اسمس داد:
از این بدترهاش سرم اومده!
ولی لذت ناز کردنو ازت نمی گیرم،
حاضر شو دارم میام دنبالت!!!







آدم بايد يک " تو " داشته باشه ؛
که هر وقت از همه چي خسته و نا اميد بود ،
بهش بگه :
مهم اينه که تو هستي !
بي خيال دنيا ... !





قله ی قـــاف که سهـــل است،
من قـــله ی کــاف و لام و مــیم و نــــون و واو
را هم بخـاطرت فـــــتح می کنم ...
اما تو
با تمـــام مــــردانه گی ات،
مـــرد باش !
اگر سـراغ نگاهت را گرفتنــــد
بگــو که واگــذار شده ...






یبار وابسته شدم دوسال از درسو زندگی جا موندم:(((((( به نظرتون ارزش داره دوباره وابسته بشم?????????



فرقی نمیکند تو دل ببری یا من دل ببازم.اگر حکم دل نباشد دیر یا زود یک نفر خواهد برید.




جـــایـت در کـتـاب جـغـرافـیـا خــــــــــالی است
بـا عـنـوان "پـست تـریـن نـقـطـه ی دنـیـا"





چـرا ... ؟ چــرا دوبـاره بـرگـشتـی؟
نـبـش قـبـر گـنـاه اسـت مـومـن! بـــــفـــهـــــم!!!




میدونی هیچی لذت بخش تر از این نیست که به جایی تکیه داده باشی و یهو مخاطب خاصت
 از راه برسه و دستاشو بندازه دوره گردنت و بهت بگه همه ی دنیایش تویی و تو هم موهاشو
 از جلو چشاش بزنی کنار...من که ازش محروم شدم ....شماهم همینطور؟؟؟






ببارباران،
اما آرام
،نکند صداي گريه هايم درهياهوي آمدنت گم شوند...
ببارتا باورکنم تنها نيستم،توهم دلتنگي،اما دل تو کجا و دل من کجا...





ای دلبرما مباش بی دل بر ما
یک دل بر ما به که دو صد دلبر ما
نه دل بر ما نه دلبر اندر برما
یا دل بر ما فرست یا دلبر ما








چوب هم بی رفیق نمیسوزه ولی ما از بی،رفیقی داریم میسوزیم.






گل یا پوچ ؟
دستت را باز نکن
حسم را تباه مکن
بگذار فقط تصور کنم
که در دستت برای من کمی عشق پنهان است
دستت را باز نکن
شور شعرم را بر باد مده
مگذار تصویرت در ذهنم هزار تکه شود
باز هم ...برای من ماه بمان
تا زیر مهتاب پایکوبی کنم
حرف بزن .. باز هم دروغ بگو ...








اگر چه تنهایم اما تنهایی را دوست دارم چون لحظه لحظه اش خاطرات تو را تازه می کند.







انگشتت را هر جای نقشه خواستی بگذار فرقی نمی کند.تنهایی من عمیق ترین
 جای جهان است و انگشتان تو هیچ گاه به عمق فاجعه پی نخواهد برد.





پیرمرد جای َ ش را به دو نفر ِ بعدی داد …
می گفت من کارَم طول می کشد …
فهمید َم چرا … ، من هم کارَم طول می کشید …
به بهانه ی ِ تلفن رفت َم چند قدم آن سوتر ایستاد َم …
جوری ایستاد که همه ی ِ باجه را بگیرد …
سعی می کرد دریچه ی ِ تحویل دیده نشود …
یک اسکناس ِ پنج هزار تومانی گرفت و سریع رفت …
رسید را یاد َش رفت … ، باقی مانده ی ِ موجودی ِ شما هشت هزار ریال …





تا مرا بر خویش عاشق کرده ای
روی خوب خود بمن ننموده ای
کی خبر باشد ترا از حال من؟
من چنین در رنج و تو آسوده ای


برچسب‌ها: اس ام اس فاز تنهایی, اس ام اس تنهایی, اس ام اس معنی دار
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 19:19  توسط امیر  | 


لعنت...
لعنت به این دنیای هرکی به هرکی و ...
هیشکی به هیشکی...
که ادما ...
حتی برای عاشق نشدن هم...
از خودشون اختیاری ندارن...!!





هميشه نگاهي را باور كن ك وقتي از ان دور شدي در انتظارت بماند






تلخ است كه لبريزحقايق شده است،زرداست كه بادردموافق شده است،
عاشق نشدى وگرنه ميفهميدى،پاييز،بهاريست كه عاشق شده است.



نگران نباش...
حال دلم خوب است
آرام ...
گوشه اي نشسته و روياهايش را به خاك ميسپارد






عمری است که وقت دلتنگی تنهای تنهایم
خدایا دیگر بس است کاش دگر عمری
همپای دلتنگی هایم آغوش گرمش باشد...





در این شهرصدای پای مردمی است که همچنان که تورا می بوسند، طناب دارتو را میبافند...
مردمی که صادقانه دروغ می گویندو خالصانه به تو خیانت میکنند... دراین شهرهرچه تنهاتر باشی پیروزتری...




خیانت نکردمو خیانت دیدم
بی وفا نبودمو بی وفایی دیدم
تو رفاقت کم نزاشتم و واسم کم گذاشتند
هی روزگار خوب داری چوب لای چرخم میکنی...




یادت عادت است ، همین روزها ترکش میکنم مثل سیگاری که سالهاست نخ آخرش را میکشم!





چشمانم را باز میکنم و او نیست ، این بی رحمانه ترین اتفاق هر روز است .




چه لحظه ي درد آوريه وقتي ميبرسه خوبي؟اشك تو چشات جمع ميشه...5خط تايب ميكني ولي بجايenterهمه رو باك ميكني و اجبارا مينويسي:خوبم مرسي.توخوبي؟






دلم گرفته میخوام گریه کنم
براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو
 از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن
 يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس





خیره خیره نگاهم نکن
چشم هایم دیگر سگ ندارد که آبِ دهانت هار هار برایش راه بیافتد گرگی درونش خفته است حواست جمع باشد!!!
می دَرَد..!!





دارم سعی می کنم همرنگ جماعت شوم،
آهای جماعت...
میشود کمکم کنید؟؟؟؟؟؟
شما دقیقا چه رنگی هستید؟!





برگ پاییزی
راهی نداردجز سقوط ...
وقتی می داند
درخت ...
عشق برگ تازه ای را در دل دارد ...





خسته ام از این دنیا
دوباره سیب بچین حوا ...
من خسته ام ...
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند ...





حالا که رفته ای
ساعتهــــا به این می اندیشم ، که چرا زنــــده ام هنـــوز ؟
مگـه نگفتـــه بــودم بی تــــو میمیرم ؟
خدا یادش رفته است مرا بکشــــد
یا تــــــو قرار است برگردی ؟




یه مطلب نوشتم از قول و قرارایی که بهم دادیو زدی زیرش وقتی اومدم ببینم تایید شده یا نه تو قسمت وضعیت نوشته بود تکراری عجیبه حتی 4jok هم میدونه تو این وعده هارو به خیلیا دادی....



هیچ اگر سایه پذیرد من همان سایه هیچم



متکای خودم را ترجح میدهم
دیگر به شانه ها اعتمادی نیست
شانه ها همچون متکای مسافر خانه ها شده اند
خوب میدانم سرهای زیادی را تکیه گاه بودند.



کاش در فصل خزان زندگی
کسی برگ برگ زرد خاطراتم را ورق میزد
تا زمزمه سکوتم را در ثانیه های واپسین اینگونه فریاد کند
زندگی تکرار فراموشی در هیاهوی سکوت بود





سنگ رودخانه ام
آب از سرم گذشته....
مي دانم ك رهايم ميكني
ايينه ام دستم را بگير...




اونایی که توپیاماشون ازاغوش وبغل وازاین چیزااستفاده می کنن:پس عاشق نیستن وعشق وجودنداره.همش شهوته.اینوگفتم همتون لجتون دربیاد.هیچ کاری هم نتونین بکنین.





دخترای بلوند مال شما..
دخترای مو مشـــکی مال شما..
قد بلندا مال شــما , استایل ای شاخ مال شما..
پیش شماره 2 , 8 مال شـــما..
بالا های تهـــــــران مال شما..
مهمونی شب , دور همــــــی ها مال شما..
مازراتی و پورشــــــه مال شما..
واســــه ما فقط یه نخ سیگار بزارید..
با آرشیو داریـــــــوش..






شمع میسوزدوپروانه به دورش نگران... من که میسوزم وپروانه ندارم جه کنم...







چگونه میشود که از تنها مسیر قلبت هیچگاه به تو نمیرسم؟!
وقتی احتمال به مقصد رسیدن دوراهی ها هم حداقل پنجاه درصد است!!!!




سلامتی خودم...
چون شکستم ولی نشکستم!
سلامتی خودت...
چون فهمیدی دلم برات تنگه ولی نیومدی!
سلامتی دلم...
چون لرزید ولی نلرزوند!
چون حرفی نزد و فقط برات دعا کرد.
.
دست آخر سلامتی همه ی اونایی که وقتی عشقشون رو با پسر همسایه
سر سفره ی عقد دیدن نفرین نکردن و برا خوشبختیش دو رکعت نماز خوندن...








در دیده ما نقش رخ دوست اگر نیست، یادش به دلم لحظه ای از سینه جدا نیست.
در سینه ی بی کینه ما نقش تو جاریست،هر چند که در دیده ما جای تو خالیست.




این روزها هر كسی مرا میبیند، از حال و روز من میپرسد...
شك نكن كه اگر هم از حالم بگویم، هیچ كس نمیفهمد...
همین قدر بدان كه بـــه طــــرز خیـلی خیـلی تلخـــی آرامــم...



زیر باران عشق باید ماندتا غبار تنهایی را شست نمیدانم
 زیر کدامین باران ایستاده ام که اینگونه تنها ولی خیس بارانم !






این روزها به هرکس میرسی عاشقه یکی هست!!!
و به هرکس میرسی تنهاست و میگه که هیچکس دوستش نداره!!!
جریان چیه؟؟؟
یکی عاشق شده،یکی عشقش رفته،یکی درصدد عاشق شدنه!!!
چه وضعشه دوستان؟؟؟؟؟
واقعا این جا چه خبره؟؟؟
؛)



تکیه میدهم به درختی که پاییز تمام سرسبزی اش را به تاراج برده است...
اخرین دکمه ی پالتویم را میبندم و دستانم را ها می کنم...
هوا سرد است...
باران می بارد...
و من دستان تو را که دور کمرم حلقه شده اند حس میکنم...
قطره های باران از روی شاخه ها روی صورتم می ریزد...
من حتی عطر تنت را استشمام میکنم...
تو کجایی نمیدانم؟...
اما هر کجا باشی یادت همیشه بامن است...
خیالت راحت که هیچ پاییزی طراوت عشقت را به تاراج نمیبرد!!!





یکی از بدترین ظلم هایی که “عطرها” و “آهنگها” به ما میکنن
 اینه که بدون اجازه گرفتن ، هولمون میدن وسط خاطرات ! .





اعصابم این روزها عین بیسکویت شده …
از اون بیسکویت هایی که یک هفته میمونه ته کیفت ، که یادت میره بخوریش …
همون ته له میشه ، خورد میشه ، پوووووودر میشه !



دلـــم یـک غــریبــه مـی خــواهـد
بیـــایــد بنشینــد فقـــط سکـــوتــ کنـد
و مـــن هــی حـــرفـــ بــزنــم و بـــزنـــم و بــزنــم
تـــا کمــی کـــم شــود ایـن همــه بـــار …
بعـــد بلنــد شـــود و بـــرود
انگــــار نــه انگـــار …!





بعضی آدمها یهو میان…
یهو زندگیتو قشنگ میکنن…
یهو میشن همه ی دلخوشیت…
یهو میشن دلیل خنده هات…
یهو میشن دلیل نفس کشیدنت..!
بعد همین جوری یهو میرن…
یهو گند میزنن به آرزوهات…
یهو میشن دلیل همه ی غصه هات و همه ی اشکات…
یهو میشن سبب بالا نیومدن نفست…
.




عاشقانه هایی که برای او نوشتم
دیروز زبان فارسی را تجدید آوردم و امروز ریاضی را:چراکه معلممان گفت حتی بلد نیستم انگشتان دستم را بشمارم
شما که غریبه نیستید اما گاهی حتی هفت و هشت را هم جابه جا مینویسم
آری میدانم که شمردن بلد نیستم اما تا دلت بخواهد دوست داشتن بلدم یک وقت هایی هم میشود که یک نفر را دو بار دوست دارم




عاشقانه هایی که برای او نوشتم
باور کن لحظه هایم بی تو نخواهند گذشت حتی باور نمیکنم گذشته هایم نیز بی تو گذشته باشد
شاید سخت باشد اما میان گذشته و حال و آینده تنها فعل قابل صرف برای من فقط تویی حتی اگر معلم زبان فارسیمان به تمسخر بگوید:خاک بر سرت با این درس خواندنت.
آری مرا ترسی نیست از فلک شدن و خودکار لای انگشتانم گذاشتن
بگذار همکلاسیهایم بگویند که من هنوز فرق فعل و ضمیر را نمیدانم اما حقیقت این است که تو قشنگ ترین فعل زندگی من هستی آن هم گذرا و استمراری
مهربانم تو که کنارم باشی حتی از تجدید آوردن زبان فارسی هم نمی ترسم



يـــادش بـــخير
من بـــودم و تـــو....او بـــود و ديـــگري
ايـــن روزها..تـــويي و او
مـــن مـــاندم و خـــدا ...





نمیدانم دلم را خوش کنم به آن روزهایی که دوستم داشتی؟؟؟
یا به این خوش کنم که دیگر نیستی که خام حرفهایت شوم
خودت بگو!!!!
بعد رفتنت به چه دل خوش کنم وقتی تمام دلخوشی ام تو بودی؟؟





این جماعت می گفتن اشک هایت را خرج رفتنش نکن ! راست می گفتن بی من تو مفت هم نمی ارزی .





آمدم امشب به میخانه تمنایت کنم/می نمی خواهم بیا ساقی تماشایت کنم/بی قرارم
 ساقی از میخانه بیرونم مکن/کرده ام می را بهانه تا تماشایت کنم~یاس~


برچسب‌ها: اس ام اس برای آدم تنها, اس ام اس تنهایی, اس ام اس تنها بودن, تنهایی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 19:18  توسط امیر  | 

گاهي وقتا مجبوري احمق باشي..
روي كاغذ مينويسم..
دستهاي تو....
و روي ان دست ميكشم....





جلوی من قدم بر ندار...شاید نتونم دنبالت بیام...پشت سرم راه نرو..
.شاید نتونم رهرو خوبی باشم...کنارم بیا و دوستم باش




خدایا
تنها مگذار دلی را که هیچ کس دردش را نمی فهمد،چرا که
"خودت" میدانی چه سخت است تنهایی





اين روزهايم به تظاهر ميگذرد...تظاهربه بي تفاوتي...
تظاهربه بي خيالي...
به شادي،به اينكه ديگر هيچ چيزمهم نيست...اما...چه
سخت ميكاهد از جانم اين نمايش!!







داور قلبم نه كارت قرمز دارد نه سوت.راحت باش تا دلت ميخواهد خطا كن



وقتی تمامی خویش را
به دیگری تقدیم میکنی
سینه ات را برای پذیرش زخمی بزرگ... عریان می سازی





تنهایی تلخ است ! تلخ مثل نگاه نوازنده ای که با دست های بریده به پیانو می نگرد !





اگر امروز از حوالی دلم گذشتی,آهسته رد بشو,دلتنگی هایم
 را با هزار بدبختی خوابانده ام....




دلم را تهدید کرده ام بهانه ات را نگیرد...
وگرنه، میدهم دوباره بسوزانیش...





دلم از نبودنت پُر است
آنقدر كه اضافه اش از چشمانم
مى چكد!




زنده ام...
نه از جانی که مانده..
از استخوان های لجبازی که روی هم ایستاده اند....




تلخ ترین قهوه ی این حوالی در فنجان قلب توست.
در خوش تراش ترین فنجانی که بر میز دست ساز پیکر توست.
از بخت بد ، با این قهوه ی تلخ ، شکرپاش لبت برای من همیشه خالیست



انگار میدان است...
دلم را میگویم...
هرکه از راه میرسد؛
"دورش"میزند...!




به خدا بگویید زمستانش سرد نیست؛
جمع کند تکرار فصل هایش را!
من در تابستانش هم از بی وفایی دندان به دندان ساییده ام...




چه زيبا گفت ناپلئون كه خيانت هميشه در اوج اعتماد اتفاق مي افتد!




دل من میســـوزد ،
شــــاید گرم شـود خانه ی تو




هزاران بار ديگرهم
از شانه اي به شانه ي ديگر بغلتي
اين شب صبح نميشود
اگر دلت گرفته باشد.....




ميگويند:دنيا بي وفاست،
اما... قدرش را بدانيد!‏
من دنياي بي وفاتري هم داشته ام...





روزگار نبودنت را برايم ديكته ميكند،
و نمره ي من باز ميشود:صفر
هيچ وقت نبودنت را ياد نميگيرم..!!!




به پائیز گفتند چرا ناراحتی ؟
گفت حسرت دبدن بهار پیرم کرده......



چيشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
توكه ميگفتي فقط تو......
حالا چه؟؟؟؟؟؟؟؟
فهميدم...
با من نبودي...




آبجي از داداشي پرسيد؟
داااداااشي دوسم داري؟؟
داااداااشي تبسمي زد و گفت نه!!!!
خواهري ناراحت شد.
يهو از خواب پريد.تازه خواهري يادش افتاد كه داااداااشي چند وقته مرده...
تو خواب بهش گفته بود دوسش نداره.آخه ميگن خوب نيست وقتي كسي ميميره كسي رو دوستداشته باشه!!!!!





مردم این شهر چقدر خوبند!
دیدند کفش ندارم،برایم پاپوش درست کردند...




غمگین و بی قرارم زخمی تراز بهارم وقتی ما از هم دوریم ....نفرین به هرچی داریم.....




سخــت است ببـــازی
تمــــامــــ احـساس پاکـت را
و هنــــوز نفهمـیده باشی
اصلــــا دوستـــت داشــت ؟؟؟!!!





لبخند بزن
بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا
و بدان که همین دنیا روزی آن قدر شرمنده می شود
که به جای پاسخ به لبخندهایت
با تمام سازهایت می رقصد





زندگی می رود اما ...
من ولی جا ماندم
من به یاد گذر پای تو اینجا ماندم!




گفته بودم
قصه‌ی اینهمه تنهایی‌ات را
برای هر گلی از گلهای باغ مگو؛
گلها
حدیث ایستاده مردنِ سرو را
کمتر باور می کنند.





خيلي سخته كه ببيني يه آهو اسير پنجه هاي يك شير شده ولي
 تلختر از آون اينه كه ببيني يه شير اسير چشماي يه آهو شده





وای بر من,تو همانی که امیدم بودی؟
تو همان چشم سیه,دلبر افسونگر من؟
هر چه کوشم مگر این حادثه باور نکنم
میدود یاد خطاهای تو در باور من




کاش میشد عاشقی را فریاد زد
بغضم که هیچ دلم هم ترکید





نمیدونم چرا توی هرکاری هی دست دست میکنم انقدر دست دست کردم که دستشو کس دیگه دست گرفت





دلم برای خودم سوخت.. وقتی صدایم کردی شما!!!!ا






روزگار نبودنت را برايم ديكته ميكند،
و نمره ي من باز ميشود:صفر
هيچ وقت نبودنت را ياد نميگيرم..!!!




به پائیز گفتند چرا ناراحتی ؟
گفت حسرت دبدن بهار پیرم کرده......





چيشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
توكه ميگفتي فقط تو......
حالا چه؟؟؟؟؟؟؟؟
فهميدم...
با من نبودي...




آبجي از داداشي پرسيد؟
داااداااشي دوسم داري؟؟
داااداااشي تبسمي زد و گفت نه!!!!
خواهري ناراحت شد.
يهو از خواب پريد.تازه خواهري يادش افتاد كه داااداااشي چند وقته مرده...
تو خواب بهش گفته بود دوسش نداره.آخه ميگن خوب نيست وقتي كسي ميميره كسي رو دوستداشته باشه!!!!!




مردم این شهر چقدر خوبند!
دیدند کفش ندارم،برایم پاپوش درست کردند...




غمگین و بی قرارم زخمی تراز بهارم وقتی ما از هم دوریم ....نفرین به هرچی داریم.....





سخــت است ببـــازی
تمــــامــــ احـساس پاکـت را
و هنــــوز نفهمـیده باشی
اصلــــا دوستـــت داشــت ؟؟؟!!!





لبخند بزن
بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا
و بدان که همین دنیا روزی آن قدر شرمنده می شود
که به جای پاسخ به لبخندهایت
با تمام سازهایت می رقصد






زندگی می رود اما ...
من ولی جا ماندم
من به یاد گذر پای تو اینجا ماندم!




گفته بودم
قصه‌ی اینهمه تنهایی‌ات را
برای هر گلی از گلهای باغ مگو؛
گلها
حدیث ایستاده مردنِ سرو را
کمتر باور می کنند.




خيلي سخته كه ببيني يه آهو اسير پنجه هاي يك شير شده ولي
 تلختر از آون اينه كه ببيني يه شير اسير چشماي يه آهو شده





وای بر من,تو همانی که امیدم بودی؟
تو همان چشم سیه,دلبر افسونگر من؟
هر چه کوشم مگر این حادثه باور نکنم
میدود یاد خطاهای تو در باور من





کاش میشد عاشقی را فریاد زد
بغضم که هیچ دلم هم ترکید





نمیدونم چرا توی هرکاری هی دست دست میکنم انقدر
 دست دست کردم که دستشو کس دیگه دست گرفت



دلم برای خودم سوخت.. وقتی صدایم کردی شما!!!!ا






من و تو دست در دست هم خواستیم آغاز کنیم بودن را

پس چرا قصه اینگونه شروع شد؟

یکی بود یکی نبود!!!...





دردناکتر از یه درد نداشتن یه همدرده...




گاهی دست خودم را می گیرم می برم هوا خوری
یاد تو هم که همه جا با من است...
تنهایی هم که پا به پایم می دود
می بینی؟وقتی که نیستی هم جمعمان جمع است




ساعت هم مست کرده
مثل من...
مانده است روی وقت قرارمان
فراموش کرده که رفته ای
عجب عالمی است مستی...




تا يادت مي كنم باران مي آيد نميدانستم لمس خيالت هم وضو ميخواهد.




گاهی کسی باید باشد که تنگ در آغوشت بگیرد و بگذارد اشکهایت
 سرازیر شود و آرام در گوشت زمزمه کند: دیوونه من باهاتم




بارانی ات را بپوش و در آغوشم بگیر...
ابر ابر گریه دارم




زندگی " باغی " است که
با عشق "باقی" است !
مشغولِ "دل" باش نه"دل مشغول" !
بیشتر "غصه های ما" از "قصه های خیالی" ماست !
پس بدان
اگر "فرهاد"باشی
همه چی شیرین است !




تو نمیدانی برای گذر از دوستت دارم به دوستت داشتم چه زجری کشیدم...




وقتی بنا را بر رفتن گذاشتی …
تو با هر سیب کرم خورده ای وسوسه میشوی …
پس همان بهتر که نباشی …
"برو" …!







به تنهائیم خیانت نمیکنم زیرا خیانتی سنگین تر انتظارم را خواهد کشید ....



هوای فاصله "ســـرد" است...
من از کلاف "دلـــم" برایت
خیال"گـــــرم" میبافم...




به دروغ گفته ام
به خوابم می آیی
تا چشمانم
دمی پلک بر هم بگذارند





دنیاى من همه جایش بارانى است:
هرچه کمتر بدانى کمتر خیس خواهى شد

فرستنده : مسعود اسلامي / تبريز


برچسب‌ها: بهترین اس ام اس تنهایی, اس ام اس تنها بود, اس ام اس دلتنگی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 15:31  توسط امیر  | 




به سلامتی کسایی که عشقشون رو با یکی دیگه
 دیدن ولی بازم یادشون نرفت کی عشقشونه
هرکی موافقه لایک بزنه




غرق شدن زیادی در تو مانند خندیدن است خندیدن هایی
 که بیش از حد ان باعث سرفه های من می شود







 حقيقت دارد! كافيست چمدانهايت را ببندي تا حاضر شوند،
همه براي از ياد بردنت! آنكه بيشتر دوستت دارد،بيشتر!




رفتى..
رفتنت خنده را از من گرفت..
و غرورم گریه را..
من ماندم و پاییز و سیگار..




چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هات رو
 خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوستش داری...!





چرا همیشه بعد از عاشقی باید بیام توی قسمت اس ام اس های تنهایی ؟؟؟





آدمی که منتظر است هیچ نشانه ای ندارد
هیچ نشانه خاصی!
فقط با هر صدایی برمیگردد . .





خسته ام... از تـــــو نوشتن...!
کمی از خود می نویسم
این "منم" که،
دوستت دارم...!




آمدی بشنوی بمانی
آمدی شنیدی، رفتی!
حالا سال‌هاست دیگر
کسی از لب‌هام نشنیدَه‌ست: "دوستت دارم"




جدا که شدیم هر دو به یک احساس رسیدم
تو به فراغت من به فراقت . . .
یک حرف تفاوت که چیز زیادی نیست . . .





گلم خاری شد و با بادها رفت
اثر از ناله و فریاد ها رفت
خیال وصل می پختیم هیهات
چه آسان می توان از یادها رفت





بدون اینکه “مار” ی در کار باشد
مزه ی “زهرمار” را میچشم وقتی نیستی…






هیچ اگر سایه پذیرد ،
ما همان سایه ی هیچیم...






حال آدم خراب پرسیدن نداره اما دستاش گرفتن داره..





تمام شدن من پایان من نیست… آغاز بی لیاقتی توست



دمش گرم … باران را میگویم ؛ به شانه ام زد و گفت :
“خسته شدی ؟ امروز تو استراحت کن ، من به جات می بارم”





تنها نشسته ام اما تنها نیستم!
یادت
مجال تنهایی نمیدهد!!!!







 رفتی و در باورم باران گرفت
خاطراتت در وجودم جان گرفت
در عبور از فصل باران های سرد
با تو بودن نقطه پایان گرفت
با تو بودن عادتی دیرینه بود
روزگار از من تو را آسان گرفت





تنهــایی یعنی
بیــن آدمــایی بـاشی که میگن دوستت دارن
ولــــــی
کــنار دلتنگیات نیـــــستن!!





وقتی به تو فکر می کنم
جاده می آید…
وقتی در جاده می روم تو همراهم نیستی…
تو و جاده در تنهایی من همدستید…





همیشه نمی توان زد به بیخیالی و گفت:
تنها آمده ام …. تنها می روم !
یه وقتایی
حتی برای ساعتی یا دقیقه ای
کم می آوری
دل وامانده ات یک نفر را می خواهد !
اه لعنتی دوست داشتنی…نه میتونی بگذری… نه میتونی…




حالم گرفته از اين شهر...
كه آدم هايش همچون هوايش ناپايدارند!
گاه آنقدرپاك كه باورت نمي شود!
گاه چنان بيمعرفت كه نفست ميگيرد...





اين دنيا عشق هم دارد؟
نمي بيني نام مجنون را بيدي گذاشته اند كه سر هر خيابان با باد هر هوسي ميلرزد.




از الفباي عشق فقط "جيم" را ياد گرفتي..





وقتی گریه میکنی “زیباتر” می‌شوی
اما بخند
من به همان زیبا که “تر” نیست ، قانعم . . .




دیگر چه شوقی!از همین حالا خداحافظ
حرفی نمانده بین ما الا خداحافظ
وقتی خدا در لحظه هایت رنگ میبازد
باید گذشت از هرچه داری با خداحافظ
گرچه سلام اشنایی را اول خودت دادی
من پیش دستی میکنم اینجا خداحافظ
تنها بمان کم کم در خودت بپوسی ای
اصلا نمی ارزی حتی به یک خداحافظ
لعنت به من را جور دیگر باید گفت
لعنت به عشقت.خوب شد؟
حالا خداحافظ.......




این روز ها دلم میخواهد خرمایی بخورم و فاتحه ایی بخوانم برای روحم...
 شادیش ارزانی آنهایی که رفتنش را لحظه شماری میکردند...





ســــخــــتــه حرفــــــــم....
رســـــیده وقـــــــت رفــــتـــن ....
هـــــرچند مـــــــن از دلـــــت خیــــــلــــی وقــــته رفـــتم...



تنهایی یعنی سیر ترشی ات رو بخور......!
بوسه ای در کار نیست.....




دلم یک دنیا تنهایی میخواهد
با یه عالمه تو
و تمام گوشه کنارهای اغوشت




می روم...به کجا؟
نمی دانم ....حس بدی ست... بی مقصدی!
کاش نه باران بند می آمد... نه خیابان به انتها می رسید....




چرا غم ها نمیدانند
شهرم
غمگین
غمگین ترین
من
که
بیا ای دوست با من باش
که من تنهاترین تنهای این شهرم







 حرفی نیست...
خودم سکوتت را معنی می کنم!
کاش می فهمیدی،
گــــــــــاهي....
همین نگــــاه ســـــــــــــــــــردت...
روي زمستان را هم كم مي كنـــــــــد




تفاوت را ببین..!
تو از کنار من بی تفاوت عبور میکنی...
و من وقتی رد پایت را می بینم...
بغض می کنم...!



"بیا دوست معمولی باشیم"
ترجمه: خـــــداحـــــا فــــــظ




گاه برای دعا کردن و بیان احساسم واژه ها در من گم می شود...
در این لحظه...
با دلم دست به دعا برمی دارم و قطرات اشک چشمانم، زبانم می شود و عشقم دیدگانم...
و من...
همچنان خاموشم...
خداوندا بپذیر...
(سروده خودم)







خودکشی فیزیکی چه حاصل؟!...
من روحم را بخاطر تو کشتم...




گاهی دلم میخواهد "خودم" را بغل کنم!
ببرم بخوابونمش!
لحاف را بکشم رویش!
دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!
حتی برایش لالایی بخوانم!
وسط گریه هایش بگویم "خودم" جان!
غصه نخور ، درست میشود.درست میشود..
اگر هم نشد، تمام میشود.... روزی تمام میشود...






اشک هایم که سرازیر میشوند دیری نمی پاید که قندیل میبندد...عجب سرد است هوای نبودنت




دلم برای کسی تنگ است که امد.........نماند........و رفت و پایان داد به هرچی داشتم..




میدونی مترسک به کلاغ چی گفت؟
گفت هر چقدر دوست داری نوکم بزن اما تنهام نزار.





به دلم ميگويم:
آن يوسفي كه برگشت به كنعانش،
استثنابود!
توغمت رابخور...



دفن میکنی مرا زیر بهمن سرد احساساتت...
لحظه ای ک برای دیگری آب میشود دلت...!





مهمترین وظیفه فلسفه این است که بگوید چرا نباید خودکشی کرد!!!





دل شكسته ام...!
همچون مادرى كه، لباسهاى ورزشى بچه اش، بوى سيگار ميدهد!






من داشتم زندگيم رو ميكردم ولي
از وقتي احساس باهم بودن رو با تو تجربه كردم
تو رفتي و
من ماندم با حس بي تو بودن كه هر لحظه در درونم شهله ور ميشود
چه سوزان است تنهايييي....





زندگي چقدر تلخ است وقتي
تنهاييت سالها از تو بزرگتر باشد!!!






 آدمک مرگ همین جاست بخند
آدمک آخر دنیاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی
کل دنیا سراب است بخند
آن کسی که خدایش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند!





تســــبــیح میشوم زیر انگشــــتانت
دانـــه دانــــه میـــرانـــی ام
تا خــــودت را بالا ببـــــری . . .





من تنهاترینم، نه بخاطر اینکه تو با من نیستی ، بلکه بخاطر اینکه لیاقت با تو بودن را نداشتم.





سكوت ميكنم،
نه اينكه دردى نيست...
نه...
گلويى نمانده براى فرياد...





رفــته ای ؟
بـه دَرکــ !
هنــوز هـــمـ بهـــتریـ ـن هـا وجــ ـود دارنــ ـد
دنــبال کســ ـی خواهــ ــمـ رفــ ـت کـ ـه مــرا
بـ ـه خاطــ ـر خــودم بـ ـخواهـ ـد
نـ ـه زاپـ ـاســی برای بازیــ ـچــ ـ ـه بودن





دیگر از تنهایی گلایه نمی کنم. چون که خدایی دارم ، دوستانی دارم
 و خانواده ای دارم که سگ محبتشان می ارزد به محبت " یک شخص خاص "...!!





این پیام از طرف اونی که تنهاس، تنها اومده ،تنها میره، تنهاش
 میزارن، تنها نمزاره...فقط هم یه آرزو ،که تو تنهاش نزاری.





به سلامتی همه کسایی که یه روز حلقه خریدن برای تعهد..
 ولی حلقشون موند وآدمش نموند




چه نقاش ماهری است "فکر و خیال " وقتی دانه دانه موهایت را سفید می کند




به من عشق تعارف نکنید
قبلا صرف شده.
به دستانم فندکی .کبریتی .سنگ آتش زنه ای.برسانید
تا برای هضم عشقم سیگاری اتیش بزنم!!





عبور میکنم, هر روز ,از نیمکت های خالی پارک,طوری که انگار کسی,
در نیمکت های آخر,انتظارم را می کشد,به آن جا
 میرسم,باید وانمود کنم که ,باز هم دیر رسیده ام




به سلامتی من که به هیچکس نامردی نکردم به جاش همه بهم نامردی کردن...





کاش مردم جدایی او از من را هم میدیدن...
بی شک اسکار میگرفت بازیش با من.




زنده ام هنوز ولی نه به لطف جانی ک مانده،به لطف
 استخوانهای لجبازی ک روی هم ایستاده اند و کوتاه نمی آیند.




گاهي وقتها دادن يه شانس دوباره به كسي
مثل دادن يه گلوله ي اضافس
براي اينكه بار اول نتونست تورو خوب هدف بگيره


برچسب‌ها: متن با معنی برای تنهایی 92, متن قشنگ, من های زیبا
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 15:30  توسط امیر  | 



راستش را بخواهی :
فاجعه ی رفتن “او” ؛
چیزی را تکان نداد !
من هنوز هم چای میخورم ،
قدم میزنم …. هستم !
اما ….
تلخ تر ؛
تنهاتر ،
بی اعتمادتر … !!!





کاش میشد بیخیالی را تنها طی کرد
چه کنم که در بیخیالی هایم همیشه با مَنی ...






مدتهاست نه به آمدن کسی دلخوشم
نه از رفتن کسی دلگیر ، بی کسی هم عالمی دارد .






دلهره رفتنت دوباره قلبمو شکست......! لعنت به اون مسافری که رفتنو یاد تو داد.






دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند
گفته بودم مردم اینجا بدند
دیدی ای دل دل ساقه ی جانت شکست
آن عزیزت عهد و پیمانت شکست
دیدی ای دل دوستی ها بی بهاست
کمترین چیز که می بینی وفاست




مــن مــرد تنهــای شــبم
مهــر خــاموشی بــر لبــم
از شهــر تــو مــن رفتــه ام
کــولبــارم را بستــه ام
تنهــای تنهــا
غمگیــن و رســوا
تنهــا و بــی فــردا منــم




"نفهمی" درديست...
فرد را نمی کشد اما اطرافیان را دق مرگ می کند..





انگار
اين روزگار چشم ندارد من و تو را
يك روز....خوشحال و بي‌ملال ببيند
زيرا
هرچيز و هركسي را....دوست تر بداري
حتي اگر يك نخ سيگار...يا زهر مار باشد
از تو دريغ مي‌كند





دنیا ! نخواستیم یار بی وفا ، تنهایی بهتر
درد تنهایی نخواستیم شفا ، تنهایی بهتر
یک عمر در پی یار باوفا ، با وفا بودیم
اما ندیدیم به غیر از جفا ، تنهایی بهتر . . .




انتظار…
شش حرف و چهار نقطه،
کلمه ی کوتاهیست،
اما سالها طول خواهد کشید تا بفهمی یعنی چه.
کاش منتظرت نبودم،
کاش می شد گفت
“یادت مرا فراموش





 سرابِ این درد تنهایی
وقتی که میکنی با خاطرم بازی
سراغی از دل داغونم نگیر
بدون هستش دنبال راه واسه رهایی




پایان حکایت من شنیدن دارد من عاشق او بودم او عاشق او




اشکی که بی دلیل بیاید اشک دلتنگی نیست...
اشک بی کسیست...





عشق هایت را مثل
کانال تلویزیون عوض می کنی
و افتخار می کنی،
که عشق برایت این چنین است !
و من می خندم …
به برنامه هایی که هیچکدام ،
ارزش دیدن ندارند . . .




بعد تو باورم میشه عاشقیا دروغیه ... هر کی میگه عاشقتم یه روز میره با بقیه ...




دلی که از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند




امان از این بوی پاییز و آسمان ابری ،
که آدم نه خودش میداند دردش چیست
و نه هیچ‌کس دیگری ...
فقط میدانی که هر چه هوا سردتر میشود ,
دلت آغوش ِگرمتری می خواهد...!
 




منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نیستم. اشکهایم را با
 دست های خودم پاک میکنم... اینجا همه رهگذرند...





اجبار عجیبی ست ،
خوابت بیاید ؛ یک دنیا
اما ؛
از درد تنهایی بیدار باشی !
از سکوت نافرجام !
شاید از حبس نفس !






مثـل ِ اين صدا خفـــه کن ها ميمونه
که ميـذارن سر هفت تيـــــــــر !
خيانت رو ميگم ...
بي صــــدا مي کشتت ...






ای روزها برای تنها شدن کافیست
صادق باشی ...





تقديم به کسي که رفت و مرا در آغوش تنهايي ، تنها گذاشت . . .





اين روزها توی خودم به دنبال يك كليك راست ميگردم
تا از خودم يك copy بگيرمو کنار خودم paste کنم ...
شايد از اين تنهايي خلاص شدم ...





چقدر سخت است .
که لبریز باشی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نباشد. .






آنقدر تنهایم که کسی نیست تا صندلی را از زیر چوبه ی دارم بکشد. . . . .




 رفیق کاش از پشت خنجر میزدی ، حداقل نمیدیدم که تو خنجر زده ای




تا همین چند وقت پیش واسه همدیگه جک های 4جوک رو میفرستادیم و کلی میخندیدیم .
 واسه هم اس ام اس عاشقانه میفرستادیم....اما حالا باید اس ام اس های تنهایی بنویسم
و برای خودم بفرستم .... دیگر حتی جواب سلامم را نمیدهد تا چه برسد جواب اس هایم
. یادش بخیر به من میگفت رفیق تا ابد با تو هستم !





آه.....این روزها عشق آنچنان خنده دار شده است که جملات عاشقانه را باید در 4جوک خواند.






مخـــاطب شعر های من معشــوقی است که هنوز به دنیــــا نیامده
 نه تویـــــی که مدتهاست از دنیای من رفتـــــه ای ...






ساعتها زیر دوش به کاشی های حمام خیره می شوی
غذایت را سرد می خوری ناهار ها نصفه شب ، صبحانه را شام!
لباسهایت دیگر به تو نمی آیند، همه را قیچی می زنی!
ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی!
شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد!
تنهائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست… روزهای من اینگونه و شبهایم اصلاً نمیگذرد.




مـــن مــــــی روم !
تـــو مـــــی مــــانــی
بــا دنـیــایـــی از خــــاطـــــرات . . .
راســتـــی آن روز کـــــه
دلـــــداده تــو شــــدم یــادت هست ؟
از آن جــا بـــه بـــعــدش را پـــاک کــــن . . . !






آنچه از من تــــــــآ تو
گستـــرده شـــــده..
فــــــــاصله نیستـــــــــــــــ...
دنیایی ستـــــــــــ پر از دلتنگــــــــــــــــی..




درد دارد وقتــــی
نبـــودنتـــــ می آیـــــد
می نشینـــــد روی ایـــن شانـــه هـــا ...
سنگيــــن استـــــ !




تنهایی یعنی ؛
نه همجنس ات ؛ میل سخن گفتن با تو را داشته باشد ،
نه جنس مخالف ،
آنگاه می شوی ؛ محض !





بی تو میشه زنده بود اما نمیشه زندگی کرد




فاجعــــه یعنى…
آنقدر در تو غــرق شـــده ام
که از تلاقـــى نگاهـــم بادیگرى احســـاس خیانــت میـــکنم!!
عشـــق یعنى همین…




اعتراف...
من به جای خالی اش
بیشتر از
خودش عادت کرده ام
اعتراف تلخیست...





چقدر بده که تو میتونی خودتو خر کنی … داغون کنی … بدبخت کنی …
اما نمیتونی خودتو بغل کنی ، آروم کنی ، از تنـهـایـی دربیاری …





درد را با چه اندازه می گیرند ؟
درد دارم ؛ از اینــجا تا تـــــو !





آن روزها : تو و بوسه های داغ …
این روزها : مـن و داغ بوسـه ها …




 دیدی رو پاکت سیگار مینویسن :
“دخانیات ، عامل اصلی سرطان و برای سلامتی زیان اور است ؟”
کاش یکی هم روی کارت پستالهای عاشقونه ی ما مینوشت :
“عشق ، عامل اصلی تنهایی و برای قلب ضرر دارد !”




دردهایم در آغوشی مداوا شد که ندانستم وقتی ندارمش بزرگترین دردم میشود !





بس کن ساعت ، دیگر خسته شده ام …
آره من کم آورده ام …خودم میدانم که نیست …
اینقدر با صدایت ، نبودنش را به رخم نکش !




تو همیشه میگفتی:من یه تار موی تورا به هیچکس نمیدهم..
اینقدر تارهای موی مرا به این و آن دادی,تا کچل شدم!
حالا برو,دست از سر کچلم بردار!!




مرد زندانی میخندید!!
شاید به زندانی بودن خویش و شاید به آزادی من..
راستی,زندان کدام سوی میله هاست..؟!





انسان حرفیست,
زده میشود..
خوانده میشود,
ترانه میشود..به یاد میماند...
گاهی;
ناله ایست
تنها خاک خوب میفهمدش..





تنهایی یعنی با تمام وجود بهشش بگی دوست دارم
 و اون بیخیال بگه اشنایی منو تو اشتباه بود





میبینی خدایا داشتیم قایم باشک بازی میکردیم اون چشم
 گذاشت من قایم شدم اون یکی دیگه رو پیدا کرد و من تنها شدم.




خیلی که دلتنگ میشوم به آسمان نگاه میکنم و دلم قرص میشود که تو هم زیر این سقفی.





خدایا دلم گرفته از آدمایی که میگن دوست دارم اما معنیشو نمیدونن از ادمایی که میخوان
مال اونا باشی ولی خودشون مال تو نیستن از آدمایی که زیر بارون برات میمیرن ولی
وقتی افتاب شد همه چیز یادشون میره





دنیا،تنهایی های زیادی داره،اما...تنهایی من دنیایی داره...






خب غــــــم هم آدمست دیگر
حق دارد..
مثل خیلی ها
سرش را پایین بی اندازد و
یکراست یاید بنشیند کنج دل ما..
در زندگی من
روزهایی هستند که نیستند.
وروزهایی نیستند که هستند.





تنهایی بد است،
اما بد تر از آن اینست که بخواهی تنهاییت را با آدم های مجازی پر کنی،
آدم هایی که بود و نبودشان به روشن یا خاموش بودن یک چراغ بستگی دارد…






دلگیـر نـبـاش
دلت کـــه گــیــر بـاشــــــد
رهــا نـمـی شــــوی






تا کى دل من چشم به در داشته باشد؟
اى کاش کسى از تو خبر داشته باشد
آن باد که آغشته به بوى نفس توست
از کوچه ى ما کاش گذر داشته باشد






 خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است
پیدا نکنم همدل دلها همه از سنگ است
گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست
گر هست یکی عاشق آلوده به صد رنگ است





عشق تو چون برگی در دست طوفان بود
دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود
روزی به من گفتی دیگر نمی مانم
گفتم که می میرم گفتی که میدانم





عبور میکنم ؛
هر روز ؛
از نیمکت های خالی پارک؛
طوری که انگار کسی؛
در نیمکت های آخر؛
انتظارم را می کشد؛
به آن جا میرسم؛
باید وانمود کنم که ؛
باز هم دیر رسیده ام






هميشه‎ مي‎ گفت‎ خيالت‎ تخت‎ من‎ وفادارم‎،و‎ من‎ چه‎ ساده‎
 لوحانه‎ خيالم‎ را‎ تختي‎ كردم‎ براي‎ عشق‎ بازيه‎ او‎ با‎ ديگري‎!!





وقتی دلم خسته می‌شود،
برایش از فردایی روشن می‌خوانم
به‌یادش می‌آورم که چه دل‌هایی را از خستگی به درآورده!





اینجا غروب........سنگ تمام میگذارد برای دلتنگی هایم......





عمیق ترین درد زندگی دل بستن به کسی است که هرگز به او نمی رسی.




مردگان را هفته ای یکبار یادی می کنند،ما ز خاطر رفتگان از مردگان هم کمتریم.




به من که رسیدی سرت شلوغ شد
ممیدونسم پا قدمم خوبه اما نه دیگه انقد!




اگر میبینی هنوزتنهام.بخاطر عشق تونیست...
من فقط میترسم. میترسم همه مثل توباشند...!



حسرت یعنی :رو به رویم نشسته ای و باز خیسی چشمانم
را آن دستمال خشک بی احساس پاک میکند...





من به تنگ آمده‌ام از همه چیز....
خسته ام ...
بگذارید هواری بزنم ...





این روزها می گذرند،
ولی من از این روزها نمی گذرم . . .





کنــارت هستند. تا کـــی؟ تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند.
از پیشــت میروند یک روز. ..کدام روز؟ وقتی کســی جایت آمد.
دوستــت دارند. تا چه موقع؟ تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند.
میگویــند عاشــقت هســتند برای همیشه. نه......
فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود.
و این است بازی باهــم بودن...!




من Remove شدم از زندگى کسى که .......
براى داشتنش و براى بودنش خیلىها را از زندگیم Block کردم ...!!


برچسب‌ها: متن زیبای برای تنهایی, متن قشنگ برای تنهایی, اس ام اس زیبا بریا تنهایی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 15:29  توسط امیر  | 



بوی هجرت می اید.
باید امشب بروم.
باید امشب چمدانی را که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم و به سمتی بروم.
رو به ان وسعت بی واژه که همواره مرا میخواند..
کفش هایم کو؟







کاش بدونی نبودنت,ندیدنت,یا رفتنت هرگز بهونه نمیشه واسه از یاد بردنت.(همیشه بیادتم)








گاهی آدمهای تنها خیلی خوش شانس هستند...... چون کسی رو ندارن که از دست بدن.......





هنوز هم خاطره هامون آرومم نميذاره
رفتي نگفتي اشك چشام ميباره




هر كي بهت ميرسه ميگه سلام خوشگله
ولي من يكي دوس دارم بهت فحش بدم
آره ادعام هم ميشه من تكم
رفيق تنهايي و عاشق فنكدم
 



روزگار روي خوشي به روي من نشون نداد
هر چي آوردم به دست ازم گرفت امون نداد
سرنوشت من اينه از دست غم ديوونه شم
روزگار به دل من سهمي به جز امون نداد





كولي و بي كس و كارم
تيره رنگ روزگارم
اينم از بخت بد من كه به تنهايي دچارم
كولي و بي كس و تنهام
مثل ابرا خيسه چشمام
خوشي رو ازم گرفتن
خيلي تلخ و سرده دنيام





1.2.3 را شمردم تک تک ، آهسته به دنبال تو رفتم با شک
وقتی بزرگ شدم فهمدیدم ، تمرین جداییست قایم باشک !!!







 این قدر تنهایم که وقتی می خوام با کسی درد دل کنم زبانم به حرکت نمی آید...





گفت:ضمایر را بگو
گفتم:من من من من ...
گفت :فقط من؟
گفتم:بقیه رفته اند.





جلوى بعضى خاطره هابايدنوشت
آهسته بيادآوريد خطرريزش اشك






نه تنها ترکت می کنند
وقت رفتن با تمام پررویی دستور هم میدهند :
مواظب خودت باش ... !





یه توصیه بهتون می کنم
هیچ وقت از این گوشی هایی که گزارش تحویل می دن نگیرید
لااقل اینطوری فکر می کنید اس ام اس بهش نرسیده یا اینکه هنوز نخونده
خیلی بده که بفهمی پیامتو میخونن ولی جوابتو نمی دن آدم احساس میکنه که داره خرد میشه!!!!




اینقدرتنهایم که نایاب ترین عنکبوت ها دراتاق من تارتنیده اند




اين روزا عده اي يه جوري زيرآبي ميرن که دلت ميخواد بهشون بگي :من نگاه نميکنم بيا بالا يه نفسي بکش لااقل خفه نشي!!!!




‎(من) مهم نیست ...(تو) هم مهم نیستی...
مهم (ما ) بود که از بین رفت...





دیگـــــــر به کسی نمی گویم: دوســتت دارم...
انگار دوستت دارم های من؛
خداحافظ شنیده می شود...!





تنهاي يعني اينقدر دلت بگيره كه بياي توي سايت و اس ام اس تنهايي مردم رو بخوني...




تنهایی یعنی اگر هزار بار هم از اول تا آخر لیست شماره های موبایلت رو چک كني ، نتونی یک نفر رو پیدا کنی که باهاش درد و دل کنی.




کاش دستی فراسوی افق / گوش سنگین زمان را می کشید /هم زبانی میرسید از راه دور/طعم تنها بودن را می چشید





مانند شیشه شکستنـــــم آسان بـــود . . . ولی دیگـــر به مــن دست نزن این بار زخمی ات خواهم کرد!






مدتی است که شدم یکی از دیگرانی که مادرشان مرده..
میدونم روزی هم میرسد که میشوم یکی از فلانی های بیچاره که چه زود رفت...





مثل هر روز که دلم میگیرد
دلم امروز شکست...
با هزار غصه که بود
کوله بارش را بست...
رفت و رفت تا دور دست...
آن کسی را که تو دوستش داری دیگر نیست...
عشقش هست...
یادش هست...






 از این پس تنها ادامه میدهم، در
زیر باران حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم... میخواهم تنهاییم را به رخ این هوای دو نفره بکشم.....! باران نبار من نه چتر دارم نه يار...





روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای خداحافظی
را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم!






هر گاه گريه مي كنم سبك ميشم ، عجب وزني دارد چند قطره اشك





از دوريت چه دارم؟ غيراز دلي شكسته / ذهني هميشه ابري، فكري هميشه خسته





پا گذاشتي روي حرفام،من كجا رو ميديدم،زندگي پس از تو،زندگي ازت بريدم،
هرجا دل آيينه رو شكستي،به اين عاشق دل نبستي..تنها برو..ببينم داري كجارو..




این روزها همه احترام مرا نگه میدارند..
ببین دوری تو چقدر باعث میشود پیر به نظر برسم..!!





نباشی همه چیز بهم میخورد..
حالم از خودم.
تعادل احساسم.
دستهای خالی ام.
بی وفایی دنیا و تنهایی من.





بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود
چه بیقرار بودی زودتر بروی
از دلی که روزی
بی اجازه وارد آن شده بودی…
من سوگوار نبودنت نیستم!!!
من شرمسار این همه
تحملم …





پیشم نیستی که حواسم گرم تو باشه..
تو فکرمم نمیای که ذهنم درگیر تو باشه..
خلاصه یه کاری نمیکنی که از بیکاری در بیام.
همه اینا دست به دست هم دادن و منو گذاشتن سر کار..!!




آیا سزای من خار شدن است..؟!
من که از گل نازکتر به تو نگفتم.





محبت به نامرد ، كردم بسی محبت نشاید به هر نا كسی
تهی دستی و بی كسی درد نیست كه دردی چو دیدار نامرد نیست





هزار نفر در حسرتِ تو
تو در حسرتِ یکی
و چقدر
همه تنهاییم!
 




تو كه رفتي به جايت خجالت كشيدم از عشق و احساس پاكم كه بر باد رفت . . .






میخواهم همه بدانند این ادم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند




اگه از خونه زدی بیرون، و صد متر جلوتر یادت افتاد که تلفونتو جا گذاشتی
و بر نگردی برش داری، یعنی‌ تنهایی‌ آقا، تنها..






 قلابت را بدون طعمه بینداز ، اینجا پر است از ماهیانی که از زندگی سیر شده اند




رفتی اما من پنجره را تا قیامت باز میگذارم مگر یک روز از خم کوچه نمایان شوی وبرایم دستی تکان دهی
 




اي كه ازتازگي زخم دلم تازه تري،يعني ازقصه دلتنگي من باخبري،مثل مهتاب كه ازخاطرشب ميگذرد،هرشب آهسته ازآفاق دلم ميگذري.






اون لحظه كه گفتي : يكي بهتر از تورو پيدا كردم
ياد اون روزايي افتادم كه به 100 تا بهتر از تو گفتم من بهترينو دارم






خواستم آنقدر کمیاب شوم تا شاید دلی برایم تنگ شود
نمیدانستم فراموش میشوم...






هميشه ميگي از ديدن ناراحتي من متنفري و متنفري از اينكه گريه كنم.
پس موقع هاي كه منو ناراحت ميكردي، چشماتو بسته بودي؟






سرده!تاريكه!ترسناكه!فقط سكوت!
سخته...تنهايي!!!





تنهایی یعنی...
کسی نباشه بهت بگه:
دوستت دارم...
و بی تو نمیتونم...
تنهایی یعنی...خودت با خودت عاشقی کنی!!!
نه با هر کس و ناکسی...





میبخشم کسانی راکه هرچه خواستندبامن،بادلم،بااحساسم کردندومرادردوردست های خودم تنهاگذاردندومن امروزبه پایان خودم نزدیکم...






هیچ فکر نمیکردم به جرم عاشقی اینگونه مجازات شوم،ودیگر کسی بسراغم نخواهد آمد،قلبم
 شتابان میزند،شمارش معکوس برای انفجار در سینه ام،و من تنهایی خود را در آغوش میکشم.
تنها ماندم...







ترک ما کردی برو باهرکه خواستی یار باش؛
این رفیقان نارفیقند گفتمت هوشیار باش...






خاطرات خیلی عجیبند ؛
گاهی اوقات می خندیم ،
به روزهای که گریه می کردیم !
گاهی گریه می کنیم ؛
به یاد روزهایی که می خندیدیم …!!!







اون دوره گذشت كه عشق و عاشقى برايم رنگى داشت...ياد گرفتم.
.دستانم اين بار كه يخ كرد...ديگر دستانت را نگيرم...!
آستين هايم از تو با ارزشتر و ماندنى ترند...!!!





چه داروی تلخی است ، وفاداری به خائن
صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل . . .





میروم خسته افسرده و زار,سوی منزلگه ویران خویش,به
 خدا میبرم از شهر شما دل شوریده دیوانه خویش!


برچسب‌ها: اس ام اس ناراحتی, تنهایی, اس ام اس با مفهوم, اس ام اس با مفهوم 92
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 15:25  توسط امیر  | 



میدونی سخت ترین کار دنیا چیه؟ غریبه فرض کردن یه اشنا






باختن تو این بازی واسم از قبل مسلم شده بود سخت شده بود تحمل ، عشقت به من کم شده بود
رفتم ولی قلبم هنوز هوات و داره شب و روز
من هنوزم عاشقتم به دل میگم بساز بسوز
بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون
چشام خیره به نوره چراغ تو خیابون
خاطرات گذشته منو میکشه اخر
چه حالی دارم امشب به یاد تو زیر بارون





غروب غمهایت را به هر قیمتی خریدارم / اگر همدم شبهای تنهایی من باشی





چون نهالی سست میلرزد / روحم از سرمای تنهایی
میخزد در ظلمت قلبم / وحشت دنیای تنهایی





تا شد آشنا جانم با نوای تنهایی / عالمی دگر دارم در هوای تنهایی
بیگانه به لبخندم دل به کس نمی بندم / اشک دیده ای دارم آشنای تنهایی





یاد گرفتم….دستانم این بار که یخ کرد….دیگر دستانت را نگیرم…چرا که آستین هایم از تو با ارزشتر و ماندنى ترند!!!





ایـن خــوب بــودنــهآمـَصـلـَحــَتـیـسـت ..!!!گــآهـی بــهـتـَر اسـت از حــآلــَم بـی خــَبــَر بــآشــی ...





خیلی ساده بگم....
داشتم اس ام اس های عاشقونه رو میخوندم...خیلی ازشون خوشم اومد...
گوشیمو برداشتم یکیش رو نوشتم
خواستم بفرستمش هرچی فکرکردم کسی رو نداشتم که براش بفرستم...
(یادم نبود که 1ماهه رفته)





ميگم برات مهم نيست چي سرم مياد.....
ميگي بذا سياه بشه روزگارش....
ميگي بذا نباشه و فقط بره ..
اصن بذا بميره بيخيالش...




برو...
لیاقت می خواهد واژه " ما " شدن
لیاقت می خواهد "شریک " شدن
تو خوش باش به همین "با هم " بودن های امروزت
من خوشم به خلوت تنهایی ام
... تو بخند به امروز...
من میخندم به فرداهایت..
تو برو...




 از اینکه بگویی: "دوســـتت دارم"
هرگز خجالت نکش
برخی واژه های کوچک
بـه اندازه ی یک انفجار بزرگ
تا ثیر گذارند...!!




بعضـــــــــ ی وقــــت ها یـکی طوری میسوزونتت کــــــ ه هزار نــــــفر نمیتونن خامـــــوشت کنن
بعضی وقـــــــت هــ ـا یکی طوری خاموشت میــکـنـــــــ ه که هزار نفر نمیتونن روشنتــــــــ كنـــ ـ ــن.




خيلي دلتنگ اينم كه با كسي حرف بزنم كه منو بفهمه؛دوستدارم اون كس
 تو باشي اما يادم اومد كه تو هيچ وقت منو نفهميدي هيچ وقت!!؟





اگر بنا باشد کسی از ما بماند همان به که تو بمانی کینه ی تو به کار این دنیا بیشتر می آید تا عشق من ...





تمام برگ های دفترم تمام شد
قلمم به پایان رسید
دستم سست شد
چه سرمشقی دادی به من ...؟
هنوز هم می نویسم :
" دل دادن خطاست "





جلد گرفته ام عشقم را با خیال و خاطره…
مبادا که تا بخورد حتی گوشه ی احساسم زیر دست این همه تنهایی





به حقيقت من و تو آگاهيم/
هردومون گمشده يك راهيم/
هر دو زخمي شده يك شلاق/
هر دو نفرين شده يك آهيم/
منو تو عاشق بي تدبيريم/
منو تو مجرم بي تقصيريم/
گر نباشيم در اين راه با هم/
بيگمان در تنهايي ميميريم.




چـرا سـاكـت نـمـي شـوي؟
صـداي نـفـس هـايـت . . . در آغـوش ِ او
از ايـن راه ِ دور هـم آزارم مـي دهـد !!!
لــعــنــتــي . . . آرامـتـر نـفـس نـفـس بـزن !




چقدر سخته گوشیت یعالمه میس کال داشته باشه اما هیچ کدوم از طرف اون کسی نباشه که منتظرشی...






روزگاریست که عادت شده ایم
از سر تکرار ،محبت شده ایم





عادت این قبیله این است،
دور آتشی که میسوزی، می رقصند...
دستت را بده تا از آتش بگذریم
آنها که سوختند همه تنها بودند....!




سخــت است ببـــآزی
تمــآمـِ احـسآسِ پآکــَت را
و هنــــوز نفهمـیده بآشی
اصلــــا دوستـــَت دآشــت؟؟؟!!!




او رفت و من در حسرت نگاهی پر راز ماندم ماندم تا بیاید و پاسخ دهد چرا چرا تنهایم گذاشت در حسرت پرسیدن این سوال هم ماندم





زمان هیچ وقت دردی را دوا نمیکند
این خود ما هستیم که
به درد عادت میکنیم...





خواستم بهت چيزي نگم،تا با چشام خواهش كنم،درا رو بستم روت تا احساس آرامش كنم،باور
 نميكنم ولي انگار غرور من شكست،ميخواي بري، ، ،اسرار من بي فايده ست..





 گاهــــــی مجبـــور ی برای راحــــت کــــردن خیــــال دیگـــــران
خـــود را خوشحـــــــال نشان بــــدی
ولـــــی چه حیــــف که درونـــــت غوغـــــــاست




قاصدک حرف دلم را تو فقط می دانی،نامه عاشقیم را تو
فقط می خوانی،قاصدک هیج کس با من نیست،همه رفتند تو چرا می مانی؟




آنقدر خانه ی دلم تنــــــــــها ماند،
که اینک ...
عنکبوت ها هم، در آن تار تنیــــــــده اند.





اشک هایم بویه تو را می دهند چون به خاطره غمه فراغ تو ریخته شده اند




رؤياهايم نيز با من غريبه شده اند ... هروقت سراغشان را ميكيرم خيالى بودنشان را به رخم ميكشند‏!‏





وفاداری ؟ خدا بیامرزتش !
صداقت ؟ یادش گرامی باد !
غیرت ؟ به احترامش چند لحظه سکوت !
معرفت ؟ یابنده پاداش می گیرد !




دهان تنهائیم آب می افتد
برای یک قطره بودنت !





گاهی دوست دارم تو باشی و من همین تنهایی نمیدانی چه عالمی دارد





به سلامتی هر کس که درونش داره میسوزه اما ترجیح میده لبهاش و بدوزه




تلخی روزگار اینه که خیلی چیزا رو میشه خواست…….!!
ولی نمیشه داشت……!!!!!





ای تنهاترین تنهای شبهای تنهایی من تو تنها کسی بودی که تنهایی هایم را
 تنها به تو گفتم آه ای خدای من چه شبها که تن ها ، تنها آرامیدند و
 در تنهایی فریاد دوستت دارم سر دادند





تو اگر میدانستی که چه زخمی دارد و که چه دردی دارد خنجر از دست
 عزیزان خوردن ،از من خسته نمی پرسیدی که تو ای دوست ... چرا تنهایی؟!؟




من به زیبایی چشمان تو غمگین ماندم ... و به اندازه هر برق نگاهت
 به نگاهی نگران ... تو به اندازه ی تنهایی من شاد بمان. تنهایی من
 به قدر تپش قلب مهربان تو می باشد.






هی فلانی...
رفتن حق ادماست...
اما اگر پیشم بودی تابستانم قشتگتر بود...






رفت ... بدون خداحافظی... به همین سادگی...
خدایا چه امتحان سختیه... دوباره تنها شدم!






 گاهــــــی مجبـــور ی برای راحــــت کــــردن خیــــال دیگـــــران
خـــود را خوشحـــــــال نشان بــــدی
ولـــــی چه حیــــف که درونـــــت غوغـــــــاست






قاصدک حرف دلم را تو فقط می دانی،نامه عاشقیم را تو فقط
می خوانی،قاصدک هیج کس با من نیست،همه رفتند تو چرا می مانی؟




آنقدر خانه ی دلم تنــــــــــها ماند،
که اینک ...
عنکبوت ها هم، در آن تار تنیــــــــده اند.





اشک هایم بویه تو را می دهند چون به خاطره غمه فراغ تو ریخته شده اند





رؤياهايم نيز با من غريبه شده اند ... هروقت سراغشان را ميكيرم خيالى بودنشان را به رخم ميكشند‏!‏





وفاداری ؟ خدا بیامرزتش !
صداقت ؟ یادش گرامی باد !
غیرت ؟ به احترامش چند لحظه سکوت !
معرفت ؟ یابنده پاداش می گیرد !





دهان تنهائیم آب می افتد
برای یک قطره بودنت !





گاهی دوست دارم تو باشی و من همین تنهایی نمیدانی چه عالمی دارد




به سلامتی هر کس که درونش داره میسوزه اما ترجیح میده لبهاش و بدوزه




تلخی روزگار اینه که خیلی چیزا رو میشه خواست…….!!
ولی نمیشه داشت……!!!!!





ای تنهاترین تنهای شبهای تنهایی من تو تنها کسی بودی که تنهایی هایم را
 تنها به تو گفتم آه ای خدای من چه شبها که تن ها ، تنها آرامیدند و در
 تنهایی فریاد دوستت دارم سر دادند





تو اگر میدانستی که چه زخمی دارد و که چه دردی دارد خنجر از دست
 عزیزان خوردن ،از من خسته نمی پرسیدی که تو ای دوست ... چرا تنهایی؟!؟




من به زیبایی چشمان تو غمگین ماندم ... و به اندازه هر برق نگاهت به نگاهی نگران
 تو به اندازه ی تنهایی من شاد بمان. تنهایی من به قدر تپش قلب مهربان تو می باشد.





هی فلانی...
رفتن حق ادماست...
اما اگر پیشم بودی تابستانم قشتگتر بود...





رفت ... بدون خداحافظی... به همین سادگی...
خدایا چه امتحان سختیه... دوباره تنها شدم!








 من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام رابراي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي
 بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ب
 غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه
 را باز کن وبه سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي




دو چیز بین ما هست که هیچ وقت تموم نمیشه:
حماقت من
و
دروغ های تو





دوستیها بی رنگ........
بی کسی ها پیداست.......
راست گفتی سهراب......
آدم اینجا تنهاست..........




وقــتـي ازم مــي پـرسي که خوبـي و من ميگم: اي بد نيستم..
يعني بدم !
خيلي هم بدم !!
پس نگو خدا رو شکر !





اگر او برای تو ساخته شده
من برای تو ویران شدم
حالا ببین...
غذای روزانه ام شده فریاد هایی که نجویده قورت میدهم...




گاه میتوان تمام زندگی رادرآغوش گرفت،فقط کافیست تمام زندگیت یک نفرباشد





تواین دنیا به هرکی تکیه کردم،جا خالی داد وبه زمین خوردنم خندید.




سلامِ مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس
چگونه شب ها را آسوده می خوابد . . . ؟
 






ای کاش
نبودنت را با خود برده بودی!






روزی اگر نبودم تنها آرزوی ساده ام
این است که زیر لب بگویی:
"یادش بخیر"





به بعضیا تو زندگی باید گُفت.. من چشم میذارم.. تو فقط گُمشو.





دلـم عـجیب تـنگ شُده بـَرای تمام لحظه هـآیی ....
که دلـت عـَجیب بـَرایـَم تنگ می شُد ..!





تنهایی یعنی:
بری عطری رو که اون میزده رو بخری
و بزنی به خودت
تا فکر کنی کنارته
 





كاش زمانی كه بودی به اين جمله كه :كاش ميبودی بيشتر فكر
 ميكردم كه موقع گفتنش چه سوزی دارد.........!!!!!!!
 




تنهایی هم مد شده...
همه به هم خیانت می کنند...
و بعد داد می زنند که تنهایم!!!





 این روزها احساس بـچـه ای رو دارم که رفـتـه تـو کــوچــه تــا بـازی کـنــه ولـی کــسـی بـازیــش نـمـیــده!!
 




جدیداً اسم خیانت شده یه اشتباه …
که باید ببخشی و فراموش کنی وگرنه محکوم می شی به کینه ای بودن!





وقتـــی دلـــت گــرفتـــه
وقتـــی غمگینـــی
وقتـــی از زنـــدگـــی سیــــری…
حـــواستـــو خیلـــی جمـــع کـــن چـــون طعمــــه خــوبـــی هستــــی..




وقتی کسی تصمیم می گیره بره
حتی اگه نره ،
دیگه پیشت نیست..!





شاید تو نمی دانی...!!!
چقدر سخت است...!!!
یار را .... با یار .... دیدن...!!!





چندیست ز یایران قدیمی خبری نیست،
از آن همه خوبی و محبت اثری نیست،
چشمم به درو گوش به گوشی و دلم تنگ،
در کوچه تنهایی ما رهگذری نیست.




امشب آرام نشستم، زل زدم به دیوار، غرق شدم تو یه سری فکـــر
 شایدم رویـــا نمی دونم ...تا به خودم اومدم دیدم صورتم خیس شده ... به همین سادگی .



هرگاه از غروب بی عاطفه شب خسته شدی
 به یاد تنها کسی باش که به یاد توست .



قرعه کشی که تمام شد تو به اسم دیگری در امدی. تقدیر جای خود اما لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی.........!!!




منتظر خداحافظى من نباش من هرکه را به خدا سپردم دیگر پس نیاورد…!




چه بى تفاوت زندگى میکنند آدم ها بى آنکه بدانند
در گوشه اى از دنیا تمام دنیاى کسى شده اند…





“من”یک نقطه دارد
من تنها هستم
”تو” دو نقطه دارد
پس تنها نیستی..





بس است
میهمان داریم
بیا و آبروداری کن
نگذار بفهمند پشت این نقاب خندان خیس میشوی…
با چشمانم هستم..




خیلی ها مترسک را دوست ندارند چون پرنده ها را می ترسونه اما من دوسش دارم چون تنهایی را درک می کنه!



میان من و تو فاصله هاست...
گاه می اندیشم که آیا تو میتوانی به لبخندی این فاصله را برداری.......




 رفته ای ؟؟؟
بعضی ها بهش میگن قسمت
اما من تازگیها بهش میگم به درک !!




گــــفته باشــــم !.!.!
مـــن درد مــــــــی کــشــم ؛
تــــو امــــا …. چشم هـــــایت را ببنـــــــد !
سخت است بـدانـــــم می بینی ، و بی خیــــــــــالی … !





چشمانم را باز ميكنم و تو نيستي...
اين بيرحمانه ترين اتفاق هر روزم است.





تیک تاک کسل کننده ی ساعت دیواری اتاق،
پُک میزنه از تک تک ثانیه های مونده از عمرم…
تیک ،
تاک.
به همین سادگی ،
بی تو ،

یک عمر گذشت…





ساعت مچی ات را باز کن … دست هایت را در بیاور
بگذار برای یک شب هم که شده
آب ِ خوشی / از گلوی ِ چشمهایت / پایین برود …



آدم فهمیده ای بود !
خوب می دانست کجاها خودش را به نفهمی بزند …




فصل امتحانات. . .
من جز مرور رنگ چشمانت و خط کشیدن زیر دلتنگی هایم هیچ درسی ندارم....

برچسب‌ها: متن تنهایی, ا سام اس تنهایی, اس ام اس شاخ, اس ام اس با موضوع تنهایی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 15:24  توسط امیر  | 

 وقتی عاشق یه نفر میشی و باهاش خوشی،اما یه روز میرسه که مجبور می شی
 علی رغم عشقی که بهش داری ازش بگذری... بعد بیاد بهت بگه دل سنگ دلت میشکنه





روز روشن بود،لحظه اي شب تار شد و من خود بر زمين ديدم
فهميدم تو دگر نيستي و من در تنهايي باز هم گريستم





برو عقب لطفا... من خودم هم انقدر به خودم نزديک نمي شم چه برسه به شما که تازه از راه رسيدي!





وقتي که تـنـهـام
بـالـاتـر و بـهـتـر ميتونم پـرواز کنم چون نه نگران جـا مـونـدنـم و نه نگران جا گـذاشـتـن...





ديگر نه از حادثه خبري است و نه از اعجاز چشم هاي آشنا ؛ از دلتنگي هايم
 كه بگذريم "تنهايي" تنها اتفاق اين روزهاي من است




میخواستم بدونم واقعا جمعیت دنیا۷ میلیارد؟
پس چرااینهمه دل تنها داریم!





قطار میرود تو میروی تمام ایستگاه میرود ومن چقدر ساده ام که سال های سال در انتظار تو کنار این قطار...





عمریست خودم را به خریت زده ام دلم برای اون روی سگم تنگ شده...





این روز ها احساس بچه ای رو دارم که رفت تو کوچه تا بازی کنه اما کسی بازیش نمی ده..





کسی هرگز نمی داند چه سازی میزند دنیا/چه میدانی تو از امروز..
.چه میدانم من از فردا../همین یک لحظه را دریاب که فردا میشویم تنهاتر از تنها.....






مي دانم روزي با تن خسته و خيس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهاي چشمم فرود
 مي آيي در ميان انبوه مژگانم ميزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را براي هميشه مي بندم تا ديگر دوريت را حس نکنم






تنهایی من از اونجایی شروع شد که ،
میان این همه " بود "
منتظر یکی بودم که "نبود "....






كلافه ام........مثل زماني كه مادرم نميتواند سوزن نخ كند.....






دوستی ها بیرنگ .....بی کسی ها پیداست .....راست میگفت سهراب .....آدم اینجا تنهاست






لحظه های ناب کودکیم درپیچ وتاب زمان گم شد ،دوستانم راروزگار گرفت،عشقم را عاشق دیگر ربود وخدایم راخداکشت.
ما ماندیم و قلیانی کنج لب وتلخی چای بی قند و شبهای تاریک سرد وخش خش برگهای زرد…




 در عجبم….!!
راننده نیستم…..!!
اما هر کس به من میرسد…..
مسافر است….!!!




سرگذشت ما هم این بود!!! ما به دنیا آمدیم ولی دنیا به ما نیامد...!





من همون دیوونه ایم که هیچوقت عوض نمیشه...همونی که همه باهاش خوشحالن اما کسی
 باهاش نمیمونه...همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه اما همه ناراحتش میکنن...
همونی که تکیه گاه خوبیه اما واسش تکیه گاهی نیست...همون!!!




چه تند تند میدوی برای فراموش کردنم...!
بی انصاف!
مگر نمی بینی پاهای خیالم در فراموش کردنت چقدر ناتوتن اند..؟!






خیلی جالبه!!!
من هیچ وقت بلد نبودم انشای خوبی بنویسیم یا یه متنی چیزی...اصلا ادبیات اینام خوب نبود....
ولی تنهایی ، سختی روزگار و بی وفایی ذوق انشا نوشتن و متن نوشتن و... رو به من آموخت.....





امشب شب روياي تو بودو تو نبودي در دل
همه آواي تو بودو تو نبودي در دل
زير لب آهسته تمناي تو ميكرد
در حسرت ديدار تو بودو تونبودي...






من اين روزها.. صِداي ثانيه ثانيه ِ فراموش شُدنم را ميشنوم...





اشتباه من این بود که هرجا رنجیدم‌ "خندیدم" فکر کردند درد ندارد. و سنگین تر زدند ضربه ها را......





نمی دانم کجاست و چگــونه می گذرد!!
چند وقتیست از "حالم" بی خبرم !






هرگز به دیگران اجازه نده قلم خودخواهی بدست گیرند دفتر سرنوشت را رقم زنند خاطراتت را پاک کنند و در پایانش بنویسند قسمت نبود





میدونی غربت یعنی چی؟ یعنی ندیدن نگاهی که دوسش داری ...




چشم من باز گریست ، قلب من باز ترک خورد و شکست ،
باز هنگام سفر بود و من از چشمانت میخواندم که به آسانی از این شهر سفر خواهی کرد
و نخواهی فهمید بی تو این باغ پر از پاییز است ..






سفت بغــــلش کن ؛
محکــم ببوسش ،
نگران نبــــاش !
کم کم به اين يکي هـــــم عادت مي کني ....
زانو رو میــــگم ... !!!






من به خودم مثل یک مداد رنگی نگاه می کنم شاید رنگ مورد علاقه
 تو نباشم اما میدونم روزی برای کامل کردن نقاشی ات به من نیاز پیدا خواهی کرد.





گاهی باید دور خود یک دیوار تنهایی کشید...
نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی...نه...
بلکه برای اینکه ببینی برای چه کسانی اهمیت داری که این دیوار را بشکند...!!!






 بر تمام قبرهاى این شهر،بوسه بزن شاید به یاد بیاورى کجا مرا جا گذاشتى….من در
 تنها ترین قبر این شهر خفته ام ،صداى کلاغها را نمى شنوى؟دارند برایم فاتحه مى خوانند…!!






جانمازم شاهدى بر دل شکستن هاى اوست ،بغض هایم ادعایم راگواهى میکند






اگه احساس تنهایی کردی از من سراغی نگیر،چون خودم به اندازه کافی تنهایی دارم






او به تو سیلی زد
من نگران تو شدم
تو عاشق او شدی





با كسي كه دوستش داريد:
آهنگ گوش ندهيد
نخوابيد
فيلم نبينيد
كلا خاطره نسازيد
در نبودنش مي فهميد چه مي گويم





این روزها دلم میخواهد خــرمـایـی بخورم و فـاتـحه ایـی بخوانم برای روحـــــم..
شادیـش ارزانــی آنهایی که
رفـــــــــــــــتـنـش
را لحظه شـمـاری میکردند…




دوســــــت دارم با يكـــي بشـــينم صحــــــبت كـــنم
بـــعـــدش نـــگـــم :
كـــاش بـــهـــش نمـــيگفتـــم.






خيلي سخته اون كسي كه دوست داري بعد چند سال بهت بگه مچكرم داداش!؟
يعني مثل داداشم هستي
 





چون که از < من > رستم و با < ما > شدم / ای عجب تنها تر از تنها شدم




باز آسمان ابریست
چشمانم گریه میخواهد
دلم با نم نم باران میگرید و میگرید
نگاهم ب پرندگان کوچ رو خیره میماند
اکنون در پی دیدار=تو= تنهاترینم





هر روز بزرگتر میشویم
و دنیا کوچکتر
و تاریخ همیشه پنج نقطه دارد
و پنج انگشت
و چقد کوچک است این دنیا
جایی ک حتی برای من و تو ندارد
تا با هم زیر یک سقف
نان و عشق بخوریم!






دریچه های بسیار مانده
است برای دیدنت
اما گامهای تو
روی مردمک چشم من میلغزند





واکنش عشق در حرارت
بی مهری تو
تجزیه قلب من است




باز هم قافیه را باخته ام
چون نمیدانستم
قد شعر تو شدن
چ قدر سنگین است




اگه نیمه گمشدتو پیدا نکردی زیاد مهم نیست …
درد واقعی از اونجایی شروع میشه که نیمه پیدا شدتو گم کنی !




 چه زخم هایی بر دلم خورد تا یاد گرفتم که هیچ نوازشی بی درد نیست !




خیلی سخته که عشقت رو با کس دیگه ای ببینی بعد بهش اس ام اس بدی کجایی ؟
بگه تو قلبتم . . . !





آخه چقد آدم بدبخت ميتونه باشه
عاشق يه دختر باشي و اين دخترم عاشق تو باشه
خانواده دختر بفهمن،دختر رو به باد كتك بگيرن و تمام صورت و بدنشو كبود كنن
بعدش دختره از ترس كتك دوباره،مجبور بشه با گريه واسه هميشه أزت خداحافظي كنه
خدايا داستان زندگي منو ميبيني
خدايا...:-(






به “من” چه که بعد از “تو” “او” می آید ؟؟؟
مشکل از قواعد دستوریست !!!





غصه ی دیروزم شد قصه ی امروزم چون به فکر قصه ام افتادم باز فردایش غصه خوردم




بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو ک رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه این ثانیه ها خواهم مرد
موج ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند
موج در موج در این فاصله ها خواهم مرد





سکوت
یک دنیا سخن
اما......
یک دنیا سکوت آرامشم را برهم
میزند
زیرا ک عمری را با سکوت
گذرانده ام





ديگه از بگو مگو خسته شدم من از اون قلب دروغ خسته شدم،نميخواي بموني توي اين
خونه،چشم تو دنبال چشماي اونه،همه ي حرفاي تو يك بهونه است،اون جهنمي كه ميگن اين خونست...






تو ک گفتی دوست ندارم
پس چرا هر شبی که
میای به خوابم
مهربون تر از شب قبلی؟ :(





کاش میدونستی
حاظرم همه روزهای زندگیمو
بدم ولی بتونم برای چند دقیقه
با تو زندگی کنم
فقط من و تو...




بغض های زیاد توی گلوم
حسرت یه آآآآآه عمیق کشیدنو
ب دلم گذاشته-




فلك در دفترعشقم قلم زد ،چه اوقات خوشي داشتم به هم زد
،الهي اي فلك چرخت نگردد،كه چرخت آرزوهايم به هم زد.





شده ام معادله چندمجهولي
اين روزها،هيچ كس
ازهيچ راهي..
مرا نمي فهمد..!؟





گاهی تنها بودن بهای ادم ماندن است...
اما دگر تنها ماندن بس است و من ادم شدم..
کنون در خلوت تنهایی ام برای نبودنت میگریم...





هی بی وفا شانه هاین مثل بالش مسافر خانه ای است
که سر های زیادی را تکیه گاه بوده است . . ..





 در عجبم….!!
راننده نیستم…..!!
اما هر کس به من میرسد…..
مسافر است….!!!





سرگذشت ما هم این بود!!! ما به دنیا آمدیم ولی دنیا به ما نیامد...!





من همون دیوونه ایم که هیچوقت عوض نمیشه...همونی که همه باهاش خوشحالن
 اما کسی باهاش نمیمونه...همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه اما همه ناراحتش میکنن..
.همونی که تکیه گاه خوبیه اما واسش تکیه گاهی نیست...همون!!!





چه تند تند میدوی برای فراموش کردنم...!
بی انصاف!
مگر نمی بینی پاهای خیالم در فراموش کردنت چقدر ناتوتن اند..؟!





خیلی جالبه!!!
من هیچ وقت بلد نبودم انشای خوبی بنویسیم یا یه متنی چیزی...اصلا ادبیات اینام خوب نبود....
ولی تنهایی ، سختی روزگار و بی وفایی ذوق انشا نوشتن و متن نوشتن و... رو به من آموخت.....




امشب شب روياي تو بودو تو نبودي در دل
همه آواي تو بودو تو نبودي در دل
زير لب آهسته تمناي تو ميكرد
در حسرت ديدار تو بودو تونبودي...





من اين روزها.. صِداي ثانيه ثانيه ِ فراموش شُدنم را ميشنوم...




اشتباه من این بود که هرجا رنجیدم‌ "خندیدم" فکر کردند درد ندارد. و سنگین تر زدند ضربه ها را......






نمی دانم کجاست و چگــونه می گذرد!!
چند وقتیست از "حالم" بی خبرم !






هرگز به دیگران اجازه نده قلم خودخواهی بدست گیرند دفتر سرنوشت
 را رقم زنند خاطراتت را پاک کنند و در پایانش بنویسند قسمت نبود





میدونی غربت یعنی چی؟ یعنی ندیدن نگاهی که دوسش داری ...





چشم من باز گریست ، قلب من باز ترک خورد و شکست ،
باز هنگام سفر بود و من از چشمانت میخواندم که به آسانی از این شهر سفر خواهی کرد
و نخواهی فهمید بی تو این باغ پر از پاییز است ..





سفت بغــــلش کن ؛
محکــم ببوسش ،
نگران نبــــاش !
کم کم به اين يکي هـــــم عادت مي کني ....
زانو رو میــــگم ... !!!






من به خودم مثل یک مداد رنگی نگاه می کنم شاید رنگ مورد علاقه
 تو نباشم اما میدونم روزی برای کامل کردن نقاشی ات به من نیاز پیدا خواهی کرد.





گاهی باید دور خود یک دیوار تنهایی کشید...
نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی...نه...
بلکه برای اینکه ببینی برای چه کسانی اهمیت داری که این دیوار را بشکند...!!!








 بر تمام قبرهاى این شهر،بوسه بزن شاید به یاد بیاورى کجا مرا جا گذاشت
.من در تنها ترین قبر این شهر خفته ام ،صداى کلاغها را نمى شنوى؟دارند برایم فاتحه مى خوانند…!!





جانمازم شاهدى بر دل شکستن هاى اوست ،بغض هایم ادعایم راگواهى میکند





اگه احساس تنهایی کردی از من سراغی نگیر،چون خودم به اندازه کافی تنهایی دارم





او به تو سیلی زد
من نگران تو شدم
تو عاشق او شدی





با كسي كه دوستش داريد:
آهنگ گوش ندهيد
نخوابيد
فيلم نبينيد
كلا خاطره نسازيد
در نبودنش مي فهميد چه مي گويم




این روزها دلم میخواهد خــرمـایـی بخورم و فـاتـحه ایـی بخوانم برای روحـــــم..
شادیـش ارزانــی آنهایی که
رفـــــــــــــــتـنـش
را لحظه شـمـاری میکردند…





دوســــــت دارم با يكـــي بشـــينم صحــــــبت كـــنم
بـــعـــدش نـــگـــم :
كـــاش بـــهـــش نمـــيگفتـــم.





خيلي سخته اون كسي كه دوست داري بعد چند سال بهت بگه مچكرم داداش!؟
يعني مثل داداشم هستي
 



چون که از < من > رستم و با < ما > شدم / ای عجب تنها تر از تنها شدم






باز آسمان ابریست
چشمانم گریه میخواهد
دلم با نم نم باران میگرید و میگرید
نگاهم ب پرندگان کوچ رو خیره میماند
اکنون در پی دیدار=تو= تنهاترینم





هر روز بزرگتر میشویم
و دنیا کوچکتر
و تاریخ همیشه پنج نقطه دارد
و پنج انگشت
و چقد کوچک است این دنیا
جایی ک حتی برای من و تو ندارد
تا با هم زیر یک سقف
نان و عشق بخوریم!





دریچه های بسیار مانده
است برای دیدنت
اما گامهای تو
روی مردمک چشم من میلغزند






واکنش عشق در حرارت
بی مهری تو
تجزیه قلب من است





باز هم قافیه را باخته ام
چون نمیدانستم
قد شعر تو شدن
چ قدر سنگین است




اگه نیمه گمشدتو پیدا نکردی زیاد مهم نیست …
درد واقعی از اونجایی شروع میشه که نیمه پیدا شدتو گم کنی !





 چه زخم هایی بر دلم خورد تا یاد گرفتم که هیچ نوازشی بی درد نیست !





خیلی سخته که عشقت رو با کس دیگه ای ببینی بعد بهش اس ام اس بدی کجایی ؟
بگه تو قلبتم . . . !





آخه چقد آدم بدبخت ميتونه باشه
عاشق يه دختر باشي و اين دخترم عاشق تو باشه
خانواده دختر بفهمن،دختر رو به باد كتك بگيرن و تمام صورت و بدنشو كبود كنن
بعدش دختره از ترس كتك دوباره،مجبور بشه با گريه واسه هميشه أزت خداحافظي كنه
خدايا داستان زندگي منو ميبيني
خدايا




به “من” چه که بعد از “تو” “او” می آید ؟؟؟
مشکل از قواعد دستوریست !!!




غصه ی دیروزم شد قصه ی امروزم چون به فکر قصه ام افتادم باز فردایش غصه خوردم



بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو ک رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه این ثانیه ها خواهم مرد
موج ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند
موج در موج در این فاصله ها خواهم مرد






سکوت
یک دنیا سخن
اما......
یک دنیا سکوت آرامشم را برهم
میزند
زیرا ک عمری را با سکوت
گذرانده ام




ديگه از بگو مگو خسته شدم من از اون قلب دروغ خسته شدم،نميخواي
 بموني توي اين خونه،چشم تو دنبال چشماي اونه،همه ي حرفاي تو يك بهونه
 است،اون جهنمي كه ميگن اين خونست...




تو ک گفتی دوست ندارم
پس چرا هر شبی که
میای به خوابم
مهربون تر از شب قبلی؟ :(





کاش میدونستی
حاظرم همه روزهای زندگیمو
بدم ولی بتونم برای چند دقیقه
با تو زندگی کنم
فقط من و تو...





بغض های زیاد توی گلوم
حسرت یه آآآآآه عمیق کشیدنو
ب دلم گذاشته-





فلك در دفترعشقم قلم زد ،چه اوقات خوشي داشتم به هم زد،الهي اي فلك چرخت نگردد،كه چرخت آرزوهايم به هم زد.





شده ام معادله چندمجهولي
اين روزها،هيچ كس
ازهيچ راهي..
مرا نمي فهمد..!؟




گاهی تنها بودن بهای ادم ماندن است...
اما دگر تنها ماندن بس است و من ادم شدم..
کنون در خلوت تنهایی ام برای نبودنت میگریم...





هی بی وفا شانه هاین مثل بالش مسافر خانه ای است
که سر های زیادی را تکیه گاه بوده است . . ..





 خوشم که امروز غم هایم به پایان میرسد...
راستی،گفتی فردا می آیی .. ؟!




کــنـارم گـذاشتی کـه تـلـــخـم کـنی ...
شــرابــــی شـــدم نـاب...حـــالا خمـــــاری ام را بــکــــش لعنتــــــی !!!





در ته فنجان قهوه ام
کفشهای تو پیداست.....
نمیدانم....
میروی
یا
می آیی؟؟؟





سپیدی موهایم را سرسری نگیر.اینجا سالهاست که برفی نباریده.


گفتي خداحافظ... گفتم نميخواهي مرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

باشد ولي كاش ميگفتي چه چيزش ازمن سرتر بود


برچسب‌ها: اس ام اس تن ها بود, اس ام اس آدم تنها, اس ام اس عاشق تنها
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 15:22  توسط امیر  | 



در خیالم پشت سرت آب ریختم.نه برای اینکه برگردی.تا پاک شود هر چه ردپای توست از زندگی ام....





تنها که باشی آرزو میکنی کاش یکی اسمت را صدا کند.حتی اشتباهی...!










 خدا جون وقتي منو نقاشي كردي زيبا نقاشي كردي. ممنون سالم نقاشيم كردي. ممنون! ولي آخر چرا خداجون تنها نقاشيم كردي





بهای سنگینی دادم تا فهمیدم: کسی را که قصد ماندن ندارد باید راهی کرد....





بحساب خیالبافی ام مگذار، اما ستاره ای دارم در تاریکترین شبها،فقط خواستم بدانی که میتوان دلخوش کرد به چراغهای کوچک یک هواپیما.




و عشق قیچی شد!
وقتی تو سنگ شدی و من کاغذی بی رنگ




خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن جز اونی که فکر میکنی به خاطرش زنده ای...




گفت: دوستت دارم...
از کجا باید میدانستم او را به یاد دیگری می اندازم....




آموخته ام که اگر کسی یادم نکرد ، من یادش کنم ،
شاید او تنها تر از من باشد !!!




درونم غوغاست..ساده ميشكنم..با يك تلنگر كوچك.. اينگونه نبودم... شدم..!!





ازكفش هايش خوشم آمد،بهانه اي شدبرايش...گفت:"بپوش و برو..."




مدام گفت خيالت تخت من وفادارم!ومن چه ساده لوحانه خيالم راتختي كردم براي عشق بازي اوباديگري...





و سالها بعد یاد تو از خاطرم خواهد گذشت و نخواهم دانست که کجایی اما آرزوی من برای خوشبختیت تو را
 در بر خواهد گرفت و احساس میکنی اندکی شادتر و اندکی خوشبخت تری و نخواهی دانست که چرا...





چه رسم عجیبیه!!! همیشه اون موقعی که بهشون نیاز داری تنهات میزارن و اون موقعی که دیگه نیازی بهشون نداری
 برمیگردن پیشت. اما ای کاش اونا هم میدونستند که" چه زود دیر میشه" انقد دیر که دیگه جایی واسه اونا نمیمونه...
 نه تو قلبت نه تو زندگیت...






تـمـام سـیگـارهـای دنـیـا را هـم کـه دود کـنـی،
تـنـهـایـیـت تـوجـه هـیـچـکـسـی را جـلـب نـخـواهـد کـرد،
جـز پـیـرمـرد سـیـگـار فـروش!!!!





چه سخت است تشییع عشق روی شانه های فراموشی، وقتی میدانی پنج شنبه ای
نیست تا رهگذری بر بی کسی فاتحه بخواند!




علت.. بی خوابی ام.. را.. چگونه.. بگویم.. وقتی.. یاد.. تو.. از.. سقف.. اتاقم.. چکه.. میکند....




 ديشب كه باران آمد...ميخواستم سراغت رابگيرم...اماخوب ميدانستم اين بارهم كه پيدات كنم....باززيرچترديگراني....





سال هاست وفا مرده
از بس سرمان شلوغ شده به تشیع جنازه و مجلس ختم هم نرسیدیم





چه معادله ی نا برابری
وقتی که من
برای دیدنت چشمهایم را می بندم
و تو
برای ندیدنم





آیین عشق بازی دنیا عوض شده ست / یوسف عوض شده ست ، زلیخا عوض شده ست
خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسیم / خو کن که جای ساحل و دریا عوض شده است
حق داشتی مرا نشناسی به هر طریق/ من همچنان همانم و دنیا عوض شد است




بعد از اين هم آشيانت هر كس است
باش با او،
ياد تـو مـــــا را بس است





چه تجارت ناشیانه ای بود آن همه نازی که من از تو خریدم ...





گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم ، حتی برای "تو" که سالها منتظر در زدنت بودم .



میخواهم بمیرم
در این دنیای که یارای دل بستن به ”نامرد” را ندارم.




خدایا من چه سازم
خسته ى راهی درازم
نه فرهادم که مرد از داغ شیرین
نه ایوبم که با دنیا بسازم




دل مَسوزان که می سوزانند تو را . .




هى کافه چى !!!
میزهایت را تک نفره کن…
نمى بینى؟!
همه تنهاییم!!!





روزگاري جاده اي بودم غرق تردد،جاده اي كه ازرفت وآمدلحظه اي خالي نميشد،من كه
 بسياري ازغريبان رابه آبادي رساندم،عاقبت خودماندم وويرانه وتنهايي خود.




لعنـــــــــــــــت به همه ضرب المثل های جهان
هروقت لازمشان داری،
برعکس از آب درمی آینــــــــــــد...
مثلا همین حــــــالا
که من تـــو را می خواهــ ــم
و طبق معمول،
خواستن نـتـوانستن استـــــــــــــــــــ .....



چقدر سخته یکی بهت بگه گل باش بچینمت! بعد یه عمر بهت بگه برو نمیخوام ببینمت.




حالا كه زير گريه جشن باران گرفتم،حالا كه مهرت را از دل بيرون انداختم،گويي پشيماني
افسوس. . .افسوس. . .





 روى قلبى نوشته بودند:شكستنى است،مواظب باشيد،
امامن روى قلبم نوشتم:شكسته است،راحت باشيد.




تو چشم میذاری من قایم میشم ......... اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی





و چه لذتی است در تنهایی
باور نداری ؟
از خدا بپرس . . .





همیشه یادمون باشه
از اومدن یکی توی زندگیمون....
ذوق مرگ نشیم
تا وقتی که تنهامون گذاشت و رفـــت
دق مـرگ نـشیم...!





خوش به حالت تکه سنگ
که نداري دل تنگ
حسوديم ميشه به تو بي صداي و ي رنگ
دل عاشق نداري پيش کس جا بذاري
تا با غم بشکننش از چشات خون بباري




وای از آن شب زنده داری تا سحر.... وای از آن عمری که با او شد به سر.....




سرم را شاید بتوانند دیگران گرم کنند
اما وقتى تو نیستى
هیچکس نیست دلم را گرم کند!




تلخ است باور نبودن آن ها که میتوانستند باشند
و تلخ است امروز باور آن ها که ادعای ماندن دارند...





باور کرده ام هیچکس مال دیگری نیست...
این تجربه واقعی آزادی است:
داشتن مهمترین چیزهای عالم
بی آنکه صاحبش باشی!




وقتي گلدون خونمون شكست پدرم گفت:قسمت اين بود، مادرم گفت: حيف شد، برادرم گفت: كاش دو تا داشتيم، خواهرم گفت: قشنگ بود...
اما وقتي دل من شكست كسي به فكرش نبود
هيچكس...





دلم اصرار دارد
فریاد بزند؛
اما . . .
من جلوی دهانش را می گیرم،
وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد




دکتر راست می گفت
که "روی"،برای ِ سلامتی ِ مو مفید است
از من که روی برگرداند
موهایم ، همه سفید شدند !





در خزان عمرم و در سینه پروردم بهار
در شگفتم از شکفتن های بی هنگام خویش





ایــن روزهــا در مـــن
حــالـــتِ فـــوق الــعــاده
اعــــلام شـــده اســـت ...
بـیـــش از حــد مـجـــــاز
دلـتـنـگــــــ شــــده ام . . .


لحظه هایم منجمد شده اند در زمستان تنهایی؛
اشک قندیل بسته بر مژگانم؛
کوهی از یخ انگار در سینه ام می تپد؛
چه زمستان بی بهاری حاکم است بر زندگی من!






 چشمانم به دنبال بهانه ای هستند برای باریدن...
... و چه بهانه ای ابری تر از نبود تو در کنارم؟




یادته بهم گفتی: چطور میشه تو خاطر تو موندگار شد؟ گفتم: یا دلم را بدست بیار یا اونو بشکن... ولی نمیدونم چرا دومی را انتخاب کردی! واقعا چرا؟





تو گفتی برمیگردی قبل یک ماه... ولی یک ماه و ششصد روزه رفتی...





من پذیرفتم شکست خویش را/پند های قلب دور اندیش را/من پذیرفتم که عشق افسانه است/این دل درد آشنا دیوانه است/میروم...
میروم شاید فراموشت کنم/با فراموشی هم آغوشت کنم/میروم از رفتن من شاد باش/از عذاب دیدنم
 آزاد باش/گرچه تو تنها ترمن میروی/آرزو دارم ولی عاشق شوی/آرزو دارم بفهمی درد را/تلخی برخورد های سرد را....



کـــــــــــم بــاش
از کم بودنت نتــــــــرس
اوني که اگـه کم باشي ولــــــــت ميکنه
همونه که اگه زيـــاد باشي حيفو ميلت ميکنه. . .




هنگامي دستم را دراز كردم كه دستي نبود
هنگامي لب به زمزمه گشودم كه مخاطبي نداشتم
و هنگامي تشنه آتش شدم، كه در برابرم دريا بود و دربا و دريا …!





هر روز نبودنت را... بر دیوار خط کشیدم... ببین این دیوار لامروت... دیگر جایی برای خط زدن ندارد
... خوش به حال تو... که خودت را راحت کردی... یک خط کشیدی تنها... آن هم روی من.......



افلاطون را گفتند چرا هرگز غمگین نمیشوی؟ گفت دل به هرچی که نمیماند نمیبندم...



كاش همانطور كه از شكستن تكه اي شيشه بر ميگردي و نگاهش ميكني
وقتي دل مرا شكستي،يكبار بر ميگشتي فقط نيم نگاهي ميكردي...




تيغ روزگار شاهرگ كلامم را چنان بريده كه سكوتم بند نمی آید...!




بر شانه ام می زنی تا تنهایی ام را بتکانی... به چه دل خوش کرده ای؟ به تکاندن برف از شانه های آدم برفی؟!!!




دلم را سخت میشکنی و آسان عذر خواهی می کنی،
این عادلانه نیست ....




ديرآمدي باران دير..
من درجايي در حجم نبودن كسي خشكيدم...




حرفش را ساده گفت : من لایق تو نیستم ، نمیدانم خواست لیاقتم را یادآوری کند یا خیانت خودش را توجیه ...




ديگر قلبم به تنهايي عادت كرد،ديگر اشكم به چشمانم خيانت كرد،ديگر شادي در روزهايم گم شد،





 دل من یه روز به دریا زد و رفت / پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده ها خیلی برايش کهنه بودن / خودش را در مرده ها جا زد و رفت . . .




گويي پشيماني از رفتن، ولي بدان ديگر نيست حال بازگشتن، بدان كه اين روزها به نبودنت عادت كردن





غمت هر روز بر دلم چنگ ميزند، ميخواهم فراموشت كنم اما مي داني اين دل مگر ميگذارد





لــــــــحظه های ســــکوتم پـــــر هیاهــــــــــو ترین دقــــایق زندگیم هستند
مــــــمـلو از آنــــــچـــه مــــی خواهم بـــــــــــــــگویم و نــــــــــــمی گـــــویم...




دل اگر بستى، محكم نبند، مراقب باش گره كور نزنى، او ميرود، تو ميمانى و يك گره كور !




من همیشه میخندم.تا کسی نفهمه چقدر عاشقم.تا کسی نفهمه دلم واس شنیدن صدای کسی تنگ شده.که یه روزی عاشقم
 کردو حالا مدتها منو از شنیدن صداش محرووم کرده.میخندم.تا کسی نگه چقدر تو ساده ای.خاک برسرت که هنوز
 منتظری..باصدای بلند میخندم.به سادگی خودم. به یاد همه شبهایی که گریه هاتو من ارووم میکردم.با صدای بلند به
حال غریب خودم میخندم.چون نمیخوام کسی به گریه هام بخنده..





هـر روز صفحه ی نیازمندیـهــا را
زیر و رو میکنـَم ..
میدانــم بالاخره
یکــ روز
به مــن نیاز پــیدا میکنی ...




اگر دلت گرفت ، سکوت کن !
این روزها هیچکس معنای دلتنگی را نمیفهمد . . .





دودی که از دهانم بیرون میاد، دود سیگار نیست!
قلبم سوخته...!
دود میکنه . . .




سوز می آمد…سردم شد…!
برف بود و برف…
بافتم و بافتم…
تارهای “رویا” را به جان پودهای “کمبود”…
کم داشتمت…!
بافتم… رج به رج…
“خیالت” را…
بر تن عریان “تنهاییم”…
و…انگار بودی…!
گرم که نه…
آب شدم… از شرم حضورت…!





درد من حصار بركه نيست ،درد من زيستن با ماهياني است كه حتي فكر دريا به ذهنشان خطور نكرده است...





جای پاهایت بر دل برفی من مانده،به حرمتت بهار دلم همچنان زمستانیست. . .




نمیدانم دوستش دارم یا نه؟ با هم قدم میزنیم، با هم میخوابیم، دلم ک میگیرد
 آغوشش را باز میکند و بر گونه هایم بوسه میزند نمیدانم دوستش دارم یا نه؟!
تنهاییم را ...




برای من باشی،خوب میشود بهشت میشود
نباشی،امانخواهی اما. جهنم نمیشود!
فقط ساعت هاگاهی دیوانه ام میکند.
شاید بیشترازگاهی...




زین پس تنها ادامه میدهم، در زیر باران.
حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم.
میخواهم تنهایی ام رابه رخ این هوای دو نفره بکشم....!
باران نبار من نه چتر دارم نه یار...!








 دلم كه تنگ مي شود مي خواهم فرياد بزنم شكستنم را ولي سنگيني تنهايي آسمانم را گرفته




زندگی را چگونه باور کنم چگونه بتوانم بر تن سرد خود گرمایی . کسی نیست کسی که دستهایم را بگیرد
 دستهای من سرد است ایا گرمایی نیست .ادم برفی با سردی تمام شالی دارد خوش به حال ادم برفی .





تنهایی یعنی : ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است ، اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !




من كه رفتم از شهر دلت،عاشق بودم ولي بي وفايي ديدم ازت،بازگشتي در كار نيست ميروم بي تو،خدا نگهدار تا روز قيامت





دوستیها کمرنگ بی کسی ها پیداست راست گفتی سهراب آدم اینجا تنهاست.




بي تو قلبم كم آورد،بعد از تو فقط تنهايي بود كه دوام آورد




هواي تو از دود سيگار هم مضرتراست...
دود سيگار به سرفه ام مي اندازد،هواي تو به گريه ام...




دير آمدي...
سفيد شد موهايي كه براي برگشتنت آراسته بودم.




چقدر دلم هوايت را ميكند
حالا كه دگر هوايم را نداري...





خدايا هواست هست صداي هق هق گريه ام ازهمون گلويى ميايد كه تو از رگش به من نزديكتري!




دوباره سیب بچین حوا
من خسته ام....
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند!




عشقه من,از من گذشتي خوش گذر ,بعد از اين حتي تو اسمم را نبر ,خاطراتم را تو بيرون كن ز سر,ديشب از كف رفت ,فردا را نگر...





يك عمرقفس بست مسيرنفسم را
حالا كه دري هست مرابال وپري نيست،
حالاكه مقدرشده آرام بگيرم
سيلاب مرابرده وازمن اثري نيست، بگذاركه درها همگي بسته بمانند
وقتي كه نگاهي نگران پشت دري نيست..




اگر براستی خواستن توانستن بود ؛ محال نبود وصال و عاشقان که همیشه خواهانند؛همیشه میتوانستند تنها نباشند.





اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت؛عاشقان سکوت شب را ویران میکردند.






 كنج اتاق،آرام نشسته ام.جواني ام چنگي به دل نمي زند.مادر،برخيز.كفش هايم را پاك كن،كيف و كتابم را بردار،مي خواهم به كودكي برگردم.




از همان اول قصه ی مارا لو دادند.....
یکی بود یکی نبود!



تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم ، گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد !




آدم ها تنها که نباشند ، می روند ...
تنها که می شوند ، برمی گردند ...
وقتی که برگشتند تنها لایق یک جمله اند : "هِررررری




ام و دیگر
به هیچ کس نمیرسم...




خواستم با یکی درد دل کنم..!.. اول ازش پرسیدم سیگار داری ..!؟ گفت می خوای بکشی …!؟
 گفتم نه .. تو بکش تا طاقت حرفامو داشته باشی..




بهم گفت يه آرزو دارم برام دعا كن.
چه شبها كه اشك ريختم و برايش دعا كردم.
اما حيف كه نميدونستم آرزويش جدايى از من بود...





ميروم . . .
تا خانه ها و كوچه ها. . .
جاي پاي تورا. . .
به خاطر بسپارند. . !




همه ي اشكانم براي تو بود،عشقت برايم خالي از لطف نبود،درست است مرا از خود بي خود كردي،ولي تنهايي را به من هديه كردي



جاي پاهايت بر دل برفي من مانده،به حرمتت بهار دلم همچنان زمستانيست. . .




غمناك ترين ترانه ي دلم بهانه ديدن توست توبگوبادل بيقرارم چه كنم ؟





تو باش نه به این خاطر در این دنیای بزرگ تنها نباشم تو باش تا در دنیای بزرگ تنهایم تنهاترین باشی




هر بار كه می خواهم به سمتت بيايم، يادم می افتد كه دلتنگی بهانه خوبی برای تكرار يک اشتباه نيست ...!




وقتی تنهاییم،دنبال دوست میگردیم،پیداش که کردیم،دنبال عیب هایش میگردیم،وقتی از دستش دادیم ،در تنهایی دنبال خاطراتش میگردیم...
مراقب قلب ها باشیم، هیچ چیز اسان تر از قلب نمیشکند.




سرگذشتمان چنين بود ما با دنيا آمديم دنيا با ما نيامد...







 گفتي مابه درد هم نميخوريم،اماهرگز نميدانستي من تورابراي دردهايم نميخواستم.





ديگرنميگويم"گشتم نبود،نگرد نيست".بگذاريد صادقانه بگويم."بود اما مال من نبود". شمابگرديد...شايدمال شماباشد!





نه مهربانی تو را میخواهم ، و نه دلسوزی های تو را
نمیبخشم آن قلب بی وفای تو را
بگذار در حال خودم باشم
به تنهایی بیشتر از تو ، نیاز دارم
پس بگذار با تنهایی تنها باشم
در خلوت خویش با غمها باشم
نمیخواهم دوباره بازیچه دست این و آن باشم





گذشته که حالم را گرفته است !
آینده که حالی برای رسیدنش ندارم !
و حال هم حالم را به هم میزند ! چه زندگی شیرینی...!





ديشب به يادت تمام ستاره هاي آسمان را شمردم ، تازه فهميدم چقدر آسمان كوچك است .




ازوقتى تورفتى، آينده هيچ وقت نيامد كه هيچ...
گذشته هم هيچ وقت نگذشت...!





نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد !
امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی !





اگه ميدونستي چه قدر تنهام هميشه برام اشک ميريختي غمگين و اگه ميدونستي هميشه اشک ميريزم هرگز تنهام نميزاشتي





يکي باش براي يک نفر ...نه تصويري مبهم در خاطره ها





در اين فصل باراني زير باران گريه ميكنم تا چشمي اشك تنهايي مرا نبيند. . .





فريادها مرده اند ، سكوت جاريست تنهايي حاكم سرزمين بي كسي است. ميگويند خدا تنهاست ما كه خدا نيستيم پس چرا ازهمه تنهاتريم؟





من، تو، ما، يادت ھست؟ تمام شد!
حالا؛ تو، او، شما، من ھم به سلامت





با قلب پاكت از خدا بخواه منو صبرم بده، هنوز نرفتي از پيشم دوريت داره زجرم ميده





همه ي نيمكت هاي پارك دو نفرن...

بيخيال روي چمن ميشينم...






گاهی هیچ کس را نداشته باشی بهتر است ... داشتن ِ بعضی ها تنهاترت می کند ..!







 بعضی زخمها هست
که هر روز صبح ، باید پانسمانش را باز کنی و روش نمک بپاشی !
تا یادت نرود...
دیگر ،سراغ بعضی آدما نبــاید رفت !!






چشم هایم را به بیمارستان می برم.. نمی دانم چه مرگشان شده!
هر شب در خواب جایشان را خیس می کنند…!





دیوانه ام اگر این بار بگویم عاشق شدم چون تو این زمونه عشق معنی نداره...!





شاید آن روز که رفتم یاد تنهایی کنی . من همان تنهایم × یادت نره یادم کنی

فرستنده : حسین از هفت تپه(سیماش)





یه نگاه بود اولش که باهمون نگاه تمام فکرو هوشم را از سرم برد ولی الان هه هه... با تنهایی خودم خوشم





اس ام اس خالي هم قبول ميكنيم
.
.
.
.
.
انجمن فراموش شدگان






لعنت به همه قانون های دنیا
که در آن شکستنِ دل...
پیگردِ قانونی نـَدارد
 



تو را برای عاشقی بهانه کردم بیا و نذار این دل از تنهایی رنج بکشد





این روزها هرکی منو میبینه میگه : وای خوش به حالت چقدر لاغر شدی . رمز موفقیت چی بوده ؟!
من فقط لبخند میزنم و تو دلم میگم : بازیچه شدن !




کسی که یک بار رفته ، اگر هم برگرده ، یادت باشه که دیگه راهِ رفتن رو یاد گرفته . . .




بعضیها یار نیستن بارن !!!
وقتی که میرن ، آدم احساس میکنه ” سبک ” شده !




سالهاست عبور کرده ام از خویش….یادم بخیر…..
 


هه هه عاشقی!! دیگر عشقی وجود نداره ک عاشقی هم باشه...!




اگر معنی عشق را میدانستی, ب این دل که عاشقت شده نمیگفی" برو"




صبر کن ، برگرد ، چمدان هایمان اشتباه شده است ، دلم را به جای خاطراتت بردی !


برچسب‌ها: پیامک تنهایی, مسیج تنهایی, اس ام سا تها بودن, new sms
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 15:21  توسط امیر  | 

 1.2.3 را شمردم تک تک ، آهسته به دنبال تو رفتم با شک
وقتی بزرگ شدم فهمدیدم ، تمرین جداییست قایم باشک !!!





این قدر تنهایم که وقتی می خوام با کسی درد دل کنم زبانم به حرکت نمی آید...





گفت:ضمایر را بگو
گفتم:من من من من ...
گفت :فقط من؟
گفتم:بقیه رفته اند.




جلوى بعضى خاطره هابايدنوشت
آهسته بيادآوريد خطرريزش اشك








نه تنها ترکت می کنند
وقت رفتن با تمام پررویی دستور هم میدهند :
مواظب خودت باش ... !




یه توصیه بهتون می کنم
هیچ وقت از این گوشی هایی که گزارش تحویل می دن نگیرید
لااقل اینطوری فکر می کنید اس ام اس بهش نرسیده یا اینکه هنوز نخونده
خیلی بده که بفهمی پیامتو میخونن ولی جوابتو نمی دن آدم احساس میکنه که داره خرد میشه!!!!




اینقدرتنهایم که نایاب ترین عنکبوت ها دراتاق من تارتنیده اند




اين روزا عده اي يه جوري زيرآبي ميرن که دلت ميخواد بهشون بگي :من نگاه نميکنم بيا بالا يه نفسي بکش لااقل خفه نشي!!!!




‎(من) مهم نیست ...(تو) هم مهم نیستی...
مهم (ما ) بود که از بین رفت...



دیگـــــــر به کسی نمی گویم: دوســتت دارم...
انگار دوستت دارم های من؛
خداحافظ شنیده می شود...!




تنهاي يعني اينقدر دلت بگيره كه بياي توي سايت و اس ام اس تنهايي مردم رو بخوني...





تنهایی یعنی اگر هزار بار هم از اول تا آخر لیست شماره های موبایلت رو چک كني ، نتونی یک نفر رو پیدا کنی که باهاش درد و دل کنی.





کاش دستی فراسوی افق / گوش سنگین زمان را می کشید /هم زبانی میرسید از راه دور/طعم تنها بودن را می چشید





مانند شیشه شکستنـــــم آسان بـــود . . . ولی دیگـــر به مــن دست نزن این بار زخمی ات خواهم کرد!




دیشب که باران آمد … میخواستم سراغت را بگیرم

اما خوب میدانستم این بار هم که پیدایت کنم ، باز زیر چتر دیگرانی




مدتی است که شدم یکی از دیگرانی که مادرشان مرده..
میدونم روزی هم میرسد که میشوم یکی از فلانی های بیچاره که چه زود رفت...






 مثل هر روز که دلم میگیرد
دلم امروز شکست...
با هزار غصه که بود
کوله بارش را بست...
رفت و رفت تا دور دست...
آن کسی را که تو دوستش داری دیگر نیست...
عشقش هست...
یادش هست...





از این پس تنها ادامه میدهم، در
زیر باران حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم... میخواهم تنهاییم را به رخ این هوای دو نفره بکشم
.....! باران نبار من نه چتر دارم نه يار...




روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای خداحافظی
را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم!




هر گاه گريه مي كنم سبك ميشم ، عجب وزني دارد چند قطره اشك





از دوريت چه دارم؟ غيراز دلي شكسته / ذهني هميشه ابري، فكري هميشه خسته




پا گذاشتي روي حرفام،من كجا رو ميديدم،زندگي پس از تو،زندگي ازت بريدم،
هرجا دل آيينه رو شكستي،به اين عاشق دل نبستي..تنها برو..ببينم داري كجارو..




این روزها همه احترام مرا نگه میدارند..
ببین دوری تو چقدر باعث میشود پیر به نظر برسم..!!




نباشی همه چیز بهم میخورد..
حالم از خودم.
تعادل احساسم.
دستهای خالی ام.
بی وفایی دنیا و تنهایی من.





بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود
چه بیقرار بودی زودتر بروی
از دلی که روزی
بی اجازه وارد آن شده بودی…
من سوگوار نبودنت نیستم!!!
من شرمسار این همه
تحملم …




پیشم نیستی که حواسم گرم تو باشه..
تو فکرمم نمیای که ذهنم درگیر تو باشه..
خلاصه یه کاری نمیکنی که از بیکاری در بیام.
همه اینا دست به دست هم دادن و منو گذاشتن سر کار..!!




آیا سزای من خار شدن است..؟!
من که از گل نازکتر به تو نگفتم.





محبت به نامرد ، كردم بسی محبت نشاید به هر نا كسی
تهی دستی و بی كسی درد نیست كه دردی چو دیدار نامرد نیست




هزار نفر در حسرتِ تو
تو در حسرتِ یکی
و چقدر
همه تنهاییم!
 



تو كه رفتي به جايت خجالت كشيدم از عشق و احساس پاكم كه بر باد رفت . . .




میخواهم همه بدانند این ادم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند






 اگه از خونه زدی بیرون، و صد متر جلوتر یادت افتاد که تلفونتو جا گذاشتی
و بر نگردی برش داری، یعنی‌ تنهایی‌ آقا، تنها..




قلابت را بدون طعمه بینداز ، اینجا پر است از ماهیانی که از زندگی سیر شده اند




رفتی اما من پنجره را تا قیامت باز میگذارم مگر یک روز از خم کوچه نمایان شوی وبرایم دستی تکان دهی
 




اي كه ازتازگي زخم دلم تازه تري،يعني ازقصه دلتنگي من باخبري
،مثل مهتاب كه ازخاطرشب ميگذرد،هرشب آهسته ازآفاق دلم ميگذري.




اون لحظه كه گفتي : يكي بهتر از تورو پيدا كردم
ياد اون روزايي افتادم كه به 100 تا بهتر از تو گفتم من بهترينو دارم





خواستم آنقدر کمیاب شوم تا شاید دلی برایم تنگ شود
نمیدانستم فراموش میشوم...





هميشه ميگي از ديدن ناراحتي من متنفري و متنفري از اينكه گريه كنم.
پس موقع هاي كه منو ناراحت ميكردي، چشماتو بسته بودي؟




سرده!تاريكه!ترسناكه!فقط سكوت!
سخته...تنهايي!!!




تنهایی یعنی...
کسی نباشه بهت بگه:
دوستت دارم...
و بی تو نمیتونم...
تنهایی یعنی...خودت با خودت عاشقی کنی!!!
نه با هر کس و ناکسی...





میبخشم کسانی راکه هرچه خواستندبامن،بادلم،بااحساسم کردندومرادردوردست های خودم تنهاگذاردندومن امروزبه پایان خودم نزدیکم...




هیچ فکر نمیکردم به جرم عاشقی اینگونه مجازات شوم،ودیگر کسی بسراغم نخواهد
 آمد،قلبم شتابان میزند،شمارش معکوس برای انفجار در سینه ام،و من تنهایی خود را در آغوش میکشم.
تنها ماندم...




ترک ما کردی برو باهرکه خواستی یار باش؛
این رفیقان نارفیقند گفتمت هوشیار باش...




خاطرات خیلی عجیبند ؛
گاهی اوقات می خندیم ،
به روزهای که گریه می کردیم !
گاهی گریه می کنیم ؛
به یاد روزهایی که می خندیدیم …!!!





اون دوره گذشت كه عشق و عاشقى برايم رنگى داشت...ياد گرفتم...دستانم اين بار كه يخ كرد...ديگر دستانت را نگيرم...!
آستين هايم از تو با ارزشتر و ماندنى ترند...!!!




چه داروی تلخی است ، وفاداری به خائن
صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل . . .






 میروم خسته افسرده و زار,سوی منزلگه ویران خویش,به خدا میبرم از شهر شما دل شوریده دیوانه خویش!




به آمار زمین مشکوکم اگر این سطح پر از آدمه پس چرا این همه دلها تنهاست!!!




چون خیالت همه شب مونس و همساز من است شرم دارم که شکایت کنم از تنهایی.





برگ پاییزم و خسته دل ازباد صبا , باغبان نیز نیامد پی دلداری من.





امشب دل تنهای من آماده شکسته, واسه شنیدن صدات این در و اون در میزنه, امشب دلم گرفته
 از تنهایی,از سرنوشت, از امشبی که آسمون بازم منو تنها نوشت, مثل یه جام یخ زده دلم میخواد
 جاری بشم دلم میخواد کنار تو باشم و تکراری بشم........






هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن... به هر حال دارم فراموش میکنم فراموش شدنم را...






میگن یه لیوان آب خنک آدم رو آروم میکنه ولی دوستای من هیچ کدوم اندازه یه لیوان آب خنک هم نیستن!




بعضي آدما وقتي ميان كه تو ديگه از تنهايي در اومدي، حالا ديگه مونسي
مثل غم، اعتياد، بيماري داري.پس اي بعضيا بريد و عشقبازي منو بهم نزنيد.





دعای باران چرا ؟
دعای عشق بخوان !!
این روزها دلها تشنه ترند تا زمین ؟
خدایا کمی عشق ببار...





دل من تو كه صبور بودي چرا پس بيقراري
اگر رفته دليلي داشته ...
خدا هواي بنده هاشو داره بدون قسمت نبوده
دلكم غصه نخور خدا رو داري




انهاکه گفته اند"دوری ودوستی"یاطعم دوستی نچشیده اندیادرددوری نکشیده اند!
لعنت به هرچه دوری ودوستی....!




در این دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند! من خوش باور ساده محبت جستجو کردم...





چه عاشقانه نوشت شريعتى:من تو را دوست دارم و تو ديگرى را و ديگرى ديگرى را ... و در اين ميان همه تنهاييم.




خودت که باشی ، می شوی هـــــــــــیــــــــــچ
مثل آبِ صاف و زلال ، که دیده نمی شود ...




امروز خسته تر از دیروزم...
کاش میشد گوشه ای نوشت:خدایا...
امشب خیلی خسته م فردا صبح بیدارم نکن...






 تواگرمیدانستی که چه زخمی داردخنجرازدست رفیقان خوردن ازمن خسته نمیپرسیدی که چراتنهایم!!!





آنقدر پیش این و آن
از خوبــــــــی هایش گفتم
که وقتی سراغش را می گیرند
شرم دارم بگویم
تنهایــــــــم گذاشت!!!




راسـت می گـویند
یک لَحظـه غفلت یک عـُمـر پشیمانی
مدت زیـآدی طـول نکشیـد تا مَرا عــاشـق کـُنی
اَما مَن سـالـهـاست که دارَم در این تنـهایی پَر پَر می شـوم




می‌ بینی‌ ؟
حتی نرسیدن به تو هم ،
داستانِ پر از رویایِ خودش را دارد
یادت باشد
عاشق را نه شب تهدید می‌‌کند ، نه مرگ
فقط فاصله...




تـــو
درد مرا نفهمیدى ،
درد من تــــو نبودى . . .
درد من نبودن
تــــو بود که نفهمیدى . . .




دارم از تنهایی می پوسم و میمیرم...
شاید سرنوشت من اینه که همیشه با یه دنیا آه و حسرت در چرخش و نفس کشیدن باشم





زندگی به من آموخت چگونه اشک بریزم اما اشک به من نیاموخت چگونه زندگی کنم



سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی
شاید امشب سوزش این زخم ها راکم کنی
آه باران من سراپای وجودم آتش است…
پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی…





به خدا سپردمت نه به دست غریبه
به فرشته های
آسمون سپردمت . . .




تنهــا بودن قــدرت مــی خــواهــد
و ایـن قــدرت را کســی بـه مـن داد
کـه روزی مـی گفت
تنهــــایـت نمــی گــذارم !!




هنوز نیامده ای خداحافظ؟!
تقصیر تو نیست، همیشه همینگونه بوده است...!
برو، ولی من پشت سرت دست نه،
دل تکان می دهم...




تنهایی یعنی تو اتوبوس دانشگاه همه دو نفری نشستن ولی تو هستی و هنذفریت




رسیده ام به حس برگی که میداند باد از هر طرف بیاید سرانجامش افتادن است.





هــــــی!
کافـــــــه چی!
میزهایت راتک نفره کن!
نمی بینی؟
همه تنهاییم!




از نفس می افتم تو هوای تلخ حسرت انگاری دیگه حضورم واسه تو نداره حرمت...






 زندگی به من آموخت، همیشه آماده دفاع از حمله احتمالیِ کسی باشم، که بهش محبت... کرده ام!!!





خاطرمان باشد شايد سال ها بعد در گذر جاده ها بى تفاوت از كنار هم بگذريم و بگوييم ، آن غريبه چه قدر شبيه خاطراتم بود...





یه وقتایى حس آخرین بیسكوئیت مونده توبسته ساقه طلایی رو دارم!
شكسته و تنها....




آدمی که منتظر است هیچ نشانه ای ندارد
هیچ نشانه خاصی....
فقط با هر صدایی بر میگردد..





نمیدونی تو این روزا چقدر حالم پریشونه دلم با رفتنت تنگو دلم با بودنت خونه خرابه
 حال من بی تو نمیتونم که بهتر شم تو دستای تو گل کردم بذار با گریه پر پر شم...




عطر آوازم را میتکانم در باد خسته ام از دیوار خسته از فریاد...





و اون گرمای خورشیدی که میری روبه خاموشی نمیدونی چقدر سخته شب سرد فراموشی...




آدم هـــــای دنیــــــای مـــــــن، فعــــــل هایی را صـــــــرف می*كنند كه برایشــان صــــــــرف داشـــــــته باشــد !!




حاصل سبزترین باور من برگ زردی است که از لای ورق های دلم میریزد.
مانده ام سخت غریب....
دیگر از سبز ترین حادثه ها می ترسم....




آدم احتیاج داره یکی بیاد بزنه رو شونه ش و بگه :
هی رفـــیـــق ! از چیزی ناراحتی ؟
اونوقت آدم برگرده بگه : آره رفیق ،
از هـمه چـی ..




تو ﭼشام اشكي نمونده، تو دلم حرفي ندارم؛ دﻳﮔه وقته رفتنه...




خوابیده بودم،کابوس دیدم...
ازخواب بلند شدم تا به آغوشت پناه ببرم...
افسوس...
یادم رفته بود که از نبودت به خواب رفته بود...





هوایت دستان سنگینی داشت وقتی به سرم زدفهمیدم




هرچی میرم نمیرسم...گاهی میترسم کلاغ پایان قصه هامن باشم..




اي كه از اول جاده به سكوت شدي گرفتار.منو از خاطره كم كن .تا ابد خدانگهدار...





 سعی کن تنها باشی زیرا تنها بدنیا آمدی و تنها از دنیا خواهی رفت، بگذار عظمت عشق را درک نکنی، زیرا انقدر عظیم است که تو را نابود خواهد کرد...!!!




از دوریت هم جیگرم میسوزه هم دلم،
خلاصه دوگانه سوزتم...




من و تنهاییم زوجیم خوشبخت ترین زوج دنیا
لحظه های با تو بودن شلوغ است شلوغ از دیگران و خالی از من....




عمیق ترین درد زندگی مردن نیست .
بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدایی به سرانجام برسانی...




هی تو که رفتی!!!دم شما گرم.!!! امروز که داشتم به گذشته و حالم نگاه میکردم دیدم تبدیلم کردی
 به افسانه!!!مثل مجنون!!ولی خیابون گرد.افسانه شدم من هم.دم شما گرم باشه.....!!!...




این واژه را بلندترین شاخه درخت خوب میفهمد...





من همیشه از آغاز خواندم و تو از پایان
اما دریغ چه فرقی می کند٬ درد را از کدام سو بخوانی؟؟؟




در حسرت یک نگاه ات هستم نگاه هم کن. حتی برای یک لحظه........




از پروژکتورهای روز و شب ، از سکانس های تکراری زمین، خسته ام !




تو رفتی و منو تتنها گذاشتی
تو رفتی و قلب منو شکستی
تو رفتی و داغونم کردی
تو رفتی اما خوشبختی
تو رفتی اما من خدا رو دارم .

 




هر کس جای من بود ، می برید
اما من هنوز می دوزم ، چشم به امید …




قلبم یک خط در میان می زند….زود نیست؟
دست هر پیر زنی را گرفتم…گفته…”پیر شی مادر”…





دیشب خسته تر از هر روز بودم…
کاش میشد گوشه ای می نوشتم
“خدایا خیلی خسته ام” ، فردا صبح بیدارم نکن !!!




زخم هایم به طعنه می گویند: دوستانت، چقدر با نمک اند!





وقتی تمام احساس دلتنگیت را با یک" به من چه "پاسخ میگیری..."به کسی چه"که چقدر تنهایی






 "دیگران" همیشه برایم "گران" تمام شده اند بجای آن که "نگرانم " شوند...




شبیه قطره باران که آهن را نمی فهمد
دلم فرق رفیق و فرق دشمن را نمی فهمد





از میان این همه بود ما در آرزوی یکی بودیم که نبود.....




شب سرشارست از رمز و راز و من سرشارم از تضاد و فكرهاي نيمه تمام ، شناور در فضا!!!





یــــــــــــــــــــــــــــــاد بگیر:
گاهی نباید ناز كـــــشید ؛
انتظاركـــــشید ؛
... آه كـــــشید ؛
درد كـــــشید ؛
فریاد كـــــشید ....
تـنهـآ باید دست كـــــشید و رفت ...
 





اصن واسم فرقی نمیکنه چقد دوروبرم شلوغه.. وقتی کسی نمیفهمه چقد تنهام.... تو این شلوغیا احساس تنهایی بیشتری میکنم حتی !





دلم می خواهد بخوابم مثل ماهي حوضمان كه چند روزيست روي آب خوابيده است





شاید قانـــون دنیا همين باشد ...... تو صاحب ِ آرزویـــــم باشي کــه ِ شیرینــي تعبیرش براي دیگــــــریست




گناهانم را دوست دارم! بيشتر از تمام کارهاي خوبی که کرده ام مي داني چرا ؟ آن ها واقعی ترين انتخاب هاي منند...




فرقی نمیکند دختر باشی یا پسر , همین که با دل کسی بازی نکنی مردی...





چیزی بدتر از زندگی کردن در دوران رو به تغییر وجود ندارد..





خیانت است اما....
آنقدر که با یادت بوده ام با خودت نبوده ام...!





کسی که بزرگترین دغدغه زندگیش ست کردن رنگ رژ لبش با لباسش است,
تاب درد دل یک مرد را ندارد...!
درد دل یک مرد را یا یک مرد میفهمد یا دود سیگارش...!!!





درد مرا انتخاب کرد...
من تو را...
تو رفتن را...
آسوده برو! دلواپس نباش من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم




کلاغ ها گرچه سیاهند و آوازشان خوش نیست اما انقدر باوفایند که شاخه های خشک درختان را در فصل سرد زمستان تنها نمی گذارند.






 جای ِ خالیت پر نمیشود دیگر؛حتی...با خودت!
از درد های کوچک است که آدم می نالد
وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی....
 






مــرا که هیچــ مقصدی به ناممـــ ..
و هیچــ چشمی در انتظارمــ نیستـــ را !.. ببخشید !
که با بودنمــ ترافیکـــ کرده امـــ!!





در دنياى ما حتى گرگها هم افسردگي گرفته اند و ديگر گوسفندان را نمي درند به نى چوپان گوش ميدهند و ميگرين




بعضی زخمها هست
که هر روز صبح ، باید پانسمانش را باز کنی و روش نمک بپاشی !
تا یادت نرود...
دیگر ،سراغ بعضی آدما نبــاید رفت








دلتنگـی، پیچیــده نیســت.
یک دل..
یک آسمان..
یــک بغــض ..
و آرزوهــای تـَـرک خـورده !
.

.

.
به همین ســادگـی







من پذيرفتم شكست عشق را...من پذيرفتم كه عشق افسانه است...اين دل درد آشنا ديوانه است...ميروم از رفتن من شاد باش
از عذاب ديدنم آزاد باش...گرچه تو تنها تر ازمن ميشوي...آرزو دارم ولي عاشق شوي...آرزو دارم بفهمي درد را
تلخي برخورد هاي سرد را...





در آغوش خدا گریستم تا نوازشم کند...
پرسید:فرزندم پس آدمت کو؟
اشک هایم را پاک کردم و گفتم:در آغوش حوای دیگریست...




براي چشمهايم نماز باران بخوان..
بغض كرده است,ابريست..اما نميبارد..!!!





به هركس كه می نگرم در شكایت است ،درحیرتم كه لذت دنیا به كام كیست؟!!




هوا اینجا نفس گیره
صدام از بغض میگیره
همه چی مثل من اینجا
به این اندازه دلگیره
هنوز فکر میکنم گاهی
کنار من تو اینجایی
ولی تقدیر من میگه
که اینجا نیست تنهایی




خنده بر لب می زنم تا کس نداند راز من ، ور نه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت




رفته ایم از یاد یاران با گذشت روزگاران ، گر ز ما و روزگاران یاد می شد بد نمی شد





همه چیز را فروختم به جز آن صندلی که تو روی آن نشستی.شاید روزی که برگشتی خسته باشی.....


برچسب‌ها: اس ام اس جدید سال 92, اس ام اس, اس ام اس برتر, پیامک جدید تنهایی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 15:20  توسط امیر  | 




هنوز هم مرا به جان تو قسم مي دهند مي بيني ، تنها من نيستم كه رفتنت را باور نميكنم...





من که تصویری ندارم درنگاه هیچکس / خوب شد هرگز نبودم تکیه گاه هیچ کس / کاش فنجانی
 نسازدکوزه گر از خاک من / تا نیفتد در دلم فال نگار هیچ کس.





و خدا خواست که یک عمر نبیند یعقوب
شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد...





هر لحظه چشم در را هم که بیایی ، سکوت را بشکن و فقط یک بار با دل من هم صدا شو ،
 تا ببینی تپیدن دل فقط برای تو بوده و هست.





چقدر جای تو خالی ست ، جای خالی ات را با هیچ چیز نمی توان پر کرد !
حتی با گزینه مناسب !!!





گـفـت : بـگـو ضـمـايـر را گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن
گـفـت:فــقـط مــن ؟
گـفـتـم : بـقـيـه رفـتـه انـــد . . .






اگر تنهايي ام چشم مرا بست / اگر دل از تنم افتاد و بشکست
فداي قلب پاک آن عزيزي / که در هر جا که باشد ياد ما هست . . .





باران که مي بارد همه چيز تازه مي شود حتي داغ نبودنِ تو . . .





 تو هم مثل من خود را در آغوش بگیر و بخواب ! هیچ کس آشفتگی ات
 را شانه نخواهد زد ! این جمع ، پر ازتنهاییست!





اگر تنهایی ام چشم مرا بست / اگر دل از تنم افتاد و بشکست
فدای قلب پاک آن عزیزی / که در هر جا که باشد یاد ما هست . . .





گاه باران همه دغده اش باران نيست گاهي از غصه تنها شدنش مي گريد.....





نه شيرينم
نه ليلا
من زن افسانه شدن نيستم
برگرد...







به شقایق سوگند که تو بر خواهی گشت من به این معجزه ایمان دارم...




يكي ميپرسد اندوه تو از چيست / سبب سازسكوت مبهمت كيست
 برايش صادقانه مينويسم / براي انكه بايد باشد و نيست






درنبودت با سايه ام به جاي توحرف ميزدم امروز كه هوا ابري است تنهاي تنهايم





آهاى تنــها هـــا !
نبينـم امروز خم به ابروتـون بياريـدا !
ولـنـتـايـن فـقط يـه بهــونس كه تنهايى ماها رو بيشـتر به روخمون بـكشه !





لیاقت می خواهد واژه \" ما \" شدن
لیاقت می خواهد \"شریک \" شدن
تو خوش باش به همین \"با هم \" بودن های امروزت ...
من خوشم به خلوت تنهایی ام
تو بخند به امروز... من میخندم به فرداهایت





تنهایى با ارزشه.....
 چون خالی از انسانهاى بى ارزشه .






توی جاده ای که انتهاش معلوم نیست پیاده یا سواره بودنت فرقی نمی کنه، اما اگه
 همراهی داشته باشی که تنهات نذاره ،بی انتها بودن جاده برات آرزو میشه ......





گاهی حتی جرات نمی کنم پشت سرم رو نگاه کنم که ببینم جام خالیه یا نه !!؟





بودن با كسي كه دوستش نداري و نبودن با كسي كه دوستش داري همه اش رنج
 است پس اگرهمچون  خود نيافتي تنها باش مثل خدا...





در نهان به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند و در آشکارا از آنانی که دوستمان دارند غافلیم .
شاید این است دلیل تنهایی ما!




بلندترين شاخه درخت 1كلمه را ميفهمد وانهم تنهاييست ...





 پشت خط عاشقی تنهام گذاشتی، خواستم بگم دوستت دارم گوشیتو برنداشتی





بـه فکر نــوازش دست های منی!
بی آنکــه بدانی این روزها ؛ دلـــم است کــه تنهــا مانــده ..
دست هایــم ، دو تاینــد




زدم هر جای این جاده یه نشونی ، گفته بودی میمونم ولی نموندی ، چقدر
 بودم نبودی نگاهت مال من نیست ، رسوا شدی حالا تنهایی بد نیست ..





اشکهایم که سرازیر میشوند......
دیری نمی پایدکه قندیل می بندد...
عجیب سرد است هوای نبودنت




ثانیه ها صبر کنید شاید دوباره برگشت یا اینکه باز دوباره گریه برام رقم زد،کنار مشق
 ستاره فقط سکوت اختیاره دیگه برای خودمم جایی تو بودن نداره...





ديگر تنهايی ام را باكسی قسمت نخواهم كرد ...
يك بار قسمت كردم ، چندين برابر شد...






آهسته گفت: خدانگهدارت .

در را بست و رفت . . . .

آدمها چه راحت مسئولیت خودشان را به گردن خدا می اندازند. . . .





مچاله کن بشکن بند بزن خط بزن خلاصه راحت باش . . .
ارث پدر نیست دل تنهای منه




هیچ چیز بیشتر و بدتر از این...
مغز استخوان آدمو نمی سوزونه که...
اطرافیانت بهت بگن: اگه ...
دوستت داشت نمیرفت...!!!




من اگر میخندم تنها به اجبار عکاس است؛ وگرنه بی تو؛؛؛ من کجا! خنده کجا؟





نبودنت را دارم باساعت شنی اندازه میگیرم، تابه الان یک صحرا گذشته است!!




آهسته دل سپردم آهسته بى تو مردم تو اين شباى غربت تو را از ياد نبردم




گفتی منو فراموش کن اما بپرس ببین ارزش به یاد موندنو داری؟




بخواب آروم که امشب من، تو رو می بوسم و میرم بخواب آروم که با فردا، سفر داری ولی بی من من امشب
 از دلت میرم، اگر چه بی کسم، تنهام یکم دیگه تحمل کن، منو با همه ی غمهام حالا که راضی ای میرم، اگه
 رفتنه تقدیرم اگه این جوری خوشحالی، خداحافظ غم شیرینم..




کوک میکنم چشمانم را روی آمدنت، نمی آیی و من برای همیشه خواب میمانم.






دراين شهرصداى‎ ‎پاى‎ ‎مردمى است كه همچنان كه تو را در آغوش میگیرند!
 طناب دار تو را مى‎ ‎بافند
،مردمى كه صادقانه دروغ مى‎ ‎گويند و خالصانه به توخيانت
میکنند،در این شهر هرچه تنهاتر باشی بهتر است!!





شاعر از آن كوچه گذشت ليك شعرى نسرود نه كه سرگشته نبود
نه كه معشوقه نداشت كوچه سالهاست دگر كه خيابان شده بود




چرا میگویند...ها...علامت جمع است درحالی که وقتی آنرا با،تن...+...ها جمع میکنی...
خودت میمانی و خودت!!!




بي تواين فاصله ها طاقت من برده / ساعتم زنگ زده عقربه هايش مرده / کاش باورکني
 از دوري تو دلتنگم /اين دل خسته ام از دوري تو پژمرده......




غم «دانه» «دانه» بر صورتم میریزد شور است طعم دوریت...





خدا از بهترينها فقط يه دونه خلق كرده ، دقت كردي چقدر تنهايي؟!



از عذاب بي تو بودن،در سكوت خود خرابم،دوري از صورت ماهت،هر نفس ميده عذابم،
خاطرات با تو بودن شب و روز مياد بخوابم،اينه آخرين كلامم ،بخدا بي تو خرابم




خدايا كفر نميگويم، پريشانم، چه ميخواهی تو از جانم مرا بي آنكه خود خواهم اسير زندگي كردي، خداوندا تو مسؤلي،
خداوندا تو تنهايی و من تنها،تو يكتايی و بی همتا وليكن من نه يكتايم نه بي همتا فقط تنهاي تنهايم...





شال و کلاه میبافم باخیالت... تا در سرمای نبودنت یخ نبندم.........




از تنهایی گریزی نیست بگذار آغوشم برای همیشه یخ بزند نمیخواهم
 کسی شال گردن اضافی اش را دور گردنم بیاندازد...



شبی غمگین، شبی بارانی و سرد/ مرا درغربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند/ مرا چشم انتظار کوچه کرد
به من می گفت تنهایی غریب است/ ببین با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستیم بود و ندانست/ که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
خودش هرگز شکستم را نفهمید/ اگرچه تا ته دنیا صدا کرد...
فرستنده : زیتارا




میدونی مترسک به کلاغ چی گفت؟ گفت: هرچی میخوای نوکم بزن.اماتنهام نذار.




ما بر سر این آب روان می گذریم
من بی تو و تو باد گران می گذریم
شادی کنی و غمت خورم باکی نیست
چون هر دوی ما از این جهان می گذریم






در سکوت دادگاه سرنوشت / عشق بر ما حکم سنگینی نوشت
گفته شد دلداده ها از هم جدا / وای بر این حکم و این قانون زشت




چه فرقی میکنه پاییز یا بهار وقتی اونا باشن و تو نباشی چه تفاوتی داره شنبه یا جمعه وقتی
 هفت روز هفته به انتظار بگذره مهم اینه که لحظه ها میگذرن ولی تو کنارم نیستی...!!!





برای یبار هم که شده بیا دست به خلاف بزنیم...
من اندوه تو را میدزدم... تو تنهایی مرا...





یک مترسک خریده ام! عطر همیشگی ات را به تنش زده ام. درست مثل توست.
 فقط اینکه روزی هزار بار مرا از رفتنش نمی ترساند...




ترك ما كردى برو هم صحبت اغيار باش! با ما چون نيستى با هر كه خواهى يار باش




گنجشک ها لاف می زدند: جیک جیک جیک جیک
تو که دور شدی جیکشان هم درنیامد!!!




روزی با 2 چوب کبریت آدمکی ساختم تا تنهاییم را با آن قسمت کنم
 امروز اتاقی دارم پراز آدمکهای چوبی اما هنوز تنهایم...




روزهای با تو بودن گذشت و رفت ، هر چه بینمان بود تمام شد و رفت ، عشقت را به خاک سپردم و
 قلبت را فراموش ، اما هنوز آتش غم رفتنت در دلم نشده خاموش




نمیدانستم برایت کهنه شده ام ، هنوز مدتی نگذشته که برایت تکراری شده ام مهم نیست ، برای همیشه تو را از یاد میبرم ،
 قلبم هم نخواهد، خاطرت را خاک میکنم تو نبودی لایق من ، تو نبودی عاشق من ، میمانم با همان تنهایی و غم





وقتی تنهاییم دنبال یه دوست میگردیم وقتی پیداش کردیم دنبال عیبش میگردیم ،
 وقتی از دستش دادین دنبال خاطراتش میگردیم و بازم تنهاییم





روزگار نبودنت را برایم دیکته می کند...
و نمره ی من، باز می شود صفر...
هنوز...
نبودنت را یاد نگرفته ام!!!





در غروب پاییز با روحی غم انگیز مینویسم از دوست که هرچه دارم از اوست ای دوست بی تو میمیرم بی تو عمری
 با پایان غم انگیز دارم با تویی که چه راحت حرف دیدار را برداشتی و به جای آن حرف فاصله را گذاشتی این گونه است
 دنیا با تمام سختی ها و ناراحتی ها تو راهم تنها گذاشت....





خیابانهای تنهایی دلی ولگرد میخواهد
و آوازم بدون تو سکوتی سرد میخواهد
برایت مرده بودم تا برایم تب کند قلبت
ولی حتی نپرسیدی دلت همدرد میخواهد؟




نبودنت را دارم با ساعت شنی اندازه میگیرم ...
یک صحرا گذشته است...




آدمک آخر دنياست بخند
آدمک مرگ همينجاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخىکاغذي ماست بخند
آدمک خر نشوي گريه کني
آن خدايي که بزرگش خواندي
بخدا مثل تو تنهاست بخند





سرم را شايد بتوانند ديگران گرم كنند اما وقتى تو نيستى،هيچكس نيست دلم را گرم كند!




به تنهائیم خیانت نمیکنم زیرا خیانتی سنگینتر انتظارم را خواهد کشید ....






مردن و گم شدن از ماست نه ازفاصله ها,دل از اينهاست که تنهاست نه از فاصله ها,گر چه
 ديگر همه جا پر ز جدايي شده است,مشکل ازطاقت دل هاست نه از فاصله ها




میروی تعجب نکن چرا گریه نمی کنم زیرا رفتن تو یه لحظه و فاصله ی تنهایی یه عمر




دلیل تنهایی مان اینست،ای دوست دلمان پیش کسی است که حواسش پیش
 ما نیست،وحواسمان پیش کسی است که دلش پیش ما نیست




شمع بود و شمع بود و من بودم و غم شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم





ماندنت رویا نبود ، گفته بودى با تو مى مانم ولى رفتى و گفتى که اینجا جا نبود سالیان سال تنها مانده ام،
 شاید این رفتن سزاى ما نبود من دعا کردم براى بازگشت ، دست هاى تو ولى بالا نبود . . .




ميان قلب من و تو هيچ پلى نتوان زد! هميشه ميان مان يك كوه ويرانيست




از تنها بودن زیاد راضی نیستم
ولی خوشحالم که با خیلی ها نیستم.




سوختن قصه ي شمع است ولي قسمت ماست شايد اين قصه ي تنهايي ماكار خداست آنقدر
 سوخته ام با همه بي تقصيري كه جهنم نگذارد به تنم تاثيری




روزگــــــار ؛ نبودنت را برایم دیکتـــه می کند ...
و نمره ی من باز می شود صفـــــــــــر ...
هَنـــــــوز ...
نبودنت را یاد نگرفته ام !!!.



به وسعت نديدن نگاهت خسته ام ، چگونه بشكنم ثانيه های سنگين دوريت را...؟؟؟




هرلحظه بهانه ی تو را میگیرم/هر ثانیه با نبودنت درگیرم/حتی تو اگر به خاطرم تب نکنی/من یک طرفه برای تو میمیرم...



نفسهایم بی تو بوی خاکستر سیگار پیرمردی را میدهد که به جوانیه از دست رفته اش می اندیشد.
 اما نه! انگار در نبودت پیرتر از پیرمردی شده ام که زیر سایه عصایش نشسته و با خدایش حرفها دارد.........




تنهایی‌ یعنی خیلی‌ دلم می‌خواد به بعضی‌ از آدما که بعد از یه مدت باهام تماس میگیرن و
 می‌پرسن خوبی‌؟ چه خبر؟ بگم این چیزا رو ول کن بگو چی‌ می‌خوای...




فراموش كردنت برايم مثل آب خوردن بود ، از همان آبهايي كه مي پرد توي گلو و سالها سرفه ميكنيم!




کاش میشد تنهایی رو با دیگران بودن حس میکردی تنهایی ، تنها بودن نیست
همدل نداشتن است. تنهای تنها خداست بگرد و بگرد دنبال هم دلت...






توکه رفتی پریشون شد خیالم , همه گفتن که من دیوانه حالم , نمیدانندکه
 این دیوانه در فکر شفا نیست , که هر چه باشد اما بی وفا نیست.




چه کنم چرخ فلک کرده مرا از تو جدا : من چه عطری بزنم که دهد بوی تو را ؟؟؟




قلب پر از سکوتم دلتنگه از جدایی،
بی تو ببین چه سرده تابستون و تنهایی




سکوت سرد فصلها تنم را می لرزاند وقتی که به نبودنت فکر میکنم .
 می سوزم به یاد روزی که بودنتو نفهمیدم




گاهی باران هم دغدغه اش باغچه نیست گاهی از غصه تنها شدنش می بارد




سلام. خوش آمدي. هرچند خيلي دير شده. فقط قبل از وداع هميشگي، بيا اينجا مقابلم بنشين،
 مي خواهم يک دقيقه سکوت کنيم. به احترام تمام لحظه هايي که در انتظار پاسخ تو مردند




عجب آدما ی باحالي هستیم ما موقعی که همه ی اونایی که دوستمون دارن پیشمون هستن ميگیم
 می خوایم تنها باشیم موقعی ایی که تنهاییم ميگيم چرا تنهایيم




تــنهايــي يعني ؛ ذهنم پــر از تو ، خــالي از ديگران است ... اما کنارم خــالي از تو ، پــر از ديگران است




حالم را پرسیدن , گفتم روبه راهم....
ولی هیچ کس نمیداند روبه راهی هستم که تو رفته ای...





به چشم خسته ی من آسمون از سنگ شده / لعنت به این جدایی دلم برات تنگ شده




تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفانیست تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی درآن نیست چون تنهایی راتجربه کردم





به خاطره هایت بگو که به یادم نیایند ، من تو را میخواستم اما قسمتم این شد ، خاطرات تلخ و شیرینت .




از دوريت چه دارم؟ غيراز دلي شكسته / ذهني هميشه ابري، فكري هميشه خسته




به کامِ این دنیا، تو دود شدی و من خاکستر ...




نه اینکه نخندم...نه! اما به نیامدن همیشه ی نگاهت قسم تمام خطوط این خنده های
 خواب آلود با های های گریه های شبانه از رخساره ی خسته و خیسم پاک میشوند!
فرستنده : سورین








گل من!
كاش از اين فاصله حس ميكردي لحظه هايم همه از دوري تو دلگيرند



يكي مي پرسد :
اندوه تو از چيست ؟ سبب ساز سكوت مبهمت كيست ؟
برايش صادقانه مي نويسم : براي آنكه بايد باشد و نيست




چشم هاي من از دوريت اكنون مثل آسمان بارانيست ابرها مي بارند و آرام مي شوند
 اما چشم هايم مي بارند و بيقرار تر مي شوند كاش تا ابرها آرام نشده اند بيايي



دوري پايان عشق نيست ، انگار قشنگترين غم دنياست ، ازت دورم اما به يادتم!




مردن و گم شدن از ماست،نه از فاصله ها...
دل از اینهاست که تنهاست نه از حادثه ها...
گرچه دیگر همه جا پر ز جدایی شده است، مشکل از طاقت دلهاست نه از فاصله ها...



رفتی اما خاطراتت شده جزئی از وجودم عاشق غریبه هایی کاش منم غریبه بودم



تو را در مثنوی پیدا نکردم. حضور دیگری پیدا نکردم. سرودم هر غزل تنها تو بودی. برایت ثانوی پیدا نکردم




براى او مينويسم او كه تنش بوى گلهاى سرخ را ميدهد براى او كه قلبش به وسعت درياست
 و قايق قلب من در آن غرق شد رفت و من تنهاتر از تنها شدم





سایه ام امشب زتنهایی مرا همراه نیست ، گر در این خلوت بمیرم هیچ کس آگاه نیست ، من در این دنیا
 بجز سایه ندارم همدمی ، این رفیق نیمه راهم گاه هست و گاه نیست.





درويش كوچه هاي تنهاييم كاسه ي مرا گدايي مرا سكه ي نگاه تو كافيست




ای که مدت هاست با نیستی من همانم که تو با من زیستی ، رنجهایم را شنیدی باز هم عاقبت گفتی غریبه کیستی؟




قرارمون اين نبود ؛ قرار بود براي برقراري هم بكوشيم نه براي بيقراري . حالا كه از من دوري ؛ بدجوري بيقرارتم




هر چه در خاطر من بود فراموشم شد ، جز خيال تو كه هرگز نرود از يادم...



ای سراپا همه ناز رفتنت را به خدا آمدنی نیست دگر تو نخواهی آمد بی جهت منتظر معجزه ام



چه بی تابانه میخواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری


برچسب‌ها: اس ام اس تنها بودن, اس ام اس تنها بودن 92, اس ام اس فاز بالا
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 15:19  توسط امیر  | 

 بیچاره عروسک دلش میخواست زارزار بگرید ، اما خنده را بر لبانش دوخته بودند !





دل اگر بستی ، محکم نبند ، مراقب باش گره کور نزنی ، او میرود ، تو میمانی و یک گره کور ...





سرد است اما سرما نمیخورم, تو نگران نباش… کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم را گرفته است





گاهی سکوت علامت رضایت نیست ..
شاید کسی دارد خفه می شود….
پشت سنگینی یک بغض




یا بمان و امید فردایم باش یا دیروزم رو بهم برگردون و برو




2ركعت گريستن در آستين آسمان براي دورى از يادهاي تو واجب است!..





خسته ام ...!
خسته نبودنت ...!
خسته از روزهايي كه بي تو شب ميشود و شبهايي كه باز هم بي تو ميگذرد
 تا كه طلوعي و غروبي ديگر بيايند و باز هم گذر زمانها كه بي تو ميگذرد ...!
ميگذرد ...!
ميگذرد و باز هم ميگذرد ...!





مطمئن باش و برو
ضربه ات كاري بود

دل من سخت شكست

و چه زشت به من و سادگي ام خنديدي

به من و عشقي پاك

كه پر از ياد تو بود
و خيالم مي گفت

تا ابد مال تو بود




تو برو
برو تا راحت تر
 تكه هاي دل خود را آرام سر هم بند زنم






دراين شهرصداي پاي مردميست كه همچنانكه تو را ميبوسند، طناب دار تو را ميبافند، مردميكه صادقانه
 دروغ ميگويند و خالصانه به تو خيانت ميكنند، در اين شهر هر چه تنهاتر باشي پيروزتري...






دیرگاهی هست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی
 یخ ها شده ام کاش چشمان مراخاک کنندتا نبینم که چه تنها شده ام






اى دل ، دل سودا زده ، سامانم كو؟ / اى كالبد تهى شده جانم كو؟
امروز كه از هميشه مشتاق ترم / اى خانه ى سوت و كور مهمانم كو؟






جريان چيست كه پيدا نميشود جسد آن رفيقاني كه ادعا ميكردند براي ما ميميرند!!!!






یادته زیر گنبد کبود دوتا رفیق بودن و کلی حسود*تقصیر همون حسودا بود که حالا شده یکی بود یکی نبود





عزیزم حسادت نکن ، این که بعد از تو بغل گرفته ام ، زانوی غم است !






درد ، مرا انتخاب کردمن ،
تو را
تو ، رفتن راآسوده برو!
دلواپس نباش
من و درد و یادت تا ابد با هم هستیم





 قراربود یک عمر پیشت باشم اما میگی نمیشه!
حداقل بزار برات یه رفیق بمونم......
فقط یه رفیق.....همین





یادم باشد وقتی آمدی راز بزرگی را به تو بگویم ، اینکه در نبودنت آسمان آبی نیست





جهنمی به پا میکند دلم وقتی آرزویی در ذهن بیاید و تو میان آن نباشی !





این روزها که می گذرد
یک ترانه تلخ
قصه ی تنهایی های مرا می سراید
سمفونی گوش خراشی است
روزهاست پنبه دگر فایده ندارد
......باید باور کنم
تنهایم






تو برو پیچک من ، فکر تنهایی این قلب مرا هیچ مکن ، رو پیشانی من چیزی نیست
 غیر یک قصه پر از بی کسی و تنهایی






اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزار دهنده ای
است تنها خوشبخت بودن ، در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است . (دکتر علی شریعتی)






فریادها مرده اند..سکوت جاریست....تنهایی حاکم سرزمین بی کسی است
میگویند خدا تنهاست......ماکه خدا نیستیم....پس چرا تنهاییم..






آشنا بیگانه شد ویران شوی ای زندگی
دل زغم دیوانه شد ویران شوی ای زندگی
در سرای آرزو ماهم مکانی داشتیم
آرزو افسانه شد ویران شوی ای زندگی





رفتن کسی که لایق نیست نعمت است نه فاجعه....






قلابت را بدون طعمه بینداز ، اینجا پر از ماهی هاییست که از زندگی سیرند .






چه دنیای عجیبی!!!
هروقت حرف دلم را زدم،دلت را زدم!!!





عاشقانه ترازاین نیست که درواپسین لحظات باورم ازتوبودن،باورنکنم که تورفته ای






به شانه ام زدي تا تنهايي ام را بتكاني ...
به چه دلخوش كرده اي تكاندن برف از آدم برفي.......!





سنگهايي كه به ديوار فراق تو زدم،، كعبه ميشد من اگر خانه بنا مي كردم.





خبر به دور ترین نقطه ی جهان برسد
نخواست او به من خسته بی گمان برسد
شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد
چه می کنی ؟ اگر او را که خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد
رها کنی برود از دلت جدا باشد
به آن که دوست ترش داشته به آن برسد








 ب راه عمر صدها قصه دیدم،سفر کردم حکایتها شنیدم،نفهمیدم چه شد تا اینکه
 روزی سرکوی رفیق بازی رسیدم،"غلامم چاکرم لوتی بفرما"همینها
 شد همه عشقو امیدم،بدون هیچ حرفی یا سوالی،پیاله هر کسی داد سر کشیدم
،ولی افسوس با هر ک نشستم رفاقت کردمو خیری ندیدم،چشام بارونی
و قلبم شکسته،از این دنیا و ادمهاش دل بریدم...








دگر تـــــــنها نیستم!!!
مدتی ست با تـــــو
در خودم...
زندگی میکنم...




باور کردم تنهایی را
چقدر دلم کسی را نمی خواهد امشب...





هي غريبه!
روي كسي دست گذاشتي كه همه دنيامه
بي وجدان اينقدر راحت به او نگو عزيزم.....





بی وفا باشی شکایت میکنند.با وفا باشی خیانت میکنند.مهربانی
 گرچه آیین خوشیست.مهربان باشی رهایت میکنند..




این روزها سنگین و نحس اند ، چه کنم ؟ لحظات هم بهانه ات میگیرند
 رفتی و ردپایت در پس کوچه های قلبم باقی مانده است .





تنهایی و دلتنگیت را پیش فروش نکن ، فصلش که برسد به قیمت میخرند !






وقتي تنهاييم دنبال يك دوست ميگرديم، وقتي پيداش كرديم دنبال عيب هاش
ميگرديم، وقتي از دستش داديم دنبال خاطره هاش ميگرديم وبازتنهاييم...






هنوزم عاشق تنهاييهامم ‎/ كسي رو تو جهانم راه نميدم /همين فكرت
 براي من يه دنياس / سرابت رو به يك دريا نميدم...







سنگ..كاغذ...قيچي...
اصلا چه فرقي ميكند؟..
وقتي تو آخرش با پنبه سر ميبري....





جهت کمتر دروغ گفتن از این به بعد حواسم باشه هروقت ازم پرسیدن :"خوبی?" فقط جواب بدم"ممنون"
شما هم یادتون باشه هروقت کسی درجواب این سوالتون گفت ممنون بهش بگین "این جواب سوال من
 نیست,جواب من ' آره ' یا ' نه 'هستش,کدومش/؟






اين بارقبض موبايلم خيلي كم شده بود.اما اصلا خوشحال نشدم از عددي كه تنهايي ام را به رخم ميكشيد.





اونکه میگفت جونش به جونت بسته است /حالا داره به گریه هات میخنده/اونکه میگفت بدون تو میمیره/دروغ میگه دلش
 جنس کویره/ دروغ میگه تو گوش نده به حرفاش / نگومیخوای هنوز بمونی باهاش/
خیال نکن بدون اون میمیری/ بذار بره نباشه جون میگیری






به سلامتی اونی که واسه رفتنش گریه کردی …
اون رفت واسه رفیقاش تعریف کرد باهم خندیدن …






محكمتر از آنم كه براي تنها نبودنم..
آنچه را كه اسمش را غرور گذاشته ام برايت به زمين بكوبم؛
احساس من قيمتي داشت كه تو براي پرداخت آن فقير بودي...





 و قسم به روزی که دلت را می شکنند و جز خدا مرهمی نخواهی یافت...





ناراحت نشو اگه كسي يه نفر ديگه رو به تو ترجيح داد
چون تو نميتونی يه ميمون رو متقاعد كنی كه عسل شيرين تر از موزه..





سیر شده ام از بس که از ادمها زخم خورده ام !
خداخیرتان بدهد به من محبت دروغین تعارف نکنید.
من سیرم ……





نميدانم چرا چشمانم گاهي بي اختيار خيس مي شوند...
مي گويند حساسيت فصلي است...
آري من به فصل فصل اين دنياي بي تو حساسم...






تنهایم... مثل همان مسجد بین راه... هرکه می آید مسافراست... میشکند...هم نمازش را...هم دلم را...





اونقدر تنهام كه اگه كسي بهم زنگ بزنه مطمعنم كه ميخاد براش كاري انجام بدم !





این که من میکشم ؛ درد بی تو بودن نیست
تاوانِ با تو بودن است !
 





و نمی دانی با هربار آمدن و زود رفتنت چه نمکی می پاشی بر زخم نبودنت!
زخمی که خیال خوب شدن را اصلا ندارد





دست احتیاج بسوی تو که هیچ
به سوی خودم هم دراز نمیكنم
شایدكه تنهایی ام از تنهایی دق كند





بوسه هایم را به خاک و تپش های قلبم را به باد سپرده ام...
بالی برای پریدن ندارم ، بالم تو بودی





بدون انكه "مار"ي در كار باشد ؛ مزه ي "زهر مار" را ميچشم! وقتي نيستي...





از دوريت چه دردناك ميسوزم، ك حتي اشكهايم از عهده خاموش كردنش برنمي ايند!





تنهایی یعنی هیشکی نباشه که بهت بگه: دو دقیقه از پای اون کامپیوتر بلند شو بیا بشین پیش من!!!





سالهاست جوانيم در پياده روهاي شلوغ بي كسي دست فروشي ميكند! شانه هايش را خوب ميبرند ، اماهق هق هايش را نه...




گاهی تنهایی آنقدر ارزش دارد که درب را باز نمیکنم حتی برای تو که سالها منتظر در زدنت بودم ...





 گاهی دست (خودم) را می گیرم؛ میبرم هواخوری. (یاد) تو هم که همه جا با من است،
 (تنهایی) هم که پا به پایم می دود... می بینی؟ وقتی نیستی هم جمعمان جمع است...





وتو در نهایت در چشمان کسی اسیر می شوی که تو را درک . . . نه ، ترک خواهد کرد





آن روز که دلت پیش دلم بود گرو / دستانه مرا سخت فشردی که نرو
 حالا که دلت با دگری بند است / کفشهای مرا جفت نمودی که برو؟





دل گهگاهي ياد تو ميكند ، كاش بودي مي ديدي عشقت با من چه ها نميكند





زندگي اتفاق غمگيني است ، وقتي تنهايي ات سالها از تو بزرگتر باشد.






بى تو با بيگانگى و سكوت ميميرم!
انتظار: گم كردن توست!
غربت: غم دورى تو!
اضطراب: درد بى تو ماندن!
و غم: داغ بى تو زيستن!
(دكترشريعتى)






از دیگران بریدم تا مهربان بمانی.....نامهربان تو رفتی با دیگران بمانی؟؟؟





ازدرد و دلت فقط درد سهم من شد و دلت سهم دیگری





حالم را اگر می‌دیدی
بر می‌گشتی…
و چه خوب است که نمی‌بینی
که نمی‌دانی
که بر نمی‌گردی!





چه سخت .. … هم ابر باشد ! … هم باران باشد ! … هم خیابان ِ خیس باشد ! … امـــــا… نه تـــــو باشی
… نه دستی برای فشردن باشد … نه پایی برای قدم زدن باشد … و نه نگاهـــی برای زل زدن







مینویسم دفتری با اشک و اه در شبی تاریک و غمگین و سیاه مینویسم
 خاطرات از روی درد تا بدانی دوریت با من چه کرد






آنقدر مرا از رفتنت نترسان .... قرار نیست همیشه بمانیم ! روزی همه رفتنی اند ....
ماندن به پای کسی معرفت میخواد...نه بهانه
 





دلم سفر می خواهد …
نه برای رسیدن به جایی …
فقط برایِ رفتن …
 




آدم ها می آیند، زندگی می کنند، میمیرند و میروند …
اما فاجعه ی زندگی تو آن هنگام آغاز میشود که آدمی میرود اما نمیمیرد؛
میماند و نبودنش در بودن تو چنان ته نشین میشود
که تو میمیری درحالی که زنده ای …






خودت را تصور کن
بی او
شاید بفهمی چه کشیدم
بی تو






 خسته ام از واژه های تکراری ، گوش کن این است غم پایانی ، در طبیعت عشق مانده ام با تنهایی






با توام اگر سزای نارفیقی اینه ، بی تو بودن را سزا نیست. . .






دل آتش گرفت سوخت و خاکسترش را هم باد برد، حالا سنگی در سینه
 نهاده ام جای دل تا دیگر محبت از یادم برود






دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت غم ها شده ام. وسعت درد فقط سهم من است باز هم  قسمت غم هاشده ام.
من که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ هاشده ام. کاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام..






میدونی چقدر عذابه بی تو بودن و صبوری ، از کنارم بگذری اما بدونم یک دنیا دوری





ای دل خضورش دیگر ممکن نیست ، رفت و جایش برای همیشه خالیست





اینجا نشسته ام بی تو ،پیراهن مشکی عشق به تن ، میبینی عشقم به
 آن پاکی تبدیل شد به ظلمت و سیاهی، باکی نیست از این جدایی و تنهایی






از خودم شرمنده ام که در وجودم حک شدي ، من برات چي کم گذاشتم که پر از نفرت شدي ، به خدا اون
 همه دوستي و رفاقت کم نبود ، که به زودي از من و خاطره هام تو رد شدي







هيچ فکر نميکردم که وقتي گفتم برو!
بروي و مرا تنها بگذاري...
گفتي زمان همه چيز را حل مي کند!
اين همه آشوب به راه انداخته اي و رفتي اي که کاري دست زمان داده باشي!







آخر قصه ما را همان اول لو دادند همان جايي که گفتند يکي بود... يکي نبود






وقتی کسی تنهات گذاشت نگران خودت نباش که بدون او چکار کنی
 شرمنده دلت باش که به تو اطمینان کرد.






شب بود ، شمع بود ، من بودم و غم!
شب رفت ، شمع سوخت ، من ماندم و غم!!






ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺯ ﻭ ﺳﺮﻣﺎ ﺩﺳﺘــﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﺩ . ﺩﺭ ﺟﯿﺒــــﺖ ﺑـــﮕﺬﺍﺭﺷﺎﻥ ،
ﺷﺎﯾﺪ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺗﻪ ﺟﯿﺒﺖ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ، ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ






هر شعر گریز از یک گناه بود هر فریاد گریز از یک درد و هر عشق گریز از یک
 تنهایی عمیق افسوس که تو هیچ گریزگاهی نداشتی…!





دیگر نمی توانم متن های طولانی را تا آخرش بخوانم تقصیر خودت بود آمدی رفتی...





 باران بهاری میبارد بر دل پاییزیم
ای تو که سفر کردی از شهر دلم
بدان روزی آفتابی میشود آسمان این دلم





باز می نویسم تا دل این بلور شکسته جانی بگیرد با یادت ، باشد که لحظه هایم پر شده از درد ، باشد که آتشم میزند این
 شبهای سرد ، باشد در میان سیل غمها شدم یک قربانی ، باشد که دارم میسوزم مانند شمع به تنهایی




در این روزهای خالی از تو، در کوچه های تنهایی انقدر قدم میزنم تا نفسم بگیره، میدانم گفتن این دردها درمانی نیست
 بر زخمانم ولی در این راه دشوار یاد تو التیام بخش روح و روانم شده این دل برایت انقدر تنگ شده که تپیدن فراموشش شده





به نام بی کسی آغوش باز کردم به نام عشق تمام جسم و روحم را ارزانی نگاه وکلامش کردم...
افسوس که من ماندم و دنیای کابوس ...
کوچه ی بن بست




نگو از تنها شدن دلم شکسته...
تنها نیستی اون بالا خدا نشسته...
دلت رو بنگر !!!!





وقتى تنها شدى بدون خدا همه رو بيرون كرده تا خودت باشى و خودش...





تنها یک \"خداحافظی\" بی دلیل دل تمام \"سلام هایم\" را شکست...


برچسب‌ها: اس ام اس تنهایی 92, اس ام اس تنهایی, اس ام اس جدید, اس ام اس تنهایی و عاشقی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 15:19  توسط امیر  | 

ما هرچی تلخی بود امتحان کردیم ولی دیدم

هیچ چیز تلخ تر از ندیدنت نیست

.

.

.

یک نفر آمد صدایم کرد و رفت / با صدایش آشنایم کرد و رفت

نوبت اوج رفاقت که رسید / ناگهان تنها رهایم کرد و رفت

.

.

.

چه خوش خیال بودم

که همیشه فکر می کردم در قلب تو محکوممبه حبس ابد

به یکباره جا خوردم…

وقتی زندانبان به یکباره بر سرم فریاد زد….

هی…

تو…

آزادی…

و صدای گام های غریبه ای که به سلول من می آمد…!

ما هرچی تلخی بود امتحان کردیم ولی دیدم

هیچ چیز تلخ تر از ندیدنت نیست

.

.

.

یک نفر آمد صدایم کرد و رفت / با صدایش آشنایم کرد و رفت

نوبت اوج رفاقت که رسید / ناگهان تنها رهایم کرد و رفت

.

.

.

چه خوش خیال بودم

که همیشه فکر می کردم در قلب تو محکوممبه حبس ابد

به یکباره جا خوردم…

وقتی زندانبان به یکباره بر سرم فریاد زد….

هی…

تو…

آزادی…

و صدای گام های غریبه ای که به سلول من می آمد…!

.

.

.

ازطرف اونی که تنهاست تنها اومده تنها میره تنهاش میزارن

تنها نمیزاره تنها یه آرزو داره اونم اینه که تو تنهاش نذاری

.

.

.

گاه باران همه دغدغه اش باریدن نیست

از غصه تنها شدنش می بارد

.

.

.

دست خودم نیست،می لرزد..بی هوا..هری میریزد‏!‏‏!

دلم رامیگویم،وقتی چشمانت درپناه اشک است‏!‏‏!‏

.

.

.

بعضی ها درد می کشند

بعضی ها سیگار

من سیگار را با درد می کشم

.

.

.

باشی یا نباشی زندگی میگذرد !

اگر باشی با تو

اگر نباشی با سیگار

.

.

.

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم

نه برای اینکه آنهایی که رفتند را باز گردانم

برای اینکه نگذارم بیایند .

.

.

.

میخواهى بدانى چه مى کشم ؟

فقط یکبار سیگار را

از آن طرف که مى سوزد بکش !

.

.

.

مــرا از بند آویـزان کـنـیـد

ســر و تـه.

شاید فکـرش از ســرم بـیـفـتـد

.

.

.

وقتی سگها در بیابان از گرگها رشوه میگیرند و مترسکها در مزارع

با کلاغها تبانی می کنند از وفا داری آدمها چه انتظاریست

.

.

.

آفرین باد بر مرگ ، آفرین باد بر مرگ که با دست های

سیاهش تو را خواهد کشت :تنهایی


برچسب‌ها: اس ام اس تنهایی, اس ام اس تنهایی جدید, اس ام اس فاز بالا تنهایی, استاتوس تنهایی
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1391ساعت 21:59  توسط امیر  | 

غربت آن نیست که تنها باشی ، فارغ از فتنه ی فردا

باشی غربت آن است که چون قطره ی آب

در پی دریا باشی غربت آن است که مثل من و دل

در میان همه کس یکه و تنها باشی

.

.

.

و من پنداشتم او مرا خواهد برد ، به همان کوچه

رنگین شده از تابستان به همان خانه بی رنگ

و ریا و همان لحظه که بی تاب شوم

او مرا خواهد برد به همان سادگی رفتن باد او مرا برد

ولی برد ز یاد

.

.

.

ای که مدت هاست با من نیستی من همانم که تو با من

زیستی رنجهایم را شنیدی باز هم عاقبت گفتی غریبه کیستی؟

.

.

.

افلاطون میگه: هر وقت نتونستى کسى رو

فراموش کنى؛ یعنى هنوز در خاطر او هستى!

.

غربت آن نیست که تنها باشی ، فارغ از فتنه ی فردا

باشی غربت آن است که چون قطره ی آب

در پی دریا باشی غربت آن است که مثل من و دل

در میان همه کس یکه و تنها باشی

.

.

.

و من پنداشتم او مرا خواهد برد ، به همان کوچه

رنگین شده از تابستان به همان خانه بی رنگ

و ریا و همان لحظه که بی تاب شوم

او مرا خواهد برد به همان سادگی رفتن باد او مرا برد

ولی برد ز یاد

.

.

.

ای که مدت هاست با من نیستی من همانم که تو با من

زیستی رنجهایم را شنیدی باز هم عاقبت گفتی غریبه کیستی؟

.

.

.

افلاطون میگه: هر وقت نتونستى کسى رو

فراموش کنى؛ یعنى هنوز در خاطر او هستى!

.

.

.

قلبم را عصب کشى کردم دیگه نه از سردى

نگاهى میلرزد و نه از گرمى آغوشى میتپد

.

.

.

کاش بودی تا دلم تنها نبود کاش بودی

تا فقط باور کنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود

.

.

.

فکر تنهایى نباش تنهایى خودش تنهاست

به فکر کسى باش که بى تو تنهاست

.

.

.

بی تو پیمودن شبها شدنی نیست شبهای پرازدرد که

فرداشدنی نیست گفتم که برایت بفرستم

دل خود را افسوس که نامه دلم تا شدنی نیست

.

.

.

بر دوش دلم بار غمت سنگین است

دور از تو همیشه قلب من غمگین است

.

.

.

در این شبهای تنهایی اگر اهى کشم زتنهایى

تو را هیچ وقت دیگر شریک آه خود نمیدانم

.

.

.

دیشب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم تا به

نام تو رسیدم لحظاتی ماندم، همه ی دفتر

عمرم ورقی بیش نبود، همه در دفتر

من حسرت دیدار تو بود

.

.

.

هر کس که دلی داشت به دلدار سپرد

این دل نفرین شده ماست که تنهاست هنوز

.

.

.

هوس کرده ام خوب نباشم شاید حالم را بپرسی

.

.

.

سالها پرسیدم از خود کیستم؟ آتشم، شورم، شرارم،

چیستم؟ دیدمش امروز، دانستم کنون او بجز من

من بجز او نیستم

.

.

.

خیلی سخته توی دنیا جا نباشه واسه آشتی

بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی

.

.

.

ازعذاب بى تو بودن ، درسکوت خود خرابم

دورى از صورت ماهت هر نفس میده عذابم


برچسب‌ها: س ام اس با موضوع تنهایی, اس ام اس با موضوع جدایی و رفتن, اس ام اس تنها ماندن, اس ام اس تنهایی, اس ام اس تنهایی بهمن 91
+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1391ساعت 13:21  توسط امیر  | 

یوسف و زلیخا را بی خیال

من در آغوش همین پیراهن یادگاری

هزار سال جوان تر میشوم !

.

.

.

وقتی با خدا گل یا پوچ بازی میکنی ، نترس !

تو برنده ای ، چون خدا همیشه دو دستش پره

.

.

.

من منتظرت شدم ولی در نزدی / بر زخم دلم گل معطر نزدی

گفتی که اگر شود می آیم اما / مرد این دل و آخرش به او سر نزدی

.

.

.

دلتنگی چیست ؟ یادگاری از آنان که دوستشان داریم و از ما دورند !

.

یوسف و زلیخا را بی خیال

من در آغوش همین پیراهن یادگاری

هزار سال جوان تر میشوم !

.

.

.

وقتی با خدا گل یا پوچ بازی میکنی ، نترس !

تو برنده ای ، چون خدا همیشه دو دستش پره

.

.

.

من منتظرت شدم ولی در نزدی / بر زخم دلم گل معطر نزدی

گفتی که اگر شود می آیم اما / مرد این دل و آخرش به او سر نزدی

.

.

.

دلتنگی چیست ؟ یادگاری از آنان که دوستشان داریم و از ما دورند !

.

.

.

چشمانت زمین محبت بودند و من جاذبه اش را

وقتی سیب درخت دلم افتاد فهمیدم

.

.

.

خاطرات چوبه ای خیسی هستند ، که با آتش زندگی ، نه میسوزند

و نه خاکستر میشوند

.

.

.

ذهنم فلج می شـــــود… وقتی می خوانمت

و تو حتی نمیگویی

جـــــــــانم

.

.

.

در تمنای نگاهت بی قرارم تا بیایی / من ظهور لحظه ها را می شمارم تا بیایی

خاک لایق نیست تا به رویش پا گذاری / در مسیرت جان فشانم گل بکارم تا بیایی

.

.

.

دلم کرده هوایت نازنینم

فدای بوسه هایت ! نازنینم

تمام صورتت پنکیک پوش است

بگو بوسم کجایت نازنینم !

.

.

.

پنداشتی که چون ز تو بگسستم / دیگر مرا خیال تو در سر نیست

اما چه گویمت که جز این آتش / بر جان من شراره ی دیگر نیست

.

.

.

برایت مینویسم دوستت دارم

میدانم که نمیدانی

ولی میدانم که میخوانی آرزویم این است که نخوانده بدانی

.

.

 

.

 

با توام بی حضور تو ، بی منی با حضور من

می بینی تا کجا وفادار ماندم تا دل نازک پروانه نشکند ؟

همه ی سهم من از خود دلی بود که به تو دادم

 


برچسب‌ها: اس ام اس تنهایی, اس ام اس بی کسی, اس ام اس فاز غم, اس ام اس ناراحتی
+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1391ساعت 13:4  توسط امیر  | 

از با تو بودن برایم عادتی ساختی که بی تو بودن را باور نمیکنم.

.

.

.

میگن دوری و دوستی ، اما سخته زنده بودن وقتی دوری و نیستى!

.

.

.

حضور آرامت مدتها ست در کنارم نیست

ولی یاد تو مهمان همیشگی قلبم است

 .

.

.

از با تو بودن برایم عادتی ساختی که بی تو بودن را باور نمیکنم.

.

از با تو بودن برایم عادتی ساختی که بی تو بودن را باور نمیکنم.

.

.

.

میگن دوری و دوستی ، اما سخته زنده بودن وقتی دوری و نیستى!

 .

.

.

حضور آرامت مدتها ست در کنارم نیست

ولی یاد تو مهمان همیشگی قلبم است

 .

.

.

حالم را پرسیدند : گفتم رو به راهم

نمی دانند رو به راهی هستم که تو رفته ای … !!!

 .

.

.

حکم فراموشیت را آوردند ، ولی به باد “مهربونی هایت” امضا نکردم

.

.

.

هر چند نمیدانم خواب هایت را با که شریک میشوی ، اما

هنوز شریک تمام بیخوابی های من تویی

 .

.

.

امشب از آن شب هایی است که دلم هوای آغوشت را کرده افسوس که جز

پاهای بغل کرده ام مهمان دیگری ندارم

.

.

.

صدای جیرجیرک ها به گوش می رسد سکوت را نوازش می دهند و جای

خالی آدم های شب نشین را با نگاهی معصومانه پر می کنند

.

.

.

همره باد سر پاییزی سرنوشت من و و تو گشته جدا رهسپاری

عشق من اکنون میسپارم تو را به دست خدا

.

.

.

دنیا مثل پاییزه هم قشنگه هم غم انگیزه قشنگیش به خاطر تو و

غم انگیزیش به خاطر دوری تو

.

.

.

به سراغ من اگر می آیید با پتک و تبر بیایید! مسابقه است! برسر شکستن

چینی نازک تنهایی من...!

.

.

.

خواهم بود…گرچه تو رفتی و دل تنها شد…گر چه این عشق بدون تو غمی بر ما شد

.

.

.

چندی است که بیمار وفایت شده ام , در بستر غم چشم به راهت شدام , این را تو بدان اگه

بمیرم روزی , مسئول توی که من فدایت شده ام

 


برچسب‌ها: اس ام اس تنهایی بهمن 91, اس اس اس تنها بود بهمن 91, اس ام اس انتظار بهمن 91
+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1391ساعت 1:53  توسط امیر  | 




گاهی وقتی کسی از زندگیتان می رود دارد به شما لطف می کند
 او فضایی خالی به جا میگذارد برای کسی که لیاقت آنجا بودن را داشته باشد .






تا که نبودی دلم به وصالت خوش بود و قتی آمدی دلم به بودنت خوش بود حالا که آمدی و رفتی دلم دیگر به غمت
 خوش است من دانستم قدر وصال و بودنت را پس می دانم در سینه قدر غمت را





ياد گرفتم عشق با تمام عظمتش ٢-٣ ماه بيشتر زنده نيست ، يادگرفتم كه عشق يعنی فاصله و فاصله يعني ٢ خط موازي كه
 هيچگاه بهم نميرسند ، يادگرفتم كه درعشق هيچكس به اندازه خودت وفادار نيست و ياد گرفتم هر چه عاشق تری ، تنهاتري...









در تنهایی خیالم ، تو را مهمان رویاهایم کرده ام تا به آرامى بگویم : دلتنگتم...




غروب برام چه سخته وقتى غريبه باشم
وقتى عزيزى دارم ، ولى پيشش نباشم





دوست خوب داشتن بهتر از تنهایى و تنهایى بهتر از با هر کس بودن است..




دلى بستم به آن عهدى كه بستىپ
تو آخر هر دو را باهم شكستى...





هميشه نگاهى را باور كن كه وقتى از آن دور شدى در انتظارت بماند...





چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهاييست * ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشاييست.





یکی محبت میکنه، یکی ناز، اونی که ناز میکنه همیشه محبت میبینه اما اونی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاست.




سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست گر در این خلوت بمیرم ، هیچ کس آگاه نیست من
در این دنیا به جز سایه ندارم همدمی این رفیق نیمه راهم گاه هست گاه نیست





آدمك آخر دنياست بخند. آدمك مرگ همين جاست بخند.
دستخطي كه تو را عاشق كرد شوخي كاغذي ماست بخند.
آدمك خرنشوي گريه كني كل دنيا سراب است بخند.
خدام مثل تو تنهاست بخند.





روزگاري جاده بودم , جاده اي غرق تردد , جاده اي کز رفت و آمد لحظه اي خالي نميشد ,
 من که بسياري رفيقان را به آبادي رساندم , عاقبت من ماندم و تنهايي خود !





برای تا ابد ماندن باید رفت...گاهی به قلب کسی...گاهی از قلب کسی...
فرستنده : محسن






زندگـی را اشكـی بيش نمـیدانم ، پـس بگـــذار با اشک چشمانم بنويســــم :
بيادتـــــم هميشه




در طالع من نيست كه نزديك تو باشم* ميگويمت از دور دعا، پرستوى خزان ديده اگر باز رساند




مثل آن مسجد بین راهی تنهایم…
هر کس هم که می آید مسافر است می شکند …..
.هم نمازش را ، هم دلم را …
و می رود





تورا مرور ميكنم،
تا خاموشيم نشان فراموشيم نباشد
اي فراموش نشدني




در فراغت آهنگ قلبم در غم است بى صدا ميخندم اما روزگارم درهم است





حلالم کن اگر دوری ، اگر دورم
اگر با گریه میخندم حلالم کن که مجبورم..
بگو عادت کنم بی تو که می دونی نمیتونم..
که می دونی نفسهامو به دیدار تو مدیونم...




ازعذاب بي تو بودن در سكوت خود خرابم
دوري از صورت ماهت هر نفس ميده عذابم...




جدا ماندن از كسي كه دوستش داري فرقي با مردن نميكنه ، پس عمري كه بي تو ميگذره مرگي ست به نام زندگي!!...




شکست عهد من و گفت هرچه بود گذشت / به گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشت /
 بهار بود و تو بودی و هزار عشق و امید / بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت !




در دادگاه عشق قسمم قلبم بود ، وکیلم دلم بود و حضار جمعی از عاشقان!قاضی نامم را بلند
 و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد سپس محکوم شدم به تنهایی و مرگ کنار چوبه دار!
از من خواستند آخرین خواسته ام را بگویم و من گفتم به تو بگویند : دوستت دارم !




این هم از یک عمرمستی کردنم / سالها شبنم پرستی کردنم / ای دلم زهر جدایی را بخور /چوب عمری با وفایی را بخور/
ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت/ خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت / آه عجب کاری به دستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد





رفتي و در باورم باران گرفت
خاطراتت در وجودم جان گرفت
با تو بودن عادتي ديرينه بود
روزگار از من تو را آسان گرفت..




آرزوی دیدنت بر من نیست ، نبودنت چشمانم را ازم گرفت . حس بودنت کنارم ، آرزوست.




ميبوسمت 3تايي
من و غم و تنهايي
امان از اين جدايي
دلتنگتم خدايي




رفتي و با رفتنت قلبم شكست...
قلب من غصه نخور!
اون بالا هم خدايي هست...







روزهاي دورازتوراهرگز نخواهم شمرد تاهميشه بگويم همين ديروز بودكه باهم بوديم



به دروغ گفته ام ... به خوابم می آیی ... ... تا چشمانم ... دمی ... پلک برهم بگذارند..





تنهایی مثل ایدز است ، از رابطه های زیاد و دوستی های کنترل نشده حاصل میشود.





شده با گفتن یه حرف
شده با یک نگاه سرد
پشیمونم کن از رفتن
یه کاری کن برای من
واسه تقویم بی فردام
برای من که میدونی بدون تو چقدر تنهام!




اتل متل لالايي، جيگر چه بي وفايي،
عزيز دل كجايي؟
به يادتم خدايي



يك صندلي خالي كنار روياهام از آن توست
بنشيني يا بروي "دوستت دارم"





خداحافظ ای ماه شبهای تارم
خداحافظ ای درد جانسوز جانم
خداحافظ ای عشق روزای خوبم
خداحافظ ای شور و شوق حضورم





هنوز نیامده ای خداحافظ ؟
تقصیر تو نیست ، همیشه همین گونه بوده ، برو اما من پشت سرت نه دست که دل تکان می دهم




روزی میرسد... در حسرتم بمانی . در روزی بارانی . من در اوج و تو در ویرانی... یه روزی صادقانه صدات کردم .
 عاشقانه نگات کردم. حالا عاجزانه نگام می کنی . با حسرت صدام می کنی .
اما فقط برو









ای معنی انتظار یک لحظه بایست
دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست؟
برگرد نگاهم کن و یک جمله بگو
تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟




نشسته ام ، کجا ؟ کنار همان چاهی که تو برایم کندی

عمق نامردی ات را اندازه می گیرم !







مینویسم خاطرات با اشک اه/درشبی غمگین وتاریک وسیاه
 مینویسم خاطرات از روی درد/ تابدانی دوریت بامن چه کرد.





خوابيده بودم كابوس ميديدم ؛ از خواب بلند شدم تا به آغوشت پناه ببرم...
افسوس...
يادم رفته بود كه از نبودنت به خواب پناه برده بودم








اى معنى انتظار يك لحظه بايست ديوانه شدن به خاطرت كافى نيست؟
برگرد نگاهم كن و يك جمله بگو تكليف دلى كه عاشقش كردى چيست؟




چه مى شد اولين روز جدايى ، برايم تا قيامت شب نمى شد وجود پاك و سرشار از اميدت ، گرفتار سكوت و شب نمى شد





سياهى زير چشم هايم را دوست دارم... جاى پاى رفتن "تو" ست!






اشك هاى نيامدنت روى گونه هايم ماسيده ... نبوس! نمك گير ميشوى




من حسرت ديدار تو دارم به كه گويم / از بهر تو من ابر بهارم به كه گويم
غير از تو كسى را به خدا دوست ندارم / از نرگس چشم تو خمارم به كه گويم



مرا هر جور خواهى در به در كن جفايت را از اين هم بيشتركن بزن با عشق خود آتش به جانم ولى آتش نشانى را خبر كن





روزي اگر نبودم ، تنها آرزوي ساده ام اين است که زير لب بگويي: يادش بخير




يادت از خودت مهربون تره ؛ چون وقتى نيستى ، يادت هيچ وقت تنهام نميزاره...




هیچ دانی که دراین خلوت بیرنگ سکوت اگر از تو یادی نکنم میمیرم...




هيچ وقت رو ديوار دل كسي يادگاري ننويس , چون بعد از رفتنت پاك كردنش خيلي سخته




بيستون كنده شد و عشق به جايى نرسيد ديگر از تيشه فرهاد بدم مى آيد



هیچکس اشکی برای ما نریخت ، هرکه با ما بود از ما می گریخت ، چند روزیست حالم دید نیست ،
حال من از این و آن پرسید نیست گاه بر روی زمین زل میزنم ، گاه بر حافظ تفعل میزنم ، حافظ دیوانه فالم راگرفت ،
یک غزل امدکه حالم را گرفت ، گفت: ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم!





تو كه عشقو تو ويرونى نديدى / شب سرد در گريبونى نديدى
نمى دونى چه دردى داره دورى / تو كه رنگ پريشونى نديدى ...





يك روزی بهت گفتم منو چقدر دوسم داری؟
گفتی از اينجا تا خدای مهربون
خيلی خوشحال شدم
اما الان يادم اومد ، كه بهم می گفتی خدا از همه چی بهت نزديك تره!!!




خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جداشی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد اون بگه که هرگز نمیخواد تو رو ببینه









تو اين دنيا تو اين عالم ميون اين همه ادم ببين من دل به کي دادم به اون کس که نميخوادم




در انتهاي بي کسي گريه امونم نميده هيچي مثل ديدن تو نفس به جونم نميده




هميشه ماندن دليل عاشق بودن نيست،خيلي ها رفتن كه ثابت كنند عاشقند...



تلاش برای فراموش کردن کسی که دوستش داری
درست مثل این است که بخواهی کسی را که تا به حال ندیده ای به خاطر بیاوری !




هرکز هیج حسرتی در دلم این چنین یک جا جمع نشده بود که در این سه واژه ی کوتاه : او ، دوستم ، ندارد




دل شیرین غزل از غم فرهاد شکست،شیشه نازک احساس مرا باد شکست،اری ای همسفر خسته شبهای فراق، شاخه بخت من از لحظه ی ایجاد شکست





ز آشفتگی حال من آگاه کی شود / آنرا که دل نگشت گرفتار این کمند




دل كندن اگر كار آسانى بود، فرهاد به جاى بيستون، دل ميكند




به وسعت نديدن نگاهت خسته ام ، چگونه بشكنم ثانيه هاي سنگين دوريت را





نام: بی نام
صدایم:سکوت
خوراکم:غم
دلم:خون
کوله بارم:حسرت
وطنم:غربت
گناهم:عشق
همدمم:تنهایی
تنها کلامم:دوستت دارم...



غروباى جمعه دلم ميگيره ، بى تو اين سه شب و اون سه شب هر سه شب غروب جمعه است




غروب برات چه سخته وقتی غریبه باشی / وقتی عزیزی داری ولی پیشش نباشی




هر روز دلتنگ تو بودم تو مي گفتي فردا/فردا شد بازهم تو گفتي فردا/امروز دل مانده و يك دنيا حرف،يك هيچ به نفع دل تو تافردا...!




چو كس با زبان دلم آشنا نيست
چه بهتر كه از شكوه خاموش باشم
چو يارى مرا نيست
بهتر كه از ياد ياران فراموش باشم




خدایا آنکه در تنهاترین تنهاییم، تنهای تنهایم گذاشت خواهشی دارم.
تو در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نذار...






وقتی دلتنگی به یاد کسی باش که دوستت داره، وقتی سکوت کردی یاد
 کسی باش که محتاج صداته، وقتی نا امیدی به یاد کسی باش که تنها امیدش توئی.





اصلا عاشق شدی واسه معشوقت بمیر... اگه مردی خاک بر سر بی جنبت کنن.




من بر اينم كه سزاوار قدمهاي تو باشم كه بيايي شايد،تو بر آني كه قدمهايت به كوي من بيچاره نيفتد به غلط



چقدرسخت شده پدال دوچرخه دوستي مان! يامن خسته ام ، ياشيب زياده ، شايد هم تو ديگه ركاب نميزني...





در دنیایی که اندازه یک کف دست،بیشتر نیست،شکستن دل حماقتی بیش نیست..
.خیانت کار آسانی ست،صداقت کار هر کس نیست




قلبم ببر جانم ببر اما زخود دورم مكن بردى ببر رفتى برو اما فراموشم نكن!




دلم گرفته ازآدمایی که میگن دوستت دارم اما معنی شو نمیدونن ازآدمایی که میخوان مال اونا باشی
 اما خودشون مال تونیستن،از اوناییکه زیر بارون برات میمیرن وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره.




آشنایان کهن راخبری از دل تنهایم نیست.غم دل باکی بگویم که کسی یادم نیست



چه بی تابانه میخواهمت ، ای که دوریت تجربه تلخ زنده به گوری است...




ترسم آن روز بیایی که نباشد بدنم. کوزه گر کوزه بسازد زخاک بدنم.
 لب آن کوزه بسازند زخاک لب من. بی خبر لب بگذاری به لبان دهنم



قلبم ببر،جانم ببر،اما زخود دورم مكن.رفتی برو،بردي ببر،امافراموشم مكن



گاهی به آسمان نگاه کن شاید کبوتری خسته به آشیانه دلت محتاج باشد!!!!




به يادت آرزو كردم كه چشمانت اگر ترشد
به شوق آرزو باشد نه تكرار غم ديروز




اى مسافر غريبه چرا قلبمو شكستى
رفتى و تنها گذاشتى دل به ناباورى بستى
حالا من تنها نشستم بانواى بى نوايى
چه غريبم اينجا اى غريبه بى وفايى



گريه نكن زندگى رنگارنگه...
يه وقتايى دور شدن هم قشنگه...
شايد اگه همش بودى كنارم...
يه وقت ميديدى كه دوستت ندارم...




کاش میشد کنار زد این کابوس غم انگیز غم را (جدایی)
که تعبیرش فرو ریختن قصر سپید آرزوهام است


آنقدر زير لبم نام تو را
زمزمه كردم ، كه لبم سوخت
ولي نام تو را توبه نكردم




تحمل "تنهايي" بهتر از گدايي محبت است ;-(




چوپان قصه ما دروغگو نبود، اوتنها بود،وازفرط تنهایی فریاد گرگ سرمی داد،افسوس که کسی
 تنهایی اش را درک نکرد،وهمه در پی گرگ بودند، دراین میان فقط گرگ فهميدكه چوپان تنهااست..؟!




اى دلبر ديرينه ام
هر لحظه يادت ميكنم
نقش رخت در سينه ام
هر لحظه يادت ميكنم



این عشق برای من هیچ نداشت اما...گلهای بالشم را باغبان خوبی بود اشک های هرشب من




روزى اگر نبودم، تنها آرزوی ساده ام این است زیر لب بگویی: یادش بخیر...





تاريكم اى يلدا مهتاب ميخواهم
لب تشنه ام اى اشك،سيلاب ميخواهم
در حسرت موجم،باران كفافم نيست
درمان درد من،باران نم نم نيست




ترك ما كردى ولى با هركه هستى يار باش
اين رفيقان نارفيقند ، گفتمت هوشيار باش...




تو دفتره خاطره هام / تو ذهن و تو آرزوهام
اسم تو هم شده فراموش / اسم تو هم شده فراموش



بگذار سرنوشت هر راهی که میخواهد برود ، ما راهمان جداست ، ابرها تا میتوانند ببارند ، ما چترمان خداست




چون خيالت همه شب مونس و همراه من است ، شرم دارم كه شكايت كنم از تنهايي .




يا نرو، يا اگه رفتي، خاطراتتو نمي خوام، به خدا اين دفعه رفتي، ديگه دنبالت نميام...
 خسته ام از همه حرفات، به توام خوبي نيومد، بروو منو رها کن، ديگه صبر من سر اومد




يکي ميدونه دوسش داري، يکي نميدونه دوسش داري... بيچاره اوني که فکر مي کنه دوستش داري




دست من کوتاه از دیدار توست / قلب من اما همیشه یاد توست





ميرسد روزى كه بى هم ميشويم/ يك به يك از جمع هم كم ميشويم/
 ميرسد روزى كه ما در خاطرات/ موجب خنديدن و غم ميشويم




چنديست ز ياران قديمى خبرى نيست/ از آن همه خوبى و محبت اثرى نيست/ چشمم به در
 و گوش به گوشى و دلم تنگ/ در كوچه تنهايى ما رهگذرى نيست





دنيابه من نياموخت درغيابت صبورباشم اما وفا به من آموخت كه فراموشت نكنم!




اين عشق براي من هيچ نداشت اما...
گلهاي بالشم را باغبان خوبي بود اشكهاي هر شب من.



سنگ دربركه مى اندازم و ميپندارم*
باهمين سنگ زدن ماه بهم ميريزد*
كى به انداختن سنگ پياپى درآب*
ماه راميشودازحافظه آب گرفت*



سلام اي اشناي غريبه منم ان غريبه كه يادم رفته آشنايي!





درد غریبیست "تنهایی" و بی کسی ، امان از دلی که دلبر ندارد





تحمل "تنهایی" بهتر از گدایی محبت است





هیچ کس ویرانیم را حس نکرد ، وسعت "تنهایی" م را حس نکرد ، در میان خنده های تلخ من ، گریه پنهانیم را حس نکرد




هر قطره اشک نشان دل شکستگی است ، هر سکوت نشان "تنهایی" است ،
 هر لبخند نشان مهربانی است ، هر پیام نشانی از دل تنگی من برای تو است



دوستی اتفاق است ، جدایی رسم طبیعت ، طبیعت زیباست ، نه به زیبایی
 حقیقت ، حقیقت تلخ است ، نه به تلخی جدایی ، جدایی سخت است نه به تلخی "تنهایی"




شمع و پروانه و بلبل همه جمع اند ، بی رحم ، بیا رحم به "تنهایی" من کن




کسی که در آغوش غم بزرگ شده ، "تنهایی" بهترین همدم اوست



آنگاه که "تنهایی" تو را می آزارد ، به خاطر بیاور که خدا بهترین های دنیا را تنها آفریده


عشق زاییده ی "تنهایی" است و "تنهایی" نیز زاییده ی عشق



بیا مثل مرغان آشفته هجرت کنیم / افق را به مهمانی پونه دعوت کنیم /
بیا مثل پروانه های غریب نیاز / به مهتاب شب های "تنهایی" عادت کنیم




شب من پنجره ای بی فردا / روز من قصه ی "تنهایی" ما /
مانده بر خاک و اسیر ساحل / ماهی ام ، ماهی دور از دریا



کم نامه ی خاموش برایم بفرست / از حرف پرم گوش برایم بفرست /
 دارم خفه می شوم در این "تنهایی" / لطفا کمی آغوش برایم بفرست




بلندترین شاخه ی درخت ، یک واژه را می فهمد ، و آن هم "تنهایی" ست




عشق من تو باش ، نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم ،
 تو باش تا در دنیای بزرگ "تنهایی" ام تنهاترین باشی



وصال در عشق بس چه دارد حیرانی ، من نگویم رسیدم به وصال ، اما دیده ام ناله ی عاشقی
 در "تنهایی" ، گریان سخن می گفت ، می کرد حق حق و بی تابی ، ای کاش می شد اینگونه عاشق شد




من آن گلبرگ مغرورم نمیمیرم ز بی آبی / ولی بی دوست میمیرم در این مرداب "تنهایی"





رفتی و ندیدی که چه محشر کردم ، با اشک تمام کوچه را تر کردم ،
 وقتی که شکست بغض "تنهایی" من ، وابستگی ام را به تو باور کردم




هرکس به میزانی که "تنهایی" نیاز دارد عظمت دارد و بی نیاز تر است





در زندگی به کسانی دل می بندیم که نمی خواهندمان و از وجود کسانی که می خواهندمان
 بی خبریم ، شاید این باشد دلیل "تنهایی" مان




من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی ، ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی





شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد مرا در غربت فردا رها کرد ،
 دلم در حسرت دیدار او ماند مرا چشم انتظار کوچه ها کرد ،
 به من می گفت "تنهایی" غریب است ببین با غربتش با من چه ها کرد ،
 تمام هستی ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبی به
 پا کرد ، او هرگز شکستم را نفهمید اگرچه تا ته دنیا صدا کرد





اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد بدون کار خدا بوده ! اگه بی محابا دلها از دستها بهم گره خورد
 بدون کار خدا بوده ! اگه گریه هات تو خنده غفلت
 دیگران شنیده نشد تا خرد نشی بدون تنها محرمت خدا بوده ! حالا هم اگه دلت شکسته و بغض
 "تنهایی" خفه ات کرده شک نکن تنها مرحمت
خداست که از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده





ای کاش تنها یک نفر هم در این دنیا مرا یاری کند ، ای کاش می توانستم با کسی درد دل کنم تا
 بگویم که ، من دیگر خسته تر از آنم که زندگی
 کنم تا ابد غم شبهایم را ، تا بفهمد درد تن خسته و بیمارم را ، قانون دنیا "تنهایی" من است و
 "تنهایی" من قانون عشق است و عشق ارمغان
 دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست





می بینی ای لحظه های خالی از احساس تهی ، می بینی که چه صدای خرد شدن دست های
 خزان شده اش در دست های "تنهایی"
 کسل آور است و تو را نیز بی رمق می کند ، آه ، پس او چه گوید ؟






و بعد از تو دلم از عطش عشق طغیان کرد ، گاه از دو روزنه ی رخسارم ، گاه در نگاهی پوچ
 در تاریکی شب هایم ، گاه در باز
 دمی اندوهناک که با زحمت از قفس آزاد شده و پایانش خدا را شکر می گویند و گاه در وجودم
که به هیچ پایانی نمی رسید مگر ،
 "تنهایی" ، "تنهایی" ، "تنهایی"





غروب غمهایت را به هر قیمتی خریدارم ، اگر همدم شبهای "تنهایی" من باشی




در غریبانه ترین لحظه ی "تنهایی" خود ، چشمهایم را که در آن دریایی از محبت موج میزند به
 تو خواهم بخشید ، تا هیچ گاه به پاکی احساسم شک نکنی





هفت شهر عشق ، شهر اول : نگاه و دلربایی ، شهر دوم : دیدار و آشنایی ، شهر سوم
 : روزهای شیرین و طلایی ،
 شهر چهارم : بهانه ، فکر جدایی ، شهر پنجم : بی وفایی ، شهر ششم : دوری و بی اعتنایی
 ، شهر هفتم : اشک ، آه ، "تنهایی"





در زندگی به کسانی دل می بندیم که نمی خواهندمان و از وجود کسانی
 که می خواهندمان بی خبریم ، شاید این باشد دلیل "تنهایی" مان




زندگی چون قفس است ، قفسی تنگ پر از "تنهایی" ، و چه خوب است دم
 غفلت آن زندان بان ، و سپس بال و پر عشق گشودن ، بعد از آن هم پرواز




در زندگی به کسانی دل می بندیم که نمی خواهندمان و از وجود کسانی که
 می خواهندمان بی خبریم ، شاید این باشد دلیل "تنهایی" مان





تو تو عشق من ، امید من بودی / تو میراثی از دل تنگم بودی / تو رفتی
 و من ماندم و "تنهایی" / تو دفتر خاطرات قشنگم بودی




آنگاه که "تنهایی" تو را می آزارد ، به خاطر بیاور که خدا بهترین های دنیا را تنها آفریده !




تورا به یاد آن روز ، تورا به یاد گلبرگ های خشک آن روز خشکیده ،
 تورا به روز اول بار دیدنت ، تورا به اولین نگاه عاشقانه ،
 تورا به یاد باران روز نیامده ات ، تورا به "تنهایی" روز رفتنت ، تورا
 به باران روز برگشتنت ، تنهایم مگذار دیگر




نرو تنهام نزار با درد و غم هام / اگه چه دلخوری از خیلی حرفام
 به قرآنی که از سایش گذشتم / به مرگ هر دوتامون خیلی تنهام




من به اندازه چشمان تو غمگین ماندم و به اندازه هر برق نگاهت
 نگران ، تو به اندازه "تنهایی" من شاد بمان




باختم در عشق اما باختن تقدیر نیست ، ساختم با درد"تنهایی" مگر تقدیر چیست ؟





وفای اشک را نازم که در شبهای "تنهایی" ، گشاید بغض هایی را که پنهان در گلو دارم .




در حسرت دیدار تو ام گفتم تا بدانی / از من تا تو صد سال راه است و جدایی /
حال شب است و غم و "تنهایی" / افسوس که نیست برایمان هیچ راه وصالی





آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ، در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت ،
 خواست "تنهایی" ما را به رخ ما بکشد ، طعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت



به همان قدر که چشم تو پر از زیبایی است ، بی تو دنیای من ای دوست پر از "تنهایی" است



بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه "تنهایی" ما می گذرد ،
 به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و می گذرد




دست بر شانه هایم میزنی تا "تنهایی" م را بتکانی ، به چه می اندیشی ؟
تکاندن برف از روی شانه آدم برفی



آفرین باد بر مرگ ، آفرین باد بر مرگ که با دست های سیاهش تو را خواهد کشت :"تنهایی"

برچسب‌ها: اس ام اس تنهایی, اس ام اس تنها بودن, اس ام اس تنهایی 92
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 15:17  توسط امیر  |