اس ام اس تنهایی و سنگین
اینو بدون اگه یه روزی تو تنهایی رو انتخاب کردی خیلی خوبه..ولی..
ولی اگه تنهایی تو رو انتخاب کنه واقعا بد و دردناکه..
تکیه به شونه هام نکن.من از تو افتاده ترم/ما که به هم نمی رسیم.بسه دیگه بزار برم
کی گفته بود به جرم عشق.یه عمری پرپرت کنم/حیف تو نیس کنج قفس.چادر غم سرت کنم
من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها/نه برده ای حلقه به گوش نه ناجی فرشته ها/من عاشقم
همین و بس.غصه نداره بی کسیم/قشنگیه قسمت ماست که ما به هم نمیرسیم.....
آن روز ها... خمار وجودت بودم
ولی این روز ها طعم نشئگی بی تو بودن لذت بخش ترین افیون جــهــان است...!!!!
چقدر خنده دار است . .
شناسنامه ام را می گویم،امروز نگاهش میکردم...
صفحه وفاتش سفید است . . .!!! با اینکه سالهاست من مرده ام . . !!!!!
چشمانم را باز میکنم ، تو نیستی
و این بی رحمانه ترین اتفاق هر روز است
از سرم که بیفتی ، دست و پای غرورت خواهد شکست !!!
آن روز درد شکستن را خواهی فهمید ... روزی که از چشمت افتادم را به یاد آر....!
محکم تراز انم که برای تنها نبودنم, انچه راکه اسمش را غرور گذاشته ام
برایت به زمین بکوبم... احساس من قیمتی داشت که توبرای پرداخت ان فقیربودی!
تایادت میکنم''باران''می اید نمیدانستم لمس خیالت هم وضو میخواهد...!
جای خالیت را نفس میکشم
عطرت از تو با وفا تر است...
آزارم ميدهد.به عمد،اما من انقدر خسته ام، آنقدر شكسته ام
كه هيچ نميگويم..حتي ديگه رنجيدن هم ازيادم رفته....!
هر کسی روشنی دهد عاقبتش "دار" است
سقف خانه را ببین!
اعدام همه چراغهاست
کاش مردم جدایی او از من را هم میدیدن...
بی شک اسکار میگرفت بازیش با من.
چقدر سخته عاشق کسی بشی که تو رو فقط و فقط به خاطر نیازش می خواد...
تنهایم...
تنهاتر از همیشه...
تنها تر از شب...
تنها از روز...
و تنها تر از تمام انسان هایی که تنهایم گذاشتند تا ارام ارام تنهایی هایم را باور کنم...
اگه يه روز بغض گلوت رو فشردخبرم كن...بهت قول نميدم كه...ميخندونمت..
.ولي ميتونم باهات گريه كنم اگه يه روز خواستي دَر بريحتماً خبرم كن...قول نميدم كه
...ازت بخوام وايسي...اما ميتونم باهات بيام...
اما...اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد...سريع به ديدنم بيا...احتمالآ بهت احتياج دارم
سالهــــــــــا دویده ام با قلبـــــــــی معلق و پایـــی در هــــوادیگــــر
طــاقت رویاهــــایم تمــــــــــام شده است...دلــــــــــم رسیدن می خواهــــــد
سخت میترسیدم از اینکه من از نژاد شیشه باشم و شکستنی ، او از نژاد جاده باشد و رفتنی ، آری روزها گذشت ، همان شد ، او رفت ، من شکستم !
چو کس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم
مثل آتیش تو صحرا / یا که طوفان تو دریا
مثل ظلمت توی شب ها / جون به لب موندم و تنها
تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم
گردن هیچکس تاب این همه سنگینی راندارد !
اگر عشق دیوانگی نباشد عشق نیست.........!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
خداياخودمونيم انگارخاك كم آوردي يه سري آدم روبالجن ساختيا...
سایبون دل ماهم زیر بارش غم نابود شد!!!هه
برایت گریه می کنم مثل آنهایی که دنبال کسی می گردند، ولی خودشان گم شده اند …
0 0
\|/\|/
\/\/
دستاتو سفت گرفتم که یهو گمت نکم آخه بی تو من تنهام
آنقدر با تنهایی انس گرفتم که دیگر زبانش را می فهمم !
و فهمیدم…
تنهایی هم می تواند عشق خوبی باشد به شرط اینکه
درکش کنم
تاکنون دوستی را پیدا نکرده ام که به اندازه ” تنهایی ” شایسته رفاقت باشد . . .
درد یعنی همون سنگی بخوره به سرت که یه روز به سینه میزدی
حتی تو تصمیمای من چشمات بی اثر نبود
تا بي نهايت عشق رو همراه تو ميبينم،اين بار ميپرسم،تو بده تسكينم..
بيا بريم جايي كه خلوتت بلوا نشه،جايي كه تو فكر ميكني رويا ، ، ،تنهاتر نشه..
داری میری سفر برو به سلامت نمی خواد بلیط همسفرت رو ازم پنهون کنی
گفتم کسی رو ندارم چیزی نگفت ، گفتم دلم شکسته چیزی نگفت ، گفتم دلم بهونه گیر شده
خندید و گفت من که نفهمیدم چت شده ، دروغ میگفت میدونست دلم بهونه اون رو داره
میدونست ؛ همه چی رو می دونست
تنهـــــــــــايى هم مد شده!
همه به هم خيانت مى كنند وبعد داد ميزنند كه تنهــــــــــايم!
روزهایی هست که احساس تنـــهایی به آدم دست میدهد..
آنـــــروزها سخت نیـــــازمند دستانت هســـــتم..
این همه درد...
غصه...
نداشتن...
حسرت...
بغض...
سرخوشانه می خندم ، شوخی میکنم و هیچکس نمی داند
چقدر سخت است احساس خفگی کردن پشت این نقاب لعنتی!...
اينــــايي کــه با هــــدفــون تــــو گــوش ميــرن بــخــوابــن
ايــنا رويــايــي براشــون نمــونــده که قبــلِ خــواب بهــش فکــر کــنن
ايــنــا . . . تنهــــان ...!
تنها فرق من با اون این بود که راحت ازم دل کند ولی من هنوز هم
روز گارم را سیاه کرده اند...!!میگویندشب است...!!
به سلامتی دلامون که تنگ کسایی میشن که اصلا نمیدونن دل چیه...
نشسته ام ، کجا ؟ کنار همان چاهی که تو برایم کندی ، عمق نامردی ات را اندازه می گیرم !
هرچه ها میکنم
گرم نمیشود خاطرم
بوی تعفن خیانت از دهانم میآید
هــــــــــا….
خاطر من و
خیال تو و
خیل خیانت …
وقتی در امتداد جاده از من دور می شدی و در دیدگانم کم کم محو
می شدی ، من غم انگیز ترین " غروب " جمعه ی زندگی ام را تجربه کردم...
تــــــــــــنهایی یعنی
میگه دوسِـــــــت داره اما
نگاهت رو نِمی فـَــــــهمه...
چه زيبا پاييز...
برگ را از درخت,و تورا از من جدا كرد...
هوا سرد ميشود كم كم.
كاش كه برگردي...
تن من زخمی است...
یک خراش کمتر یا بیشتر
چه فرقی دارد...؟!
راحت باش!
دل به دلم' که ندادی...
'پا به پایم' که نیامدی...
'دست در دستم' که نگذاشتی...
'سر به سرم' دیگر نگذار، که قولش را به بیابان دادم
سلامِ مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود
بپرس
چگونه شب ها را آسوده می خوابد . . . ؟
مثل اینکه براش خیلی مهم بودم!چون برای همیشه دورمو خط _________کشید
متولد زمستان بود..
کاش باور میکردم که آدم برفیه و دلش یه تیکه یخ...
قانون اول عشق صداقت است نه وفا، صداقت را در همه کس نمی یابی،اما وفا را در سگ هم می بینی.
پشت تنهایی من که رسیدی گوشت را بگیر! اینجا سکوت گوشت را کر میکند...
خسته تر از آنم
که لیوانی چای
آرامم کند...
آغوش گرم تورا می خواهم
در جنگلی ناشناس
وقتی که آسمان
از لا به لای شاخه ها
سرک می کشد..
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم
رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم
بار دوم با گریه
بار سوم با ریختن غرورت نگهش داری!
ولی بار چهارم...
دیگه نه میشه و نه باید کاری بکنی!...
چون حتی اگه بمونه باز موقتیه !
یعنی کسی که دلش با تو نباشه و بخواد بره...میره!
بفهــــــــــم !
پس فقط برو کنار و بهش بگو :
خـــــــداحــافظ ..........
قدرت تنهایی را دست کم نگیرید.
این روزها بر همه غلبه کرده.
اگر سواد عاشقی رو نداری
ناراحت نباش.
تحصیلات عالیه شکستن رو که داری
من مهم نبودم..
اما! کاش قبل از رفتن فکر جواب قلبم را میکردی
فکر دستای تنهامو میکردی که تمام دنیاش دستای تو بود
و فکر چشمای بی فروغم که باید تا ابد به انتظار بشینه
رفتنت رفتن بود..
وقتی دستای تو بهترین نوازشگره
وقتی طلوع چشمات دشمن هرچی غروبه
وقتی سایه ی اسمت رو لبای من خونه داره
تو بگو جز تو کسی هست که منو تنها نذاره...؟
از وقتی اینجا نیستی ستاره ها خاموش شدند
دیگر هیچ پروانه ای زیبا نیست
هیچکس سراغ دل تنهایم را نمیگیرد
تا نفسهای گرم تو بوددلواپس هیچ فردایی نبودم
هر روز پرنده ای میشدم تا به آسمان چشمان تو پرواز کنم
چرا باور نکردم عاقبت یک روز پرواز را با دیگری آغاز می کنی...
بازگشته اند دردهای قدیمی تصویر های تاریک از من در آینه ها از من در خواب هاا ین بار می خواهم تکه تکه
تکه کنم خودم را تا دوباره دست کسی
شاید. . . . نه !
این پازل را
هزار بار هم که بچینی
همان می شود. . . . .
گاهی عمر تلف میشود به پای یک احساس...
گاهی احساس تلف میشود به پای یک عمر...
و چه عذابی میکشد!!!!!!!
کسی که هم عمرش تلف میشود هم احساسش......
همیشه نمیشود زد به بیخیالی و گفت تنها آمده ام ،تنها می روم...یک وقتهایی،شاید
حتی برای ساعتی یا دقیقه ای، کم میاوری!...دل وامانده ات یک نفر را میخواهد....!
راستش را بخواهی ،فاجعه ی رفتن "او" چیزی را تکان نداد! من هنوز هم چای میخورم،قدم میزنم،هستم.! اما...
تلخ تر
تنهاتر
بی اعتمادتر...
تو لحظه های بی کسی/ هیچکی به دادم نرسید/ اون که میگفت دوسم داره
دستش رسید به رویاهاش/منو گذاشت تو انتظار/تو انتظار معجزه/معجزه بودن تو بود
بودن تو،تو لحظه هام/افسوس که لحظه ها بی تو/گذشتن و نیومدن/نیومدن تا من بی تو
یکی بشم مثل خودت/یه نارفیق و بی وفا/که پشت و پا زد به وفام
نقاش خوبي نبودم
اما اين روزها
به لطف تو
انتظار را ديدي ميكِشم...
من بــــــــــــــــــــــی تو
شعـــــــــــــــــــــر خواهم گفت...
تو بی مــــــــــــــــــــن چه خواهی کرد؟
اصـــــــــــــلا یادت هست که نیـــــــــــــستم...؟!
تنهایی یعنی ببینی گوشیت از خودت ساکت تره..
و چقدر تازگی دارد برایم روزهایی که به امید آمدن کسی دلخوش نیستم و شبهایی که از نیامدنش دلگیر نمیشوم...بی کسی هم عالمی دارد...
ﺗﻨﻬــﺎﯾﯽ ﯾﻌﻨﯽ
ﺑﯿــﻦ ﺁﺩﻣــﺎﯾﯽ ﺑـﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ
ﻭﻟــــــﯽ
ﮐــﻨﺎﺭ ﺩﻟﺘﻨﮕﯿﺎﺕ ﻧﯿـــــﺴﺘﻦ!!
و من چه زيبا با در تنهايي خويش
عكس تو را با دود سيگارم....قاب گرفته ام.
من مانده ام، ضمائر که تمام شود ، با چه کسی هم آغوش خواهی شد؟
یک ساعت که آفتاب بتابد ، خاطره آن همه شب های بارانی از یاد میرود
این است حکایت آدم ها ، فراموشی . . .
باران...
.ديگر حسي به هيچ عاشقانه اي ندارم.نه به چتر نيازم است نه دست همراه.خودم را در بغل ميفشارم ...تا تمناي بودن كسي...
" خداحافظی ات "
عجب خرابه ای به بار آورده!
نگاه کن ...
مدت هاست در تلاشند
مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند!
ساعت چشمهایم
عجیب
با ساعت ابرها
کوک است
عقربه هایی خلاف مسیر زندگی
که به هم نمیرسند و
فقط جفت هم می شوند
من با تو چقدر ساده رفتم بر باد
تو نام مرا چـــــه زود بردی از یاد
من حبه ی قند کوچکی بودم که
از دست تو در پیاله ی چای افتاد
باور كرده ام...
که بی تو هم زندگی می گذرد....
دلم دیگرهیچ کس را...
نمی خواهد جز...
تنهایی...
میانو ... میرنو... تنهات میذارنو....
پشت سرتم هزار حرف میزنن ...
اما خوشم میاد که خودشون تو زندگیشون به جایی نمیرسن ... میدونی چرا !!!!!
چون دست بالای دست بسیار است.... !!
میشکونی... میشکوننت!!!!
و خدایی هست هنوز...
به من نگو سیگار نکش بپرس برا کدوم دردم سیگار میکشم بپرس اصلا چرا
سیگاری شدم؟! مطمئن باش اون موقع خودت برام کبریت میکشی. . .!!
خانه و صندلي و ميز و حتي گلدان
غير از احساس ِ تو هر چيز مرا مي فَهمَد...
حال مرا نپرس که هنجار ها مرا
مجبور می کنند بگویم که "بهترم"
گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن...
میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری...
اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل: چیزی شده؟؟!!!
اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و با لبخندی سرد
میگی: نه،هیچی .
رفتي...
رفتنت خنده را از من گرفت.
و غرورم
گريه را...
من ماندم و پاييز و سيگار.
می بینی ؟
بی تو ایستاده ام روی پاهای خودم و دارم تو را نگاه می کنم
که حتی روی حرف های خودت هم نمی توانستی بایستی …
من خیلی “با احساسم”
ولی یادت نره ؛ تنفرم یه حسه … !
آنقدر خوب هستم که ببخشمت … اما …
آنقدر احمق نیستم که دوباره به تو اعتماد کنم !
هدف از آفرینش بعضی ها فقط اینه که با بودنشون به ما ثابت میکنن که تنهایی چه نعمت بزرگیه!!!
اینی که من دارم می کشم ، درد بی تو بودن نیست…
تاوان با تو بودنه !
دنیا رو می بینی ؟
حرف حرف میاره ، پول پول میاره ، خواب خواب میاره …
ولی محبت خیانت میاره !!!
یه خط داشت اما هفت خط بود …
به همین سادگی !!!
باید قاب بگیرم حرفهایت را ؛ همه “عکس” شدند !
سرد خواهد شد روزهایت بی آغوش من …
بر تن کن دروغ هایی را که بافتی …
من دلم گرم تو بود ، تو سرت گرم دلم …
هرگاه از شدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند خنجر خیانتی را که در پشتم فرو رفته
درمیاورم ؛میبوسمش ؛صیقلی عاشقانه ؛اندکی نمک به رویش؛نوازشش کرده دوباره بر سرجایش
میگذارم.از قول من به آن لعنتی بگویید خیالش تخت من دیوانه هنوز به خنجرش هم وفادارم!
آنقدر تنهایم که کسی نیست تا صندلی را از زیر چوبه ی دارم بکشد. . .
خستهام.انبوهی از دردم رفیق..از خودم از زندگی سیرم رفیق..بیصدا در بی کسی ها گم شدم.اعتراف...دیگر کم اوردم رفیق!!!!!!
نمیدانم شریک تخت خوابت کیست... اما هنوز...شریک بیخوابی من,خیال توست...
شبیـــــــــــــــه چشــــــــــــم ابری آسمان ، پــــــــــر از بــــــــــــارانم . . .
گفت جبران میکنم، گفتم کدام را؟ عمر رفته را؟ روی شکسته را؟ دل مرده اماتپیده را؟ حالا من هیچ؛ جواب این تار
موهای سفید را میدهی؟ نگاهی به سرم کرد و گفت چه پیر شده ای؟ گفتم جبران میکنی؟ گفت کدامش را...
اینقدر از همه کس بد دیدم،که به چشمای خودم بد بینم،شاید دنیا خوبه ومن دارم،دنیا رو با دید بد میبینم.شاید زود رنجمو مشکل
بینم،که همه چیزو به دل میگیرم،زود قضاوت میکنم که میگم،در این دنیا رو گل میگیرم.اگه سرتاسر زندگیه من مصیبته،اگه
پشتم زخمیه خنجر یک رفاقته.مگه تقصیر منه؟ای خدا بگو اگه تقصیر منه؟چرا بدبیاری توفال منه؟چرا تقویمه من ازغصه
پره.چرا سرنوشت من شکسته،چرا دردا خارج از تصوره؟
خدایـــــــــــا ، دخـلـَم با خرجـم نمیخواند ، کم آورده ام ، صبری که داده بودی تمام شد
ولی دردم همچنان باقیست !!! بدهکار قلبم شده ام ، میدانم شرمنده ام نمیکنی؛ باز هم صبـــــــر میخواهم.
روزای آفتابی خوبه عینک آفتابی میزنم کسی چشمای پر از اشکم رو نمیبینه ، روزای بارونی
هم همینطور با وجود بارون کسی اشکام رو نمی بینه ، بلاتکلیفم کردند روزهای ابری
چه کار سختی از من طلب میکنند
این دلتنگی های
حل شده در بغض
فراموشی ات به دست من نیست
که این سر سختی ها تو را با من لج میکنند
بگذار فریاد بزنم
!فــــــــــــــراموش نمیــــــــــــــشوی
نخی سیگار ، پکی عمیق و لبخند تو رووی دیوار …
دود می شویم همه با هم امشب !
یک فنجان قهوه پر
یک صندلی لهستانی نو که جیر جیر نمی کند
یک سیگار سالم روشن نشده
یه کافه روشن روشن
و ذهنی خالی از تو …
سیگار یه درس خوبی به من داد :
به پای کسی بسوز که نفسشو خرجت کنه …
دوستی گفت :
به آتش میکشی پولت را برای سیگار ؟
گفتم : پولم !؟!؟!
من خودم را به آتش کشیده ام برای او …
شمرده بودم
پنج سیگار راه بود تا خانه ی تو
سیگار پشت سیگار ، کوچه به کوچه
می گردم و نمی رسم …
هیچ قطاری از این اتاق نمی گذرد
من اینجا نشسته ام و با همین سیگار قطار می آفرینم
نمی شنوی ؟
سرم دارد سوت می کشد…
پرسید : چرا اینقدر سیگار ؟
گفتم : اولین بار توی مه دیده بودمش !!
به کبریت نیازی نیست
سیگار را بر لبم می گذارم و به دردهایم فکر میکنم ، خودش آتش می گیرد …
عادت ندارم سیگارم را با آتش دیگران روشن کنم !
دلم با آتش دیگران سوخت برایم کافی بود …
سیگاری که از اول بد میسوزه تا آخرش طعم بدی میده
از کشیدنش زجر میکشی ولی دلت نمیاد خاموشش کنی
این قضیه عجیب منو یاد زندگی میندازه ..
همیشه دو نخِ آخر سیگارت رو پشت به پشت بکش تا سیگارِ آخر زیاد تنهایی نکشه …
هر از گاهی واسه آروم شدن باید بغض کرد ،
یه گوشه نشست و بلند بلند سیگار کشید !!!
خـــــدایــا. . .
از این به بعد به مـخـلوقـاتت یک متـــرجم ضمیمه کن. . .
اینجا هیچ کس حرف ،هیچ کس را نمی فهمد. . .
ولی اگه تنهایی تو رو انتخاب کنه واقعا بد و دردناکه..
تکیه به شونه هام نکن.من از تو افتاده ترم/ما که به هم نمی رسیم.بسه دیگه بزار برم
کی گفته بود به جرم عشق.یه عمری پرپرت کنم/حیف تو نیس کنج قفس.چادر غم سرت کنم
من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها/نه برده ای حلقه به گوش نه ناجی فرشته ها/من عاشقم
همین و بس.غصه نداره بی کسیم/قشنگیه قسمت ماست که ما به هم نمیرسیم.....
آن روز ها... خمار وجودت بودم
ولی این روز ها طعم نشئگی بی تو بودن لذت بخش ترین افیون جــهــان است...!!!!
چقدر خنده دار است . .
شناسنامه ام را می گویم،امروز نگاهش میکردم...
صفحه وفاتش سفید است . . .!!! با اینکه سالهاست من مرده ام . . !!!!!
چشمانم را باز میکنم ، تو نیستی
و این بی رحمانه ترین اتفاق هر روز است
از سرم که بیفتی ، دست و پای غرورت خواهد شکست !!!
آن روز درد شکستن را خواهی فهمید ... روزی که از چشمت افتادم را به یاد آر....!
محکم تراز انم که برای تنها نبودنم, انچه راکه اسمش را غرور گذاشته ام
برایت به زمین بکوبم... احساس من قیمتی داشت که توبرای پرداخت ان فقیربودی!
تایادت میکنم''باران''می اید نمیدانستم لمس خیالت هم وضو میخواهد...!
جای خالیت را نفس میکشم
عطرت از تو با وفا تر است...
آزارم ميدهد.به عمد،اما من انقدر خسته ام، آنقدر شكسته ام
كه هيچ نميگويم..حتي ديگه رنجيدن هم ازيادم رفته....!
هر کسی روشنی دهد عاقبتش "دار" است
سقف خانه را ببین!
اعدام همه چراغهاست
کاش مردم جدایی او از من را هم میدیدن...
بی شک اسکار میگرفت بازیش با من.
چقدر سخته عاشق کسی بشی که تو رو فقط و فقط به خاطر نیازش می خواد...
تنهایم...
تنهاتر از همیشه...
تنها تر از شب...
تنها از روز...
و تنها تر از تمام انسان هایی که تنهایم گذاشتند تا ارام ارام تنهایی هایم را باور کنم...
اگه يه روز بغض گلوت رو فشردخبرم كن...بهت قول نميدم كه...ميخندونمت..
.ولي ميتونم باهات گريه كنم اگه يه روز خواستي دَر بريحتماً خبرم كن...قول نميدم كه
...ازت بخوام وايسي...اما ميتونم باهات بيام...
اما...اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد...سريع به ديدنم بيا...احتمالآ بهت احتياج دارم
سالهــــــــــا دویده ام با قلبـــــــــی معلق و پایـــی در هــــوادیگــــر
طــاقت رویاهــــایم تمــــــــــام شده است...دلــــــــــم رسیدن می خواهــــــد
سخت میترسیدم از اینکه من از نژاد شیشه باشم و شکستنی ، او از نژاد جاده باشد و رفتنی ، آری روزها گذشت ، همان شد ، او رفت ، من شکستم !
چو کس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم
مثل آتیش تو صحرا / یا که طوفان تو دریا
مثل ظلمت توی شب ها / جون به لب موندم و تنها
تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم
گردن هیچکس تاب این همه سنگینی راندارد !
اگر عشق دیوانگی نباشد عشق نیست.........!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
خداياخودمونيم انگارخاك كم آوردي يه سري آدم روبالجن ساختيا...
سایبون دل ماهم زیر بارش غم نابود شد!!!هه
برایت گریه می کنم مثل آنهایی که دنبال کسی می گردند، ولی خودشان گم شده اند …
0 0
\|/\|/
\/\/
دستاتو سفت گرفتم که یهو گمت نکم آخه بی تو من تنهام
آنقدر با تنهایی انس گرفتم که دیگر زبانش را می فهمم !
و فهمیدم…
تنهایی هم می تواند عشق خوبی باشد به شرط اینکه
درکش کنم
تاکنون دوستی را پیدا نکرده ام که به اندازه ” تنهایی ” شایسته رفاقت باشد . . .
درد یعنی همون سنگی بخوره به سرت که یه روز به سینه میزدی
حتی تو تصمیمای من چشمات بی اثر نبود
تا بي نهايت عشق رو همراه تو ميبينم،اين بار ميپرسم،تو بده تسكينم..
بيا بريم جايي كه خلوتت بلوا نشه،جايي كه تو فكر ميكني رويا ، ، ،تنهاتر نشه..
داری میری سفر برو به سلامت نمی خواد بلیط همسفرت رو ازم پنهون کنی
گفتم کسی رو ندارم چیزی نگفت ، گفتم دلم شکسته چیزی نگفت ، گفتم دلم بهونه گیر شده
خندید و گفت من که نفهمیدم چت شده ، دروغ میگفت میدونست دلم بهونه اون رو داره
میدونست ؛ همه چی رو می دونست
تنهـــــــــــايى هم مد شده!
همه به هم خيانت مى كنند وبعد داد ميزنند كه تنهــــــــــايم!
روزهایی هست که احساس تنـــهایی به آدم دست میدهد..
آنـــــروزها سخت نیـــــازمند دستانت هســـــتم..
این همه درد...
غصه...
نداشتن...
حسرت...
بغض...
سرخوشانه می خندم ، شوخی میکنم و هیچکس نمی داند
چقدر سخت است احساس خفگی کردن پشت این نقاب لعنتی!...
اينــــايي کــه با هــــدفــون تــــو گــوش ميــرن بــخــوابــن
ايــنا رويــايــي براشــون نمــونــده که قبــلِ خــواب بهــش فکــر کــنن
ايــنــا . . . تنهــــان ...!
تنها فرق من با اون این بود که راحت ازم دل کند ولی من هنوز هم
روز گارم را سیاه کرده اند...!!میگویندشب است...!!
به سلامتی دلامون که تنگ کسایی میشن که اصلا نمیدونن دل چیه...
نشسته ام ، کجا ؟ کنار همان چاهی که تو برایم کندی ، عمق نامردی ات را اندازه می گیرم !
هرچه ها میکنم
گرم نمیشود خاطرم
بوی تعفن خیانت از دهانم میآید
هــــــــــا….
خاطر من و
خیال تو و
خیل خیانت …
وقتی در امتداد جاده از من دور می شدی و در دیدگانم کم کم محو
می شدی ، من غم انگیز ترین " غروب " جمعه ی زندگی ام را تجربه کردم...
تــــــــــــنهایی یعنی
میگه دوسِـــــــت داره اما
نگاهت رو نِمی فـَــــــهمه...
چه زيبا پاييز...
برگ را از درخت,و تورا از من جدا كرد...
هوا سرد ميشود كم كم.
كاش كه برگردي...
تن من زخمی است...
یک خراش کمتر یا بیشتر
چه فرقی دارد...؟!
راحت باش!
دل به دلم' که ندادی...
'پا به پایم' که نیامدی...
'دست در دستم' که نگذاشتی...
'سر به سرم' دیگر نگذار، که قولش را به بیابان دادم
سلامِ مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود
بپرس
چگونه شب ها را آسوده می خوابد . . . ؟
مثل اینکه براش خیلی مهم بودم!چون برای همیشه دورمو خط _________کشید
متولد زمستان بود..
کاش باور میکردم که آدم برفیه و دلش یه تیکه یخ...
قانون اول عشق صداقت است نه وفا، صداقت را در همه کس نمی یابی،اما وفا را در سگ هم می بینی.
پشت تنهایی من که رسیدی گوشت را بگیر! اینجا سکوت گوشت را کر میکند...
خسته تر از آنم
که لیوانی چای
آرامم کند...
آغوش گرم تورا می خواهم
در جنگلی ناشناس
وقتی که آسمان
از لا به لای شاخه ها
سرک می کشد..
دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم
رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم
بار دوم با گریه
بار سوم با ریختن غرورت نگهش داری!
ولی بار چهارم...
دیگه نه میشه و نه باید کاری بکنی!...
چون حتی اگه بمونه باز موقتیه !
یعنی کسی که دلش با تو نباشه و بخواد بره...میره!
بفهــــــــــم !
پس فقط برو کنار و بهش بگو :
خـــــــداحــافظ ..........
قدرت تنهایی را دست کم نگیرید.
این روزها بر همه غلبه کرده.
اگر سواد عاشقی رو نداری
ناراحت نباش.
تحصیلات عالیه شکستن رو که داری
من مهم نبودم..
اما! کاش قبل از رفتن فکر جواب قلبم را میکردی
فکر دستای تنهامو میکردی که تمام دنیاش دستای تو بود
و فکر چشمای بی فروغم که باید تا ابد به انتظار بشینه
رفتنت رفتن بود..
وقتی دستای تو بهترین نوازشگره
وقتی طلوع چشمات دشمن هرچی غروبه
وقتی سایه ی اسمت رو لبای من خونه داره
تو بگو جز تو کسی هست که منو تنها نذاره...؟
از وقتی اینجا نیستی ستاره ها خاموش شدند
دیگر هیچ پروانه ای زیبا نیست
هیچکس سراغ دل تنهایم را نمیگیرد
تا نفسهای گرم تو بوددلواپس هیچ فردایی نبودم
هر روز پرنده ای میشدم تا به آسمان چشمان تو پرواز کنم
چرا باور نکردم عاقبت یک روز پرواز را با دیگری آغاز می کنی...
بازگشته اند دردهای قدیمی تصویر های تاریک از من در آینه ها از من در خواب هاا ین بار می خواهم تکه تکه
تکه کنم خودم را تا دوباره دست کسی
شاید. . . . نه !
این پازل را
هزار بار هم که بچینی
همان می شود. . . . .
گاهی عمر تلف میشود به پای یک احساس...
گاهی احساس تلف میشود به پای یک عمر...
و چه عذابی میکشد!!!!!!!
کسی که هم عمرش تلف میشود هم احساسش......
همیشه نمیشود زد به بیخیالی و گفت تنها آمده ام ،تنها می روم...یک وقتهایی،شاید
حتی برای ساعتی یا دقیقه ای، کم میاوری!...دل وامانده ات یک نفر را میخواهد....!
راستش را بخواهی ،فاجعه ی رفتن "او" چیزی را تکان نداد! من هنوز هم چای میخورم،قدم میزنم،هستم.! اما...
تلخ تر
تنهاتر
بی اعتمادتر...
تو لحظه های بی کسی/ هیچکی به دادم نرسید/ اون که میگفت دوسم داره
دستش رسید به رویاهاش/منو گذاشت تو انتظار/تو انتظار معجزه/معجزه بودن تو بود
بودن تو،تو لحظه هام/افسوس که لحظه ها بی تو/گذشتن و نیومدن/نیومدن تا من بی تو
یکی بشم مثل خودت/یه نارفیق و بی وفا/که پشت و پا زد به وفام
نقاش خوبي نبودم
اما اين روزها
به لطف تو
انتظار را ديدي ميكِشم...
من بــــــــــــــــــــــی تو
شعـــــــــــــــــــــر خواهم گفت...
تو بی مــــــــــــــــــــن چه خواهی کرد؟
اصـــــــــــــلا یادت هست که نیـــــــــــــستم...؟!
تنهایی یعنی ببینی گوشیت از خودت ساکت تره..
و چقدر تازگی دارد برایم روزهایی که به امید آمدن کسی دلخوش نیستم و شبهایی که از نیامدنش دلگیر نمیشوم...بی کسی هم عالمی دارد...
ﺗﻨﻬــﺎﯾﯽ ﯾﻌﻨﯽ
ﺑﯿــﻦ ﺁﺩﻣــﺎﯾﯽ ﺑـﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻥ
ﻭﻟــــــﯽ
ﮐــﻨﺎﺭ ﺩﻟﺘﻨﮕﯿﺎﺕ ﻧﯿـــــﺴﺘﻦ!!
و من چه زيبا با در تنهايي خويش
عكس تو را با دود سيگارم....قاب گرفته ام.
من مانده ام، ضمائر که تمام شود ، با چه کسی هم آغوش خواهی شد؟
یک ساعت که آفتاب بتابد ، خاطره آن همه شب های بارانی از یاد میرود
این است حکایت آدم ها ، فراموشی . . .
باران...
.ديگر حسي به هيچ عاشقانه اي ندارم.نه به چتر نيازم است نه دست همراه.خودم را در بغل ميفشارم ...تا تمناي بودن كسي...
" خداحافظی ات "
عجب خرابه ای به بار آورده!
نگاه کن ...
مدت هاست در تلاشند
مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند!
ساعت چشمهایم
عجیب
با ساعت ابرها
کوک است
عقربه هایی خلاف مسیر زندگی
که به هم نمیرسند و
فقط جفت هم می شوند
من با تو چقدر ساده رفتم بر باد
تو نام مرا چـــــه زود بردی از یاد
من حبه ی قند کوچکی بودم که
از دست تو در پیاله ی چای افتاد
باور كرده ام...
که بی تو هم زندگی می گذرد....
دلم دیگرهیچ کس را...
نمی خواهد جز...
تنهایی...
میانو ... میرنو... تنهات میذارنو....
پشت سرتم هزار حرف میزنن ...
اما خوشم میاد که خودشون تو زندگیشون به جایی نمیرسن ... میدونی چرا !!!!!
چون دست بالای دست بسیار است.... !!
میشکونی... میشکوننت!!!!
و خدایی هست هنوز...
به من نگو سیگار نکش بپرس برا کدوم دردم سیگار میکشم بپرس اصلا چرا
سیگاری شدم؟! مطمئن باش اون موقع خودت برام کبریت میکشی. . .!!
خانه و صندلي و ميز و حتي گلدان
غير از احساس ِ تو هر چيز مرا مي فَهمَد...
حال مرا نپرس که هنجار ها مرا
مجبور می کنند بگویم که "بهترم"
گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن...
میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری...
اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل: چیزی شده؟؟!!!
اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و با لبخندی سرد
میگی: نه،هیچی .
رفتي...
رفتنت خنده را از من گرفت.
و غرورم
گريه را...
من ماندم و پاييز و سيگار.
می بینی ؟
بی تو ایستاده ام روی پاهای خودم و دارم تو را نگاه می کنم
که حتی روی حرف های خودت هم نمی توانستی بایستی …
من خیلی “با احساسم”
ولی یادت نره ؛ تنفرم یه حسه … !
آنقدر خوب هستم که ببخشمت … اما …
آنقدر احمق نیستم که دوباره به تو اعتماد کنم !
هدف از آفرینش بعضی ها فقط اینه که با بودنشون به ما ثابت میکنن که تنهایی چه نعمت بزرگیه!!!
اینی که من دارم می کشم ، درد بی تو بودن نیست…
تاوان با تو بودنه !
دنیا رو می بینی ؟
حرف حرف میاره ، پول پول میاره ، خواب خواب میاره …
ولی محبت خیانت میاره !!!
یه خط داشت اما هفت خط بود …
به همین سادگی !!!
باید قاب بگیرم حرفهایت را ؛ همه “عکس” شدند !
سرد خواهد شد روزهایت بی آغوش من …
بر تن کن دروغ هایی را که بافتی …
من دلم گرم تو بود ، تو سرت گرم دلم …
هرگاه از شدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزند خنجر خیانتی را که در پشتم فرو رفته
درمیاورم ؛میبوسمش ؛صیقلی عاشقانه ؛اندکی نمک به رویش؛نوازشش کرده دوباره بر سرجایش
میگذارم.از قول من به آن لعنتی بگویید خیالش تخت من دیوانه هنوز به خنجرش هم وفادارم!
آنقدر تنهایم که کسی نیست تا صندلی را از زیر چوبه ی دارم بکشد. . .
خستهام.انبوهی از دردم رفیق..از خودم از زندگی سیرم رفیق..بیصدا در بی کسی ها گم شدم.اعتراف...دیگر کم اوردم رفیق!!!!!!
نمیدانم شریک تخت خوابت کیست... اما هنوز...شریک بیخوابی من,خیال توست...
شبیـــــــــــــــه چشــــــــــــم ابری آسمان ، پــــــــــر از بــــــــــــارانم . . .
گفت جبران میکنم، گفتم کدام را؟ عمر رفته را؟ روی شکسته را؟ دل مرده اماتپیده را؟ حالا من هیچ؛ جواب این تار
موهای سفید را میدهی؟ نگاهی به سرم کرد و گفت چه پیر شده ای؟ گفتم جبران میکنی؟ گفت کدامش را...
اینقدر از همه کس بد دیدم،که به چشمای خودم بد بینم،شاید دنیا خوبه ومن دارم،دنیا رو با دید بد میبینم.شاید زود رنجمو مشکل
بینم،که همه چیزو به دل میگیرم،زود قضاوت میکنم که میگم،در این دنیا رو گل میگیرم.اگه سرتاسر زندگیه من مصیبته،اگه
پشتم زخمیه خنجر یک رفاقته.مگه تقصیر منه؟ای خدا بگو اگه تقصیر منه؟چرا بدبیاری توفال منه؟چرا تقویمه من ازغصه
پره.چرا سرنوشت من شکسته،چرا دردا خارج از تصوره؟
خدایـــــــــــا ، دخـلـَم با خرجـم نمیخواند ، کم آورده ام ، صبری که داده بودی تمام شد
ولی دردم همچنان باقیست !!! بدهکار قلبم شده ام ، میدانم شرمنده ام نمیکنی؛ باز هم صبـــــــر میخواهم.
روزای آفتابی خوبه عینک آفتابی میزنم کسی چشمای پر از اشکم رو نمیبینه ، روزای بارونی
هم همینطور با وجود بارون کسی اشکام رو نمی بینه ، بلاتکلیفم کردند روزهای ابری
چه کار سختی از من طلب میکنند
این دلتنگی های
حل شده در بغض
فراموشی ات به دست من نیست
که این سر سختی ها تو را با من لج میکنند
بگذار فریاد بزنم
!فــــــــــــــراموش نمیــــــــــــــشوی
نخی سیگار ، پکی عمیق و لبخند تو رووی دیوار …
دود می شویم همه با هم امشب !
یک فنجان قهوه پر
یک صندلی لهستانی نو که جیر جیر نمی کند
یک سیگار سالم روشن نشده
یه کافه روشن روشن
و ذهنی خالی از تو …
سیگار یه درس خوبی به من داد :
به پای کسی بسوز که نفسشو خرجت کنه …
دوستی گفت :
به آتش میکشی پولت را برای سیگار ؟
گفتم : پولم !؟!؟!
من خودم را به آتش کشیده ام برای او …
شمرده بودم
پنج سیگار راه بود تا خانه ی تو
سیگار پشت سیگار ، کوچه به کوچه
می گردم و نمی رسم …
هیچ قطاری از این اتاق نمی گذرد
من اینجا نشسته ام و با همین سیگار قطار می آفرینم
نمی شنوی ؟
سرم دارد سوت می کشد…
پرسید : چرا اینقدر سیگار ؟
گفتم : اولین بار توی مه دیده بودمش !!
به کبریت نیازی نیست
سیگار را بر لبم می گذارم و به دردهایم فکر میکنم ، خودش آتش می گیرد …
عادت ندارم سیگارم را با آتش دیگران روشن کنم !
دلم با آتش دیگران سوخت برایم کافی بود …
سیگاری که از اول بد میسوزه تا آخرش طعم بدی میده
از کشیدنش زجر میکشی ولی دلت نمیاد خاموشش کنی
این قضیه عجیب منو یاد زندگی میندازه ..
همیشه دو نخِ آخر سیگارت رو پشت به پشت بکش تا سیگارِ آخر زیاد تنهایی نکشه …
هر از گاهی واسه آروم شدن باید بغض کرد ،
یه گوشه نشست و بلند بلند سیگار کشید !!!
خـــــدایــا. . .
از این به بعد به مـخـلوقـاتت یک متـــرجم ضمیمه کن. . .
اینجا هیچ کس حرف ،هیچ کس را نمی فهمد. . .
برچسبها:
+ نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 3:46 توسط آرزو
|
دوست های عزیز و مهربانم