به سلامتی آسمون که با اون همه ستاره اش یه ذره ادعا نداره

.

.

.

از آن روزی که سربازی به پا شد—ستم بر ما نشد بر دخـــتران شد

بسوزد آن که سر بازی به پا کرد—تمام دخـــتران را چشم به راه کرد

.

.

.

غضنفر سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن،

نگاه میکنه میگه: ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم!

.

.

.

سربازی واسه پسرا م

ثه حاملگی واسه زناست.

هر دو ظاهرتو خراب می کنه و هر کی میبیندمون میپرسه چند ماهته؟

.

 

به سلامتی آسمون که با اون همه ستاره اش یه ذره ادعا نداره

.

.

.

از آن روزی که سربازی به پا شد—ستم بر ما نشد بر دخـــتران شد

بسوزد آن که سر بازی به پا کرد—تمام دخـــتران را چشم به راه کرد

.

.

.

غضنفر سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن،

نگاه میکنه میگه: ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم!

.

.

.

سربازی واسه پسرا م

ثه حاملگی واسه زناست.

هر دو ظاهرتو خراب می کنه و هر کی میبیندمون میپرسه چند ماهته؟

.

.

.

تو پادگان چشمات راه رفتم بی معرفت….سهم من از عشقت کلاغ پر بود؟؟!!!؟

.

.

.

سربازی راهیست برای آدم کردن پسرها…

اما هیچ راهی برای آدم کردن دخترها وجود نداره!

.

.

.

بسوزد آنکه سربازی بنا کرد تو را از من مرا از تو جدا کرد

گروهبانان مرا بیچاره کردند لـباس شخصی ام را پاره کردند

به خط کردند تراشیدند سرم را لباس آش خوری کردند تنم را

.

.

.

هر روز تنگ غروب تو سربازی

صفا داره لب مرز تیر اندازی

تا چهل چراغ پادگان روشن میشه

سر دیگ عدسی غوغا میشه

توی دیگ عدس ، افتاده یک مگس

بخورم ، نخورم گرسنه می مونم

قدر آش ننم رو حالا می دونم

.

.

.

سر پستم رسیدم خوابم آمد — محبت های مادر یادم آمد

نوشتم نامه ای با برگ چایی — کلاغ پر میروم مادر کجایی

نوشتم نامه ای با برگ انگور — جدا گشتم دو سال از خانه ام دور

.

.

.

به صف کردند تراشیدند سرم را

لباس ارتشی کردند تنم را

الهی خیر نبینی سر گروهبان

که امشب کردی تو مرا نگهبان

.

.

.

به سربازی روم با کوله پوشتی

به دستم داده اند یک نان خشکی

به خط کردن تراشیدم سرم را

لباس ارتشی کردن تنم را

لباس ارتشی رنگ زمین است

سزای هر جوان آخر همین است

.

.

.

سربازی راهیست برای آدم کردن پسرها …

اما هیچ راهی برای آدم کردن دخترها وجود نداره!

 

 

 

 


برچسب‌ها: