خدیجه یعنی کاشانه ایمان در تنگنای دوران. پروازش تلخ‌ ترین حقیقتی است که امشب
گلوی عالم را خواهد فشرد.

 

اس ام اس وفات حضرت خدیجه (س)



با کوچ تو ای بانو! دیگر هیچ کاروانی در بیابان دل‌ها ، بی‌شوقِ کعبه یادت قدم نزد ؛
که استواری امروزِ بنای دین، از برکت خشتِ نخستینِ توست ،
السّلام علیک ای نور کبری ای نیّره عظمی!





تو به اسلام مادری کردی *** تو به توحید یاوری کردی
عصمت از دامنت چنان جوشید *** که به مریم برابری کردی




هنوز عطرِ تو مادر به جسمِ من جاریست
هنوز زخمِ نبودن به سینه‌ام کاریست
ز مصحف مددت یک ورق به جا مانده
میان آن در و دیوار لحظه‌ ی یاریست




سلام بر تو بانوی چشمه‏های روان، مادر مهربان شریعت
همسایه دیوار به دیوار آسمان، خدیجه بزرگ!


رحمت خدا بر خدیجه علیها السلام باد که شاخه‏های بی‏ پناه رسالت ، بر ریشه‏های
مقتدرش پیوند خورده بودند.



همت سر تسلیم به دیوار تو سوده *** پیش از تو زنی لب به شهادت نگشوده
تو در دل سختی به پیمبر گرویدی *** هر بار بلا را به سر و دوش کشیدی



اس ام اس وفات حضرت خدیجه (س)


ای سلام آورده جبریل از خداوندت، سلام
وی محمّد برده نامت را به لب با احترام
همسر و همسنگر و همگام با خیرالانام
سایه‌ات تا صبح محشر بر سر دین مستدام




پاک‌تر از پردۀ بیت الهی دامنت
خلعت زیبای اُم‌المؤمنینی بر تنت
بوی عطر عصمت مریم دهد پیراهنت
نقش لبخند نبی در «یا محمّد» گفتنت





ای درود آفرینش بر تو و بر شوهرت
وی سلام الله بر دامان زهرا پرورت





مصطفی ز آغاز، یاری جز تو و حیدر نداشت
در مقام و منزلت مانند تو همسر نداشت






مادرِ زهرا چو دل را بر نبی تقدیم کرد
جانثاری بهر احمد را به خود تصمیم کرد
با نثار جان و مالش نزد زهرا دخترش
یاری همسر نمودن را چنین ترسیم کرد

 

اس ام اس وفات حضرت خدیجه




میان اشک گفتم دخترت را
نبوسد این قدر رویت خدیجه
که خود با روی نیلی روزگاری
شود مهمان رود سویت خدیجه





دل من ماتمی دیگر ندارد
غمی جز غربت کوثر ندارد
شب وصلت کنارِ یاسِ من باش
که زهرا دخترم مادر ندارد





اى بانوى ذوالکرم خدیجه
اى مادر اهل غم خدیجه
دلداده تو حبیب حق بود
صاحب نفس حرم خدیجه




در سوگ تو آتشین دلم مادرِ یاس
هجران تو گشته قاتلم مادرِ یاس
زهرا به کنارِ قبر تو می‌گرید
از ناله‌ی او منفعلم مادرِ یاس




ای یار وفادار که رفتی ز برم
داغت شده خنجری میان جگرم
آن لحظه که خم شدم برای تدفین
تا شد دگر و نایستاد این کمرم




بیا ای محرم رازم، تو بودی شوق پروازم
شده نام تو آوازم، چه سازم با دلِ زهرا





مـادر زهرا سلام الله بر جان و تنت
یازده خورشید سر زد از سپهر دامنت

 


اس ام اس وفات حضرت خدیجه

 



کرد در ماه خدا روح تو پرواز از بدن
گشت مهمان در جوار قرب حی ذوالمنن
بود سال رحلتت سال غم و رنج و محن
جامۀ ختم رسالت شد بر اندامت کفن




گرچه هستم زن ولی مردانه حق را یاورم من
مصطفی را در شهامت بعد حیدر، حیدرم من
در دل یک شهر دشمن حامی پیغمبرم من
زن، ولی مردانه با ختم رسل همسنگرم من
اولین بانوی خلقت را یگانه مادرم من




بر سفره تو نشسته حیدر
پیش همه محترم خدیجه
زود است براى دختر تو
غربت بخورد رقم خدیجه




اى کاش میان کوچه بودى
با فاطمه همقدم خدیجه
آید ز تو و به نام زهرا
مهدى پىِ انتقام زهرا


برچسب‌ها: