در خیالم پشت سرت آب ریختم.نه برای اینکه برگردی.تا پاک شود هر چه ردپای توست از زندگی ام....





تنها که باشی آرزو میکنی کاش یکی اسمت را صدا کند.حتی اشتباهی...!










 خدا جون وقتي منو نقاشي كردي زيبا نقاشي كردي. ممنون سالم نقاشيم كردي. ممنون! ولي آخر چرا خداجون تنها نقاشيم كردي





بهای سنگینی دادم تا فهمیدم: کسی را که قصد ماندن ندارد باید راهی کرد....





بحساب خیالبافی ام مگذار، اما ستاره ای دارم در تاریکترین شبها،فقط خواستم بدانی که میتوان دلخوش کرد به چراغهای کوچک یک هواپیما.




و عشق قیچی شد!
وقتی تو سنگ شدی و من کاغذی بی رنگ




خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن جز اونی که فکر میکنی به خاطرش زنده ای...




گفت: دوستت دارم...
از کجا باید میدانستم او را به یاد دیگری می اندازم....




آموخته ام که اگر کسی یادم نکرد ، من یادش کنم ،
شاید او تنها تر از من باشد !!!




درونم غوغاست..ساده ميشكنم..با يك تلنگر كوچك.. اينگونه نبودم... شدم..!!





ازكفش هايش خوشم آمد،بهانه اي شدبرايش...گفت:"بپوش و برو..."




مدام گفت خيالت تخت من وفادارم!ومن چه ساده لوحانه خيالم راتختي كردم براي عشق بازي اوباديگري...





و سالها بعد یاد تو از خاطرم خواهد گذشت و نخواهم دانست که کجایی اما آرزوی من برای خوشبختیت تو را
 در بر خواهد گرفت و احساس میکنی اندکی شادتر و اندکی خوشبخت تری و نخواهی دانست که چرا...





چه رسم عجیبیه!!! همیشه اون موقعی که بهشون نیاز داری تنهات میزارن و اون موقعی که دیگه نیازی بهشون نداری
 برمیگردن پیشت. اما ای کاش اونا هم میدونستند که" چه زود دیر میشه" انقد دیر که دیگه جایی واسه اونا نمیمونه...
 نه تو قلبت نه تو زندگیت...






تـمـام سـیگـارهـای دنـیـا را هـم کـه دود کـنـی،
تـنـهـایـیـت تـوجـه هـیـچـکـسـی را جـلـب نـخـواهـد کـرد،
جـز پـیـرمـرد سـیـگـار فـروش!!!!





چه سخت است تشییع عشق روی شانه های فراموشی، وقتی میدانی پنج شنبه ای
نیست تا رهگذری بر بی کسی فاتحه بخواند!




علت.. بی خوابی ام.. را.. چگونه.. بگویم.. وقتی.. یاد.. تو.. از.. سقف.. اتاقم.. چکه.. میکند....




 ديشب كه باران آمد...ميخواستم سراغت رابگيرم...اماخوب ميدانستم اين بارهم كه پيدات كنم....باززيرچترديگراني....





سال هاست وفا مرده
از بس سرمان شلوغ شده به تشیع جنازه و مجلس ختم هم نرسیدیم





چه معادله ی نا برابری
وقتی که من
برای دیدنت چشمهایم را می بندم
و تو
برای ندیدنم





آیین عشق بازی دنیا عوض شده ست / یوسف عوض شده ست ، زلیخا عوض شده ست 
خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسیم / خو کن که جای ساحل و دریا عوض شده است 
حق داشتی مرا نشناسی به هر طریق/ من همچنان همانم و دنیا عوض شد است




بعد از اين هم آشيانت هر كس است
باش با او،
ياد تـو مـــــا را بس است





چه تجارت ناشیانه ای بود آن همه نازی که من از تو خریدم ...





گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم ، حتی برای "تو" که سالها منتظر در زدنت بودم .



میخواهم بمیرم
در این دنیای که یارای دل بستن به ”نامرد” را ندارم.




خدایا من چه سازم
خسته ى راهی درازم
نه فرهادم که مرد از داغ شیرین
نه ایوبم که با دنیا بسازم




دل مَسوزان که می سوزانند تو را . .




هى کافه چى !!!
میزهایت را تک نفره کن…
نمى بینى؟!
همه تنهاییم!!!





روزگاري جاده اي بودم غرق تردد،جاده اي كه ازرفت وآمدلحظه اي خالي نميشد،من كه
 بسياري ازغريبان رابه آبادي رساندم،عاقبت خودماندم وويرانه وتنهايي خود.




لعنـــــــــــــــت به همه ضرب المثل های جهان
هروقت لازمشان داری،
برعکس از آب درمی آینــــــــــــد...
مثلا همین حــــــالا
که من تـــو را می خواهــ ــم
و طبق معمول،
خواستن نـتـوانستن استـــــــــــــــــــ .....



چقدر سخته یکی بهت بگه گل باش بچینمت! بعد یه عمر بهت بگه برو نمیخوام ببینمت.




حالا كه زير گريه جشن باران گرفتم،حالا كه مهرت را از دل بيرون انداختم،گويي پشيماني
افسوس. . .افسوس. . .





 روى قلبى نوشته بودند:شكستنى است،مواظب باشيد،
امامن روى قلبم نوشتم:شكسته است،راحت باشيد.




تو چشم میذاری من قایم میشم ......... اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی





و چه لذتی است در تنهایی
باور نداری ؟
از خدا بپرس . . .





همیشه یادمون باشه
از اومدن یکی توی زندگیمون....
ذوق مرگ نشیم
تا وقتی که تنهامون گذاشت و رفـــت
دق مـرگ نـشیم...!





خوش به حالت تکه سنگ
که نداري دل تنگ
حسوديم ميشه به تو بي صداي و ي رنگ
دل عاشق نداري پيش کس جا بذاري
تا با غم بشکننش از چشات خون بباري




وای از آن شب زنده داری تا سحر.... وای از آن عمری که با او شد به سر.....




سرم را شاید بتوانند دیگران گرم کنند
اما وقتى تو نیستى
هیچکس نیست دلم را گرم کند!




تلخ است باور نبودن آن ها که میتوانستند باشند
و تلخ است امروز باور آن ها که ادعای ماندن دارند...





باور کرده ام هیچکس مال دیگری نیست...
این تجربه واقعی آزادی است:
داشتن مهمترین چیزهای عالم
بی آنکه صاحبش باشی!




وقتي گلدون خونمون شكست پدرم گفت:قسمت اين بود، مادرم گفت: حيف شد، برادرم گفت: كاش دو تا داشتيم، خواهرم گفت: قشنگ بود...
اما وقتي دل من شكست كسي به فكرش نبود
هيچكس...





دلم اصرار دارد
فریاد بزند؛
اما . . .
من جلوی دهانش را می گیرم،
وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد




دکتر راست می گفت
که "روی"،برای ِ سلامتی ِ مو مفید است
از من که روی برگرداند
موهایم ، همه سفید شدند !





در خزان عمرم و در سینه پروردم بهار
در شگفتم از شکفتن های بی هنگام خویش





ایــن روزهــا در مـــن
حــالـــتِ فـــوق الــعــاده
اعــــلام شـــده اســـت ...
بـیـــش از حــد مـجـــــاز
دلـتـنـگــــــ شــــده ام . . .


لحظه هایم منجمد شده اند در زمستان تنهایی؛
اشک قندیل بسته بر مژگانم؛
کوهی از یخ انگار در سینه ام می تپد؛
چه زمستان بی بهاری حاکم است بر زندگی من!






 چشمانم به دنبال بهانه ای هستند برای باریدن...
... و چه بهانه ای ابری تر از نبود تو در کنارم؟




یادته بهم گفتی: چطور میشه تو خاطر تو موندگار شد؟ گفتم: یا دلم را بدست بیار یا اونو بشکن... ولی نمیدونم چرا دومی را انتخاب کردی! واقعا چرا؟





تو گفتی برمیگردی قبل یک ماه... ولی یک ماه و ششصد روزه رفتی...





من پذیرفتم شکست خویش را/پند های قلب دور اندیش را/من پذیرفتم که عشق افسانه است/این دل درد آشنا دیوانه است/میروم...
میروم شاید فراموشت کنم/با فراموشی هم آغوشت کنم/میروم از رفتن من شاد باش/از عذاب دیدنم
 آزاد باش/گرچه تو تنها ترمن میروی/آرزو دارم ولی عاشق شوی/آرزو دارم بفهمی درد را/تلخی برخورد های سرد را....



کـــــــــــم بــاش
از کم بودنت نتــــــــرس
اوني که اگـه کم باشي ولــــــــت ميکنه
همونه که اگه زيـــاد باشي حيفو ميلت ميکنه. . .




هنگامي دستم را دراز كردم كه دستي نبود
هنگامي لب به زمزمه گشودم كه مخاطبي نداشتم
و هنگامي تشنه آتش شدم، كه در برابرم دريا بود و دربا و دريا …!





هر روز نبودنت را... بر دیوار خط کشیدم... ببین این دیوار لامروت... دیگر جایی برای خط زدن ندارد
... خوش به حال تو... که خودت را راحت کردی... یک خط کشیدی تنها... آن هم روی من.......



افلاطون را گفتند چرا هرگز غمگین نمیشوی؟ گفت دل به هرچی که نمیماند نمیبندم...



كاش همانطور كه از شكستن تكه اي شيشه بر ميگردي و نگاهش ميكني
وقتي دل مرا شكستي،يكبار بر ميگشتي فقط نيم نگاهي ميكردي...




تيغ روزگار شاهرگ كلامم را چنان بريده كه سكوتم بند نمی آید...!




بر شانه ام می زنی تا تنهایی ام را بتکانی... به چه دل خوش کرده ای؟ به تکاندن برف از شانه های آدم برفی؟!!!




دلم را سخت میشکنی و آسان عذر خواهی می کنی،
این عادلانه نیست ....




ديرآمدي باران دير..
من درجايي در حجم نبودن كسي خشكيدم...




حرفش را ساده گفت : من لایق تو نیستم ، نمیدانم خواست لیاقتم را یادآوری کند یا خیانت خودش را توجیه ...




ديگر قلبم به تنهايي عادت كرد،ديگر اشكم به چشمانم خيانت كرد،ديگر شادي در روزهايم گم شد،





 دل من یه روز به دریا زد و رفت / پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده ها خیلی برايش کهنه بودن / خودش را در مرده ها جا زد و رفت . . .




گويي پشيماني از رفتن، ولي بدان ديگر نيست حال بازگشتن، بدان كه اين روزها به نبودنت عادت كردن





غمت هر روز بر دلم چنگ ميزند، ميخواهم فراموشت كنم اما مي داني اين دل مگر ميگذارد





لــــــــحظه های ســــکوتم پـــــر هیاهــــــــــو ترین دقــــایق زندگیم هستند
مــــــمـلو از آنــــــچـــه مــــی خواهم بـــــــــــــــگویم و نــــــــــــمی گـــــویم...




دل اگر بستى، محكم نبند، مراقب باش گره كور نزنى، او ميرود، تو ميمانى و يك گره كور !




من همیشه میخندم.تا کسی نفهمه چقدر عاشقم.تا کسی نفهمه دلم واس شنیدن صدای کسی تنگ شده.که یه روزی عاشقم
 کردو حالا مدتها منو از شنیدن صداش محرووم کرده.میخندم.تا کسی نگه چقدر تو ساده ای.خاک برسرت که هنوز
 منتظری..باصدای بلند میخندم.به سادگی خودم. به یاد همه شبهایی که گریه هاتو من ارووم میکردم.با صدای بلند به 
حال غریب خودم میخندم.چون نمیخوام کسی به گریه هام بخنده..





هـر روز صفحه ی نیازمندیـهــا را
زیر و رو میکنـَم ..
میدانــم بالاخره
یکــ روز
به مــن نیاز پــیدا میکنی ...




اگر دلت گرفت ، سکوت کن !
این روزها هیچکس معنای دلتنگی را نمیفهمد . . .





دودی که از دهانم بیرون میاد، دود سیگار نیست!
قلبم سوخته...!
دود میکنه . . .




سوز می آمد…سردم شد…!
برف بود و برف…
بافتم و بافتم…
تارهای “رویا” را به جان پودهای “کمبود”…
کم داشتمت…!
بافتم… رج به رج…
“خیالت” را…
بر تن عریان “تنهاییم”…
و…انگار بودی…!
گرم که نه…
آب شدم… از شرم حضورت…!





درد من حصار بركه نيست ،درد من زيستن با ماهياني است كه حتي فكر دريا به ذهنشان خطور نكرده است...





جای پاهایت بر دل برفی من مانده،به حرمتت بهار دلم همچنان زمستانیست. . .




نمیدانم دوستش دارم یا نه؟ با هم قدم میزنیم، با هم میخوابیم، دلم ک میگیرد
 آغوشش را باز میکند و بر گونه هایم بوسه میزند نمیدانم دوستش دارم یا نه؟!
تنهاییم را ...




برای من باشی،خوب میشود بهشت میشود
نباشی،امانخواهی اما. جهنم نمیشود!
فقط ساعت هاگاهی دیوانه ام میکند.
شاید بیشترازگاهی...




زین پس تنها ادامه میدهم، در زیر باران.
حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم.
میخواهم تنهایی ام رابه رخ این هوای دو نفره بکشم....!
باران نبار من نه چتر دارم نه یار...!








 دلم كه تنگ مي شود مي خواهم فرياد بزنم شكستنم را ولي سنگيني تنهايي آسمانم را گرفته




زندگی را چگونه باور کنم چگونه بتوانم بر تن سرد خود گرمایی . کسی نیست کسی که دستهایم را بگیرد
 دستهای من سرد است ایا گرمایی نیست .ادم برفی با سردی تمام شالی دارد خوش به حال ادم برفی .





تنهایی یعنی : ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است ، اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !




من كه رفتم از شهر دلت،عاشق بودم ولي بي وفايي ديدم ازت،بازگشتي در كار نيست ميروم بي تو،خدا نگهدار تا روز قيامت





دوستیها کمرنگ بی کسی ها پیداست راست گفتی سهراب آدم اینجا تنهاست.




بي تو قلبم كم آورد،بعد از تو فقط تنهايي بود كه دوام آورد




هواي تو از دود سيگار هم مضرتراست...
دود سيگار به سرفه ام مي اندازد،هواي تو به گريه ام...




دير آمدي...
سفيد شد موهايي كه براي برگشتنت آراسته بودم.




چقدر دلم هوايت را ميكند
حالا كه دگر هوايم را نداري...





خدايا هواست هست صداي هق هق گريه ام ازهمون گلويى ميايد كه تو از رگش به من نزديكتري!




دوباره سیب بچین حوا
من خسته ام....
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند!




عشقه من,از من گذشتي خوش گذر ,بعد از اين حتي تو اسمم را نبر ,خاطراتم را تو بيرون كن ز سر,ديشب از كف رفت ,فردا را نگر...





يك عمرقفس بست مسيرنفسم را
حالا كه دري هست مرابال وپري نيست،
حالاكه مقدرشده آرام بگيرم
سيلاب مرابرده وازمن اثري نيست، بگذاركه درها همگي بسته بمانند
وقتي كه نگاهي نگران پشت دري نيست..




اگر براستی خواستن توانستن بود ؛ محال نبود وصال و عاشقان که همیشه خواهانند؛همیشه میتوانستند تنها نباشند.





اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت؛عاشقان سکوت شب را ویران میکردند.






 كنج اتاق،آرام نشسته ام.جواني ام چنگي به دل نمي زند.مادر،برخيز.كفش هايم را پاك كن،كيف و كتابم را بردار،مي خواهم به كودكي برگردم.




از همان اول قصه ی مارا لو دادند.....
یکی بود یکی نبود!



تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم ، گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد !




آدم ها تنها که نباشند ، می روند ...
تنها که می شوند ، برمی گردند ...
وقتی که برگشتند تنها لایق یک جمله اند : "هِررررری




ام و دیگر
به هیچ کس نمیرسم...




خواستم با یکی درد دل کنم..!.. اول ازش پرسیدم سیگار داری ..!؟ گفت می خوای بکشی …!؟
 گفتم نه .. تو بکش تا طاقت حرفامو داشته باشی..




بهم گفت يه آرزو دارم برام دعا كن.
چه شبها كه اشك ريختم و برايش دعا كردم.
اما حيف كه نميدونستم آرزويش جدايى از من بود...





ميروم . . .
تا خانه ها و كوچه ها. . .
جاي پاي تورا. . .
به خاطر بسپارند. . !




همه ي اشكانم براي تو بود،عشقت برايم خالي از لطف نبود،درست است مرا از خود بي خود كردي،ولي تنهايي را به من هديه كردي



جاي پاهايت بر دل برفي من مانده،به حرمتت بهار دلم همچنان زمستانيست. . .




غمناك ترين ترانه ي دلم بهانه ديدن توست توبگوبادل بيقرارم چه كنم ؟





تو باش نه به این خاطر در این دنیای بزرگ تنها نباشم تو باش تا در دنیای بزرگ تنهایم تنهاترین باشی




هر بار كه می خواهم به سمتت بيايم، يادم می افتد كه دلتنگی بهانه خوبی برای تكرار يک اشتباه نيست ...!




وقتی تنهاییم،دنبال دوست میگردیم،پیداش که کردیم،دنبال عیب هایش میگردیم،وقتی از دستش دادیم ،در تنهایی دنبال خاطراتش میگردیم...
مراقب قلب ها باشیم، هیچ چیز اسان تر از قلب نمیشکند.




سرگذشتمان چنين بود ما با دنيا آمديم دنيا با ما نيامد...







 گفتي مابه درد هم نميخوريم،اماهرگز نميدانستي من تورابراي دردهايم نميخواستم.





ديگرنميگويم"گشتم نبود،نگرد نيست".بگذاريد صادقانه بگويم."بود اما مال من نبود". شمابگرديد...شايدمال شماباشد!





نه مهربانی تو را میخواهم ، و نه دلسوزی های تو را
نمیبخشم آن قلب بی وفای تو را
بگذار در حال خودم باشم
به تنهایی بیشتر از تو ، نیاز دارم
پس بگذار با تنهایی تنها باشم
در خلوت خویش با غمها باشم
نمیخواهم دوباره بازیچه دست این و آن باشم





گذشته که حالم را گرفته است !
آینده که حالی برای رسیدنش ندارم !
و حال هم حالم را به هم میزند ! چه زندگی شیرینی...!





ديشب به يادت تمام ستاره هاي آسمان را شمردم ، تازه فهميدم چقدر آسمان كوچك است .




ازوقتى تورفتى، آينده هيچ وقت نيامد كه هيچ...
گذشته هم هيچ وقت نگذشت...!





نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد !
امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی !





اگه ميدونستي چه قدر تنهام هميشه برام اشک ميريختي غمگين و اگه ميدونستي هميشه اشک ميريزم هرگز تنهام نميزاشتي





يکي باش براي يک نفر ...نه تصويري مبهم در خاطره ها





در اين فصل باراني زير باران گريه ميكنم تا چشمي اشك تنهايي مرا نبيند. . .





فريادها مرده اند ، سكوت جاريست تنهايي حاكم سرزمين بي كسي است. ميگويند خدا تنهاست ما كه خدا نيستيم پس چرا ازهمه تنهاتريم؟





من، تو، ما، يادت ھست؟ تمام شد!
حالا؛ تو، او، شما، من ھم به سلامت





با قلب پاكت از خدا بخواه منو صبرم بده، هنوز نرفتي از پيشم دوريت داره زجرم ميده





همه ي نيمكت هاي پارك دو نفرن...

بيخيال روي چمن ميشينم...






گاهی هیچ کس را نداشته باشی بهتر است ... داشتن ِ بعضی ها تنهاترت می کند ..!







 بعضی زخمها هست
که هر روز صبح ، باید پانسمانش را باز کنی و روش نمک بپاشی !
تا یادت نرود...
دیگر ،سراغ بعضی آدما نبــاید رفت !!






چشم هایم را به بیمارستان می برم.. نمی دانم چه مرگشان شده!
هر شب در خواب جایشان را خیس می کنند…!





دیوانه ام اگر این بار بگویم عاشق شدم چون تو این زمونه عشق معنی نداره...!





شاید آن روز که رفتم یاد تنهایی کنی . من همان تنهایم × یادت نره یادم کنی

فرستنده : حسین از هفت تپه(سیماش)





یه نگاه بود اولش که باهمون نگاه تمام فکرو هوشم را از سرم برد ولی الان هه هه... با تنهایی خودم خوشم





اس ام اس خالي هم قبول ميكنيم
.
.
.
.
.
انجمن فراموش شدگان






لعنت به همه قانون های دنیا
که در آن شکستنِ دل...
پیگردِ قانونی نـَدارد
 



تو را برای عاشقی بهانه کردم بیا و نذار این دل از تنهایی رنج بکشد





این روزها هرکی منو میبینه میگه : وای خوش به حالت چقدر لاغر شدی . رمز موفقیت چی بوده ؟!
من فقط لبخند میزنم و تو دلم میگم : بازیچه شدن !




کسی که یک بار رفته ، اگر هم برگرده ، یادت باشه که دیگه راهِ رفتن رو یاد گرفته . . .




بعضیها یار نیستن بارن !!!
وقتی که میرن ، آدم احساس میکنه ” سبک ” شده !




سالهاست عبور کرده ام از خویش….یادم بخیر…..
 


هه هه عاشقی!! دیگر عشقی وجود نداره ک عاشقی هم باشه...!




اگر معنی عشق را میدانستی, ب این دل که عاشقت شده نمیگفی" برو"




صبر کن ، برگرد ، چمدان هایمان اشتباه شده است ، دلم را به جای خاطراتت بردی !

 


برچسب‌ها: